De første 200 linjer.
ري
آره
اين پيروي کردنه
نه پيروي کردن نيست
ميگه که تو صاحب مني
اين يه طرز فکر قديميه
من نميخوام دارايي يکي باشم
ازدواج درباره ... عشق و تعهده
مالکيت نه، عزيزم
نميخواي بچه داشته باشي، شام يکشنبه ها؟
من شام يکشنبه ها رو دوست دارم
ازدواج کردن به من اين اطمينان رو ميده که هميشه رو صندلي جلوي
فيلم زندگيت نشستم
...نميخواي يکي
وقتي پير شدي پوشکت رو عوض کنه؟
عزيزم، اگه يه روزي به پوشک احتياج پيدا کردم
فقط من رو ببر بيرون و بهم شليک کن
اينکارو نکن، پسر
چي ميگي؟
ازدواج
زندگيت رو خراب ميکنه
چرا سرت به کار خودت نيست
ازدواج ميکني عشقتون از بين ميره
زنت چاق ميشه
تنها چيزي که بعدش ميدوني اين که روي مبل دراز کشيدي
فکر ميکني چجوريه که تخت نداري و کارت به اينجا کشيده
ازدواج زياده رويه
ازدواج زياده رويه
چطور پيش رفت، غريبه؟
يکم خستم ديشب سالسا رقصيدم
اوه خداي من !واقعا دليل ديگه اي براي فوق العاده بودن تو لازمه
اين شماره شان مک اليسرتره
اشتباهي به من وصلش کرده بودن
به نظر خيلي جذاب و مهم ميومد
پيغامي نذاشت؟
نه. ولي از پاريسِ
يه مرد اسکاتلندي که از پاريس زنگ زده
...ميشناسيش، اميلي حتي اگه زشت باشه
مرداي اسکاتلندي جذابن بخاطر لهجه شونه
يادم ميمونه
خوب کي بوده؟ دوست پسر سابقته؟
بوتي کال؟
نه. اون يه دوسته
سيوِر کجاست؟
يه امتحان تو آکادمي داشت
ميدونم که همتون اخبار رو ديدين
قتل عام در مايلز سيتي، مونتانا
شش نفر در يک پمپ بنزين کشته شدن
دزدي؟ انگيزه شون مشخص نيست
هيچ دوربين امنيتي اونجا نبوده؟
نه. بدون دوربين بدون شاهد
گلوله شناسي ميگه دو تا تيرانداز داريم
خوب، يه چيزي توي پمپ بنزين بايد آنها رو تحريک کرده باشه
بنظر نميرسه برنامه اي براي کارشون داشته باشن
و ممکنه دوباره اين کارو بکنن
قاتل هاي سرخوش و ولگرد اغلب کارشون رو تکرار ميکنن
انجامش داديم، عزيزم
انجامش داديم
عالي بود
عاشقتم، ري
منم عاشقتم، سيد
:ترجمه و زيرنويس از آريانا
:ترجمه و زيرنويس از آريانا
:ترجمه و زيرنويس از آريانا
:ترجمه و زيرنويس از آريانا
اين قسمت گام سيزدهم
فردريک نيچه نوشته
چيزي که واقعا باعث بوجود آمدن خشم در کسي که رنج ميبره ميشه
رنج به خودي خود نيست
بلکه اون احساس کرختي و بيحسي ناشي از رنج بردنه
متاسفم که مجبور شدين مسيرتون رو به بيلينگز عوض کنين
ولي ديشب اين اتفاق افتاده
با مطبوعات در اين باره صحبت کردين؟
نه، ولي اين مسئله همين الانشم تو خبرهاست
ماشيني که جا گذاشتن کجاست؟
اونجاست مامورا دارن بررسيش ميکنن
يکي از قرباني ها گفته تيراندازها
يه زن و يه مرد بودن
چند نفر کشته شدن؟
هشت تا. اگه کشته هاي مايلز سيتي رو هم اضافه کني ميشن چهارده تا
گروه هاي زن - مرد معمولا سعي ميکنن همديگه رو خشنود کنن
هم فيزيکي و هم رواني
اينها قاتلهاي هيجاني هستن
آنها با هجوم آدرنالين برانگيخته ميشن
به همين دليل تا وقتي که نگرفتيمشون دست برنميدارن
پس اين تازه اولشه
اخبار درباره ما چي ميگه؟
آنها ميدونن که ما زن و مرد هستيم
از کجا فهميدن؟
نميدونم. هيچ چيز دخترونه اي درباره
کشتن اون آدمها وجود نداره
کجا دوست داري زندگي کني، ري؟
بهت گفتم--اروبا درست کنار اقيانوس
اقيانوس رو دوست دارم
خوب دوست داري بقيه ماه عسلمون رو چجوري بگذرونيم؟
دقيقا همون جوري که اين 12 ماه گذرونديم
تا زماني که مرگ ما رو از هم جدا کنه
هيچ اتفاقي براي ما نميافته، سيد
ميدونين، من قبلا جسد ديدم ولي اين ديوونگيه
آنها مثل باني و کلايد ميمونن
آنها ستوت فقرات يکي از قرباني ها رو بدجوري داغون کردن
انگار قطار بهش زده
بي رحمي تا اين حد
چيزي که به اسم حمله محو کننده ميشناسيم
قاتل ميخواد اين قرباني ها کاملا از روي زمين محو بشن
به هر دو قرباني از پشت شليک شده
چي باعث اين زخم ها شده؟
يه اهرم
عزيزم
ري، من گشنمه
قاتل ها دارن بيشتر و بيشتر اعتماد به نفس پيدا ميکنن
که نشون دهنده اين که اسلحه هاشون بيشتر و بيشتر شخصي ميشه
هيجان اين وحشيگري
بهشون اين امکان رو ميده تا بر بازداري هاي انسانيشون غلبه کنن
چرا اين يکي رو پوشوندن؟
اين کارمند مغازه ست بدجوري به حسابش رسيدن
در قرون وسطي، اين فقط يه دوشنبه مثل بقيه دوشنبه هاست
يه ميله آهني رو فرو کرده بودن توي باسنش
اين جور زياده روي در کشتن
ميتونه نشان دهنده ريشه پرخاشگري آنها باشه
شايد با کشتن اون ميخواستن خودشون رو از چيزي که واقعا اذيتشون ميکنه خلاص کنن
آنها صاحب مغازه رو اون پشت گير آوردن
معلم مدرسه رو اينجا
بچه اي که اينجا بوده فکر ميکرده جاش امنه
چرا آنها رو اينجا بستن؟
آنها دارن با قدرت ساديستي جلو ميرن
روي زمين برنج ريخته
گلوله حتما باعث سوراخ شدن کيسه اش شده
آره اينجا بخش مواد غذايه
ولي توي هيچ کدوم از اين قفسه ها برنج نيست
کي مياد توي يه پمپ بنزين و برنج روي زمين ميريزه؟
خيلي خوب، من نواحي مجاور رو چک کردم
هفتاد و دو نفر در مونتانا در اين سه روز اخير
گواهي ازدواج رو پر کردن
هيچکدوم سابقه اي ندارن؟
سي و يکي دارن بقيه پاکن
خيلي خوب. اسم مظنونين رو به همراه سنشون بفرست، گارسيا
عزيزم، قبلا فرستادمشون گوشيت رو چک کن
پس فکر ميکني تازه ازدواج کردن؟
خوب، همه جاي صحنه جرم برنج ريخته بود
تعدادي بطري مشروب هم از فروشگاه گم شده
پس آنها در ماه عسلشون هستن
چي از پزشک قانوني دستگيرتون شد؟
زياده روي در مورد کارمند مغازه و رفتارهاي جنسي زننده
گارسيا، بررسي کن که آيا در طول 30 روز اخير
کارمند مغازه اي در ايالت هاي شرق مونتانا کشته شده يا نه
اوايل ماه يه کارمند مغازه به طرز وحشيانه اي
بيرون جيمزتون کتک خورده
دو روز بعد در بومان، شمال داکوتا يکي ديگه
احتمالا از همين جا شروع شده
ممنون گارسيا
هي
امشب ميخواي تنهايي مشروب بخوري عزيزم؟
رفيقم يکم سرش شلوغه
اسمم ريِ
سلام ري سلام ري
من تازه ازدواج کردم
و يه الکلي هستم
تبريک ميگم تبريک ميگم
داشتم از اين شهر رد ميشدم
ولي ميخواستم وايسم و با شما صحبت کنم
چون ديشب جشن گرفتم
فکر ميکني چي باعث شد شروع به خوردن بکني؟
بي خيال داشتم با همسرم جشن ميگرفتم
چه سنگ گنده اي روي انگشتت داري
من عاشق چيزاي گنده ام
شرط ميبندم که همين طوره
خوب، من همه زندگيم الکل مصرف ميکردم
از وقتي هشت سالم بود شروع شد
پدرم يه الکلي بود
...مزه اش مثلِ
آب انگور ميمونه
من آب انگور دوست دارم
...ويسکي و بوربن
مورد علاقه اش بودن
بعد از اينکه مشروبش رو ميخورد ميومد سراغ من
اول ازم ميپرسيد روزم چطور بود
بعدش، دستهاش رو ميبرد سمت پاهام
ميگفت همه چي مرتبه و مشکلي نيست
هيچ وقت خوب نبود
...بيست دلار
بده تا بزارم تو هم مزه اش کني
اوه باشه
فقط سرم رو توي بالشتم فرو ميکردم تا کارش تموم بشه
و وقتي ميرفت
من آروم و ساکت اونجا دراز کشيده بودم
خيلي خوبه که تو اين حرفها رو با ما درميون گذاشتي، ري
تو به کدوم گام رسيدي؟
هفت
مثل همون سني که اون اين کارو با من کرد
خوب، الان وقتشه که وارد گام 8 و 9 بشي
نقص ها و کاستي هات رو قبول کردي؟
تقصير من نبود
ولي تو اجازه دادي تا اين اتفاق
همه زندگيت رو تحت تاثير قرار بده
من يه بچه بودم
ميدونم ري
ولي تا با اين قضيه کنار نياي و رهاش نکني
يه قرباني بطري الکل باقي ميموني
بطري، بطري، بطري
No comments yet. Be the first to leave one.