Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

理系が恋に落ちたので証明してみた。

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Abbott Elementary S01E08 720p WEB h264-KOGi
Abbott Elementary S01E08 1080p WEB h264-KOGi
Abbott Elementary S01E08 720p WEB-DL x264 PaHe
Abbott Elementary S01E08 720p WEBRip 2CH x265 HEVC PSA
Abbott Elementary S01E08 720p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
Abbott Elementary S01E08 1080p DSNP WEBRip DDP5 1 x264-NTb
En kommentar af Bahador18B
🔴‫🔴 𝐁𝐚𝐡𝐚𝐝𝐨𝐫 | 𝟑𝟎𝐧𝐚𝐦𝐚

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
x264
720p
720
webrip
BRip
1080
x265
HEVC
2CH
Udgivet den: 2022-07-12
Downloads: 61
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫آره. جیک، حال کردی، پسر؟

‫بگو ببینم چه‌‌قدر خوف بود.

‫اوه، خیلی خوف؟

‫اوه، شنیدی که!

‫بعضی‌وقتا با جنین میام...

‫که دی‌اکسید کربن کم‌تری تو هوا آزاد بشه...

‫و طارق هم بعضی‌وقتا که ‫لازم داره از ماشین استفاده کنه، هست...

‫که... همیشه لازم داره.

‫آره، آره، نه، باید یه بار دیگه برات بخونم.

‫یه چند باری طول می‌کشه ‫تا بازی با کلماتش رو بفهمی.

‫تو هم رپ می‌‌نویسی؟

‫- باهام رپ کن، جیک. ‫- وای، نه...

‫احتمالاً رپ خوندن من خیلی غیرخوف بشه.

‫عزیزم، اسمش جیکوبه. جیکوب(یعقوب).

‫آ‌‌‌ر‌‌‌ه، بعضی‌ها «وب» آخرش رو نمی‌‌گن.

‫این‌... همین رو...

‫امروز همین رو می‌‌خوای اجرا کنی؟

‫اوه، آره، آره، آره، ‫تازه خیلی بیشتر از اینه.

‫اگه صادقانه بگم یه اجرای فوق خفن می‌‌شه.

‫مهمونی‌‌آخرشب که دیگه می‌‌ترکونه.

‫اوه، نه، برنامۀ ضد مواد مخدر...

‫و خشونت گروه‌های خلافکاری واسه بچه‌‌هاست.

‫پس مهمونی‌آخرشب در کار نیست.

‫طارق قراره امروز چند تا از ‫آهنگ‌‌هاش رو تو مدرسه اجرا کنه...

‫اسم مراسم «د.ع.م.م»ـه، ‫دوستان علیه مواد مخدر.

‫آ‌‌‌ر‌‌‌ه، خودش بی هیچ کمکی اجرا رو به‌دست آورد.

‫خب، من با سازمان تماس گرفتم...

‫و طارق گفت: چرا که نه.

‫عزیزم، یه چیزی تو فکرمه.

‫این اواخر خیلی زیاد کار کردی.

‫باید یه مسافرتی بریم.

‫حالا پول اجرای «د.ع.م.م» رو داریم، دختر.

‫اوه، خب، همیشه دلم می‌‌خواست پاریس رو ببینم.

‫اوه، اوه، پاریس!

‫یا... یا جزیرۀ کٌنی.

‫می‌تونیم بریم اون‌‌جا.

‫می‌تونم کلاه شاه‌بلوطی‌م رو سرم کنم...

‫می‌دونی، یه چند تا هات‌داگ بزنیم.

‫می‌دونی که چی می‌‌گم.

‫آ‌‌‌ر‌‌‌ه، آ‌‌‌ر‌‌‌ه، آ‌‌‌ر‌‌‌ه، ولی شاید بهتر باشه...

‫الان روی اجرای امروز تمرکز کنی.

‫- راست می‌‌گی. راست می‌‌گی. ‫- آره.

‫- اینم می‌‌شه. ‫- به چپ بپیچین.

‫وای، خدا! همین‌جوری دائم شعر می‌‌گم، جیک. ‫دقت کن.

‫تو الان شاهد قدم‌های اول یه چیز بی‌نظیری.

‫آره، قطعاً حس می‌کنم...که قدم‌های اوله.

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫«کاری از بـهـادر» ‫«Bahador_Sub@»

‫می‌دونی، واسه بعضیا طول می‌کشه ‫تا با طارق جور بشن...

‫ولی شماها خیلی خوب با هم کنار میاین.

‫شاید بد نباشه این آخرهفته ‫باهامون بیای بریم پیتزا بخوریم.

‫اوه، نمی‌تونم. ‫شنبه کار دارم.

‫اصلاً روزش رو که نگفتم.

‫فهمیدم موضوع چیه.

‫نمی‌خوای نفر سوم مزاحم باشی.

‫- نه. ‫- نه، نگران نباش.

‫راستش یه مرد خیلی خوب رو می‌شناسم ‫که می‌خوام باهاش آشنات کنم.

‫اوه، ممنون، ولی نمی‌دونم ‫اونوقت دوست‌‌پسرم...

‫چه حسی بهش دست می‌‌ده.

‫چی چی‌ت؟

‫دوست‌پسرم.

‫دوست‌پسر داری؟

‫- اسمش چیه؟ ‫- اوه... زک.

‫زک؟

‫چند وقته که با هم رابطه دارین؟

‫حدوداً یه سال، به اضافۀ یه سال دیگه‌.

‫جیکوب، چه‌جوری من اصلاً خبر نداشتم؟

‫هیچ‌‌‌وقت درموردش چیزی نگفتی.

‫خب، در واقع، گمونم الان ‫جواب سؤال خودم رو دادم.

‫فکر می‌‌‌‌کردم می‌‌دونی. ‫می‌‌تونستم قسم بخورم که بهت گفتم.

‫دوستام می‌گن مدام درموردش حرف می‌‌زنم.

‫دوستات؟

‫فکر می‌کردم ما با هم دوستیم.

‫خب هستیم. آره. با هم دوستیم. ‫ما فقط، می‌دونی که...

‫چی رو می‌‌دونم؟

‫دوستای کاری هستیم.

‫راجع‌به چیزهای مهم و اساسی صحبت نمی‌کنیم.

‫اینکه تو زیمبابوه از مدفوعت ‫کرم‌کدو درمی‌اومد رو که بهم گفتی.

‫ام... ام... آره، من... ‫می‌‌خواستم مفید باشم...

‫که اگه یه موقع رفتی آفریقا، حواست باشه.

‫ببین، دوستای کاری ‫هم دوست حساب می‌‌شن.

‫فقط... فرقش اینه که ‫تو یه جای خاص دوست هستن.

‫خب، من فکر می‌‌کردم ‫همه جا با هم دوستیم.

‫ما... در واقع... ما تو جاهای دیگه‌ هم دوستیم.

‫می‌دونی، مثلاً همین امروز...

‫از خونۀ من تا مدرسه ‫که با هم به‌‌عنوان دوست...

‫توش کار می‌‎‌کنیم، ‫با هم دوست بودیم.

‫باورم نمی‌‌شه جیکوب چیزی ‫در‌‌مور‌‌د زک بهم نگفته.

‫به دنیا سؤال برام پیش اومد، خب؟

‫قدش بلنده؟ گربه‌دوسته یا سگ‌‌دوست؟

‫اصلاً اسمش دقیقاً چه‌جوری نوشته می‌‌شه...

‫اون‌جوری که خیلی شیک‌ـه و ‫من خیلی دوست دارم نوشته می‌‌شه یا نه؟

‫و... نمی‌دونم. ‫شاید حق با اونه.

‫شاید ما فقط دوستای کاری هستیم...

‫چون یه دوست واقعی باید اینا رو می‌‌دونست.

‫خب، چشم‌هاتون این‌‌جا باشه. ‫کشاورز هنک 5 تا بوقلمون داره.

‫و 4 تا دیگه‌ می‌خره.

‫کشاورز هنک حالا چند تا بوقلمون داره؟

‫هیچ‌کدوم از بوقلمون‌‌ها باردار نیستن؟

‫بچه‌‌ها، تمرکز کنین دیگه، خب؟ ‫می‌دونین چیه؟

‫تمرینات ریاضی رو بیشتر می‌کنیم.

‫ارزیابی‌های سرتاسری ایالتی نزدیکه.

‫بدبختی‌ایه که ضروریه.

‫می‌گن به بچه‌ها فقط واسه امتحان درس ندین...

‫ولی اگه این‌‌طوری بود...

‫امتحان هم نمی‌‌گرفتن، مگه نه؟

‫6 به‌‌اضافۀ 7؟

‫13!

‫- 13 منهای 6؟ ‫- میشه لطفاً یه‌کم استراحت کنیم؟

‫همه‌چی روبه‌‌‌راهه؟

‫ندیدم شاگردهات بیان زنگ‌تفریح.

‫آ‌‌‌ر‌‌‌ه، آ‌‌‌ر‌‌‌ه، نه، همه‌چی روبه‌‌راهه.

‫بچه‌‌ها، صفحۀ 13 منهای 6 رو بیارین.

‫می‌شه 7.

‫خب، عملکرد تمام شاگردها ضعیفه...

‫به‌خصوص تو ریاضی، ‫واسه همین زمان زنگ‌تفریح رو...

‫برای بالا بردن نمره‌‌هاشون استفاده می‌‌کنیم.

‫خب، می‌دونی، من ‫همیشه این‌‌طوری فکر می‌‎‌کردم که...

‫اگه یه بچه ضعیف باشه...

‫تقصیر خود اون بچه‌‌ست.

‫- درسته. ‫- ولی همۀ بچه‌‌ها که ضعیف باشن...

‫تقصیر معلم‌شونه.

‫اگه دارم کاری رو اشتباه انجام می‌‌دم...

‫یا اگه چیزی هست که باید بهترش کنم...

‫با کامل میل حاضرم که راهنمایی بگیرم.

‫چه عالی. وقت ناهار.

‫تو و من.

‫آره. حتماً.

‫خیلی هم خوشحالم ‫که بخشی از وقت آزادم رو بدم...

‫تا علم و دانش کسب کنم ‫و خودم رو بهبود ببخشم.

‫هنوز جوابم رو نگرفتم. ‫13 منهای 6؟

‫به نفع‌تونه این «اوه» صدای فکر کردن‌تون باشه.

‫خب، به‌‌نظر امروز غذا نمی‌خورم...

‫چون امکان نداره بذارم ‫این موهای خوشگلم خیس بشن.

‫آ‌‌‌ر‌‌‌ه، امروز ناهار رو ‫از دستگاه فروش خودکار می‌‌گیریم.

‫خب، نیمۀ پر لیوان رو ببینین.

‫حالا تو مدرسه می‌‌مونیم ‫و با هم ناهار می‌‌خوریم...

‫که خیلی هم خوبه چون ‫برخلاف چیزی که بعضی‌‌ها می‌‌گن...

‫همه‌‌مون مثل یه خانوادۀ پر جمعیت ‫و خوشحال همدیگه رو دوست داریم.

‫عُق، باز داری چی‌ می‌‌گی؟

‫من بهش گفتم که ما دوستای کاری هستیم ‫و حالا داره این کار رو می‌کنه.

‫خب، ما دوستای کاری هستیم. ‫مشکلش چیه؟

‫اوه، نه نه، نه، نه، ‫ما خانواده‌‌ایم.

‫«ما خانواده‌‌ایم.»

‫ادای وین دیزل رو واسه ما در نیار.

‫خب حتماً یه دلیلی داره ‫که 9 تا «سریع و خشن» ساخته شده.

‫عزیزم، آدم واسه خانواده‌‌ش آدم هم می‌‌کشه.

‫من واسه هیچ‌‌کدوم‌‌تون آدم نمی‌‌کشم. ‫به جز باربارا.

‫ببین، ما میایم این‌‌جا، ‫شاگردهامون رو دوست داریم...

‫با هم شوخی‌‌های لذت‌‌بخش می‌‌کنیم.

‫همکار‌های خوبی هستیم.

‫و بعدش می‌ریم خونه. ‫هیچ ایرادی نداره.

‫ولی من حس می‌کنم ‫که حتماً هم نباید این‌‌جوری باشه.

‫دختر، انجمن خواهر و برادری نیست که.

‫من حاضر نیستم واسه تو ‫قرص اوژانسی ضد بارداری بدزدم.

‫می‌‌بینی، قصد همه اینه که ‫از شنیدن این‌‌جور حرف‌‌ها در برن.

‫می‌دونم. فقط نظر من اینه که ‫باید وقت بذاریم...

‫تا همدیگه‌ رو بهتر بشناسیم.

‫اوه، شاید نخوان حرف بزنن...

‫ولی من واسه به حرف آوردن ‫آدم‌‌ها روش‌های خودم رو دارم.

‫خواستم یکی از بهترین‌های ‫ابتدایی ابت به کمک‌‌مون بیاد.

‫حالا، بیا، بیا. ‫نشون‌مون بده چی داری.

‫چی، این‌‌جا؟

‫- آره! ‫- آره، این‌‌جا. این بچه رو نگاه.

‫معلومه که این‌‌جا. یالا. ‫یه چیزی بهمون یاد بده.

‫اوه، باشه.

‫ام... کشاورز هنک 7 تا بوقلمون داره، ‫و 6 تا بوقلمون دیگه‌ می‌خره.

‫کشاورز هنک الان چند تا بوقلمون داره؟

‫یکی از بوقلمون‌‌ها باردار نیست؟

‫یکی از شاگردهام هم همین رو پرسید.

‫چون سؤال خوبیه...

‫و نشون می‌ده دارن ‫از تفکر منتقدانه استفاده می‌کنن.

‫بی‌‌ربطه.

‫نه، ممکنه واسه تو احمقانه باشه...

‫ولی برای اون‌ها، ‫ممکنه سؤال مهمی باشه...

‫که اگه جوابش رو نفهمن، ‫نمی‌تونن تمرکز کنن.

‫و سرگرمی هم بخش مهمی ‌از یادگیریه.

‫اگه غیر از این باشه ‫فقط درس‌‌ها رو حفظ می‌‌کنن.

‫حفظ کردن روشیه که من ‫پایتخت تمام ایالت‌‌ها رو یاد گرفتم.

‫جونو، سیلم، مدیسون. ‫همین‌طوری می‌تونم ادامه بدم.

‫تو کلاس من واسه شروع کردن روزمون...

‫از صداهای مسخره استفاده می‌‌کنیم.

‫و یادگیری رو هم سرگرم‌‌کننده‌‌تر می‌کنه.

‫خیلی خب.

‫هرکاری من می‌کنم بکن. ‫برو که بریم.

‫چه خبر شده؟

‫بی‌خیال دیگه، پسر.

‫یه‌کم باسنت رو تکون بدی که نمی‌‌میری.

‫حالا بیا این مسئله ریاضی رو دوباره حل کنیم.

‫اوه، نام کشاورز بوقلمون چی بود؟

‫- هنک؟ ‫- آره!

‫خیلی خب.

‫- درسته! ‫- یا اگه یکی از بوقلمون‌‌ها دوقلو باردار باشه...

‫می‌‌شه 6 تا.

‫دیدی؟ کی بهت گفته یادگیری ‫نمی‌تونه سرگرم‌کننده باشه؟

‫سلام، بچه‌‌ها.

‫اوه، خیلی داغون به‌‌نظر...

‫وایسا ببینم.

‫این بوی چیه؟

‫اون...

More Farsi Persian subtitles for Science Fell in Love, So I Tried to Prove It

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left