De første 200 linjer.
" پنوم پن ، کامبوج "
نه
هی ، برو
این دیگه چی بود؟
نمیدونم
- باید کمکش کنیم - نه . باید فرار کنید
اسم من "دنی" ـه دنبال اعضای گروه «دست» هستم
فکر میکنم تو همونی هستی که دنبالش بودیم
«آیرون فیست» ، برو خونه
میدونی من کی هستم؟
جنگی که داری میکنی اینجا نیست
توی نیویورک ـه
نه ، نه . هی
هی
"The Defenders" فصل 1 H قسمت 1 : کلمهی
: مترجمین M0hammad2020 & marYam
تعطیله
برو خونه
بیخیال ، تازه سر شبه
شب؟
گندش بزنن
نه
ببخشید . ببخشید سرکار
خیلی متأسفم
- این ماشین منه - دیگه نه
ساعت 9 از اموال شهرداری میشه پارک ممنوعه
- خواهش میکنم . جابجاش میکنم - وقتی جرثقیل وصل بشه دیگه نمیشه
ولی میتونید قبل از ساعت 6 به پارکینگ خیابان 49 بیایین و پسـش بگیرید
"لوید" ، داری چه غلطی میکنی؟
چی؟
مشکلی هست؟
دیروز باهام تماس گرفتند
نفر دومی که میخواد داستانت رو نقل کنه
شدیداً رد میکنم
نیویورک عاشق برندههاست و خوشت بیاد یا نه
جلوی یه آدم خیلی بد وایستادی و برنده شدی
میدونی نشریات چقدر برای اینجور توجههات پول میدن؟
چقدر برای تموم کردنش میگیرن؟
فقط میگم شاید خوب باشه در نظر بگیری
میتونه تا وقتی برگردی سرکار مخارجت رو تأمین کنه
- توی مخارجم مشکلی نیست - فعلاً
تلفنت رو جواب میدی؟
فقط تو میتونی یه پیروزی بزرگ رو شکست بدونی
- میدونی مشکلت چیه؟ - جملاتی که اینجوری شروع میشن
از چیزی که تبدیل شدی خوشت نمیاد
...- "جسیکا" ، تو الان یه اَبَر - کلمه "ق"دار رو نگو
...- "جس" ، من - به قدر کافی سردرد دارم
فقط میگم بهتره بری خونه
یهکم بخوابی و به جامعه برگردی
دارم با تو حرف میزنم
و منم سپاسگزارم
- توی این ویسکی ریختی؟ - آره . مال منه
گویا کاغذبازیها جواب داد
سوپراستار رو باز کن از جلوی چشمام دورش کن
اشتباه شد
اینا مال شماست
"آقای "لوکاس"؟ آقای "کِیج
- یادم رفت کدوم رو ترجیح میدین؟ "- "کِیج
- شما رو میشناسم؟ "- "فرانکلین نلسون
پیگیر پروندهتون بودم خیلی زیاد تلفنی حرف زدیم
خودت زیاد حرف میزنی
تا وقتی مفید باشه
- ممنونم - از دوستـت "بابی فیش" ممنون باش
همهی ما کلی تلاش کردیم
بعلاوه شما دوران حبس رو بدون یک مشت گذراندین
...مطمئنم برای کسی با شهرت شما
- میدونم - سخت بود
- "کِلِیر" میاد؟ - اینجا فقط اجازه ورود وکلا رو میدن
خب ، اگر اجازه بدی باید به اتوبوس برسم
البته . فقط یک چیز دیگه
"شرکت حقوقی "هوگارت ، چائو و بنوویتز در خدمت شماست
اگر برای شروع دوباره به کمک نیاز داشتین
"من از نو شروع نمیکنم آقای "نلسون
من رو به جلو پیش میرم
بقیه من رو "فاگی" صدا میکنن
و بهشون اجازه میدی؟
مدرک وجود داره که گفتین ایستگاه مترویِ خیابان 50 و 10
نقلقول میکنم ""برای جامعه مفیده
شروع و پایان نقلقول
...آقای "برکوویتز" ، در نظر
داری چه غلطی میکنی؟
چی شده؟ سرت رو خُرد میکنم
- جدی؟ بیا خُرد کن - چی شده؟
میخوای کاری بکنی؟ - - یالا . شروع کن
پلیس نیویورک ، متفرق بشید . کافیه
- با تو هستم توی پیادهرو - چشم قربان
"آقای "برکوویتز
به نظر شما برای "آرون جیمز" خوب بود؟
با خانواده همدردی میکنیم تمام این اتفاق مایه تأسفه
میدونستین محصولات ایستگاه جدید برای بچهها خطرناکن؟
- اعتراض - دوباره بیان میکنم
- ویژگی "اندکسپرین" چیه؟ - قدرت و دوام
- و نصف قیمت؟ - خب ، من یک تاجرم
در خطر قرار دادن مردم برای پول بیشتر ارزش داره؟
تمام مواد آزمایش شدند
لحظهای که اون اطلاعات پخش شد
شرکت ما این مواد رو در تمام ایستگاهها جایگزین کرد
""پخش شد
منظورت چیه؟
دارین به گزارش 29ـم «سپتامبر» اشاره میکنید؟
عالیجناب ایشون دارن از موکلم میخوان به چیزهای نامعقول پاسخ بدن
آقای "برکوویتز" ، اگر حافظهام یاری کنه دفتر شما یک گزارش اضطراری
از مأمور ایمنی در 3ـم «ژوئن» دریافت کرد دقیقاً 3 ماه زودتر
کنجکاوم که این ارتباطی به "اندکسپرین" داشت؟
راجع به این چیزی نمیدونم
"عالیجناب ، مگر اینکه آقای "مورداک
بتونن ثابت کنن واقعاً موکلم این استاد رو دریافت کردند
مهم نیست دریافت کرده یا نه مهم اینه که آگاهانه نادیده گرفته یا نه
عالیجناب ، درخواست میکنم این سند توی مدارک قرار بگیره
- خب ، من از این چیزها زیاد میگیرم - به نظرت چی بدتره؟
نادیده گرفتن اطلاعات برای کم کردن مخارج
یا غفلت از دادن اسنادی که ممکنه ثابت کنه
از قصد مردم رو در خطر قرار دادین؟
...- شامل - عالیجناب
"شامل این جوان "آرون جیمز که ممکنه دیگه نتونه راه بره
- عالیجناب ، درخواست وقت تنفس دارم - نیازی نیست . کارم تموم شد
فکر کنم کار موکلت هم تمومه
11میلیون دلار
"ممنونم آقای "مورداک
- خواهش میکنم - ممنون
خیلی واست خوشحالم
خدایا
هی
- حالـت خوبه؟ - آره
میشه یه چیزی بگم؟
البته
اون پول خیلی به پدر و مادرت کمک میکنه
ولی برای تو از این به بعد "فقط سختتر میشه "آرون
میفهمی تازه کیلومتر اول دوی ماراتونی ، خب؟
همه بهت میگن چه حسی داشته باشی
دکترها میگن امیدوار باش
خانواده بهت میگه واسه خودت متأسف نباش
روانپزشک بهت میگه عصبانی نباش
من الان هم عصبانیام
از کی؟
همه
فقط میخوام زندگیم برگرده
نمیتونن این رو بهت بدن
شاید بتونی دوباره راه بری
امیدوارم
ولی شاید نتونی
ولی همینجور که سختتر میشه توانایی گذر از این
100برابر قدرتمندتر از لبخند زدن و وانمود به خوب بودن اوضاع ـه
متوجهی؟
هی ، گوش کن
کسی نمیتونه زندگی رو "بهت برگردونه "آرون
تو باید پسـش بگیری
بریم
"تبریک میگم آقای "مورداک
"ممنون خانم "پِیج
اشکال نداره . میتونی یهکم به خودت افتخار کنی . به کسی نمیگم
برای شهادت اومدی؟
آره
...هی ، میخوای بریم غذا بخوریم یا
حتماً . آره
5دقیقه صبر میکنی؟
"- آقای "مورداک "- آقای "مورداک
بله
تو اونا رو رها کردی
بهخاطر تو "دست" پیروز شد
متأسفم
بعد از اینکه بزرگت کردن
بعد از اینکه این چیزی که هستی رو بهت دادن
گذاشتی بمیرن
نه
نــه
- "دنی" ، بیدار شو - نـه
نـــه
""دنی
حالـت خوبه؟
آره
فقط بهخاطر تلاطم هواست
فکر نمیکنم هیچوقت بهش عادت کنم
«- «دنی ...- من
میرم با خلبان صحبت کنم
«دنی»
راجع به چیزی که توی ذهنته باهام حرف میزنی؟
...ببین ، این
چیزی نبود
داشتی دوباره جیغ میزدی
من خوبم
فکر میکنم برداشتمون از کلمهی "خوب" متفاوته
چند ماهه دنبال "دست" هستیم
بلاخره به کسی میرسیم که ممکنه بتونه کمکمون کنه
ولی وقتی میرسیم که مرگش رو تماشا کنیم
این تقصیر تو نیست
من گذاشتم اون زن فرار کنه
تو نذاشتی کسی کاری کنه
هر کسی که بود سریعترین آدمی بود که دیدم
آره
همینجوری هم ضربه میزد
باید از "دست" بوده باشه . درسته؟
نمیدونم
خیلی چیزها رو "دست" ازم پنهان میکرد
مشکلی نیستن که راحت از بین برن ولی میتونیم راهی پیدا کنیم
با همدیگه
توی نیویورک چی میخوان؟
باید لباس و جواهراتـتون رو دربیارید
شرمنده منتظر موندین
نتایج آزمایشات قبل رو بهتون گفتند . درسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.