Elite

Elite (Élite)

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 7

Release Info

Elite S07E03 480p x264-mSD
Elite S07E03 XviD-AFG
Elite S07E03 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
Elite S07E03 480p WEB x264-RMTeam
Elite S07E03 1080p WEB H264-GloriousMongoose
Elite S07E03 SPANISH SPANISH 1080p WEBRip 6CH x265 HEVC-PSA
Elite S07E03 SPANISH 720p WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Elite S07E03 SPANISH 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
Elite S07E03 SPANISH 1080p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-MIXED
Elite S07E03 SPANISH 720p NF WEBRip DDP5 1 Atmos x264-EDITH
Ein Kommentar von iredprincess
█⫸ iredprincess ⣿ 𝐃𝐢𝐠𝐢𝐌𝐨𝐯𝐢𝐞𝐳.𝐜𝐨𝐦 ◀◀

Tags

x264
480p
480
XviD
web
1080
x265
HEVC
webrip
BRip
720p
720
2CH
Veröffentlicht am: 2023-10-20
Downloads: 59
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫[کسِ دیگه‌ای رو داری ‫که بتونی باهاش صحبت کنی؟]

‫«نخبــه» ‫«فصل هفتم - قسمت سوم»

‫عزیزکـم.

‫پاشو، دیرت می‌شه‌ها.

‫نباید تسلیم بشی. ‫خواستۀ اون‌هام همینـه.

‫چی شده؟

‫این... «ما» و «اون‌ها»ـی که می‌گی، ‫داستانـش چیه؟

‫دارن بهـمون فشار میارن، ‫تا شرکت‌ـمون رو بفروشیم.

‫ولی اصلاً باهاشون همکاری نمی‌کنیم.

‫تو باید قوی بمونی.

‫به دور از دیداک.

‫پاشو. ‫یالا، خودم تا مدرسه می‌رسونمت.

‫درست مثل بچگی‌هات.

‫پس توی این مهمونی، ‫قراره چند تا ویدیو و عکس بگیری،

‫بعد بخاطرش بهت پول می‌دن؟

‫خداست.

‫جشن تولد فقط بهونه‌ایـه برای ‫اینکه اومدن ایوان به پیشـمون رو جشن بگیریم.

‫- و سرحال بیاریمـش. ‫- درسته.

‫فکر خفنیـه.

‫چند تا مهمونی درست و حسابی ‫می‌تونه کارساز باشه.

‫حتی اگه لازم باشه ‫دلشکستگیت رو پنهون کنیم.

‫ادا دربیارید تا موفق بشید رفقا.

‫فکر کنم ایوان به این مهمونی بره.

‫تو هم می‌تونی بری، ‫بیشتر باهاش آشنا بشی.

‫ای بابا. حتماً شوخیت گرفته. ‫پای من رو به این مزخرفات باز نکن.

‫حتی اگه از یه مادر زاده شده باشیم، ‫ایوان برادر من نیست، خب؟

‫دلت نمی‌خواد سه نفری، ‫مثل یه خونواده کنار همدیگه باشیم؟

‫واقعاً دنبال خونواده تشکیل دادنی ‫یا اینکه چشمت دنبال ارث و میراثـه؟

‫حرفت رو توی دهنت مزه مزه کن، ‫بعد اگه لازم بود به زبون بیار.

‫خب، منم گفتم که ‫پای من رو به این قضایا باز نکن.

‫ببین اونجاست. ‫برو بهش بگو.

‫بگو سلام، من مامانـتم. ‫و قال قضیه رو بِکن.

‫یکم از مغزت استفاده کن.

‫نمی‌تونم انقدر مستقیم حرفـم رو بزنم.

‫بهتره قبل از اینکه چیزی بفهمه، ‫باهامون آشنا بشه.

‫خودت چه حسی پیدا می‌کردی وقتی می‌دیدی ‫یهویی از آسمون یه مادری واست نازل شده؟

‫اگه یه مادر معمولی بود، ‫خوشحال می‌شدم.

‫کلویی، بیخیال عزیزدلم.

‫ما توی یه تیمـیم. ‫ازت خواهش می‌کنم. بدون تو از پس این کار برنمیام.

‫فراموشش کن. من نیستم.

‫این چیه؟

‫واسه سونیاست.

‫یه موزیک پلیرِ قدیمیـه.

‫واسش یه پلی‌لیست درست کردم.

‫آهنگ‌هاش رو چطوری واسه کسی می‌فرستی؟

‫کاربردش اینطوری نیست.

‫- برای کسی نمی‌فرستی. ازش استفاده می‌کنی... ‫- هیس!

‫بعداً بهت می‌گم. پیچیده‌ست.

‫چه غلطی می‌کنی؟

‫ببخشیدها، کمکی از دستـم برمیاد؟ ‫بچه شدی، دنبال توجهی؟

‫آم، می‌شه پسش بدی؟

‫ممنونم.

‫یه پلی‌لیست واست فرستادم.

‫پس فکر کردی می‌تونی با آهنگ‌هات ‫مخـم رو بزنی؟

‫می‌تونم باهات آشنا بشم.

‫می‌تونیم از طریق موسیقی با همدیگه ‫ارتباط برقرار کنیم.

‫وقتی همدیگه رو بوسیدیم، ‫زیاد با همدیگه حرف نزدیم.

‫ببخشیدها ولی چنین اسمی روش گذاشتی؟

‫اهل حرف زدن نیستی ‫ولی اذیتـم می‌کنی، نه؟

‫خب من اذیت می‌کنم چون ‫حرکات عاشقانه واسه توی فیلم‌هاست.

‫یه حرکت ساده‌ست. ‫یه جوری به هم نزدیک بودیم.

‫- هیس! ‫- شنیدی؟ ساکت باش.

‫محض اطلاعت باید بگم ‫که سکوت موسیقیِ موردعلاقۀ منـه.

‫و بعد از این کار مسخره، ‫دلم نمی‌خواد چیزی ازت بشنوم.

‫هی، گوش کن. متاسفم.

‫بخاطر چی؟

‫خب بخاطر اینکه ‫ازت سوءاستفاده کردم،

‫و از خط قرمزها رد شدم.

‫مشکلی نیست.

‫راستش رو بخوای، ‫منم اولش همین رو می‌خواستم.

‫ولی بعدش بخاطر مسائل شخصیم، ‫دیگه نمی‌خواستم ادامه بدم.

‫- تقصیر تو نیست. ‫- آره ولی می‌دونم زیاده‌روی کردم.

‫- آره همینطوره. ‫- آره.

‫می‌دونم که شاید اینطوری به نظر نیاد، ‫ولی من شدیدً از نظر اجتماعی ضعیفـم.

‫با مردم کلاً اینطوری‌ام ‫که انگار یه گاو وارد یه فروشگاه شده، می‌دونی؟

‫توی دوست‌پیداکردن، ‫و برخورد اول افتضاحم.

‫هیچکس با من برنامه نمی‌چینه. ‫هیچکس جایی دعوتم نمی...

‫هی، بیا تولدِ سارا.

‫- واقعاً؟ ‫- معلومه که آره.

‫خب خودم که خیلی دوست دارم. ‫ولی خودش دعوتـم نکرده.

‫خب من اونجا زندگی می‌کنم، ‫پس دعوتی.

‫همم، عالیـه.

‫- عالیـه. ‫- باشه.

‫- اونجا می‌بینمت پس. ‫- آره، معرکه‌ست.

‫چیزی که واقعاً رو مخمـه، اینـه که ‫همۀ این جریانات دارن من رو از ایسا دور می‌کنن.

‫چه ربطی به این جریانات داره؟

‫لوئیس شاید بهتر باشه از برنامۀ گوشیـم ‫برای صحبت درمورد مسائل خصوصیـم صحبت کنم، می‌دونید؟

‫اینم یه گزینه‌ست.

‫با این حال، فکر کردم ‫شاید دلت بخواد با یه آدم واقعی

‫درد دل کنی.

‫واقعاً ازتون ممنونـم.

‫اون روز، خیلی به‌هم‌ریخته بودم.

‫ولی، آم... ترجیح می‌دم درمورد خودم ‫یا خونواده‌ام حرفی نزنم.

‫هی.

‫این رو بدون که همیشه ‫درِ اینجا به روت بازه.

‫لعنتی.

‫- گوشیِ توئه؟ ‫- وای، خداروشکر.

‫- توی دفترم جا گذاشتیـش. ‫- ممنون لوئیس.

‫قربونت.

‫[باید یکبار واسه همیشه ‫از حقیقت سردربیاری.]

‫واسه اینـه که ‫موسیقی گوش کنیم.

‫و به عقب برگردی. ‫در زمان سفر کنی.

‫وای که چقدر جذاب.

‫توی زندگی واقعی، ‫چنین کاری نمی‌شه کرد.

‫اون شب، اتفاق افتاده بود، مگه نه؟

‫نه، از نظر من اون شب یه اشتباه بود.

‫خیله‌خب همگی. ‫لطفاً سرجاهاتون بشینید.

‫نرم‌افزار رو باز کنید.

‫سلام. نوار میکس‌شده‌ست؟

‫چی چی؟

‫اجازه هست؟

‫شاید به اون اندازه که فکر می‌کنی ‫هم تنها نیستی، ها؟

‫کی گفته که من تنهام؟

‫ببخشید. حرفم عجیب‌وغریب بود.

‫چند وقتیـه که تو و دوست‌هات ‫رو زیرنظر دارم.

‫لعنتی، توی ذهنـم جملۀ بهتری بود.

‫- چیزی که... ‫- آروم باش.

‫تو مدیر همون نرم‌افزاری دیگه، درسته؟ ‫عمر بودی، نه؟

‫- از آشنایی باهات خوشحالم. ‫- منم همینطور.

‫من سونیام. باحالـه که یکی اینجا ‫پیدا بشه، چیزی براش اهمیت داشته باشه.

‫احیاناً داوطلب که لازم نداری، نه؟

‫نه، واقعاً خیلی به درد بخورم.

‫و کسی که به بچه‌ها نزدیک باشه، ‫به دردت می‌خوره.

‫از پیشنهادت ممنونم.

‫ولی همینجوریـشم زیادی از ‫قوانین فراتر رفتم.

‫قرار بود دورادور این کار رو انجام بدم.

‫اگه اونطوری زیرنظرمون داشته باشی، ‫قطعاً ترسناک‌تر می‌شی.

‫نه، نه. نه. اینطوری نیست.

‫من با جوئلـم.

‫گاهی‌اوقات افرادی که کمک می‌کنن ‫هم به کمک نیاز دارن.

‫از برندهای زیادی پیام دریافت کردم،

‫مهمونی رو خیلی دوست داشتن ‫و درخواست بیشتری دارن.

‫از نظر من که موفقیت بزرگیـه.

‫آخرشم بین مهمونی و اجاره، ‫پول هنگفتی گیرمون اومده.

‫حق با تو بود عزیزم.

‫عزیزم، تو مدرسه‌ایم‌ها.

‫توی استوری‌هامون نیمه لخت دیدنـمون دیگه. ‫بیخیال، یه بوس فقط.

‫ببخشید. سلام.

‫این کلاس فقط برای ‫دانش‌آموزان و کارکنانـه.

‫- من دوست پسرشـم. ‫- اینجا درس می‌خونید یا کار می‌کنید؟

‫از نظرت داری کمک می‌کنی ‫ولی بیشتر عصبانیـش کردی.

‫سلام، همگی با دقت گوش بدن.

‫بچه‌هایی که زیر دوش هستن هم همینطور.

‫می‌خوام یه دوره ‫دفاع شخصی تدریس کنم.

‫خارج از برنامۀ کلاسیـتونه.

‫اگه خواستید ثبت‌نام کنید، ‫بهم خبر بدید.

‫هرطور راحتیتد. یا حضوری بیاید پیشم، یا توی ‫واتساپ و دایرکت بهم پیام بدید.

‫توصیه می‌کنم که شرکت بکنید.

‫چون جنگل پُر از گرگِ گرسنه‌ست.

‫و باید خودتون رو آماده کنید.

‫می‌دونی که، این کارت آزار دادنـه.

‫نه، فقط دارم از یه دانش‌آموز مراقبت می‌کنم ‫و هواش رو دارم. وظیفۀ منـه.

‫به کلاس‌ها علاقمند نیستن؟

‫من از خشونت خوشم نمیاد.

‫دفاع از خودته.

‫ممکنه که تو از خشونت خوشت نیاد ولی همه که مثل تو نیستن. ‫باید مطمئن بشی که می‌تونی از خودت محافظت کنی.

‫اشتباه متوجه شدی.

‫کاملاً شفاف متوجه شدم.

‫ترکِ رائول جزو برنامه‌ات‌ نیست.

‫همینطوره.

‫پس دو تا چاره داری.

‫باهاش باشی و دعا کنی که خدا خودش ‫ازت مراقبت کنه.

‫یا که دفاع کردن رو یاد بگیری.

‫اگه اوضاع به‌هم‌ریخت آماده باشی.

‫وقتی‌که توی همین جهنمی که الان هستی، بودم ‫خودم دومین گزینه رو انتحاب کردم.

‫[کارگزار: به محض اینکه اولین واریزی توی حسابـم بشینه،

‫دستور تخلیه می‌دم.]

‫سلام مامان.

‫عزیزدلـم، الان ویرخینیا رو دیدم. ‫میای خونه؟

‫نیکو و اریک و من قراره بیرون بریم.

‫مرکز اجتماعی نمی‌ری، درسته؟

‫- نمی‌دونم. چطور مگه؟ ‫- امنیت نداره.

‫- هرلحظه ممکنه تخلیه کنن. ‫- مامان!

‫تا جایی‌که می‌تونستم از این موضوع جلوگیری ‫کردم ولی دیگه دستم بسته‌ست.

‫نمی‌ری‌ها. قول بده.

‫باید می‌رفتیم مهمونی، نه اینجا.

‫گوشی‌ها رو بذارید اونجا.

‫یه جلسه برای سازمان‌دهی کردنِ ‫نظارت‌ها برگزار می‌کنیم خب؟

‫وایسا ببینم. نظارت چی؟

‫- پلیس‌ها اومدن. ‫- چی؟

‫احمقانه‌ست که گول یه هدیه ‫و یه آهنگ رو بخوری، نه؟

‫اونـم دختر باهوشی مثل تو.

‫منم انسانـم و احساسات دارم. ‫فرار از احساساتـم چیزی رو بهتر نمی‌کنه.

‫آره.

More Farsi Persian subtitles for Elite

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left