De første 200 linjer.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
حرومزاده!
همه چیز روبراهه، افسر؟
جابجا میشم.
قرارداد اجارم رو فسخ کردم. صاحبخونه داره اذیتم میکنه.
چقدر اونجا زندگی کردی؟
اووه، دو ماه.
واقعاً جا افتاده بودی، نه؟
حس بدی داشتم.
چند تا خونه عوض کردی؟
چی؟ کلاً؟
آره.
بیست و دو تا، کم و بیش.
همه شون حس بد داشتن؟
این حرف یه جورایی زیرپوستی بودا!
آره، زیاد جابهجا میشم. نه، مشکل از من نیست.
وقتی میگم حس بد، منظورم اینه که،
حس سوسک وار!
سوسکایی به اندازه موش. جیرجیرم میکنن.
و... مدرکی ندارم،
ولی مطمئنم صاحبخونه وقتی نیستم،
کشوی لباس زیرامو زیر و رو کرده.
هوم.
چطور میتونم بهت کمک کنم این مرد رو نابود کنی؟
- خودم درستش میکنم. - مطمئنی؟
یه وکیل مستأجر دارم که یه چیزی بهم بدهکاره.
میتونم گشت رو بفرستم به جرم ورود غیرقانونی بگیرنش.
خودم درستش میکنم.
میتونم شوهرمو بفرستم اونجا
تا درباره قوانین آتشنشانی باهاش گپ بزنه.
باشه.
چند روز دیگه میبینمت.
میدونم.
الان؟
همین حالا؟
باشه، یه جوری درستش میکنم.
دانته، ایمانی هست؟
آره، تو رختکنه. چیزی لازم داری؟
نه، خوبم.
ایمانی؟
گروهبان؟
صبح بخیر.
بیا، اینور.
کمربند خدمتی و جلیقتو بردار.
خب، چه خبره؟ چیکار قراره کنیم؟
یه اطلاعیه تازه اومده.
برای آزمون دوباره اسلحه برنامهریزی شدی.
منم همینطور.
چند هفته هست عقبم.
دارن حسابی گیر میدن.
صبر کن، یعنی الان؟
آره.
میری منطقه یک؟
این دیگه چیه؟
از یه پرونده هست؟
کی اینو فرستاده؟
بگو کِی باید سوال پرسیدنو قطع کنم.
چرا اینو زیر شیشه ماشینت گذاشتن؟
حالت خوبه؟
خب، میتونم بپرسم کی داره اذیتت میکنه
برای آزمون دوباره ات؟
فرمانده دولین.
فکر میکردم فقط تو بازرسی داخلیه.
آره، ظاهراً همهجا هست.
واحدهای منطقه اول،
تماس هایی درباره سرقت مسلحانه در حال انجام داریم.
خیابون استیت و واباش.
کوچه پشت بانک سنترال تراست.
تماسگیرنده میگه یه مرد سفیدپوست، سی و چندساله،
با اسلحه به یه مرد حمله کرده و با پای پیاده فرار کرده.
5021، ما رو در حال پاسخگویی نگه دار.
- چند تا بلوک نزدیکتریم. - دریافت شد.
دانته، اونجا باهامون ملاقات کن.
دریافت شد، گروهبان.
اونجاست، بانک.
آره، میبینمش.
توی اون کوچه.
5021 یونیون، تو صحنه هست، تماس معتبره.
ماشینا رو بفرستید و به پلیس شیکاگو بگید یه نفر زخمیه.
پلیس شیکاگو، من گروهبان وویت هستم.
کسی هنوز تو کوچه هست؟
نه.
باشه.
میتونی بگی چی شد؟
آقا، صدامو میشنوی؟
شوهرم تازه از دستگاه خودپرداز پول گرفته بود،
یه مرد شروع کرد دنبالمون کردن.
- هی. - قیافش چیجوری بود؟
- اون کیفو بنداز برام. - اوه، یه مرد سفیدپوست.
موهای تیره و فرفری.
یه... کاپشن قرمز تنش بود.
با خودش غرغر میکرد.
بعد یهو دیدم تفنگ گذاشت پشت گردن تام،
و مارو کشوند اینجا.
هی، خیلی خوب داری توضیح میدی. میتونی... ادامه بدی؟
میتونی بگی قدش چقدر بود؟
چاق بود، لاغر بود؟
- آره، قدبلند بود. - باشه.
پول خواست، تام هم بهش پول داد.
من ساعتمو بهش دادم. هر چی گفت انجام دادم.
بعد یهو انگار قاطی کرد،
مثل یه حیوون به تام حمله کرد.
هی... هی با تفنگش به دستای تام میزد،
میتونستم صدای شکستن استخونای تام رو بشنوم.
هی، باشه.
میبرمش بیمارستان.
الان هر دوتاتون در امانید. میشنوی؟
- اسمت چیه؟ - تارا.
تارا، یادته صداش چجوری بود؟
لهجه داشت؟
فکر نکنم.
ولی وقتی دست از آزار تام برداشت، این...
دیوونهوار به نظر میاد، ولی گفت: «ببخشید.»
- معذرتخواهی کرد؟ - آره، فکر کنم.
باشه. کدوم ور رفت؟
اونور.
سوار یه شاسیبلند جی ام سی شد و گازشو گرفت.
باشه، خوبه.
یادت میاد رنگش چی بود؟
شماره پلاکش چی؟
آه، درسته، درسته.
یه عکس گرفتم.
باشه، خوبه، خوبه.
5021 یونیون، تو صحنه سرقت خیابون استیت هستم.
فرد تحت تعقیب برای سرقت، یه مرد سفیدپوسته.
موهای تیره و فرفری.
قد و وزن نامعلوم. کاپشن قرمز.
به سمت جنوب تو یه جی ام سی ترِین نقرهای فرار کرد.
پلاک: جورج-آدام-هشت صفر-یونیون-هفت-نه.
اون جی ام سی تازه از بریج پورت دزدیده شده.
دانته، از دوربینای خودپرداز شروع کن.
شاید مجرمو گرفته باشه.
دریافت شد.
واحدهای منطقه اول و تمام شهر،
یه سرقت مسلحانه در جریانه.
خیابون هفدهم و استیت، پمپ بنزین.
مجرم یه مرد سفیدپوست، سی و چندساله، کاپشن قرمز.
این همون یاروئه.
بزن بریم.
5021، دریافت کردیم.
این همون مجرمیه که برای این یکی تحت تعقیبه.
داریم میریم. باشه.
افسر، صحنه رو بگیر. حالا مال توئه.
- بزن بریم، بزن بریم. - دریافت شد، گروهبان.
پلیس شیکاگو قسمت چهارم
افسرها!
- پلیس شیکاگو! نجنب! - افسر!
من نیستم! من نیستم! شلیک نکن!
اون توئه، اون تو.
خیلی... خیلی بده.
مجرم هنوز اون توئه؟
نمیدونم. خیلی... بده.
اونور برو که امنتره!
دانته.
برو.
پلیس شیکاگو!
یه نفر زخمیه.
گرفتمش.
هنوز زنده هست.
5021 یونیون، آمبولانس بفرستید.
لطفاً کمکم کن.
یه قربانی بیهوشه.
با یه بطری شیشهای کتک خورده.
ترکش تو گردنش داره.
دریافت شد.
کمک.
- آمبولانس تو راهه. - کمکم کن.
- هی، آقا. - کمک.
لطفاً کمکم کن.
- باشه، آمبولانس داره میاد. - لطفاً کمکم کن.
باشه. کی این کارو باهات کرد؟
- یه مرد سفیدپوست. - باشه.
سی و چندساله.
صندوق رو خالی کرد.
تفنگشو روم گرفت وقتی داشت پولا رو برمیداشت.
بهم گفت همونجا بمونم.
منم لعنتی همونجا موندم.
- زنم... - نه، نه، نه. همونجا بمون.
زنم، رینا، اون بیرونه.
- باشه، باشه. - اون بیرونه.
دانته، تو ببرش. بذار زنشو ببینه.
ایمانی، ادامه بده، بگرد.
باهام بمون.
عقبم بمون.
- اون ماشینشه، همونه. - اون؟
آره. رینا!
نه. نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه.
رینا، کجایی؟
- هی، اون... اون اون زنه رو برد! - رینا!
- چیه؟ - داشتم با دوچرخه رد میشدم.
هی، بهش دست نزن.
دست نزن... دست نزن. دور وایستا. مدرکه.
داشتم با دوچرخه رد میشدم.
- یه سفیدپوست دیدم که دوید بیرون. - هی، هی!
بیا اینجا، بیا. همونجا. چی بود؟
یه تفنگ و یه کیسه پر پول داشت.
اون زنه رو کشید تو یه شاسیبلند گنده و گازشو گرفت.
هی، حالا اینجا پاکسازی شده. صحنه رو امن کن.
اونور.
No comments yet. Be the first to leave one.