Stage Door

Stage Door

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

1937 Stage Door VOEN-persian
En kommentar af alireza tavasol
The first complete translation of the film from Tima Group.. t.me/timagroupfilm لعنت بر پدر و مادر ک.. که اسم مترجم ما را پاک و اسم خود یا سایت خود را جایگزینش کند ....

Tags

other
Udgivet den: 2025-05-16
Downloads: 42
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

باید حتماً این کارو بکنی؟

یه کم آروم‌تر!

اون مشتری رو راه بنداز، هتی.

اگه برای منه، بگو هستم.

تلفنه، زنگ می‌زنه

و می‌خونه ترا لا

الو؟

برای منه؟

نمی‌دونم. خانم جودی؟

خانم جودی

برای توئه، جودی.

هوم؟ اوه.

الو. سلام عفریته‌ها!

ببین مامانم از لوییزیانا چی فرستاده برام.

چیه اینا؟

پیکن (گردوی آمریکاییه).

پیکن؟ هوم. بازش کنیم ببینیم.

شاید توش یه چِک باشه!

قرار داشتم،

ولی فک کنم می‌تونم بی‌خیالش شم.

آره، یه دختر پیدا می‌کنم.

کی؟ کجاست؟

اوه. نه تو یکی!

بدو، درشون بیار!

با منی واقعاً؟

شنیدی چی گفتم.

اون جورابا رو دربیار، وگرنه خودم درمیارم،

با یه تیکه از پوستت! چی می‌گی آخه؟

یالا، درشون بیار! ولی اون جورابا مال منه!

نه که نیست! اگه فکر می‌کنی

من ناهارمو نمی‌خورم

که واسه تو جوراب بخرم، دیوانه‌ای!

به هر حال یه جفت بدهکارمی!

اوه خانم اورکات، لیندا داره لخت می‌شه!

برو خیابون، جمعیت بیشتری جمع می‌کنی!

چرا نصف‌شون نمی‌کنید؟ یکی واسه تو، یکی واسه اون!

از این به بعد یا جورابای خودتو بپوش

یا پاپتی برو بیرون!

جاهایی که میری

فرقی نمی‌کنه پابرهنه باشی یا نه!

چه خبره اینجا؟

تو مهمون‌خونه‌ی بازیگرها کار می‌کنی

یا باشگاه بدنسازی؟!

چی شده اینجا؟!

می‌گه جوراب خودمو دزدیدم!

آخرین جفت جورابمو ازم کش رفته!

خب دیگه، با این آدمایی که داری داری نهایت تلاشتو می‌کنی!

دیگه نمی‌ذارم این دختره‌ی خیابون‌گرد به‌م توهین کنه!

تو خیابون‌گردی؟ خودتی!

نمی‌ذارم همچین چیزایی

تو خونه‌ی من اتفاق بیفته!

کاش یه راهی پیدا می‌کردین

مشکلاتتونو حل کنین.

یه جوری بزنمش

که گوشاش بچسبه پشت سرش!

بیا ببینم جرئتشو داری یا نه!

خب، پاشو بیا پایین دیگه!

اگه پولم بدی دیگه با این یکی هم‌اتاق نمی‌مونم!

عالیه! بهترین خبری بود که امسال شنیدم!

همین الان می‌رم پیش مدلین.

وقت زیادی نمی‌بره!

آخه کل دار و ندارت هم رو تنتی دیگه!

یکی بالا می‌ره، یکی می‌افته پایین...

وقتی این دعوای کافه‌ای تموم شد...

و من برگشتم اتاقم،

تنها چیزی که نباید اون‌جا باشه، تویی!

الو! دعوا شده؟ نه بابا به خدا!

توی کلوب فوت‌لایتز؟

اینجا که هیچ‌وقت چیزی هیجان‌انگیز نمی‌شه.

ساعت ۸؟ معلومه که میام. خدافظ.

می‌دونستم. می‌دونستم!

حدسم درست بود!

قرار می‌خوای بری؟

هوم؟

می‌گم، دوست داری بری قرار؟

باز با همون کارگرای چوب‌بری؟

باید معذرت بخوام

که تو سیاتل به دنیا اومدم؟

خب آخه اون چندتای آخری که باهاشون بیرون رفتیم،

خودشون چوبی بودن، مخصوصاً پاهاشون!

باشه، بمون اینجا

و بازم خودتو با خورش بره خفه کن!

هی پت، تو قرار می‌خوای؟

وایسا ببینم، شام داره یا نه؟

آره.

خب چرا همون اول نگفتی شام داره؟

این خورش بره

شب‌ها مجبورم کرده گوسفند بشمارم!

جالبه، فقط وقتی پای غذا وسطه

با دوستای من مشکلی نداری!

خب وقتی نشستی سر میز،

کسی نمی‌تونه پا تو لگد کنه!

و می‌تونی یه بارم که شده

یه کم مؤدب‌تر رفتار کنی!

من بی‌احترامی کنم به کارگر چوب‌بری؟!

اصلاً فکرشم مسخره‌س!

لباس رسمی بپوشیم؟

فکر کنم آره. معمولاً این‌طوری می‌ریم.

باشه عزیزم، منم میام.

مگه منو نمی‌شناسی؟ —

دل‌بَری واسه کارگرای چوب‌بری! اهم اهم.

ماشین آقای پاول منتظر خانم شاوه.

بهش می‌گم.

مرسی.

واسه لینداست؟ ماشین آقای پاول؟

صبر کن، من خودم کبوتر نامه‌بر می‌شم!

اوه لیندا! ماشین آقای پاول اومده!

خودِ آقای پاول نیومده! فقط ماشینشه!

به‌به، چه آرامش و صفایی داریم اینجا!

کسی دو تا دهاتیِ

خسته‌ی تیرولی نمی‌خواد؟

من دو تا می‌خوام، با نون تُست!

من خشکشو ترجیح می‌دم!

نمایشِ بعدازظهر چطور بود؟

خیلی خودمونی! صد نفر رو صحنه بودیم

و پنجاه نفر توی سالن!

خب، پس جمعیت‌تونو دو برابر کرده بودین!

کل ماجرا حالمو بد کرد.

از چی حالت بد شد؟

پنج هفته تمرین، دو هفته حقوق!

چی شده؟ می‌خوان نمایشو تعطیل کنن؟

مثل صدفِ خسته داره می‌بنده!

چه حیف!

اوه، واقعاً بد شد.

خب دیگه، بیاین همه بریم کمک‌هزینه بگیریم، خلاص شیم!

اون دیگه چیه؟

موش‌ها.

تو اصلاً چطور اومدی تو؟

نترکی یه وقت!

چی گفتی؟

ما ماهی نمی‌خوایم!

برو از اون یکی در بیا!

نمی‌تونی بخونی؟

شنیدی چی گفت؟ یه نمایش دیگه تعطیل شد.

آره، اگه همین‌طور ادامه بدن،

می‌تونیم بریم تو انبار دکور زندگی کنیم!

دقیقاً!

هَتی، موش‌ها برگشتن!

تاکسی، نرو که!

چند تا در داره اینجا آخه؟

خب، یه در مخفی داریم، یه در مخصوص سیگار، یکی هم برای تف‌دون!

چند تا در می‌خوای دیگه؟

من فقط یه سوال مودبانه پرسیدم!

می‌خواستین خانم اُرکات رو ببینین؟

می‌خوام هر کسی که مسئول اقامت‌هاست رو ببینم،

هر کی که باشه!

در مورد جا گرفتن می‌خوام صحبت کنم.

هتی، امروز کدوم نگهبان شیفته‌ست؟

ظاهراً آدم بامزه‌ای هستی.

خب، اگه اون‌ور بشینی،

می‌رم خانم اورکاتو بیارم. توی آشپزخونه‌ست.

مرسی. تشکر.

اگه خانومای محترم اجازه بدن،

من سگ‌های شکاری رو

می‌برم یه چرخی تو پارک بزنن!

اوه، لازم به یادآوریه

که ماشین آقای پاول بیرون منتظره!

دفعه‌ی بعد یه کم بلندتر بگو،

که کل ساختمون بشنون!

اوه ببخشید،

فراموش کردم پیر و کَری!

اگه یه کم احترام به بزرگ‌ترات می‌ذاشتی،

شاید یه روزی آقای پاول ماشینش رو برات می‌فرستاد!

آخ جون، لحظه‌شو نمی‌تونم صبر کنم!

البته احتمالاً تا نگات کنه،

برمی‌گردونتت سر جات،

ولی خب، همچین چیزایی قابل پیش‌بینیه! ـ واقعاً که؟!

می‌دونی چیه؟ فکر کنم می‌تونم با راننده‌ی آقای پاول جفتت کنم!

راننده‌شم ماشین خوبی داره، ها!

آره، ولی شنیدم راننده‌ی آقای پاول

به اندازه‌ی خودِ پاول با اون ماشینش جلو نمی‌ره!

حتی راننده هم باید یه انگیزه‌ای داشته باشه دیگه!

خب، خودت بهتر می‌دونی!

امیدوارم امشبم از خورش بره‌ت لذت ببری!

منم به یادت هستم

وقتی دارم قرقاولِ بورگوندی می‌خورم!

بورگوندی؟! اوه دخترا گوش بدین!

شایدم کاسروله! دقیق نمی‌دونم راستش.

فقط مواظب باش استخونا رو نخوری

که ضایع نشی!

می‌خواستین با من صحبت کنین؟

اینجا مهمون‌خونه‌ی تئاتریه، درسته؟

از بهترین مهمون‌خونه‌های تئاتری حساب می‌شه.

راستش یه لحظه شک کردم!

شما مسئول جا و اقامت هستین؟

اقامت؟ بله، حتماً!

ظاهرمو ببخشید،

یه کوچولو تو آشپزخونه دردسر داشتیم.

الان می‌رم ببینم چی داریم.

بذار ببینم...

آن و مری با هم اتاقن...

من یه اتاق با حموم خصوصی می‌خوام.

ها ها!

درخواست عجیبیه مگه؟

نه نه، به دخترا توجه نکنین!

همشون شوخ و شیطن!

ما اینجا مثل یه خانواده‌ی بزرگیم.

شاید نتونم دقیقاً همون چیزی که می‌خوای بدم،

ولی می‌تونم فعلاً بذارمت

توی اتاق یکی از دخترای خوش‌برخورد.

More Farsi Persian subtitles for Stage Door

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left