De første 200 linjer.
« سريال باران تقديم ميکند »
ما هر شب تو ابرا سیر میکنیم
و وقتی ماه، هلالی و روشن میشه
.لذتش ما رو میبره فضا
.همه زیر نور مهتاب میرقصن
.هالووین مبارک
،اصلا باورم نمیشه که در کنار دعوتنامه .این سواری رایگان با لیموزین رو هم گرفتیم
.آره، آره .کلا تو همه مهمونیهای باحال عمارتهای هالیوودی، لیموزین یه پای ثابته
.آره
واسه همینم همهی دوست دخترام .دارن بهم پیامک میفرستن
حالا چی میگن؟
.چیزای قشنگ قشنگ
سلام - .سلام گانزو خان -
.هی کرمت، عجب لباس خفنی تنت کردی
ممنون. آخه خوکی فکر کرد بامزه میشه که ...اگه دو تایی لباسایه
سلام. اگه گفتی من کیم؟
.من کرمیتم و کرمیت هم منه گرفتی چی شد؟
.زود باش بگو. بگو دیگه - .نه -
هی کرمی، اگه گفتی باحالترین دختر این کهکشان کیه؟
.معلومه خوکی، تو
.اینه
حدس بزن خالق این دیالوگ کی بوده؟ - .من بودم. خوده خودم بودم -
ذرت آبنبات؟ گرفتی ما رو؟ مگه الان کریسمسه؟ - میگم گانزو، کی میرسی اینجا؟ -
.واقعا شرمندتم .نمیتونم بیام مهمونی
چرا نمیتونی؟
شعبده باز محبوبمو یادته؟ .مک گافین بزرگ رو میگم
همون یارو که همیشه یه ماهی همراهشه؟ - منو صدا کردید؟ -
.نه، صدات نکردیم - .باشه -
خب، امشب صدمین سالگرده ناپدید شدنه مک گافینه
ناپدید شدنش؟ - .آره -
،و یه چیز خفن قراره یه چالش ترسیدن تو عمارتی که
.درش غیب شد برگزار کنن
پشمام، چالشش چجوریه؟
باید یه شب رو تو جن زدهترین عمارت تو دنیا بگذرونی
انگار از اون شبهایی هستش که میمیری واسشون
.ولی قطعا جات اینجا بدجور خالی میمونه
مممنون. ولی اگه نتونم تو چنین چالشایی شرکت کنم
پس بهتره لقب گانزوی بزرگم رو .بذارم لب کوزه و آبشو بخورم
،میدونی، لازم نیست که .حتما لقب "گانزوی بزرگ" روت باشه، تا گانزوی بزرگ صدات کنن
.علیک سلام کرمیت - .اسکوتر. چه خوشگل شدی امشب -
.ممنون. چشمات قشنگ میبینه
.سرآشپز داره کدو تنبل رو تزئین میکنه - ...آهان، پس معلومه که -
.مرسی - .خب دیگه، باید برم گاونزو -
ولی یادت نره که برای صبحونه هالووینیمون .خودتو برسونی
.هی کدو تنبل
.فکر کنم قراره پنکیک کدو تنبل بخوریم
.خداحافظ
میدونی چیه پپه؟
یکم احساس بدی دارم که .قرار نیست بریم مهمونی
بابا هالووین اون خنگا هر سالش شبیه همه
.تازه بیست و چهار ساعته هم که تو حلقمونن
.ولی امشب قراره بریم جشن بزرگ عمارتا
.زبونم مو در آورد از بس گفتم، این یه جشن نیست .یه چالش هالووینیه
.حرف از چالش شد
بهتره تو این مهمونی، یه دوست دختر برای خودت پیدا کنی، باشه؟
.خیلی خب پسرا. رسیدیم
مطمئنی همینجاست؟ - .آره -
فقط فردا صبح هم میای دنبالمون؟
.نیازی به این کار نیست
،من همیشه ملت رو اینجا پیاده میکنم .ولی تا حالا نشده بعدش دوباره سوارشون کنم
ها؟
.هر بارم همینطوره - .خب، پس ما قراره اولین بارت بشیم -
.صبح میبینیمت
.این حرفا رو هم قبلا شنیدم
میگم حالا که بحث گل انداخته چطوره که تو هم باهام بیای؟
از کی تا حالا خیار هم میوه شده؟
.پس جوابت نه هستش
یا خدا، یه نگاه به این مکان خوفناک بنداز
.آره، پرنده هم پر نمیزنه پس جشن و پایکوبیش کو؟
.وای خدا جون، چه خفنه
.عاشق این تیپ آدمای خر پوله هالیوودی هستم
.برای عشق و حال، پولشونو خرج هر چیزی میکنن
شرط میبندم یه کیسه پر از هدیههای مفتی .واسه استقبال بهمون میدن
منظورت هدیه واسه بدرقهمونه دیگه؟
منظورتو نگرفتم. یعنی چی؟
درباره چی حرف میزنی؟
.وایسا، وایسا، وایسا - ها، چیه، چیه؟ -
.گوش کن
.یکی اونجاست - چی؟ کی؟ -
سلام؟
کی هستی؟ - .سلام، ما برای مهمونی اینجاییم -
مهمونی؟
کدوم مهمونی؟ - .برای سالگرد مک گافین بزرگ دیگه -
.مامانم اینا - ...هی، آقای شکارچی مقبره -
.جون مادرتون بیدارشون نکید
بیدارشون نکنیم؟ کیا رو؟
لطفا، لطفا با اینکه اونا خدا بیامرز شدن
.ولی به دست و پاتون میفتم
لطفا، لطفا .بذارید در آرامش بخوابن
چون وقتی پا بشن، دیگه نمیخوابن
.انگار دارم شو هندی میبینم
نگاه، اینجا فرد کهنهکار خوابیده
که با افتادن یه سنگ بزرگ رو سرش، خدا بیامرز شده
و برادر کلود هم داره در آرامش زیر این خاک .لالا میکنه
اینم بانوی اول اپرا، هریت فراموش نشدنیه
دنبال آواز صدای خودش بود ولی آرزو به دل موند
مائود بیچاره، وقتی خودش و رویاهاش دود شدن رفتن هوا
.دیگه هیچ وقت بیدار نشد
لطفا، لطفا با اینکه همهشون خدابیامرز شدن
ولی باید مراقب باشیم ارواح آزاد نشن
روحت شاد پسر عمو هوئت
همه رو اسمت قسم میخورن که بی گناهی
مری، اسرار رو با قلم استادانهـش مینوشت
بی خبر از اینکه جوهر کلمات .میتونه بفرستش اون دنیا
پس لطفا، لطفا .بذارید در آرامش بخوابن
چون وقتی بیدار بشن، دیگه نمیخوابن
...و درست جلوی چشماتون
همونطور که ماه از درخت بلوط مرده بالا میره
وحشت برای عشق و حال شبونهـش سر میرسه
عجیب الخلقههای چندش با اون چشمای خوفناکشون جیغ و همهمه راه میندازن
ارواح با اون خندههای پلیدشون، برای معاشرت میان بیرون
ارواح با اون خندههای پلیدشون، برای معاشرت میان بیرون
.بیا بریم .دیگه دیدن این پیش نمایش شبح وار بسه
.بیا برای مهمونی بریم داخل خونه - .باشه -
.خوش اومدید، ماپتهای شل مغز
.گانزوی بزرگ .خوشحالم که دعوتمون رو قبول کردی
...منم ممنونم که برام این دعوتنامه رو فرستادید، آقای
.من امشب، میزبان شما هستم
.میزبان روحیتون
.چه قدر تو ترسناکی، مردم از ترس
سلام عرض شد جنابعالی کی باشن؟
.این دوستم پپهـست .عاشق جشن و پارتیه
.راست میگه الان کلی آدمای معروف اون توین؟
.آره جناب، خیلی هم معروفن
ایول، اسپانیایی بلدی؟ - .نه -
حالا مرحمت بفرمایید و دنبالم بیاید
.باشه
...حالا با اجازهتون
.چند قانون در مورد چالش بسیار ویژه هالووین امشب وجود داره
.باشه قربونت، بگو
"داخل این دیوارها .ترسها و وحشتهاتون قرار دارن"
"مثل پسر شجاع باهاشون روبرو شید ...تا شب رو به سلامت بگذرونید"
.چه قافیه دار
"چون اگه خورشید بزنه و تو این کار موفق نشید"
"پس تو و همینطور تو رفیق .باید همیشه اینجا بمونید"
.خوب ترسوندیتمون بچهها
.خب، بذار بفهمم دقیقا چی به چی شد
پس باید امشب رو تو این عمارت جن زده، دووم بیاریم؟
.نه .دیگه شور هر چی "دن دن" گفتنه درآوردی
آخه فکر میکردم قراره آخره آهنگامونو ".به صورت طنر تموم کنیم"
نخیر، میخواست خوفناک تموم بشه، مگه نه؟ - .آره -
.باید درست و حسابی بگی دادن، دان، دان
.ببخشید، تازه کاره - .آره، تازه کارم -
روت کار میکنیم - مگه کجا رو اشتباه گفتم؟ -
.من تازه واردم و زیاد وارد نیستم - .حالا بیا بریم یه چایی بخوریم -
.ببرش اونجا. آ قربون بچه
.خب دیگه، دنبالم بیاید آقایون
.و عکس انداختن هم قدغنه
ارواح نسبت به نورهای روشن، حساسن
.پس نازک نارنجین - .خیلی خب -
میگم اگه ممکنه لطفا منو ببر اتاق ویژهتون
تا برم با برد پیت جون، رایان گاسلینگ و بیانکه .بگم و بخندم
.ببخشید .دوست من معمولا سریع با آدما صمیمی میشه
.نه بابا، چه اشکالی داره
لهجهـش منو یاد روزای جوونیم .در شهر مالاگا میندازه
من خودم اهل مالاگام
.میدونم. من همه چیو میدونم
.بازم که اشتباه زدی
.خب دو بار دان دان کردم دیگه
آخه کجاش ترسناک بود؟
.ترسناک بودن هم سختهـها - .ببخشید، شرمنده -
بگذریم، راجب این دو تا قاشق نشسته که میپرن وسط معرکه، معذرت میخوام
.آخه معمولا کسی بهشون سر نمیزنه
.عاشق این نقاشیهام .آدمای تو نقاشی، عجیب و غریب آشنا میزنن
.آره. همه چی اینجا آشنا به نظر میاد
اگه احساسات شما و ارواح شبیه هم باشه و ،بهش پاسخ بدن
.چشمتون ممکنه شما رو فریب بده
.یا امازاده پشم
.آره، آره. خیلی خوبه
ولی این اتاق آدمای معروف کجاست؟
،چون ما خودمون هم خیلی معروفیم .ما ماپتها هستیم
.چه باحال - .گانزو، اینجا خیلی خوش میگذرونیم -
آیا این اتاق جن زده واقعا داره کِش میاد یا زاده تخیل شماست؟
میدونی چیه؟ همین الان فهمیدم که این اتاق .نه در داره و نه پنجره
...که باعث میشه این چالش ترسناک به وجود بیاد - .یعنی پیدا کردن راه خروج
.یه دقیقه وایسا حاجی منظورت پیدا کردن یه راه خروج از این اتاقه یا کل خونه؟
چی؟
.دارید گند میزنید به هر چی لحظه ترسناکه .منظورم اتاقه دیگه
.ببخشید
ها؟
،خب، اولا، اون یارو کجا رفت
و دوما داداش مشکل تو چیه؟
.راه خروج رو پیدا کردم
در مخفی؟ چه کلاسیک
،ببین، این آخرین باره که این حرفو میزنم
به نفعشونه که این مسیر .به اتاق مهمونی ختم بشه
پپه، کلا کِی میخوای بفهمی؟
.اینکه از اون مهمونیای مسخره هالووینی نیست که
.اینجا واقعا روح زدهست
،باشه بابا اگه تو مسیرم مشروب و
.و آدمای معروف نبینم، از اینجا میزنم به چاک
.باشه، هر چی تو بگی .بیا، فکر کنم روحمون در امن و امانه
وای نمکدون. روحمون در امن و امانه .یعنی اوضاعمون ردیفه
نگران نباشید رفقا .قرار نیست همه جوکا رو بهتون توضیح بدیم
.این یارو با اون ماهی قرمزشو نگاه کن
خداییش کسی هم هست که برای دلقک بازیه اینا پولی بده؟
.خودشه - کی؟ -
.مک گافین بزرگ
صد سال پیش بود که
.از تو همین عمارت ناپدید شد
No comments yet. Be the first to leave one.