Heartland

Heartland

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 17

Udgivelsesinfo

Heartland CA S17E03 1080p WEBRip x264-BAE en
En kommentar af warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 17 قسمت 3 Heartland CA S17 1080p WEBRip x264-BAE زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Udgivet den: 2026-02-26
Downloads: 11
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 190 linjer.

هر ازدواجی تو هر شرایطی سختی‌های خودش رو داره

می‌دونی، سخت‌ترین قسمتش اینه که

این قضیه چه تاثیری روی کارسن می‌ذاره. - و همین

ریک ادرلی شهردار بعدی هادسونه

اوه! ببخشید. - متاسفم

اِم، لوگان. اسمم لوگانه. - اِم، مایلی

اگه یه وقت تصمیم گرفتی

دوباره من رو برای شام بیرون دعوت کنی

شاید بهتر باشه اول روشن کنی که نباید بچه‌م رو همراه خودم بیارم

پیشنهاد ما رو قبول می‌کنید؟

خب، یکی دیگه پیشنهاد خیلی بالاتری داده

کی هست؟

مطمئنم تو مسیر ورودی به شهر، بیلبوردهایش رو دیدید

نیتن پرایس. متاسفم

شادو! بیا اینجا

سلام

پسر خوبیه

ایمی! (خنده کوتاه ایمی)

سلام کارسن! چطوری؟

می‌دونستم که قراره به این زودی بیاین اینجا؟

خب، مگر اینکه غیب‌گو باشی

برای یه کاری به کمکت احتیاج داریم. - می‌خوایم دونات رو بهت نشون بدیم

برام دونات آوردین؟

دونات کادوی تولد کارسنه

باشه

ای جان! - سلام رفیق

اوه... آه. - هاهاها

پسر خوب، یه قدم دیگه. - چه خوشگلیه

خب رفیق، چرا نمیری پیش لیندی؟

آره، اون تو کلبه درختیه و داره کاردستی درست می‌کنه

دوستت دارم دونات

بیا

خب، به نظر پونی خوش‌هیکلی میاد

از اونایی که کارسن می‌تونه یه مدتی باهاش تمرین کنه

مشکل چیه؟

الان بهت نشون می‌دم

خبری از سرکارگرِ پرایس نشد؟

اگه خبری می‌شد بهت می‌گفتم، پس نه

شاید بهتر باشه دوباره بهش زنگ بزنم

آه، فقط داره ناز می‌کنه. فقط... ببین

نباید جوری رفتار کنیم که انگار محتاجیم. - (جک): خب هستیم تیم، واقعاً محتاجیم

بدون اون اجاره‌نامه، علف‌های گاوها تموم می‌شه

اونم قبل از چله‌ی تابستون

جک، آروم باش. خودش زنگ می‌زنه

(صدای بلند مخلوط‌کن)

خیلی ببخشید. جلسه داشتین؟

نه. نه، تموم شد

بقیه روز رو می‌خوای چیکار کنی لو؟

به جز خوردنِ هر چیزی که توی اون لیوانه؟

خب، محض اطلاعت

ده دقیقه دیگه کلاس یوگا دارم

و واقعاً دارم از اولویت دادن به خودم و رسیدگی به کارهام لذت می‌برم

چون وقتی همش از این جلسه به اون جلسه می‌دوی

عادت‌های خیلی بدی پیدا می‌کنی

می‌دونی، تازه وقت بیشتری هم با تو و کیتی می‌گذرونم

نمی‌تونی تا ابد با لباس خواب تو مزرعه بپلکی

بی‌خیال، تو باختی

ریک شکستت داد. باید از جات بلند شی

نشستم. - داری غصه می‌خوری

یالا فلمینگ، به خودت بیا

دوباره وارد میدون شو

بابا، من غصه نمی‌خورم

در ضمن... اینا هم لباس خواب نیستن، شلوار یوگان

فکر کنم بیشتر اهل ترمز کردنه تا راه رفتن، نه؟

اوه، حالا صبر کن

اوه! اوه

اوه، بی‌خیال

آروم، آروم! آروم بگیر

آه! اوه

آه! (شیهه کشیدن پونی)

خوبی؟ حرکت خیلی ناجوری بود

هر دفعه همینه

حراجی گفت که کاملاً رام شده‌ست

فکر کنم حراجی اشتباه می‌کرد

قطعاً پونیِ مناسبی برای یه بچه نیست

خب، لازم دارم که تا آخر هفته درست بشه

چرا؟

خب، به کارسن گفتم که می‌تونه

یه جشن تولد گاوچرانی داشته باشه، اونم با پونیِ مخصوص خودش

از الان به کَس و پدربزرگ و مادربزرگش گفته، پس

پس لطفاً ایمی، می‌شه با دونات تمرین کنی؟

کارسن دیوونه‌شه

خیلی بامزه‌ست

می‌دونم. منم خیلی دوسش دارم

چرا اینقدر مضطربی؟ (آه کشیدن کیتی)

منتظر نتایج این مسابقه‌م

آه... همون مسابقه‌ی... افسانه‌نویسی؟

آره. کلی تحقیق کردم و کارهای فینالیست‌های قبلی رو خوندم

فکر کنم داستانم دقیقاً همون چیزیه که داورها دنبالشن

اما فینالیست‌ها تا ۲۴ ساعت آینده اعلام می‌شن

و از انتظار متنفرم

درکت می‌کنم

ولی خب، هرچی بیشتر چشم‌انتظار باشی، دیرتر می‌گذره

خبر زودتر به دستت نمی‌رسه

فقط با زل زدن به صفحه کامپیوتر

بهتره بری سراغ یه کار دیگه

باشه

این کوچولو کیه؟

این دوناته؛ قرار بود کادوی تولد کارسن باشه

اما همین الان کیلب رو پرت کرد زمین

خب، اصلاً خوب نیست. - نه

می‌تونم یه چیزی ازت بپرسم؟ - آره، حتماً

به نظرت مایلی از این خوشش میاد؟

لوگان، این خیره‌کننده‌ست

آره، آخه... می‌خوام یه چیز خاص براش بگیرم

برای مسابقه رودئوی بعدی‌ش

یه چیزی که بگه... خب، می‌دونی، دوسش دارم

لوگان... - می‌دونم، دیوونه‌م

می‌دونم خیلی زوده. - دیوونه نیستی

بعضی وقتا، همین‌قدر سریع اتفاق می‌افته

ولی همیشه می‌تونی به اینم فکر کنی که به خودش بگی

اگه بترسه چی؟ - نه، نمی‌ترسه

منظورم اینه که شاید اون الان نگه، شاید هنوز آماده نباشه

اما نمی‌تونی اون حسِ ذوق‌زدگی رو انکار کنی

همیشه فکر می‌کردم این توصیف‌ها فقط حرفه

فکر می‌کردی چی فقط حرفه؟

هوم... می‌دونی که پونی‌ها چطورین؟

یه دردسر بزرگ توی یه پکیج کوچولو؟

تو اینجا چیکار می‌کنی؟

خیلی خب. منم از دیدنت خوشحالم

برای کارهای مدرسه رودئو اومدم

می‌تونم برای یه لحظه ببرمت بیرون؟

آره

لوگان. - سلام

این راکیه

یه اسب آموزشی جدید برای مدرسه رودئو

قراره برای تازه‌کارهای مسابقه بشکه‌سواری باشه

آره، مشکل اینجاست که از بشکه‌ها خوشش نمیاد

همش ازشون دوری می‌کنه

می‌خوام تو باهاش کار کنی

خب، منظورش اینه که اگه خودت مایل باشی

خب، من... باعث افتخارمه ولی چرا از ایمی نخواستی؟

سرش خیلی شلوغه

و تو با «سان‌شاین» کارت حرف نداشت

فکر کردم همون کار رو می‌تونی با راکی هم بکنی

نظرت چیه؟

من... منم می‌گم که با کمال میل

خوبه. - خوشحالم که انجامش می‌دم

(موسیقی ملایم)

تو تیم رو تحت فشار گذاشتی که منو استخدام کنه

من اصلاً همچین کاری نکردم

این همش نتیجه‌ی تلاش‌های خودته

آه، شادو

نمی‌دونم بالاخره می‌تونیم بریم سوارکاری یا نه

اِم، من می‌برمش سوارکاری

واقعاً؟ - آره

وقتی با لوگان و سان‌شاین بودم

ایده‌های خیلی خوبی برای داستان به ذهنم رسید

باشه. خب اگه اشکالی نداره

می‌دونم شادو هم از این کار خوشحال می‌شه

منم همین‌طور. (خنده کوتاه کیتی)

سلام

(فین‌فین کردن شادو)

بیا شادو، بریم

وُه! وُه

هی، مرتیکه! وقتی از کنار کسی رد می‌شی، یواش برو

هان؟ - خیلی تند می‌رفتی

جدی جدی منو ندیدی؟

خیلی خب. آروم باش

یهو انگار از غیب ظاهر شدی

پس شاید بهتره بری چشمات رو معاینه کنی

تو تنها کسی نیستی که تو این مسیری، نابغه

واو، واقعاً بلدی چطوری حالِ آدم رو بگیری

بیشتر مراقب خواهم بود. - خوبه

در ضمن، به جای اینکه به کسی بگی آروم باشه

بهتره اول یاد بگیری عذرخواهی کنی

بیا بریم حالا

خب، از بین اون همه پونی توی حراجی

چرا دونات رو انتخاب کردی؟

راستش من انتخاب نکردم، کارسن کرد

کارسن خودش تنهایی انتخابش کرد؟

آره، دونات توی یه غرفه کوچولو بود

کِز کرده بود یه گوشه و از همه دوری می‌کرد

اما کارسن صاف رفت سراغش

و به محض اینکه پونی صداش رو شنید، دونات اومد سمتش

و یه جوری شیهه کشید که باورت نمی‌شه

اوه، به نظر میاد واقعاً با هم ارتباط برقرار کردن

آره، خب، فقط می‌دونستم که این پونیِ کارسنه

اما من... گذاشتم بهش وابسته بشه

قبل از اینکه مطمئن بشم می‌شه سوارش شد. حماقت کردم

چرا اینقدر به خودت سخت می‌گیری؟

چون باید بیشتر حواسم رو جمع می‌کردم

کارسن اسب‌ها رو نمی‌شناسه، ولی من می‌شناسم

می‌تونستم یه اسبِ پیر و آروم براش انتخاب کنم

نه یه کابوس پشمالو

خب، همین که دونات به کارسن واکنش نشون داده

منو امیدوار می‌کنه

اَه! کَس داره زنگ می‌زنه

من... الان برمی‌گردم. - باشه

اوه

Heartland subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Heartland

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left