Z: The Beginning of Everything

Z: The Beginning of Everything

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

z the beginning of everything s01e01 720p webrip x265 By RezaAlex
Z The Beginning of Everything S01E01 720p WEBRip X264-DEFLATE
Z The Beginning of Everything S01E01 XviD-AFG
Z The Beginning of Everything S01E01 720p HEVC x265-MeGusta
Z The Beginning of Everything S01E01 480p WEBRip x264-RMTeam
Z The Beginning of Everything S01E01 AAC MP4-Mobile
Z The Beginning of Everything S01E01 WEBRip X264-RARBG
Z The Beginning of Everything S01E01 720p WEBRip HEVC x265-RMTeam
Z The Beginning of Everything S01E01 WEBRip X264-DEFLATE
Ein Kommentar von rezabayat10
Translated By RezaAlex / WwW.rezasubs.RozBlog.CoM دیدن بفرمایید

Tags

720p
720
x265
HEVC
XviD
Veröffentlicht am: 2017-03-09
Downloads: 33
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

.وقتي چيزي گم ميشه عزيزتر ميشه

...اينو ميدونم

.چون يه زماني چيزي رو ميخواستم و بهش هم رسيدم

.اون تنها چيزي بود که خيلي زياد مي خواستم

...و وقتي به دستش آوردم

.تو دستام پودر شد

.اون براي گفتنش يه سري الفاظ داشت

.اين شيوه اي بود که هميشه به اشياء نگاه مي کرد

.تراژيک

.البته اين موضوع همونقد در مورد منم صدق ميکنه

.هميشه درباره من بوده

.درست به سمت پايان

.يا شايد در مورد ماها بوده

.اين موضوع مهم نيس

.چون همشون بعد اتفاق افتادن

.مراقب باش زلدا - .خيلي بلنده -

.گردنتو ميشکوني

.اه اه

¶اون کثيف و شپشو و کک مکي بود¶

¶اما زنشو با همه اينا داشت¶

¶خدا به شاه حرومزاده انگليس خير بده¶

!زلدا - !زلدا -

!اگه کسي ببينه چي؟ خداي من

!زلدا

"من او را دوست دارم و اين سرآغاز همه چيز است" اف.اسکات فيتزجرالد

با عشقش فرار کردن؟

...پدر مادرش فکر ميکنن که برا آخر هفته

.رفته خونه دختر عموش افي

...شب خوبيه. وقتي فهميدن ميرن

.خيابون 18 مونتگومري

چي نلي رو تسخير کرده که همچين کاري رو ميکنه؟

.شهوت - !زلدا -

.بابا بيخيال، خودتون تو سالن رقص ديدينشون

.پر از شهوت و نگراني بودن

خودتون ميدونين که باباش هيچوقت نميذاره .با يه آمريکايي ازدواج کنه

!زلدا

!وو - !زلدا -

.سلام کنه هاي من

...اونا شيرينن، اما پسراي مونتگومري

.يکم سه ميزنن

.ديگه از حماقت هاشون خسته شدم

.خب، خيلي هم بد نيستن

.اون هري گانتر يه بوق زن قهاره

.مگه از پسر کوچولوها خوشت بياد

!زلدا

بجه ها امشب چه ساعتي قراره بريم رقص؟

کجاس؟

.تالار اولد سيتي. منم تا قبل 9:30 نميتونم بيام

.باباي منم نميذاره برم اونجا برقصم

.خب بهش نگو

.زلدا، اون رقاص ها خيلي زمختن

...اونجا هيچ نگهباني نداره، چي ميشه اگه

.نکته شم تو همينه گربه کوچولو

ساعت چنده؟

.اوه، ديک الآنه که منو بکشه

.ليوي ساعت 9:30 تو پارک ميبينمت

.خدافظ الي

.تا بدون اون شروع کنيم

.ليل جاني ديگه نزديکه اومدنش

.تو اين خونه به عنوان يه خانواده غذا ميل مي کنيم

.بچه رو بده من تيلدي

.آه، بيا اينجا

تا کي قراره اينجا بشينيم؟

.کيتي! اينجام

.درست به موقع عزيزم

!جدي باش زلدا - کفشات کجاس؟ -

.تو هال گذاشتم. خيس بودن

قراره بازم کفش نو برات بخرم؟

.جاج، حالا وقت اين حرفا نيس

.اونا سالمن بابايي

.فقط کافيه خشک بشن

.کيتي، امشب کباب ميل ندارم

ميتوني يکي از اون ساندويچ هاي گوجه ايت رو برام درست کني؟

.البته که مي تونم عزيزدلم

.ما 23 دقيقه س که اينجا منتظرت نشستيم زلدا

.پس تو هم مثل همه ما کباب مي خوري

.خب، مجبور نبودين صبر کنين

...ما هميشه منتظرت بايد بمونيم

.و بابا هم هميشه از دير کردنت عصباني ميشه

.فکر کنم من فقط يکم زيادي خوش گذروندم

.زلدا ديگه برو تو اتاقت - چرا؟ -

چون انگار يادت رفته که هنوزم ...تو خونه من زندگي مي کني

که منم انتظار دارم مثل ...يک انسان شريف رفتار کني

.نه مثل يه خرگوش خودسر

.متوجه نميشم چي اينقد ناراحتت کرده باباجون

من اينجام، غير اينه؟

.تيلدي، اون چاي سرد رو بده من

.زلدا، درخواست خيلي کوچکي ازت کردم

اما دير کردن براي شام ...بي احترامي به منه

.مهم نيس، من ديگه واقعا گشنم نيس

.بشين

...امشب خيلي داري به خودت و

.فکرت فشار مياري باباجون

.منو عصباني نکن زلدا ساير

.کيتي، ساندويچمو بيار تو اتاقم

.آه، اما عزيزم دسر امشب يه کيک ليمويي خوشمزه س

.خب پس يه تيکه از اون کيک رو هم ميخوام

کره حيواني عزيزم؟

(ببخشيد، ولي بايد بدوني مردم راجع بهش(زلدا .چي ميگن مامان

ادي تيمپسون بهم گفت که اون شب با چارلي بامپس

.چيک تو چيک هم داشتن ميرقصيدن

.اون فقط خيلي با دل و جراته

.خيلي رک و صافه

اون ماشيني که دزديد چي؟

.باباي بيچاره

.پس اينجايي

.يا خدا

ستوان هموند. اين لطف شماس که .به من سر زدين

...همين روزا يکي مهمتر از من

.وقتي غيبت ميزنه متوجه ميشه

آه، گمونم اين شرايطيه که هممون .بايد آرزوش رو داشته باشيم

...اين پوتين ها اينقد برق ميزنن

که ميتونه چشماي آلماني ها رو از صد مايلي .کور کنه

.آه، تنها کار موثريه که ميتونم انجامش بدم

خب، اينکارو مي توني با آموزش دادن .به افرادت انجام بدي

آه، فکر کنم افرادم کارشون رو .خوب انجام ميدن

سنگري که دارن روش کار مي کنن رو ديدي؟

...مطمئناً اونا تو کندن زمين خيلي بهتر از

.ساخت سنگرهاي ايستاده ان

...آره و همونجور که گفتم ماها از

.اين فکر سريع و عکس العملت خيلي ممنونيم

.آه، اينم نشان تشکر من، همونجور که خواسته بودي

خيلي خب، وقتي فهميديش هيچ .جمله اي ازش رو تغيير نميدي

چهار بار نوشتم تا به جمله .درست رسيدم

.هجاش رو هم ببخش .خيلي درخواستي نيس

.در شب من لبخند باشکوهت را به ياد مي آورم

...اون دو لب... دو لب

...در شب من آن خنده باشکوهت را به ياد مي آورم

آن دو لب که شاد به سمت بالا مي روند ...و رها کننده

و رويايي نقره اي، و من هر آنچه ممکن است .را حس مي کنم

خوبه، نه؟

...فکر کنم وقتي داشتم اينو مينوشتم

.يکمم خودم عاشق دختره شدم

!لبخندهاي اولين کلا باشکوه نيس

.يکمي کجه

.خب، مهم نيس

.اون باور داره که تو فکر ميکني باشکوهه

...که همين احساساتش رو بزرگ ميکنه

که درواقع همين باعث ميشه لبخندش .باشکوه يبشه

يه عاشق واقعي، ها؟

چرا مردي بخواد طور ديگه اي باشه؟

...حالا، اگه منو ببخشي

.من احتمالاً تا سه ماه ديگه بميرم

.پس وقتي واسه هدر دادن ندارم

.بايد يه ميراثي از خودم به جا بذارم

...تو خيلي قبل از اينکه اون

.کتاب رو بنويسي ميميري

.آره

.ميتونم با اين موضوع زندگي کنم

.از نامه ممنونم فيتزجرالد

فردا به افرادت ياد بده تا بتونن .يه سنگر درست درمون بسازن

...اگه ميخوايم براي کشورمون بميريم

.بايد اينو تو فرانسه انجام بديم، نه آلباني

.حتماً. اين تو بالاترين اولويت هامه هموند

.عزيزم، نبايد بري بيرون

.من تو خونه بمون نيستم

.تو تالار شهر يه مراسم رقصه

.جان به اندازه کافي از دستت عصباني هست

نظرت چيه مامان؟

اينو بپوشم يا صورتيه رو؟

.حداقل يه چيزي بپوش سينه هاتو بگيره

.لطفا بهم بگو که سوتين ميپوشي

...اگه نپوشي

...مردم فکر ميکنن که تو

قرتي ام؟

.دنيا عوض شده مامان

...بعلاوه هيئت صنايع جنگي

.گفتن که سوتين نپوشيم

.گفتن نخرين. اينا متفاوته

.آه، خداي بزرگ

.اون سنبل هاي خوشبو رو بو کن

بوشون هميشه منو ياد مادرم تو .باغچه مينرال مونت ميندازه

چي شده؟

چي فکر ميکني؟

.فکر ميکنم بايد سوتين بپوشي

.مامان

امروز صبح رفتم پروفسور وايزنر رو .تو مک کورميک ديدم

بهم گفت که چند هفته ايه کلاس هاي .باله رو شرکت نميکني

.آخرش برميگردم مامان، قول ميدم

...دخترکم اين دقيقاً چيه که تو رو از

انجام وظايفت دور نگه داشته؟

.من که کارامو انجام ميدم

با هرشب اون همه ساعت رقصيدن؟

...مامان، اين آدما تو جبهه فرانسه

.با مرگ روبرو شدن

.اين کمترين کاريه که ميتونم انجام بدم

.خدافظ مامان

.آه، عزيزم صبر کن

چي شده؟

.ليوي منتظرمه

.تا جاج رو امشب عصباني ترش نکنيم ديگه .بيا

.فقط سعي کن بي سر و صدا بري

.حواست به اون رزها باشه عزيزم

.شب بوي خاک و سيگار ميداد

...جنگ بالاخره به اينجا رسيده بود

.در همه اين شکوه آشفته

.حس ميکردم اين نيازه

اگه صبر ميکردم، ممکن بود يک عمر .از دست بره

!بدو بريم

سلام خانم، ميخواي برقصي؟

More Farsi Persian subtitles for Z: The Beginning of Everything

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left