De første 200 linjer.
نه
اینجایی؟ آره الان میام بیرون
حدس بزن چیشده؟ این بچه میخواست دوباره از در پشتی فرار کنه
اشتباه بزرگی کردی
سلام شروود سلام چارلی
چارلی اومده اینجا تا ببینه دوستش چقدر میتونه نفسشو زیر آب نگه داره
دفعۀ آخر بهترین رکورد عمرمو زدم خفه شو!
سلام چارلی، تو چقدر میتونی نفستو نگه داری؟
اندازه نگرفتم تاحالا
شاید وقتشه بفهمی! صبر کن
لازم نیست اینکارو کنی بهشون پول نده چارلی!
ممنون چارلی همکاری خوبی با ما داری
خشونت خیلی زشته
هفتۀ بعد دوبرابر میگیرم
حالت خوبه؟
چرا بهشون پول دادی چارلی؟
چون دفعۀ بعدی که میرم شنا، میخوام داخل استخر باشم
ایدۀ خوبی بود
مطمئن باش اگه پول نمیدادیم، از تلمبۀ چاه بازکن استفاده میکردن
نمیدونم
من ی نظری دارم
خزندگانی مثل رکس از ضعف بقیه تغذیه می کنند اونا هم از ترس ما تغذیه می کنند
ما باید این زنجیرۀ غذایی رو قطع کنیم تا حساب کار دستشون بیاد
شروود، ما دوتا از کوچک ترین بچه های مدرسه هستیم
حق با توئه
امیدوارم یه نفر به این قضیه اعتراض کنه
پولو از کجا گیر آوردی؟ از بابام گرفتم
دزدیدی؟ نه، من در مورد رکس بهش گفتم، اونم به من پول داد تا بهش بدهم
پدرت اینکارو کرد؟ آره
پدرت نمیخواد با والدین آنها یا مدیر صحبت کند؟ نه، پدرم نمیخواد وارد این بحثها بشه
اه استن، میتونی اینو تا چهارشنبه بررسی کنی؟
آره حتما
اون داره میاد...ضایع بازی درنیار
استن، نتیجۀ ارزیابی این برگ جمع کن چی شد؟
خب تازه دارم بررسی رو شروع میکنم عالیه!
موفق باشی ممنونم
میتونم کمکت کنم؟
بابا
بابا، چیه داخل گوشت؟ - تو گوشم؟
خمیر ریشه...چند نفر سر کار باهام شوخی کردن
چکار کردن؟
یه شوخی ساده بود
امشب کجا غذا بخوریم؟
ونوس.. من سیب زمینی سرخ کردشو دوست دارم
نظرت راجع به رستوران مارتیز چیه؟ سیب زمینی های اونا خوب نیست؟
سیب زمینی اونا فنریه
هی من فنری رو دوست دارم
آخه نمیشه نگهشون داشت و وقتی میزنی تو سس، همش میریزه
خب از چنگال استفاده کن
چنگال برای خوردن کلم بروکلی و هویجه ولی سیب زمینی سرخ شده رو با دست میخورن
جالبه...نمیدونستم راجع به سیب زمینی حساسی
با پیاز حلقه ای که مشکلی نداری؟ -بابا!
سلام براتون چی بیارم
دوتا چیز برگر میخوایم که یکی نیمه پخته بدون پیاز باشه و دیگری خوب پخته باشه با خیارشور اضافی و دو تا سیب زمینی صاف و دو تا کیک شکلاتی
تو جیب چپتونه
از کجا میدونستی؟
خب هفتۀ پیشم همینکارو کردید
موهاتم از پشت با روبان قرمز بسته بودی
موهای منو یادته؟!
ذهن چارلی مثل فولاد آبدیده است. فکر کنم حتی بتونه اسم ماهی قرمز همسایۀ قدیمی مارو بگه
تحت تاثیر قرار گرفتم چارلی...من حتی یادم نمیاد واسه صبحانه چی خوردم
میبینم که از نرم کنندۀ الیاف پرزی استفاده کردی
پس این قابلیت چیز عادیه بین شما؟
در واقع داشتم به لکۀ روی لباست اشاره می کردم
چون تو این نرم کننده مادۀ خاکی وجو داره که لکههای روی پارچۀ سفید رو آبی رنگ میکنه
پدرم در بخش پژوهش در بازاریابی کالا کار می کند..این چیزهارو میدونه
کمی سفیدکننده اونو فوراً پاک میکنه
حتماً همسرتون از داشتن شما خیلی خوشحاله - مادرم فوت کرده
متاسفم
بهتره برم چیزبرگرارو بیارم
خب مدرسه امروز چطور بود؟
خوب بود
اسم اون سورگوی مدرسهتون چی بود؟ - رکس
وین و وینست هم همیشه باهاشن - برای چی؟
چون خوب بلده دور چشمو سیاه و لبای طرفو باد کرده کنه
خب امروز چه اتفاقی افتاد؟
همونطور که گفتی، پولو بهش دادم
کار درستی کردی چارلی
یه مقدار پول ارزش کتک خوردن نداره
آماده ای؟ برو بریم
خب باید هرچه سریع تر از شهر خارج بشیم
فقط یه قطار هست...فقطم بعضی چیزارو میتونی با خودت بیاری - باشه
خیلی خب
آقای سایمنوز به مدیر قطار میگه که میخواد فلفل ببره، نه نمک
و مدیر قطار بهش اجازۀ رفتن میده - خب؟
آقای هیوز میگه که میخواد سیب بیاره نه پرتقال و مدیر اجازۀ سوار شدن میده
حالا تو وقتی سوار قطار میشی، چی با خودت میبری؟
نمک و سیب میبرم ولی فلفل و پرتقال نه
فک کنم فهمیدم
با خودم شام میبرم نه ناهار
مهم کلماتیه که دوتا حرف پی انگلیسی داشته باشند...بهم یک 25 سنتی بدهکاری
میدونی چارلی، تو لازم نیست همه جا به مردم بگی مادرت مرده
خب براساس فرهنگ لغت، مرده به کسی میگن که زمانی اقدامات مفیدی انجام میداده ولی الان دیگه نمیتونه
اینکه مامانم منو به دنیا آورد، کار مفیدی کرده
او ترکمون کرد اما ما از پسش براومدیم
از پسش براومدیم مگه نه؟
آره خیلی خب براومدیم
بابا اونایی که خمیر ریش پاشیدن تو گوشت ... - بهت گفتم فقط یک شوخی بود
خب ما تازه اومدیم اینجا و شروودم بهترین دوست جدید منه
و اگه بدونه دارم میرم، خیلی ناراحت میشه
ما که قرار نیست از اینجا بریم؟ - چارلی ما هیچ جایی نمیریم
شب بخیر - شب بخیر
راپونزل - چی؟
اسم ماهی قرمز همسایه راپونزل بود
تو یک نابغهای
جیمز ، نیت، لنی، کالن، بیلی، برت، جاستین
کدی، بابی
خوبه آخری نشدم
فقط یک نفر جا داریم
آلیسون
چرا گذاشتی تحقیرت کنن؟ - میخواستم بازی کنم
ایدۀ من اینه در حقیقت اونو از داروین الهام گرفتم
این ایده بقای اصلح نام داره
زندگی یک رقابت بزرگه و گونههای بزرگتر و قویتر همیشه بر گونههای ضعیفتر غالب میشوند
تا اینکه یک روز زمین خالی از افراد ضعیف بشه
ما در حال انقراضیم چارلی
اگه منصفانه با بابی نگاه کنیم، فقط یک نکتۀ مثبت داره و اونم پدرشه
پدرش ستارۀ فوتبال دانشگاه بود اما خودش بدتر از من بازی میکنه - اینا مهم نیست
از مسابقۀ بزرگ شنبۀ هفتۀ بعد خبر داری؟ - آره
اون یک مسابقۀ رقابتی دو و طنابکشی بین پدر پسراست
خب که چی ؟ - پارسال بابی و پدرش همۀ جوایزو بردند
حالا همه میخوان بهترین دوستش باشن
سامانتا رو ببین
اون خیلی جذاب و قاطعه
اون داره باهاش حرف میزنه؟ - کی؟
بابی، سامانتا داره با بابی حرف میزنه
لبای اونا تکون میخوره، پس دارن با هم حرف میزنن
باور نمیکنم اونا دارن با هم حرف میزنن
یک بار سعی کردم باهاش صحبت کنم. پدرم دندونپزشکه
بهم گفت برو بزرگ شو
منتظرم دستش بشکنه و آتل ببنده
داری میگی بابی فوتبال یازی میکنه و با سامانتا حرف میزنه، صرفاً به خاطر اینکه باباش و خودش تعدادی جایزه رو هر سال میبرن
کاملا! درسته چارلی
یک دو سه، بریم
تمرکز نداری پدر نگاه کن
تمام اسرار پیروزی در دوی سه پایی، عملکرد یکپارچه است
یک ذهن، یک بدن - اما چرا داریم اینکارو میکنیم؟
نمیدونم پدر - اگه دوست داری، دوباره بریم
فراموشش کن...اون فقط یک آزمایش بود
میگم نمیشه یک بازی تک نفری انجام بدیم؟
زود باش..3 ست دیگه
آقای تارک
تو کی هستی؟
من چارلی هستم و یک پیشنهاد کاری برای شما دارم
چه نوع پیشنهادی؟
من میخوام بدن 100 درصد فولادی شمارو برای یک بعدازظهر اجاره کنم
چقد میخوای بدی؟
پس انداز همۀ عمرو...22 دلار
اگه این کافی نیست، میتونیم قرارداد امضا کنیم یا یک پرداخت ماهیانه تنظیم کنیم
چی شده پسر؟ کسی تو مدرسه اذیتت میکنه و میخوای من حسابشو برسم
نه آقا، میخوام شما برای مسابقات مدرسه نقش پدرمو بازی کنید
به نظرت من چیزی از پدر بودن بلدم؟
لازم نیست پدرم باشی.. فقط میخوام مسابقه رو ببرم یک بعد از ظهر بدون هیچ گونه وابستگی عاطفی و احساسی
خب نظرت چیه؟
به نظرم بهتره قبل از اینکه آسیب ببینی، از اینجا بری بیرون
بارت وزنه هارو بیار
خیلی متاسفم..یعنی نیستم - خوبی؟
آره - اسمت چیه؟
چارلی اشپیگل - از ملاقات باهات خوشحالم، من جو هستم
باید مراقب راه رفتنت باشی..اینجا پر از وسیلۀ سنگینه
این وزنش چقدره؟ - 200 پوند (140 کیلوگرم)
احتمالاً بدون جک بتونی تایر پنجرتو عوض کنی
هی چارلی، بیا اینجا
میتونم استراق سمع کار درستی نیست اما من حرفای تو رو با تارک شنیدم
واقعاً؟ - آره شاید بتونم کمکت کنم
تو؟ - آره
این مسابقۀ پدر پسرا چه روزیه؟ - شنبۀ آینده
شنبه
خوب چون شنبه کاری ندارم، میتونم این کارو داوطلبانه برات انجام بدم
واقعاً - آره..البته اگه بخوای کمکت کنم
تو دقیقاً همونی هستی که میخوام - مطمئنی؟
چون حس میکنم انتخاب دومت هستم - تو کاملاً وجود شرایطی.. حتی اگه نصف این هیکلو داشتی
ردیفه
خوب میتونم اونجا ببینمت؟ حتماً
مسابقه ۱۲ ظهر تو پارک تافرود برگزار میشه
۱۲ ظهر تو پارک تافرود...متوجه شدم
داشت یادم میرفت...میخوای پولشو پیش برداخت کنم؟
فعلاً این پولو تو یه جای امن نگه دار.. بعداً با هم معامله میکنیم
یادت باشه...۱۲ ظهر تو پارک تافرود - اونجا میبینمت
فراموش نکنی؟ - نه
چارلی - چیه جو؟ هی چارلی
من خوبم
خب خب جو جو، خیلی وقته ندیدمت چی فکر میکنی کریسکو؟ به نظر غافلگیرش کردیم؟
آره واقعاً غافلگیر شده
منو چه جوری پیدا کردی؟ - فکر کردی به همین سادگی میتونی ناپدید بشی جو جو؟
از من چی میخوای؟ آقای ترنر داخل شهره و میخواد تو رو ببینه
چرا نمیری براش یه هدیۀ خوشآمدگویی بخری؟
نظرت چیه کریسکو؟ به نظرم کیک شکلاتی خیلی خوبه
زیاد دیر نکنی.. آقای ترنر از معطل موندن خوشش نمیاد
بزن بریم...گرسنه ام
میبینمت جوجو..بزن بریم
بریم دوتا ساندویچ گوشت بگیریم؟ فراموشش کن - منظورت چیه فراموشش کن؟
میخوام چند کیلو لاغر کنم.. کوتاه بیا
دستمالو میذارم اینجا و ناگهان این بیرون میاد
پدر، امروز شنبه است
چرا کار میکنی؟
میخوام ترفیع شغلی بگیرم
چرا غذاتو نمیجوی؟
از عجله کردن متنفرم اما باید برای مسابقۀ دوچرخه سواری آماده بشم
این چی بود؟ - این کاغذ فلاشه.. به نظرم برای گروه سنی 4 تا 7 سال مناسب باشه نه
No comments yet. Be the first to leave one.