Die ersten 200 Zeilen.
« ...آنچه گذشت »
بس خودشو وقف عدالت کرده
انگار بعضیوقتها دیگه جایی
واسه کسی یا چیز دیگهای نیست
دنبال «مودی اونیل» میگردم
میخوای یه پیرزن سیاهپوست رو
با طناب یه سفیدپوست دار بزنی؟
یالا، جایزۀ کوفتیت رو بگیر! تازه به دوران رسیدۀ بردهگیر
تو فکر اینـم که چقدر خون
توی مسیرِت برای رسیدن به آزادی ریختی
بیشتر از نیاز نبود
درست مثل من، یه آدمکشی
پس از بررسی دقیق شواهد و مدارکِ ارائه شده
بنده شما رو بیگناه اعلام میدارم
۵۰ دلار کم دادی، فلورنس
یه آدم زنده و سالم رو
تحویل یه رینجرِ تگزاس دادم
رمزی!
آقای ساندون کیه؟
بس ریوز!
آقای ساندَون یه سکه ۵ پزو فیلیپینیـه
یه پسربچهای بود که مثل پسر خودم دوستش داشتم
میخوام برم دنبالِ آدمی که کُشتَتِش
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید DigiMoviez@
« فورت ورث، تگزاس »
« ترجمه و زیرنویس از امیر فرحناک و علی محمدخانی » .:: AliMK_Sub & FarahSub ::.
شما مأمور قانونی یا قانونشکن؟
گمونم امروز ترکیبی از هردوتاشونم
بابام میگه فرقی با هم ندارن
بابات آدم باهوشیـه
هر آدمی یکمی ذات بد تو وجودش داره
فقط واسه بعضیها بیشتره
زود باش، برو
گرفتیش؟
!لعنتی، شریل
حالا چجوری ازش حرف بکشیم؟
پاهاشو بگیر
هی
مچ دستهاش و پاهاش رو محکم ببند
بهتره زودتر بهحرف بیای قبل از اینکه
کاری کنم که دیگه مامانتم نشناستت
من مامانمو کشتم
دارید کاری میکنید شما دوتا رو هم بفرستم ور دلش
کافیـه
آخرین باریـه که میپرسم
آقای ساندون کجاست؟
تو کونتـه، بهگمونم
،آمین، به شما میگویم»
در روز داوری، تحمل مجازات برای سُدوم و غُمورَّه
«آسانتر خواهد بود تا برای آن شهر
.اسب رو آماده کن .میریم گلن رز
اونو چیکارش کنیم؟
چکمههاشو بردار. ولش کن
چکمههاش؟ پوست فرق سرش چی؟
.بهزودی شب میشه .طرف زخمیـه
اسب هم نداره
مشکلی هست، معاون؟
این کار حماقتـه
حماقت و دلرحمی
۴۸ کیلومتر تا فورت ورث راهـه
۳۲ کیلومتر هم تا گلن رز
،زمین پر از سنگ و خاره طرف هم کفش نداره
نه میتونه بره فورت ورث نه گلن رز
از این بابت مطمئنی؟
این رو مطمئنم که تو حق نظر دادن نداری
،کی اینجا باور داره که صهیون
،بهشتی که رؤیاش رو داریم
باید در یه سرزمین دوردست ساخته بشه؟
اونجا جاییـه که دلمون میخواد رابطهمون رو با خدا
عمیقتر کنیم؟ - نه -
اونجا جاییـه که دلمون میخواد درش پیشرفت کنیم؟
نه
کلمهای بسیار قدرتمند
یه کلمهای که تو زندگیمون زیاد شنیدیمش
خیلی وقتـه دارن ازش علیهمون استفاده میکنن
پس چرا مهاجرت کنیم به منطقه؟
چرا نگیم بله؟
چرا زندگیهامون رو همینجا و همین الآن بهتر نکنیم؟
،اگه جوابتون بلهست :پس تنها سؤالی که باقیمیمونـه اینـه که
«چطور؟»
خبرهای پیشرفت مردم تو شمال کشور به گوش میرسه
یه نمایندۀ شهرستان سیاهپوست تو ایلینوی
یه نمایندۀ مجلس سیاهپوست تو میشیگان
،ولی از شما میپرسم
آیا ما لیاقت این رو نداریم که
مشیّتی که شامل حال برادران و خواهرانمون در شیکاگو شده
نصیب حال ما هم بشـه؟
تو دیترویت اعتقاد راسخی دارن که ما نداریم؟
دوباره میپرسم، چرا بهشتمون رو یه جای دور بسازیم وقتی که
میتونیم همینجا در فورت اسمیت سیاستمدارهای سیاهپوست رو
به منصب قدرت برسونیم - !آره -
بهنظرم این مسیر درست به سمت شهرهای اون طرف تپهست
به سمت آزادی
معاون راجرز
با این لباسهای شیک و پیکت خیلی خوشتیپ شدی
ممنون، خانم ازمـه
سخنرانی شما هم خیلی شیک و پیک بود
مردم معمولاً به اینجور سخنرانیها...
خیلی عادت ندارن
سالی رو ندیدم - تب کرده -
.یه مریضی بدجوره .یه روز و نیم میشه که مریضـه
پس سهشنبه میبینمت؟
بس حدأقل تا یه هفته دیگه برنمیگرده
تو و سالی لیاقت حدأقل یه شب واسه چیزی که مهمـه رو دارید
چیزی که مهمـه سکوت و آرامشـه، مگه نه؟
مامان صلاح بچهاش رو بهتر میدونه
اوهوم
خانم ازمـه؟
میتونم تا خونه همراهیتون کنم؟
مایۀ افتخاره، معاون
جنی
یالا دیگه
زود باشید
نهخیر
بذار یه چیزی بهت بگم
سراپا گوشم
دفعۀ بعد که برخلاف حرف من ،بزنی یکی رو با خونسردی بکشی
خودم بهت دستبند میزنم و
میبرم تحویل قاضی پارکر میدمت
منم یهچیزی بگم؟ - قبل حرف زدن خوب فکر کن -
الآن حال و حوصلۀ چرت و پرت گوش کردن ندارم
از لحظهای که این مأموریت رو شروع کردیم
داشتیم با دُم شیطون بازی میکردیم
،و هرچی زودتر این حقیقت رو قبول کنی
احتمال زندهموندنمون بیشتر میشه
زندهموندن همهمون
بس
همینجا بهترین جای ممکنـه
اون اوایل که معاون شده بودم
یه نیروی کمکی سرخپوست داشتم
،با هم تو یه دَشتی اُطراق کرده بودیم
درست مثل الآن و
اونم هی جون میکَند و بعدش میگوزید
و منم بهش گفتم: «داری با کونت آهنگ میزنی»؟
:اونم فقط سرشو تکون میداد و میگفت
«میگوزم، میگوزم»
این کارش همیشه باعث میشد اشتهام رو از دست بدم
تو چی، پسرک سرخپوست؟
توام میگوزی؟
توام میگوزی؟
،چون من بس رو میشناسم
لب به غذایی که من پُختم نمیزنه
احتمالاً بهخاطر اینـه که این همه گوه میخوری
مثل سفیدپوستها صحبت میکنی
شاید مثل سفیدپوستها صحبت کنم ولی
مثل سرخپوستها باهات میجنگم
،مامان سرخپوستت
حتماً آبِ کلی سفیدپوست رو خورده...
تا این مدل حرف زدن یادت بده
میخوای شلیک کنی، دورگه؟
شلیک کن
دهنا بستـه
مامان؟
هیس
زودتر از چیزی که فکر میکردم اومدی
عیسو بهم بدهکاره
اومدم طلبم رو بگیرم
رینجر پیرس مهمون مسلح قبول نمیکنه
نمیدونم خوشوبِش
من معاون مارشالِ ایالات متحدهام
منم پیتام. اینم پاکـه
و اون گولاخ اونجا هم مَلکایـه
،قوانین اینجا مقدسن چه نشون داشته باشی چه نه
انتظار دارم پسشون بدید
صحیح و سالم
دنبالم بیا، معاون مارشال
و حواست به تلهها هم بشه
یهو ممکنـه یکیشون بپره بیرون و گازت بگیره
شرمنده، خانم ریچل
زمین رو کثیف کردم
خدای من
کجا میری واسه خودت؟
خیلیخب. اینو گاز بگیر
خیلیخب
خیلیخب
خیلیخب
«دیجــــی موویـــــز»
...چقدر خوشگلی تو
بیا اینجا
اوه
خب، چشمات به بابات رفته
امیدوارم فقط چشمات باشه
حالت خوبه، جنی؟
بله، خانم
حس فوقالعادهایـه، مگه نه؟
استراحت کنـه
الآن فقط همین مهمـه
ممنون، خانم
فردا صبح برگردی سرکارت
نبودت حس میشه
حتی واسه یه روز
یالا، عزیزم
هریت، داداشات و خواهرت رو
ببر پایین آبشار
مامان، اون خانم سفیدپوست کیـه؟
کاری که گفتم بکن
خیلیخب
خدا به تو و بس چقدر بچه داده
کوچولوها کجا رفتن؟
چرا اینجایی؟ - ،و این یکی رو ببین -
No comments yet. Be the first to leave one.