This Town

This Town

Download Farsi Persian Untertitel

Staffel 1

Release Info

This Town S01E02
Ein Kommentar von Phoenix Translation Team
تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

Tags

webdl
Veröffentlicht am: 2025-05-09
Downloads: 25
Hörgeschädigt: No

Farsi Persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫ يه سري صحنه‌ها تو اين برنامه هست

‫ که ممکنه بعضي بيننده‌ها رو از همون اول ناراحت کنه

‫ زبون تند و يه خورده صحنه‌هاي خشونت‌آميز هم داره

‫ فيونا، ديشب يه شعر نوشتم که مي‌تونه آهنگ هم باشه

‫ درباره توئه

‫ دوسش داري؟ ‫آره

‫ يه جور عشق قرون وسطايي

‫ باباي باردون داره سعي مي‌کنه بکشونتش تو سازمان

‫ داره درباره گوني‌هاي کود شيميايي و ‫خريد چاشني‌هاي انفجاري حرف مي‌زنه

‫ يکي به ما گفت که انگار مشکل قلبي داري

‫ همين الان تلفن رو از دست پسرخالت باردون گذاشتم

‫ مادربزرگت امروز صبح سکته قلبي کرده

‫ مادربزرگته

‫ تصميم گرفتم سه روز مرخصي استعلاجي برات رد کنم

‫ ديشب يه جورايي مثل به صدا در اومدن دزدگير بود

‫ مي‌خوام محل قرار رو عوض کنم و ‫به آدماي جديد احتياج دارم

‫ اگه يه دهم داداشت هم باشي

‫ فقط با همين قيافه‌ات مي‌توني هفته‌اي يه پوند دربياري

‫ دانته، يه ايده‌اي به سرم زده

‫ که من آهنگ‌هاشو بسازم و تو شعرهاشو بگي

‫ نظرت چيه؟

تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد

جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu

....::::ترجمه : هـومـن رستـمـی::::.... telegram : @subforu

....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس

‫ از در برو بيرون، بيست طبقه رو بدو پايين

‫ تو اتوبان رانندگي کن تا برسي به کهکشان راه شيري

‫ از يه فضانورد آدرس بگير

‫ با يه ون چيپس يه خورده برو بالا، و اونجا، تو يه گردباد

‫ مادربزرگم اونجاست

‫ فقط من اينطوري فکر مي‌کنم؟

‫ همه چي کنسل شده به جز مرخصي استعلاجي

‫ به خاطر اعتصاب غذا

‫ کجا داريم مي‌ريم؟

‫ بيرمنگام برانکس

‫ کجا؟

‫ شهرک شوراي چلمزلي وود

‫ فقط برو بيرمنگام و دنبال ستون‌هاي دود بگرد

‫ بذار اينا رو بار وانت کنيم

‫ فکر کردم قرار بود گازوئيل ببريم؟

‫ اشتباه فکر کردي

‫ پسرم، چيزي شده؟

‫ يه بسته کوچولو هم زير گوني‌هاست

‫ اونم بردار

‫ پس تو آتيش روشن مي‌کني؟

‫ آتيشدان همه چيزهاي معمولي

‫ و يکنواخت و کسل‌کننده

‫ و بعد از ظهر آهنگ ديوونه خودشو داره

‫ بعد شب مي‌رسه

‫ بچه‌هاي بد دعوا مي‌کنن، کله‌خراب‌ها فرار مي‌کنن

‫ پليس چراغ‌هاشو روشن مي‌کنه و من؟ ‫من خونه مي‌شينم و مي‌نويسم

‫ عيسي مسيح، بابا، چه خبرته؟

‫ يه روز قبل از اينکه مامان بزرگ رو خاک کنيم، چيزي رو ‫نشونم مي‌دي که از همه چي بيشتر ازش بدش مي‌اومد؟

‫ وقتي نوبت به خاکسپاري من رسيد

‫ دوست دارم آدماي خوبي بالاي قبرم وايسن ‫و يکي از اينا رو بالاي تابوتم شليک کنن

‫ دوست دارم يکي از اون مردا تو باشي

‫ پس يه کاري بکن لعنتي، پسر

‫ دارم فکر مي‌کنم اصلا مرد هستي باردون؟

‫ اون اونجاست، بالاي برج‌هاي بلند، داره روي دودکش‌ها فرود مياد

‫ داره با توکاها آواز مي‌خونه، دانته

‫ تو مي‌توني حرفاتو برداري و بذاريشون روي آواز يه پرنده

‫ بعدش يه دفعه گونگ به صدا در مياد

‫ تمام اين مدت اشتباه مي‌کردم

‫ چطور مي‌تونستم اينقدر کله‌خر باشم؟

‫ کلمات... نياز دارن... به موسيقي

‫ چرا اينجا مامان؟

‫ من اينجا آواز مي‌خوندم

‫ شب‌هاي شنبه، وقتي کوچولو بودي

‫ هوشياري؟

‫ فکر مي‌کني اين خبرها باعث مي‌شه ‫دوباره شروع کنم، ولي برعکس شد

‫ ديشب چاي خوردم

‫ مامان، خودت که مي‌دوني من بودم که مامان رو رو زمين پيدا کردم

‫ اون تو رو دوست داشت

‫ اون تو رو هم دوست داشت

‫ نه

‫ من بي‌ارزش‌ترينم

‫ ...مامان

‫ اون اينو گفت

‫ گفت: تو اون دختري هستي که بهش افتخار نمي‌کنم

‫ تو خيلي‌ها رو عصباني کردي

‫ حرفاي بد زدي، به خاطر اينکه چطور آدمي بودي

‫ ولي الان داري بهتر مي‌شي مامان، درسته؟

‫ پس من دعوت شدم؟

‫ اجازه دارم تو مراسم ختم مادرم شرکت کنم يا نه؟

‫ بابا مي‌گه مي‌توني بياي ولي بايد هوشيار باشي

‫ ها ها

‫ آه، بله. قوانين شرکت

‫ هيچ داوطلبي قبل از ساعت 6 عصر مشروب نمي‌خوره

‫ هيچ داوطلبي مواد مخدر نوع الف مصرف يا خريد و فروش نمي‌کنه

‫ يا با کسي که اين کارو مي‌کنه زير يه سقف زندگي نمي‌کنه

‫ ولي الان ديگه پاکي مامان، درسته؟

‫ هر داوطلبي که قوانين رو بشکنه، کاسه زانوهاش سوراخ مي‌شه

‫ يا بهش شليک مي‌شه

‫ باردي، اگه من بيام مراسم، دستمو مي‌گيري؟

‫ خواهش مي‌کنم دستمو مي‌گيري باردي؟

‫ يه کاري هست که مي‌خوام تو مراسم ختم انجام بدم

‫ چرا اين منو عصبي مي‌کنه؟

‫ خب، چون تو هميشه يه پسر کوچولوي عصبي بودي

‫ بوي گازوئيل از پالتوت مياد

‫ به گروه مارش پيوستي؟

‫ نه، فقط کمک مي‌کنم مخروط ها بچينم

‫ همه چي از گازوئيل شروع مي‌شه

‫ خب، براي من، همه چي با گازوئيل تموم مي‌شه

‫ مي‌دونم کي داري دروغ مي‌گي

‫ چي؟

‫ يه چيزايي اومده

‫ دارن يه چيزي رو برنامه‌ريزي مي‌کنن، ولي من گفتم نه

‫ تو گفتي نه؟ ‫واضح گفتم

‫ هيچي با اونا واضح نيست

‫ بايد وسايلت رو جمع کني

‫ کجا برم؟

‫ با من باش تو قوطي کوچيکم

‫ مامان، تو از ارتش جمهوري‌خواه ايرلند هم بدتري

‫ اگه حتي يه ماه هم هوشيار مي‌موندي

‫ بابا مي‌تونست اجازه بگيره که دوباره برگردي به اون محله

‫ نه، ارتش جمهوري‌خواه ايرلند هيچ آشتي‌اي رو اجازه نمي‌ده

‫ ارتش جمهوري‌خواه ايرلند نه مي‌بخشه، نه فراموش مي‌کنه

‫ اصلاً همه‌شون به درک

‫ من تو قوطي کوچيکم کنار اتوبان خوبم

‫ مامان، من دستتو مي‌گيرم

‫ فقط هوشيار باش

‫ خودت باش

‫ وقتي که مهربون و بامزه‌اي

‫ چه آهنگ‌هايي مي‌خوندي؟

‫ شرلي بسي

‫ جودي گارلند

‫ الان فقط آهنگ‌هاي شورشي هست

‫ اون روزا، فقط مي‌خنديديم

‫ خيلي زياد مي‌خنديديم مامان

‫ آره

‫ احتمالاً

‫ احتمالاً

‫ مامان، اگه بخواي، فردا با اتوبوس ميام دنبالت

‫ مي‌تونيم ساندويچ و کيک بخوريم، مثل وقتي بچه بودم

‫ سيگار کشيدن تو طبقه بالا

‫ آره، اتوبوس برگشت پر از مست‌ها

‫ ...باردي

‫ نبودن با تو مثل اينه که يه اسکنه تو قلبم فرو رفته باشه

‫ فردا صبح ساعت هشت با اتوبوس مي‌ريم بيرمنگام

‫ آره

‫ من کيک ميارم، فقط اونجا باش

‫ خودت، فقط خودت

‫ اون جادوگر بدجنس رو تو قوطي کنار جاده بزرگ مي‌ذارم

‫ مي‌بينمت تو ايستگاه اتوبوس، بچه کوچولوي عصبي من

‫ و اون گازوئيل لعنتي رو از لباسات بشور

‫ وگرنه يه جوري مي‌شه که ديگه اصلاً بوش رو هم حس نمي‌کني

‫ اگه دير کني، بدون تو مي‌رم

‫ اين تويي

‫ آره

‫ ...اين تويي، تو

‫ اين اولين کت و شلوارم بود

‫ وقتي 17 سالم بود از پالمرز تو کينگستون تاون خريدمش

‫ و با اين کلاه هم مي‌پوشيدمش

‫ نمي‌تونم اينو تو مراسم ختم بپوشم

‫ مادربزرگت عاشق کلاه بود

‫ اون مي‌خواست تو يه خورده... داشته باشي... چي؟

‫ اون مي‌خواست تو يه خورده... شيک باشي، مي‌فهمي؟

‫ تو از اون کلمات قديمي خوشت نمياد

‫ آره خب، وقتي مي‌بينم تو اين کت و شلوار ‫وايسادي و خوب به نظر مي‌رسي

‫ منو برمي‌گردونه به عقب، مي‌دوني؟

‫ به جايي که نمي‌خواستي باشي؟

‫ اسم اون دختره چي بود؟

‫ فيونا

‫ مامانت فيوناي من بود

‫ اولين عشقم

‫ من خوش شانس بودم، اون از من خوشش اومد

‫ تو به يه نفر احتياج داري... الان يه دختري هست به اسم جيني

‫ پسر، عجب سرعتي داري، مي‌بيني؟ نه

‫ جيني فقط بامزه‌ست

‫ اون آهنگ مي‌نويسه

‫ برادرت امروز برمي‌گرده

‫ بايد باهاش حرف بزني

‫ درباره چي؟

‫ درباره هجده ساله بودن

‫ باهاش حرف بزن درباره يه شب بيرون رفتن تو بابل

‫ و اينکه همه چي خوبه

‫ شبيه من نيست

‫ ولي خودتي دانته

‫ اين چيزيه که تو هستي

‫ حدود يه ماه پيش، مادربزرگت بهم گفت

‫ نمي‌توني اون پسره رو همينجوري تو يه جعبه نگه داري

‫ ...پس، امروز، به افتخارش

‫ دارم جعبه رو باز مي‌کنم

‫ ولي فقط يه کوچولو

‫ خيلي سفت و خوشگل

‫ سلام عمو ايمون

‫ گريگوري، خوش اومدي خونه

‫ ببخشيد که همه‌تون رو اين همه راه کشوندم اينجا

‫ ولي نيروهاي ويژه منو تعقيب مي‌کنن

‫ فکر نمي‌کردم بخواين از تنهايي من و تو عکس داشته باشن

‫ چي مي‌خواي؟

‫ تو مي‌دوني من کي‌ام

‫ و من مي‌دونم تو کي هستي

‫ فکر کردم ايده خوبي باشه که ما

‫ قبل از مراسم ختم يه آتش‌بس ترتيب بديم

‫ من که حسابي خوردم

‫ داري جشن مي‌گيري که چند روز از جهنم اومدي بيرون؟

‫ ...آتش‌بس

‫ به افتخارش

‫ آره

This Town subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for This Town

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left