Die ersten 29 Zeilen.
تنها چيزي رو که يادم مونده پشت سرته And all I remember is your back
و پياده رفتنت به سمت فرودگاه Walking towards the airport,
و ترک و فراموش کردن ما leaving us all in your past
من هزار و پونصد مايل سفر کردم تا تو رو ببينم I traveled fifteen hundred miles to see you
تا ازت خواهش کنم که منو بخواي Begged you to want me,
اما تو نخواستي but you didn't want to
اما مرحله به مرحله But piece by piece,
اون مرد اجزاي(وجود درهم شکسته ي) منو جمع و جور کرد he collected me up
از روي زمين، جايي که تو اونا رو رها کردي Off the ground, where you abandoned things and
اون مرد مرحله به مرحله piece by piece he...
حفره هايي که تو در وجودم ايجاد کرده بودي رو پر کرد filled the holes that you burned me in
شيش ساله بودم و خودت مي دوني Six years old and you know
اون هرگز راهشو نکشيد بره He never walks away
هيچ وقت تقاضاي دستمزد نکرد He never asks for money
اون ازم مراقبت کرد He takes care of me
بهم عشق ورزيد He loves me
مرحله به مرحله ايمان من به اين موضوع Piece by piece, he restored my faith
که يه آدم مي تونه مهربون باشه رو بازسازي کرد That a man can be kind
...و پدر تونست and the Father could,
بمونه stay
و همه ي حرفاي تو باد هوا شد And all of your words fall flat
من براي خودم کسي شدم I made something of myself
و حالا تو مي خواي برگردي and now you wanna come back
ولي محبت تو سخاوتمندانه نيست But your love, it isn't free,
اون عشقي تصنعيه it has to be earned
قديما من چيزي که به درد تو بخوره نداشتم Back then I didn't have anything you needed...
بنابراين (برات) بي ارزش بودم so I was worthless
اما مرحله به مرحله اون مرد اجزاي منو جمع و جور کرد But piece by piece, he collected me up
از روي زمين Off the ground,
No comments yet. Be the first to leave one.