Die ersten 200 Zeilen.
زیرنویس از: « آرمان اسدی و امیر فرحناک »
قول میدم این دفعه گند نزنم
هوو
دو مظنون در صحنهی جرم دستگیر شدند و یک مظنون فرار کرد
...طبق گزارشهایی که در سال 1979
کوچولو خوب به نظر میاد
سلام، بابا، کی میاین خونه؟
سم، بهم گوش کن
نترسی، باشه؟
ولی نقشهی فرار اضطراری
،که تمرینش میکردیم میخوام بری آیپد رو برداری
و میخوام همین حالا از خونه بری بیرون
توی مکان سرّیمون میام به دیدنت
بابا، چه خبر شده؟ - !سم -
.سم، فقط بهم گوش کن واسه حرف زدن وقت نداریم
میخوام بری، خیلی خب؟
برو، همین حالا از خونه برو بیرون
همه چی روبراه میشه - خیلی خب -
مشکلی نداریم - باشه -
حال سم خوبه، حال ما خوبه
سریعتر برو، رالف، سریعتر برو
الان میریم، الان میریم
همه چی روبراه میشه - خیلی خب -
متاسفم. واقعا متاسفم
!یالا، موسی، زود باش
رالف، عجله کن، خواهش میکنم
خیلی خب
...سریعتر برو، رالف، سریعـ
،خیلی خب، چیزیش نمیشه چیزیش نمیشه، باشه؟
!همه چی روبراه میشه
!سال نو مبارک
رالف؟
جیپسی، هیچی نگو
احتمالا گند زدم
رالف، عجله کن
ممکنه یه مشکل حسابداری باشه
الان دیگه چیکار کردی؟
چیکار کردی؟
سر به سر جک گذاشتی؟
همونقدری که نشون میدی خنگی
میشه لطفا به جک زنگ بزنی و باهاش حرف بزنی؟
نمیتونم کاری به کار جک داشته باشم
.جیپسی، خواهش میکنم میخوام بهم کمک کنی
تو تنها کسی هستی که بهش گوش میکنه
خیلی خب
،خیلی خب، خیلی خب بهش زنگ میزنم
ممنون... ممنون، جیپسی، ممنون
!جاده رو رد کردی
!دور بزن
رالف؟
رالف؟
لعنتی
...نه
لعنتی، جک دهنمون رو سرویس میکنه، پسر
!باید اون آیپد رو پیدا کنیم
آیپدی اینجا نیست
یه کامپیوتر پیدا کردم، بیاین بریم
!بیاین گورمون رو از اینجا گم کنیم، یالا
تامی کی قراره بیاد اینجا
تا این گندکاری رو تمیز کنه؟
.جکه، وایسا هی، جک
لعنتی
تو روحش
هیس
!سم
نگاهم کن
فقط ساکت باش، باشه؟
باشه؟
هیس
هیس. ساکت بمون، خواهش میکنم
!بچه، بگیر بتمرگ
هردومون رو به کشتن میدی، فهمیدی؟
!بشین اونجا
عجب گیری کردیم
بیا گورمون رو گم کنیم
بجنب
خیلی خب، زود باش
.خونه رو گشتیم نه خبری از بچه هست و نه آیپد
خفهخون بگیر
،اگه پسره رو پیدا کنین آیپد رو هم پیدا میکنین
حله
همین الان داریم دنبالش میگردیم، جک
لاشی تلفن رو روم قطع کرد
شوخی نکن
کون لقش
کون لقش... کون لقش
بریم ببینیم جیپسی بچه رو دیده یا نه
!ای خدا
!جیپسی
ایول، اون گه سگه
جیپسی کی سگ گرفته؟
ایول، گه سگه
جیپسی کی سگ گرفته؟
همیشه این کار رو میکنه؟
نه
شانس آوردی
قصدشون کشتن سه نفر نبود، چهار نفر میخواستن
فهمیدن که تو رو نزدن
قراره بیان دنبالت بگردن
ازتون یه درس عبرت
برای کسایی که بخوان جک رو دور بزنن میسازن
بابام این کار رو کرد؟
...آره
نه
کدومش؟
بابات آدم خوبی بود
فقط بگیر بخواب، باشه؟
بنزین زدن بلدی؟
بیا اینجا
از حالا به بعد وظیفهات اینه
فکر کن همیاران همسفر هستیم
همیار یعنی چی؟
خب، یعنی هرکدوممون یه وظیفهای داریم
میرم واسه سفرت با اتوبوس یه گوشی برات بگیرم
یعنی تو من رو نمیرسونی؟
به ایستگاه اتوبوس میرسونمت
من یه زندگی دارم و باید نوشتن کتابم رو تموم کنم
موبایل دارین؟
قراره به خاطر کشتن خانوادهام قسر در برن؟
فعلا آره، سم
اونا آدمکشهای حرفهای هستن
هیچ ردی از کشتن خانوادهات به جا نمیذارن
برگ برندهات زنده موندنته، خب؟
مال من تموم کردن کتابم و رفتن به یه سفر دریاییه
تا حالا چند تا سفر دریایی رفتی؟
حدود 13 تا
من و بابام توی کشتی "کوئین مری"خوابیدیم
توی اون دریای بزرگ آبی بهترین خوابی بود که داشتم
هیچوقت فراموشش نمیکنم
کدوم دریا؟
دریای سنپدرو
هیچوقت نمیتونم این کارها رو با پدرم بکنم
درک میکنم
تو هم بابات رو از دست دادی؟
بذار فقط بگیم من خیلیها رو از دست دادم
یه گوشی برات گرفتم - ممنون -
آیپد بابات رو بیار بیرون
بیا عموت رو پیدا کنیم
خاخام استاین هستم
.سلام، آقای استاین... ببخشید خاخام
،نمیدونم چطوری بهتون بگم
ولی برادرتون کشته شده
کل خانواده به جز سم مردن
چطوری؟
الان نمیتونم وارد اون بحث بشم
.ولی برادرزادهاتون پیش منه میخوام بفرستمش پیشتون
مطمئن نیستم بتونم بچهی دیگهای رو بگیرم
خودم بچه دارم
عاشق بچههاست
میشه یه لحظه گوشی دستتون باشه؟
جنی، سلام
رؤسا فکر میکنن قراره کتاب پرفروشی باشه
دو هفته جلوت انداختن تا توی سه ماه اول سال کتابت منتشر بشه
بازنویسی چطور پیش میره؟
میشه بعدا بهت زنگ بزنم؟ بس کن
جیپسی، دو هفته واسه سه ماه اول سال
هی، خاخام - بله؟ -
آره، اون رو سوار اتوبوس بعدی به گرند فورکس میکنم
بهتون خبر میدم کی میرسه
نه، میشه یه مدتی نگهش داری
یکم زمان داشته باشم تا ببینم چیکار میتونم بکنم؟
آره، مطمئن میشم بهتون زنگ بزنه
و بگه سوار کدوم اتوبوسه
...آه
اون من رو نمیخواد - معلومه که میخواد -
ببین، من یه رقاص بازنشستهام، خب؟
شخص خوبی واسه یه بچه نیستم
نمیتونم یه بچه داشته باشم
گوش کن، نمیگم که بچه رو نمیخوام
فقط میگم یکم زمان واسه آماده شدن لازم دارم
فکر میکنی وقتی خانوادهاش جلوش سلاخی شدن
واسه آماده شدن زمان داشت؟
!بهت پیام میدم سوار کدوم اتوبوس میشه... لعنتی
!هی، بچه! وایسا... وایسا
!وایسا، دست نگه دار
ولم کن
اون من رو نمیخواد
هیچکس من رو نمیخواد
معلومه که تو رو میخواد، هیجانزدهاس
فقط اول باید واسه پدرت سوگواری بکنه
باشه؟
و دیگه فرار نکن
بجنب، حواست باشه
بیا، این رو بگیر
!وایسا
وایسا، خودم میتونم تنهایی از خودم مراقبت کنم
بس کن، ولم کن
تو که به هر حال من رو نمیخوای
بپر بالا
حالا دیگه هیچکس اون جنازهها رو پیدا نمیکنه
کون لق این بچه
یه بچه و یه سگ کوفتی لازم ندارم، خیلی خب؟
قول میدم بچهی خوبی باشم
امنتره که از جادهی فرعی ببرمت پیش عموت
اسمش موسی هستش
اسم باحالیه، سم
منحصر به فرد و مذهبیه
میدونی، مجبور نیستی که دروغ بگی
بلد نیستم با بچهها وقت بگذرونم، خب؟
ولی چیزیت نمیشه، قول میدم
No comments yet. Be the first to leave one.