Die ersten 200 Zeilen.
باید آماده شم
واسه این بزنبزنهایی که تو راهه
فکرتو آزاد کن و انباری رو خالی
این انباریها که خودبهخود خالی نمیشن
قبل از حراج، نیاز دارم یکم با خودم خلوت کنم
آه
دلار، ۲۰۰ دلار، ۳۰۰ دلار ۱۰۰
اوه، اینم از پیشنهاد جذاب من
دلار، ۵۰۰ دلار ۴۰۰
دلار ۱۰۰۰
دبلیو-دی ۴۰، عطر مورد علاقهم
هوم
اوه، تروتمیز و براق
گوینده: وقتی انباریها به حال خودشون رها میشن
اینو ببین
ایول! عجب چیزیه
گوینده: گنجینههای درونشون
اووه
گوینده: به حراج گذاشته میشن
فکر کنم تو این یکی برنده شدم. همونجوری که میخواستی فروختمش
ایول! رفتم تو سود
اینو ببین. پوله که میباره، عزیزم
پ-و-ل
آمادهاید؟
گاردن گروو
آمادهای؟ آره، واسه امروز کاملاً آمادم
قضیه این چیزای گنده و براق چیه؟
تیپت بدجور راکره، عزیزم. - هستم دیگه
امروز کلاً تو فاز راکم، میدونی که؟
گاردن گروو پاتوق کلی گروه متال و پانک-راکه
دارم درباره گروههایی مثل مگادث و ماتلی کرو حرف میزنم، میدونی؟
منم یه زمانی واسه خودم راکر بودم. گروه آفاسپرینگ
بیخیال بابا. یعنی همون پانک-راک؟
همهشون اهل اینجان؟
حسش نمیکنی؟
نه، ولی هر چی زدی منم میخوام
یه ذره از اون فازت رو به منم بده. زود باش دیگه
میخوای پیرهن براق منو بپوشی؟
نه، نه
چکمههای چرمی گلمیخدارم رو چی؟
خب، شاید
الان نزدیک یه ساله که دارم
کموبیش توی یه پناهگاه حیوانات کار میکنم
و فهمیدم
که واقعاً دلم میخواد یه تیکه زمین بگیرم
و مزرعه نجات حیوانات خودم رو راه بندازم
عاشق نجات دادن حیوونام و پول درآوردن واسه نجات اونام
من زنیام که هدف دارم و این انباریهای لعنتی
باید یه سودی بهم برسونن
میدونی، این روزا اوضاع خیلی فرق کرده
من و لوپه ازدواج کردیم
یه دختر خوشگل داریم به اسم ملودی
خیلی عجیبه، چون الان دیگه ۱۸ ماهش شده
دیگه داره بهم میگه بابا و راه میره
دروغ نمیگم
صبرم لبریز شده که برگردم خونه پیش خونوادم
ولی اول، باید پول پوشک بچه رو دربیارم
امروز روی هر چی دست بذارم، با حسابکتابه
و یه چیزیه که میدونم ازش پول درمیارم
اوه آره. کاتر جعبهبُرم رو برداشتم
درسته. من دیگه ناشی نیستم، این دختر
امروز یه برگ برنده دارم
اولین نفر رسیدم اینجا
کسی نمیتونه بهم زور بگه. الان دیگه حرفهای شدم
قراره چیزای خوب رو من بزنم به جیب
اوه، سلام بر شما
سلام. چطوری؟
مرد سیاهپوش. دیدنت خوشحالم رفیق
یه مدتی بود ندیده بودمت. میدونم
یه آدم کوچولو ساختی. یه آدم
یه آدم دیگه ساختی. عکساشو دیدم
خیلی نازه. فقط عکس؟
آره، واقعاً نازه
کپِ مامانشه. خداروشکر، آره
بیخیال بابا
همیشه بهتره که شبیه مامانشون باشن، مگه نه؟
اگه دختر باشن، شاید. یا شاید هم نه
خیلیا میگن شبیه منه
راستش یکم ترسناکه
جدی میگی؟
اوه-اوه
رود داگ (سگ جاده)
چه خبر، رود داگ؟
سلطان پالمدیل؟
تو قراره سلطان بیپولها بشی
من سلطان بیپولها نیستم. من سلطان دخلزنها هستم
واسه همینه که امروز دنبال ابزارآلاتم
پسر، یاد بگیر چطوری پارک کنی
کثیف، کثیف
کثیف؟ کثیف؟
خوشحالم میبینمت
خاکی، کثیف، هر چی
خانم، مرکز خرید از اون طرفه
آیوی
عاشق اینم
این چیه... اوه، کلاه چراغقوهداره
آره، این واسه وقتیه که میرم شکار
وقتی دنبال چیزمیز میگردی. مثل کلاه سافاری
نمیدونستم حراجی هم مثل سافاریه
هست دیگه
همه گوشه کنارا رو میگردی، شکار میکنی
درسته. بیسروصدا میپلکی
شکارچی شیر
من گربهها رو دوست دارم
کبوترها رو هم دوست داره
پول رو بیشتر دوست دارم ولی کبوترها رو هم آره
لیسا، چند تا گربه داری؟
یه چیزی بین ۱۶ تا ۳۰ تا
هرچند گربهم
راستش، همین چند وقت پیش مجبور شدم به یکی از گربههام پروزاک بدم
پروزاک واسه گربه؟ مگه داریم؟
داشت سعی میکرد منو بخوره. واقعاً همچین چیزی هست؟
اگه از من بزرگتر بود
تا الان صد در صد منو کشته بود
ولی در عین حال عاشقمم هست
میدونی، از اون رابطههای خاصه
مثلاً از اون مدلهایی که نصفشب از خواب بیدار میشی
و میبینی گربه زل زده بهت
اونو پشت در اتاق حبس میکنم
این ترسناکه
ولی در طول روز اگه رو کاناپه نشسته باشم
میآد پیشم و جوری نگاه میکنه انگار میخواد خودشو لوس کنه
ولی بعد یهو یه حرکتی میزنه
و سعی میکنه دندوناشو فرو کنه تو پام
دوست داره پاهامو گاز بگیره
فکر کنم چون اونجا گوشتش بیشتره
پس از اون گربههاییه که ران پا گاز میگیرن. آره، کارش همینه
سلام
خیلی خوشحالم که همهتون رو میبینم
ایول
داری وظایف پدری رو تمام و کمال انجام میدی
چطوریه که اینجایی؟
روبراهه
هی، بخشی از تیم بودن یعنی داشتن یه زن قوی
اوه، عاشق این حرفتم
شماها چرا چکمه پوشیدید؟
خب، اینجا جوّش راک اند رولیه
آره، گاردن گروو... جفتشون: راک اند رول
بله. میدونی، من قدیما
وقتی جوونتر بودم عضو یه گروه پانک-راک بودم
وایسا، وایسا، چی؟ آره، موهامم سیخسیخی میکردم
مدل موی سرخپوستی (موهاک) داشتی؟
۱۹۹۰ داشتم، احتمالاً تا حدود سال
درست همون موقعها بود که با
مردهای مختلف و اینا آشنا شدم
و اونا بهم میگفتن، میدونی، از این که موهات اینقدر بالاست خوشمون نمیآد
قضیه چیه؟
ولی بعدش من گفتم شماها آدمِ من نیستید
من کسی رو میخوام که بپره پایین سن
و با آهنگای راک بالا و پایین بپره
دمت گرم
پس چطور شد که با "دن" سر درآوردی؟
آره، عجیب نیست؟ آره
بسیار خب، به انبار امن گاردن گروو خوش اومدید
قبل از این که از این دروازهها رد بشید، چند تا قانون داریم
میریم دم انبار، قفل رو میبریم، در رو باز میکنیم
و پنج دقیقه بهتون وقت میدیم که یه نگاهی به دور و بر بندازید
نمیتونید برید داخل انبار
نمیتونید هیچ جعبهای رو باز کنید
و هر کسی که پول بیشتری تو جیبش باشه
میتونه امروز صاحبش بشه. آمادهاید؟
همه: آره! پس بزن بریم
بدو بریم، بدو بریم. خب رفقا
بجنبید، وقت حراجه
بزن بریم. بیا دیگه مجیک
بفرمایید تو. بفرما
واو، عزیزم
فکر کنم امروز روز خوبی داشته باشیم
ببین چقدر خریدار اومده. درسته
خب رفقا، یه انبار ۱.۵ در ۲.۵، بریم که داشته باشیم
اوه آره
تا خرخره پره. تا دم در چیدن
بفرما
اوه، این یه انباری کوچولوی فسقلیه
یادت باشه لیسا، مهم اون چیزیه که نمیتونی ببینی
هیس، هیس، هیس. یه تیکه مبل خوب اونجاست
از اونا خوشم میآد--بهشون چی میگن؟
فکر کنم قفسه کتابهای وکالتی، از همونا که
اون
دراش اونجوری باز میشن
چند تا جعبه هم هست
اینا شبیه کلی مواد شیمیایی سمی و خطرناکن
اوه، ولی یه مگسکش برقی--اینا خیلی به کار میآن
خیلی خب
ببینیم چی میشه
نه آقا، من خودم یکی دارم
من حرفهایم
راستش، میتونم ببینمت. اینجوری حرفهایتره؟
آره، ولی دستات آزاد نیستن
دستات آزاد نیستن
اشکالی نداره
ولی چشمام آزاده
چشمات آزاده؟
اوه، اون یه صندلی اداری گرونقیمته
یه یخدان هم هست
یه پنکه هم داره
صندلی تاشو مسافرتی
شاید یه پیشنهادی واسش بدم
اوه، یه جعبهابزار خوب اونجاست
هیچکی جز من ندیدش. آره، آره
No comments yet. Be the first to leave one.