De første 200 linjer.
خيلي سردمــه
چرا انقدر سردـه؟
"رايلی"
"مگنوس"
با من بيا
دخترهی احمق
بهت گفته بودم که اين اتفاق ميافته
متأسفم
تمام عمرت رو در حال معذرت خواهی بودی
ديگه مجبور نيستی
...بله
همينجا ميميری
چی؟ چی؟ چيه "نائومی"؟
.اونا میدونن "رایلی" چیه .میخوان اونو کالبدشکافی کنن
.میخوان اونو مثل "بولجر" کنن .باید یه کاری کنیم
چی...؟
اطلاعات ميخوايم
.باید بفهمیم "بی.پی.او" باخبر شده یا نه .کسی تشخیص داده یا نه
تو یه چشم بهم زدن ميتونم بيمارستان رو هک کنم
ولي هيچ وسيله اي ندارم همه رو ازم گرفتند
نميتوني از کدهاي پلیس يا يه چيزي استفاده کني و بهشون زنگ بزني؟
همون پليســه است؟ - آره -
فعلا از کار معلق شدم
عاليه - چي؟ -
معلق شده - عاليه -
چيکار کنيم؟
من ...اگه من بودم جواب نميدادم
کسي که دنبال يه فراريــه اينجوري در نميزنه
باگ"؟"
سلام خوشگلا
باگ" اينجا چيکار ميکني؟"
مأموراي اف.بی.آی خيلي خنده دارن ميدوني که
همه ي اون پولا رو خرج محافظت از چيزايي کردن که هيچکس بهشون اهميتي نميده
و بعدش اطلاعات واقعی رو ول کردن و چسبیدن به دروغ های اطرافشون
مثل این نوشته ی روی یخچال
مثلا وقتی تجهیزات الکترونیکی ،غیرقانونی رو مصادره کردن
... توی یه سایت فهرست شد
.که برای آدمی مثل من، حکم لیست خرید داره
.پس ... ممنون عزیزم
پس وقتی دیدم دقیقا همون چیزایی ،که بهت فروختم، لیست شده
.خب ... "باگ" فهمید یه جای کار میلنگه
"اوه ... من هیچ پولی ندارم که بهت بدم "باگ
.برای پول نیومدم
"اگه بخاطر تو نبود هنوز تو هلفدونی بودم "مایک
."منظورم "نائومی" بود. "نائومی
...ببین، نمیدونم خودتو درگیر چه مبارزهای کردی ولی
خوب میدونم ... بدون گلوله توی .اسلحهات، نمیتونی مبارزه کنی
... پس
.اسلحهات رو پر شده بدون
... اوه
سلام شریک. چه خبر؟
.فکر کنم قرار بود فردا شروع بکار کنیم
... درسته. ولی ،یه کاری رو باید انجام بدم
.و میخواستم یه لطف در حقم کنی
این کیه؟
.سلام خانوم خوشگله. من "جلا" هستم اسمت چیه؟
.من "آموندی کاباکا" هستم ."از دیدنتون خوشوقتم آقای "جلا
.امیدوار بودم اینجا پیش تو بمونه
.فکر کنم یه نفر دیگه بعدا میاد دنبالش
تو کجا میری؟
... اگه خیلی دیر شد
.این شماره معلم زبان فرانسه ـشه
.اون میدونه چیکار کنه
کافیوس" ... کجا میری؟"
.باید یه حساب رو تسویه کنم
برمیگردی، مگه نه؟
.ون دام" همیشه برمیگرده"
."مراقبش باش "جلا
.حتما
."هی "ون دام
.فردا میبینمت
دکترا میگن این یه معجزهست .که پدر هنوز زنده است
: نمیدونم کدوم یکی بیشتر پدرم رو ناراحت میکنه
،اینکه آدمای متعصب قصد جونش کردن
.یا اینکه یه خدا بابت نجاتش اعتبار پیدا کنه
مادرت چطوره؟
... هر چقدر پدرم بهتر میشه، اونم متقاعد میشه .که بخاطر دوباره شروع کردن عبادت، این بهبودی حاصل شده
.میخواد با تو به معبد بره
... راجان؟ میدونم که میخوای برگردی بیمارستان
.راستش خوبه یه هوایی بخورم
.پس ازت ممنونم
البته یکم نگرانم بابت اینکه
.درباره چی میخواستی صحبت کنی
درباره ... چیزی بود که موقع بازجویی به پلیس نگفتم
.درباره حمله به پدرت
.این موضوع هیچ ربطی به اون اتفاق نداشت .یه مسئله ... خصوصی بود
.به همین خاطر، احساس کردم فقط باید به تو بگم
.پدرت نمیخواست ازدواج ما سر بگیره
بهم گفت نظرش عوض شده و ،ازم خواست جواب منفی بهت بدم
.برای صلاح خودت
.فکر میکرد که ما مناسب هم نیستیم
تو چی گفتی؟
.وقت نبود که چیزی بگم
چقدر برات سخت بوده که این .موضوع رو تو خودت بریزی
.فکر کردم دونستن این مسئله برات مهمه
: یه زن پَست تر اینطور میگفت که ،پدرت برامون آرزوی سلامتی کرد"
... و میخواست تحت هر شرایطی با هم ازدواج کنیم
".و موافقت خودش رو اعلام کرد
.و من میفهمیدم که داره دروغ میگه
تو میدونستی که پدرت مخالف ازدواجـمونه؟
.البته که میدونستم
پس من برات همچین چیزی بودم؟
یه عمل طغیان گرانه در برابر پدرت؟ - اصلاً -
.من حقیقت رو بهت گفتم
شاید این قضیه یکم مجذوب شدنم .به تو رو بیشتر کرد
ولی این هیچ ربطی نداره به اینکه .چرا ازت درخواست ازدواج کردم
،میخوام باهام ازدواج کنی ،نه بخاطر موافقت یا مخالفت هیچ کس
،بخاطر اینکه دوسِت دارم ... بهت اعتماد دارم
و نمیتونم هیچ زندگی بهتر از اینکه .با تو زندگی کنم رو تصور کنم
... حالا فقط میخوام بدونم
،بعد از تمام این اتفاقا هنوزم میخوای باهام ازدواج کنی؟
،خیلهخب، درستش کردم. حالا هرگونه اطلاعات درخواست استرداد مجرم یا آزمایش
با اسم "رایلی" ثبت بشه، از دید .کامپیوترهای دیگه "اسپم" تلقی میشه
.عالیه. پس جاش امنه
فکر کنم اگه میدونستن، اونو به .یه جای امن تر جابجا میکردن
.مثل کاری که با من کردن
.پدر بیچارهش - .آره -
.تمام مدت اونجا بود
حالش چطوره؟
... ـه ICU هنوز تو .ولی تنها نیست
!"مرد باهوشی هستی "ون دام
.بیا بیرون
!خالیه
کجاست؟
آموندی". کدوم گوریه؟"
.اون هیچ ربطی به این ماجرا نداره
!چرت نگو
.اون دختر کاباکا ـه
.اون فقط یه بچه است
.کاباکا خواهر منو کشت
،من اینجام چون تو با من دعوا داری
.نه با مادرم و نه یه بچه
... بیا حسابمون رو تسویه کنیم
.مثل مَرد
مثل مَرد؟
!مثل مَرد؟
!مثل مَرد؟
!مثل مَرد
.تو خیلی خندهداری
."ازت خوشم میاد "ون دام
!بیا
!راه بیفت
.ملاقاتی داری
... سان
!دست نزن
... خواهر
.خوشحالم میبینمت
اینجا چیکار داری "جونگ-کی"؟
.گفتنش آسون نیست
.دیشب بابا خیلی ناراحت بود
.مشروب میخورد
.میدونی که چطوری میشه
.بهش گفتم بره خونه
.گفت نمیتونه
گفت که باعث سرشکستگیه، لیاقت .هیچ خونهای رو نداره و حقش مرگه
.دیگه نمیتونستم به حرفش گوش کنم
.رفتم
.ایکاش نمیرفتم، ولی رفتم
.باید با این اشتباه زندگی کنم
.امروز صبح جلسه داشتیم
.سر و کلهاش پیدا نشد
.به همه گفتم دنبالش بگردن
... موقع نهار .پلیس اومد
.پیداش کردن
.تو ماشینش بود
.یه شلنگ از اگزوز داخل ماشین کشیده شده بود
.ولی پلیس در اشتباهه
.اون خودشو نکشت
.شرم" اونو کشت"
.مثل یجور سرطان
.شرم پدر ما رو کشت
سان" ... ما نباید خودمون رو سرزنش کنیم، خب؟"
.کاری که شده فراتر از کنترل ما بود
.ولی نمیخواستم اینو از یه نفر دیگه بشنوی
.به همین خاطر باید خودم میومدم
.واقعا متاسفم
.لااقل ... هنوز همدیگه رو داریم
.تو کشتیش
.تو ... کشتیش
.سان" .. میدونم این ضربه سنگینیه"
اون میخواست حقیقت رو به دادگاه بگه
،پس باید جلوش رو میگرفتی .چون از زندان میترسی
... "سان"
حرفی نزن که ازش پشیمون بشی
.پلیس گفت خودکشی بوده
.تو پدرمون رو کشتی
.من اصلا نزدیکش نبودم
.خیلهخب
.معلومه که ناراحتی
!کمک
!هی! هی - !کمک -
.منو ببین
!"منو ببین "جونگ-کی
.میدونم چیکار کردی
.تاوان پس میدی
!قسم میخورم
!ابر قدرت
!اون بزغاله رو بیارین
قصدمون این بود که ... آموزشش بدیم ولی این کلمه معمولا برای آموزش حیوانات بکار میره = house-train
No comments yet. Be the first to leave one.