De første 200 linjer.
بیاین...
اونجان
بیاین بریم جلو، بچهها
زودباشین
برین جلو
یالا، یکی از چپ بره
یکی از درندهها رو زدم
گوش کنین...
اون هنوز اینجاست
همه رو به جز یکی کُشتیم
پیداش کنین...
تله رو درست کنین
زودباشین
عبدویا. عبدویا!
سریع باش
اون نزدیکه
یه شیر بزرگه، بهتره بگیریمش
وگرنه میوفته دنبالمون
چیپو
چیپو
چیپو
طناب رو مخفی کن
بزن بریم!
پول خوبی واسهمون میاره
اینجا منتظر بقیه بمون
پیش مدرسه میبینمتون
مراقب خودت باش
عبدویا؟
عبدویا؟
عبدویا
داره میاد!
فرار کن!
:ما را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @Digimoviez
«حــیــوون»
«مترجمین: «عرفان مرادی» و «علی محمدخانی کانال تلگرام: AliMK_Sub@
کجایی عزیزم؟
نمیتونم پیدات کنم
لازمت دارم
درخواست مجوز فرود دارم
زولا، سیهرا
پاپا، مایک، ویکتور، میتونی فرود بیای
چیزی به من گفتی؟
اولین باره میای آفریقای جنوبی؟
نه. نه، ولی خیلی وقت پیش اومده بودم
وای. خیلی زیباست
هی، نورا
مر؟
هی، بیرون رو نگاه کنین
مر
- مر. اونا رو ببین - آره
- از اون طرف برین - خیلی گرمه. خدای من، بابا
- چشمهام هم دارن عرق میکنن - خیلی ممنون
- خواهش میکنم - همچی در حال عرق ریختنه
- طحالم داره عرق میکنه - طحالت؟
عرق روی طحالم داره عرق میکنه
خدای من
ناموساً گرمه
دارم ذوب میشم، مر
وسایلمون باید نفس بکشن
از فرودگاه جان اف کندی تا لندن
لندن تا ژوهانسبورگ، ژوهانسبورگ تا پولوکوین،
و از پولوکوین تا وسط ناکجاآباد
الآن دقیقاً کجاییم؟
توی بوتهها
اونا از اون خنککنندهها دارن...
که آپ میپاشه؟
- سلام، تاتا - سلام
سلام. سلام
نورا، آب میخوای؟
یکم آب بخور
بابا، مطمئنی میاد؟
خب، امیدوارم
چون خیلی طول میکشه تا یه تاکسی اینترنتی به اینجا برسه
اوه!
- خیلی گرمه. آب لازم دارم - چطوره، مر؟
بیخیال، آفریقا؟
- خدای من. خیلی گرمه - یالا عزیزم. یه چیزی بگو
فکر کنم خودشه. آره، خودشه
هی
کولر
هی. اومدی
- حرفی ندارم - وای. اینجا رو ببین
نگاش کن
- چطوری رفیق؟ - چه خبر، رفیق؟
- آه، پسر - پرواز چطور بود؟
- خوب بود. واقعاً خوب بود - جدی؟
- نورا رو یادته؟ - خدای من
مارتین. خدای من
آخرین باری که دیدمت...
- نصف الآن بودی - خیلیخب
- داری بلند میشی - خیلیخب
- وای، خیلی بامزهتر شدی - بزرگ شدی
و مریدث، نوجوونی چطوره؟
فقط بگو «مر»
- مر. باشه - بیا، داداش
بیا. وای. خیلیخب
بذار یکم کمکتون کنم
- بریم - خیلیخب
به ماپانی خوش اومدین، بچهها
تو الآن محیط بانی؟
مجبور شدم...
یه جورایی مجری قانون بشم
مجری قانون؟
آره، تور بردن توریستها شغل بزرگیه
کلی فشار روی آدم هست
تمام آدمای اینجا واسه زنده موندن...
به حیوونها نیاز دارن
اینجا روستای مامانه
آره. وقتی بچه بودم با مامانتون آشنا شدم
تو زمان تعطیلات خانوادگی به اینجا میومدم
اون و دوستاش رو دیدم
کل منطقه رو برام توضیح دادن
راستش یه جورایی منو به حیات وحش جلب کردن
و بعد دانشگاه، اونو به پدرتون معرفی کردم
اوه!
اینجا کلی خاطره دارم، پسر
بفرما
اوه!
- بنظر عالی میرسه - آره، آره، آره
خیلی وقته اینجور خوشگل نشده
- چون میدونستم قراره مهمون بیاد - اوه، شرمنده
- عیبی نداره - واقعاً؟
آره
- خیلیخب. - بیا. از این طرف
وای، پسر. چه خوب از اینجا نگهداری کردی
این همون بنتامه؟
- آره. آره - نه
هنوز درستش نکردی؟
نه، منتظر تو بودم برگردی...
- و راش بندازی - من؟ بیخیال بابا
- مستقیم برین - باشه
از در سمت چپ برین، بچهها
- وای - آره
هی مرد، ممنون که مهمونمون کردی
- خواهش میکنم - واقعاً بهش نیاز داشتیم
- خواهش میکنم رفیق - این دره؟
از اون در برین. آره
- کمک میخوای؟ - با لگد بهش بزن
بعضیوقتها گیر میکنه
زور بزن، نورا
یالا، پا گنده. از پسش بر میای
بفرما
برق رو روشن کن
بچهها، کفشهاتون رو در نیارین
از وقتی دوست دخترم رفته
مثل یه مجرد زندگی کردم
- واقعاً؟ - آره. خیلی ریخت و پاشه
باید ببخشین
- خب، عمو مارتین... - بله؟
رمز وای-فایتون چیه؟
تا بتونم بهش وصل بشم
اوه، آره، شرمنده تا ۱۰ روز دیگه...
وای-فای یا آنتن تلفن نداریم
- چی؟ - میخوای چیکار کنی؟
- نه. نه. نه - آره
- این منصفانه نیست - نه، مشکلی واست پیش نمیاد
- بیخیال - چی؟
چیزهای زیادی واسه دیدن هست
نگران نباش، دل تنگ تلفنت نمیشی
مثل قرون وسطا میمونه
آره
خب خانمها، جای شما اینجاست
شرمنده، میدونم چیز خاصی نیست
ولی راحتتر از چیزی هست که بنظر میرسه
مامان این عکسها رو گرفته؟
وای. هنوز اینا رو داری؟
- آره، معلومه - خیلیخب
اوه. این...
این برآمدگی که اینجاست رو میبینی؟
این تویی
این عکسها فوقالعادهان
وای
مامان خیلی زیبا و جوون بوده
این عکس رو کجا گرفته؟
اون بیرونه
عاشق این درختم
- خودش انداخته؟ - آره
کلی اونجا وقت میگذروند
اسمش رو گذاشته بودیم درخت «آماخله»
عاشق عکس برداری از اون درخت بود
- میشه اون سالاد رو واسهمون ببری؟ - باشه
امم
بوی خوبی میده
- آره، حاضره، مرد - خیلیخب
خیلیخب، مر کجاست؟
داره چمدونش رو باز میکنه
اوه. باشه
- سلام مر - سلام
شام آمادهاس
ممنون
چیزایی که لازم داشتی رو آوردم؟
من خودم چمدونت رو بستم، بابا
آره، آره، درسته
پس، وسایلم رو آوردی؟
هی، شام آمادهاس. باشه؟
همین الآن گفتی
نه، میدونم همین الآن گفتم. فقط...
خیلی وقته...
دوربین نیکون مادرت دستته؟
اوه آره، نوشیدنی هم آوردم
No comments yet. Be the first to leave one.