Die ersten 200 Zeilen.
روز بخير
...امروز، اول جولاي 2014
...در ساعت 6 صبح
...ما اولين فرودگاه در دنيا هستيم که
مبحث مناقشهاي که در هفت سال گذشته در جريان بوده
همچنان در حال شدت گيري مي باشد
اعتراضات از جانب گروههاي طرفدار محيط زيست و چندين کشور در حال توسعه، ادامه دارد
گفته ميشود که گاز "سو7" دليل اصلي گرمي زمين ميباشد
و ما شاهدينش هستيم
رهبران ميگويند که گرمي زمين ديگر قابل چشم پوشي نيست
"امروز، 79 کشور پروژهي پخش گاز "سو7
در لايه هاي بالايي جو زمين را شروع ميکنند
و به طور غافلگير کننده اي ميانگين دماي جهاني را پايين مي آورند
طبق گفته ي محققين
فقط يک روز تا
پايين آوردن ميانگين دماي جهاني
"توسط خنک کنندههاي مصنوعي "سو7 به حدي که ديگر قابل کنترل نباشد فاصله مي باشد
راهحلي انقلابي براي گرماي زمين
Arian Drama : مترجم
"اندکي بعد از پخش گاز "سو7 يخبندان شد و حيات از بين رفت
معدود کساني که سوار اين کشتي نوحِ سريعالسير شدند
تنها باقيماندههاي بشر هستند
بررسي قبل خواب
17سال بعد، 2031 بعد از ميلاد
خيلي خب، صف به صف
همه بشينن
...يک، دو، سه ...چهار، پنج، شيش
ادامه بدين
واي نستين
هي تو، بشين
کرتيس" بشين"
بشين
!گفتم بشين
چه غلطي ميکني؟ - ميشمارم -
نميتوني بشيني و بشماري؟ ميخواي تير بخوري؟ ديوونه اي واقعا
خفه شو "ادگار". دارم فکر ميکنم
اينجا ويولننواز حرفه اي هست؟
دستاتون رو ببرين بالا
ويولننواز
بلندشين بياين جلو
بياين غذاهاتون رو بردارين
...ويولننواز دارن عشق و حال ميکنن
اون حرومزادهها توي واگنهاي جلويي فکر ميکنن صاحب ما هستن
شام استيک ميخورن و به صداي ويولن گوش ميکنن
وقتي ما برسيم اونجا اوضاع تغيير ميکنه
من استيک ميخوام
ببخشيد آقا
من و همسرم توي ارکستر سمفوني بوستون ويولن مي زديم
من نوازنده رديف اول بودم
هنوزم ميتوني بزني؟
معلومه، آدم هيچوقت فراموش نميکنه
دستاتون رو نشونم بدين
تو بيا دنبالم
وسايلت رو بذار همينجا بمونن فقط دستات رو لازم داريم
جفتمون؟
نه جفت دستات
زنم خيلي زيبا ويولن ميزنه حتي بهتر از من
اونا فقط يه نفر لازم دارن
پس منم نميرم
...دوريس، دوريس
همه بشينن
بشينين
...نميتونن همينطوري - بشين -
حرومزادههاي عوضي
الان وقتش نيست
پس کي وقتشه؟
به زودي
دوريس
برميگردم دوريس چيزي نيست
برميگردم
استيک چه مزهايه؟
من يه بار خوردمش ولي ديگه يادم نمياد
اگه يادت نمياد پس بهتره که فراموشش کني
وقتي پخته بشه چه بويي ميده؟
بايد بوش همه جا رو بگيره
کورتيس
همينه؟ - نه اين نيستش -
شرمنده
!کورتيس، اينطرف
!تيمبو
حالت چطوره رفيق؟
بزن قدش
گوش کن
من به اون قالب پروتئينت نياز دارم
نظرت چيه که مال تو رو با مال خودم عوض کنيم؟
نه
استعداد معامله کردنت حرف نداره کورتيس ...بيا اينو بگير و اونو بده من
...آروم باش بيا اينجا تيمي
خيلي خب
من يه نظري دارم
من هم اين و هم اون يکي رو در ازاي اين بهت ميدم
نظرت چيه؟ - نه -
برو بگيرش
!تيمي
تيموتي، مامانت يه اردنگي خفن بهت ميزنه
کجا رفت؟
هي بيا اينجا. بدش به من
سلام حالت چطوره؟
تيمي! اذيت نکن ديگه
ادگار، چرا گذاشتي بره اون بالا؟
من نذاشتم که. خودش رفت اون بالا خيلي فرزه
پنج سالشه - يه پنج سالهي خيلي فرزه -
تيمي، عزيزم بيا پايين
بيا اينجا
در عوضش چي ميخواي؟
توي کل قطار؟
توي کل قطار
توپ
توپ؟ نه
نه، شرمنده از پسش بر نميام
آره، توپ در ازاي اين
قبوله
کورتيس. وقتش رسيده؟
هنوز نه تانيا. ولي به زودي
کاغذ قرمز؟
آره. همونيه که منتظرش بوديم
جاسوسمون يه اسم بهمون داده
...ن، آ، م
نام کونگ مين سو
متخصص کاراي امنيتيه الان توي بخش زندانه
صبرکن، شوخي ميکني؟ افتاده تو زندان؟
برو بيرون
...فقط دارم ميگم اينطوري نميشه که
ادگار
فقط ميگم اگه اين يارو اينقدر توي کاراي امنيتي تخصص داره
چرا نميتونه خودش از زندان فرار کنه؟ - کافيه! برو -
بريم تيم
يالا، بزن بريم
ادگار فقط ميخواد کمک کنه
خيلي برات ارزش قائله
نبايد اينطوري من رو ستايش بکنه من اوني نيستم که فکر ميکنه
تو بهتريني
خيلي خب، ما اينجاييم
بخش نهايي، بخش قرنطينه، بخش زندان
دروازه، دروازه، دروازه
به مدت چهار ثانيه تمام سه دروازه همزمان باز هستن
چهار ثانيه وقت داريم اين سه تا دروازه رو رد و "نام" رو آزاد کنيم
بعدش "نام" ما رو تا بقيهي راه هدايت ميکنه
سرنوشت ما توي دستاي اين آدمه
آره
اگه باهامون همکاري کنه ميتونه تا جلوي قطار ما رو ببره
بخش ابتدايي؟
آره
از همينجا مستقيم تا جلوي قطار
يک ضرب
کنترل موتور دستمون بيوفته همه چيز مال ما ميشه
بدون موتور، هيچي نداريم
تمام انقلاب هاي قبلي به اين خاطر شکست خوردن که نتونستن موتور رو فتح کنن
منظورت چيه؟
اين بار ما موتور رو ميگيريم
بعدش چي؟
مي کشيمشون
ويلفورد؟
تو بايد قطار رو هدايت کني، نه ويلفورد
من فقط سايهي سايهي قديمي خودم هستم
دوران من چند دهه پيش تموم شد
گيليام چند سالشه؟
خفه شو ادگار
نميگم که من ميخوام بيوفته بميره
منظورم اينه که بالاخره يه روزي مي ميره
و وقتي اين اتفاق بيوفته تو بايد مسئوليت رو به عهده بگيري
تو بايد قطار رو مديريت کني
من رهبر نيستم
من که مطمئن نيستم
به نظر من که يه رهبر عالي ميشدي
ادگار
تا چند وقت قبل رو ميتوني به خاطر بياري؟
نميدونم. مثلا چي؟
مامانت رو به خاطر مياري؟
...يه چهره رو به خاطر ميارم
اونم تازه هر از گاهي
ولي واضح نيستش
همگي سر جاهاشون بمونن
همه سرجاهاشون بمونن
تکون نخورين
بازرسي پزشکي. فقط بچه ها - همه ي بچه ها همراهم بيان -
فقط يه بررسي پزشکيه
کارتون خوبه
همه ي بچه ها اينجا
تو هم همينطور - خيلي خب، بيا -
وايستين عقب خانم وايستين عقب
خيلي خب، يکي ديگه
بيا
بايد بري
فقط يه بررسي پزشکيه شما همينجا بمون
يالا، خودشه. همراه بقيه بيا
برو بررسي بکن
تکون نخور - !فرار کن تيمي -
!تيمي
!اون بچشه
!اندي
پسرم رو پس بدين
!پسرم رو پس بده هرزهي عوضي
!اندي
براي من کفششو پرتاب ميکنه
!تيمي
در اين ارتفاع، ما فقط هفت دقيقه نياز داريم
هفت دقيقه ميتونيد سخنراني کنيد
اين واقعا نااميد کنندهست
،اين کارا لازم نيست فقط 7 دقيقه وقت داريم
No comments yet. Be the first to leave one.