NCIS: Origins

NCIS: Origins

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

NCIS Origins S02E12 1080p WEB h264-ETHEL
En kommentar af warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 12 NCIS: Origins 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Udgivet den: 2026-03-25
Downloads: 33
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

*توی یه عصر گرم تابستونی...*

گیبز پیر: ما با یه سری مامور کار می‌کردیم

اونا جزو تیم فرنکس نبودن

ولی همیشه همون‌ورا پلک می‌زدن

بهشون می‌گفتیم

«پسرا»

وقتی برای اولین بار می‌دیدیشون

راحت با هم اشتباه می‌گرفتی‌شون

اما وقتی باهاشون آشنا می‌شدی

قشنگ معلوم بود هر کدومشون واسه خودشون دنیایی دارن

«جی‌جی هنبری» به جوک‌های منشوری‌ش افتخار می‌کرد

همون حسی رو به ساندویچ داشت

که به زن‌ها داشت

هر چی بیشتر، بهتر

«کارل لافلین» مامور سابق مبارزه با مواد مخدر بود

ولی تخصصش توی اداره، محیط‌زیست و شیلات بود

اگه بهش رو می‌دادی، کل روز رو مخ‌ت راه می‌رفت و درباره ماهی خاردار برات سخنرانی می‌کرد

مگه اینکه یه بهانه‌ای جور می‌کردی و جیم می‌شدی

«راجر مورفی»

خب، دیگه آدم حسابش نکردیم چون

گندهای بزرگی بالا آورد

و تهش افتاد پشت میله‌های زندان. (صدای زنگ در)

«آرتی فینچ» رو نصفه حساب می‌کردیم

چون بازنشسته شده بود. اون همون کسی بود که

«گری کالاهان» رو آموزش داد (صدای واق‌واق)

و تبدیلش کرد به یه مامور سگ پلیس

اما اون کسی که شناختنش از همه سخت‌تر بود

«دالتونِ زیرزمینی» بود

دفترش رو برد به زیرزمین

چون بالا خیلی مسخره‌بازی و خنده بود

ما بهش می‌گفتیم دالتونِ زیرزمینی

ولی فامیلی اصلیش یه اسم سوئدی بود

که هیچ‌کدوممون نمی‌تونستیم تلفظش کنیم

دالتون خیلی کارها از دستش برمی‌اومد

از کاغذخردکن شماره یک اداره گرفته تا نقاش چهره‌نگار مقیم

و به قول خودش متخصص شناسایی باند «شغال‌های خیابون ۶۳»

اما قبل از هر چیز

مثل کنه رو اعصابمون بود

هیچ‌چیزی هیچ‌وقت باب میل دالتونِ زیرزمینی نبود

و اونی که بیشتر از همه

غرغرهای اون رو تحمل می‌کرد، «مری جو» بود

همیشه یه چیزی می‌خواست

جاروشارژی می‌خواست

بابت کاغذبازکنِ گمشده‌ش رو اعصابش می‌رفت

و بحث می‌کرد که اگه فرنکس

چراغ مطالعه پایه فنری داره، اونم باید داشته باشه

اما برخلاف بقیه ما، مری جو واقعاً وقت گذاشت

تا ببینه اصلاً چرا دالتون این‌طوریه

فکر می‌کرد شاید اون واسه این رفته

به زیرزمین که بتونه حسابی رو پرونده‌ها تمرکز کنه

دالتون

آخه شنیده بود که می‌گفت دلش می‌خواد

یه روزی رئیس کل بشه. اوه

*باید بدونی کی دست نگه داری...*

و بعد، یه روز

یه چیز دیگه رو درباره‌اش فهمید

*بدونی کی باید بیخیال شی...*

دلیل اینکه مدام سراغ

جاروشارژی و کاغذبازکن رو می‌گرفت

و گیرِ چراغ پایه فنری بود

این بود که این‌طوری زمان بیشتری داشت

تا با اون حرف بزنه

اولش نمی‌دونست باید چه فکری در این باره بکنه

*باید بدونی کی دست نگه داری...*

اما بعدش با خودش فکر کرد

که شاید ارزش یه بار امتحان کردن رو داشته باشه

شاید می‌ارزید روی دالتونِ زیرزمینی یه قماری بکنه

می‌دونست بقیه تو اداره هیچ‌وقت درکش نمی‌کنن

واسه همین با دالتون قرار گذاشتن

که هیچ‌کسی نباید بفهمه

پشت درهای بسته چی می‌گذره

*وقتی که معامله تموم می‌شه.*

رندی: هی

داشتیم نگران می‌شدیم

زمان و مکان از دستت در رفت

زیر دوش؟ واسه منم پیش میاد

مثلاً هفته‌ای چهار بار

گیبز: نه، یادم رفت پیجرم رو ببندم

داشتم به دایان کمک می‌کردم وسایلش رو بذاره تو ماشین

جدی؟ کجا می‌خواد بره؟

لس‌آنجلس. تصمیم گرفت اون کار رو قبول کنه

چی؟ باز دوباره با هم به هم زدین؟

نه، اصلاً این‌طور نیست، همه چی ردیفه

لس‌آنجلس فقط دو ساعت فاصله داره

آخر هفته‌ها برمی‌گرده اینجا

شرکت داره هزینه‌اش رو می‌ده تا حسابدار بشه

و نمی‌تونست این فرصت رو از دست بده

هی. پنچر کردی یا چیزی شده؟

نه، دایان اون کار رو تو لس‌آنجلس قبول کرده، اما

رابطه‌شون خوبه و با هم می‌مونن

و اون آخر هفته‌ها برمی‌گرده

رندی، داشتم می‌پرسیدم ماشینش مشکلی داشته یا نه

نیازی نیست از مسائل شخصی‌ش باخبر باشم

اون مشکلی نداره من بگم. ما مثل یه خانواده‌ایم

فرنکس: موضوع چیه؟

دایان طول هفته تو لس‌آنجلس کار می‌کنه

آخر هفته‌ها هم اینجاست

داشتم درباره اون دو تا مقتولِ

توی اون ماشین خراب‌شده می‌پرسیدم، دومینگز

اوه

رندی: راننده سرجوخه «گراهام شاو»ـه

ساله ۲۲

سرنشین هم سرجوخه‌ست

«آیزاک پیرسون»، ۲۳ ساله

کیف پول‌ها تو جیبشون بود، پس به سرقت نمی‌خوره

شاهدی هم هست؟

نه

کلانتر ماشین رو پیدا کرد

چراغ‌ها خاموش، جفت‌راهنما هم نزده بودن

زد کنار و جنازه‌ها رو پیدا کرد

تانگو کی می‌رسه؟ فریدمن: رفته موج‌سواری

ولی حتماً ذوق‌مرگ می‌شه بفهمه که

تو روز تعطیلش به فکرش بودی

به هر دوتاشون شلیک شده

از طرف راننده، نه؟

شیشه پایین بوده

آره. خون خشک شده

زمان مرگ رو حدود ساعت ۴ صبح تخمین می‌زنم

واسه همینه شاهدی نیست. آره

کسی یخدان رو چک کرد؟

فریدمن: اِم، لالا داشت عکس می‌گرفت

چند تا ساک ورزشی هم عقب هست

و یه سری خرده‌ریز

هیچی جز «کف-پاو» نیست

ممکنه تو سفر بودن و داشتن می‌برگشتن پادگان

کلی نوشیدنی کافئین‌دار گرفتن که پشت فرمون خوابشون نبره

اون لعنتی خیلی قویه

تانگو درباره اون الم‌شنگه‌ای که

دفعه پیش بعد از خوردنش راه انداختی، بهم گفت

ازش خواسته بودم

چیزی در اون باره نگه

خب، من به کسی نمی‌گم

گیبز: رئیس

فرنکس: آره، چیزی پیدا کردی؟

بگو ببینم چی داری؟

چراغ عقب شکسته

سپر هم داغون شده

این رو که دیده بودیم، کارآموز

تو هم به‌خاطر اینکه زنت داشت

نصفه‌نیمه می‌رفت لس‌آنجلس دیر کردی، نه؟

آره. آره

پس بهتره اول خودتو به ما برسونی، بعد بیای چیزایی رو نشون بدی

که از قبل می‌دونیم

فرضیه اینه که از پشت بهش زدن. اون رد لاستیک‌ها رو می‌بینی؟

به بچه‌های ما می‌زنن، هر دو ماشین می‌زنن کنار

راننده اون‌یکی ماشین بهشون شلیک می‌کنه

و بدون هیچ شاهدی جیم می‌شه

پس احتمالش هست درگیری جاده‌ای باشه

منم دارم فکر می‌کنم دفعه بعد اگه خواستی دیر بیای

بهتره بلند شی

با بی‌سیم بهمون خبر بدی

دومینگز رو از نگرانی کُشتی

دالتون: مری جو

این ظرف دردار بدون نام رو

ته یخچال پیدا کردم. فقط جا اشغال کرده

می‌خوای بندازمش دور؟

دالتون

دنبال بهانه تو یخچال می‌گشتی که بیای با من حرف بزنی؟

گیل: هی، اون ظرف در داره؟

مامور دالتون، یادت هست هفته پیش درباره چی حرف زدیم؟

شکایات مربوط به یخچال تو حیطه وظایف منه

یالا بیا بریم تو آشپزخانه تکلیف این ظرف رو روشن کنیم

خیلی خب، بیا بریم مری جو سرش شلوغه

هر چقدر دلت می‌خواد می‌تونی پیش من ناله و زاری کنی

: خواهش می‌کنم

لالا: مری جو. هی

چرا قیافت اون‌طوریه؟

کدوم‌طوری؟

این همون قیافه‌ایه که وقتی داری

چیزی رو پنهان می‌کنی و وانمود می‌کنی

همه چی عادیه، به خودت می‌گیری

من که چیزی ندیدم

این‌ها قربانی‌های شما هستن

فرمانده گروهانشون کاپیتان دکلانِ

تو اتاق کنفرانس منتظره

چی؟

هیچی

آدم انتظار داره نیروهاش رو تو جنگ از دست بده

یا حتی موقع تمرین

اما این

مطمئنین که درگیری جاده‌ای بوده؟

لالا: هنوز از هیچی مطمئن نیستیم

می‌دونین کجا می‌خواستن برن؟

حدس می‌زنم

داشتن می‌برگشتن پادگان

باید فردا خودشون رو معرفی می‌کردن

ما دو هفته پیش از کویت برگشتیم. من

پیرسون و شاو خیلی با هم صمیمی بودن

تمام مدتی که اونجا بودیم

مدام می‌گفتن که چطور

وقتی برگشتن می‌خوان برن «جرزی»

مگه تو جرزی چیه؟

اِم، پیرسون اونجا یه عمه داشت

می‌گفت عمه‌اش یه زمین بزرگ با کلی مسیر خاکی داره

می‌دونین، می‌خواستن برن موتورچهارچرخ‌سواری

یک‌سره درباره‌اش حرف می‌زدن

این همون جور چیزاییه که باعث می‌شه طاقت بیاری

می‌دونین؟

اونجا بهتون سخت گذشت؟

ما یگان شناسایی زرهی سبک هستیم

More Farsi Persian subtitles for NCIS: Origins

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left