De første 200 linjer.
یکی دیگه پیدا کردن
تا برسه اینجا، دیگه گنجی باقی نمیمونه
مختصات رو علامت بزن
اون یارو فرانسویه است
اون طرف هم کریستوسه
همهشون دارن میان
همه به جز یک نفر. خیلی خب، دنبال کریستوس برین. هر وقت شیرجه زد، ما هم میزنیم
شاید شانس بیاریم و هر چی اون پایین هست رو پیدا کنیم
هی، جیمی اونجا رو ببین. ببین. چرا سرعتش رو کم نمیکنه؟
داشتی میپرسیدی؟ میدونستم
اوه
سلام پسرا. خیسِ آب شدین
نصف غارتگرهای دنیا همین الان اینجان، اون وقت تو ما رو منتظر میذاری
ولی میدونی که نمیتونم از یه ذره تفریح بگذرم
لارا، بهمون بگو این همه سر و صدا واسه چیه؟
بقیه فکر میکنن اون پایین چیه؟
خب، نمیدونم بقیه فکر میکنن اون پایین چیه
ولی من فکر میکنم "معبد لونا" باشه. معبد لونا؟
پسرای من... اگه تو تلویزیون نباشه، کلاً بیخیالش میشن
معبدیه که اسکندر مقدونی ساخته
که محض اطلاعتون یونانی بود
آره آره، باشه
اسکندر گنجینههای کل دنیا رو جمع کرد
اونها رو توی دو جا نگه میداشت. بخش اعظمش رفت به کتابخونهاش توی مصر
اما باارزشترین داراییهاش اومد اینجا، معبد لونا
طبق قانون، هیچکس اجازه نداشت مکانش رو ثبت کنه
و در سال ۳۳۰ قبل از میلاد... توسط دریا بلعیده شد
حین فوران آتشفشان نابود شد. برای همیشه گم شد
تا دیروز
اگه حتی نصف معبد هم سالم مونده باشه
باز هم بزرگترین یافته بعد از اهرام مصر خواهد بود
بقیه دارن به این منطقه میرن، در امتداد این لبه
و این بر اساس جریانهای آبه؟ بله
گاس، دلیل دیر کردنم همین بود
این یه تصویر زمینشناسیه که دو ساعت بعد از زلزله گرفته شده
مرکز زلزله اینجا بود، پنج مایلیِ شمال شرق ما
اما حالا به جریانهای لبهی صخره نگاه کن
صبر کن. تغییر جهت دادن
پس در حالی که بقیه اونجا شیرجه میزنن، ویرانهها در واقع
اینجا هستن. بزن بریم
چیزی شده؟
اول اینکه اسکندر مکان معبد رو ثبت نمیکنه
بعد خدا با یه آتشفشان اون رو از روی زمین محو میکنه
حالا حتی جریانهای آب هم عوض میشن
لارا، شاید قرار نیست این معبد پیدا بشه
هر چیزی که گم بشه، تقدیرش اینه که پیدا بشه
نگران نباش
این فوقالعاده است
این باورنکردنیه
وای خدای من. این خیلی عظیمه
شگفتانگیزه
جیمی، این بینظیره
تو هم چیزی که من میبینم رو میبینی؟ وای خدای من
خدای من، باورنکردنیه
نیکی، این رو ببین. قراره پولدار بشیم
هی لارا، نظرت درباره دو تا شریک خوشتیپ یونانی چیه؟
خب، هر وقت دو تا پیدا کردین، بهم خبر بدین
هی، داره درباره تو حرف میزنه. نه، تو
سکههای طلا رو جمع کنین. اون رو بده به من. بده من
لارا، اون چیه؟ مال منه
داره چیکار میکنه؟
لارا، اون ستون داره میریزه
پسلرزه
فکر کنم این نشونهایه که باید بریم
دو دقیقه وقت بدین
لارا، همین الان باید بریم! باید حرکت کنیم
به جمع کردن ادامه بدین. اینجا داره فرو میریزه
تو اون دو تا رو بردار
باید عجله کنیم
باید بریم. همین الان باید بریم! یالله
لارا
نه
لارا. لارا، مائیم. هیلاری و برایس
گیجه، بعد از سه روز طبیعیه
روز خوبیه واسه یه آبتنی، نه؟
آقایان، یه ضربالمثلی هست
"اصلاً خوب نیست که مادر طبیعت رو گول بزنی."
با این حال، این دقیقاً همون کاریه که من یه مدتیه دارم انجام میدم
چه گاز سارین برای آقای سان
چه حصبهی پیشرفته برای آقای کرِف جهت استفاده توی بالکان
و چه وبای تقویتشده برای آقای دووالیه
اما با وجود اینکه این سلاحها کارشون رو انجام میدن
همیشه محدودیتهایی وجود داشته
بیماریهای پایدار، کشنده نیستن. اونهایی که مرگبارن هم خیلی زود از بین میرن
مادر طبیعت رو فقط تا یه حدی میشه فریب داد
سلاح من رو به کار بگیرید تا دشمنانتون، هر چقدر هم که بزرگ باشن، از درون متلاشی بشن
یه چیزی مثل همین الانِ آقای مونزا که داره متلاشی میشه
اینجا چه خبره؟ مونزا قضیه این جلسه رو به "امآیسیکس" گفته بود
برای همین مکان رو تغییر دادیم
میخواست من رو لو بده و بعدش از غرب پناهندگی بگیره
یه آدم باهوش میفهمید که من دستش رو خوندم
هیچوقت سوار هواپیما نمیشد. اما میدونستم تو میشی، آقای مونزا
چون واقعاً فکر کردی میتونی من رو دور بزنی
آقایان، این صدای مرگ یه خائنه
اون یه فرم شتابیافته از ابولا بود؛ مرگبارترین بیماری شناختهشده برای بشر
به شدت واگیردار
با این حال
مثل تمام بیماریهای شناختهشده، ذخایری از پادزهر در غرب وجود داره
اما واسه چیزی که من بهتون پیشنهاد میدم، هیچ پادزهری نیست
نه درمانی، نه واکسنی، نه شفایی
دنیای مدرن هرگز چیزی شبیه به اونچه من کشف کردم رو ندیده
کشف کردی؟ بله، کارم رو گسترش دادم
باستانشناسی
این شماره حسابِ بزرگترین بانک در "بِرن" هست
برای هر نفر، ۱۰۰ میلیون دلار، لطفاً
چن لو کجاست؟ گوی دست اونه، اما امآیسیکس دنبالشه
چطور؟
خودش نمیدونه، اما به جای اینکه ریسک کنه و بیارتش اینجا، منتظر مونده
من همین الان به یه کابین پر از آدم درباره پاندورا گفتم
زمان رو نمیشه به عقب برگردوند
به چن لو بگو فوراً گوی رو برام بیاره
قاتلها رو پیدا میکنین! سر من خالی نکنین
برایس! چی گیرمون اومده؟
خب، من هنوز حتی بارگذاری عکسهای دوربینت رو هم تموم نکردم
دربارهی اشاره به یه "گوی" چی؟
اجازه خواستم و چک کردم
توی فهرستهای تاریخی معبد لونا هیچ گویی ثبت نشده
پس از جفتتون میخوام هر گویی که تو تاریخ یونان بهش اشاره شده رو لیست کنین
همهشون رو؟
احتمالاً میشه
هزاران تا
پس هزاران تا رو میخونیم
با اون یکی شروع کن
شاید آقایون تا وقتی منتظرن میل به چای داشته باشن؟
نه، میل ندارن. چای واسه مهمونه. در هم واسه مزاحمهاست
لارا، این مردها از امآیسیکس هستن
بله، از دستهای لطیف و کتوشلوارهای اتوکشیدهشون میتونم تشخیص بدم
که اینها همون مردایی هستن که تصمیم میگیرن
و کارهای کثیف رو برای بقیه باقی میذارن
من هیچ علاقهای به... اسمش چن لو هست
به همراه برادرش "شین"، یه باند از راهزنان چینی رو اداره میکنه
که به "شِی لینگ" معروفن
اونا تو کار اسلحه، الماس و آثار باستانی هستن
هر چیزی که چن لو بتونه توی بازار سیاه بفروشه
اونا از لحظه ورودت به "سانتورینی" تعقیبت کردن
همونجا که دوستت "گاس" رو کشتن و قایقش رو غرق کردن
چرا؟ برای این
بعد از اینکه از دریا گرفته شدی
ایستگاه شنود ما توی مالت، این فکس رو ردیابی کرد
این فکس از طرف چن لو برای مردی به اسم "جاناتان ریس" فرستاده شده بود
چی، همون دانشمنده؟ همون که جایزه نوبل برد؟
اون الان طراح اصلی سلاحهای بیولوژیکی توی دنیاست
ساختههای اون هستهی اصلیِ
هر اقدام تروریستیِ زیستی در ۱۵ سال گذشته بوده
بیارزش بودنِ زندگی برای "ریس" زبانزده. اون هیچ برنامه سیاسیای نداره
براش مهم نیست سلاحهاش کی رو میکشن یا چرا
یه "دکتر منگلهی" امروزیه
ما میدونیم چن لو برای به دست آوردن گوی تعقیبت کرده
اما این رو هم میدونیم که اون رو به ریس تحویل میده
چیزی که نمیدونیم علتشه. راستش، این موضوع ما رو میترسونه
ریس کسی نیست که بشه باهاش شوخی کرد
جعبه پاندورا
ریس میخواد از گوی برای پیدا کردن جعبه پاندورا استفاده کنه
منظورت همون اسطوره یونانیه؟
پاندورا از طرف خدا جعبهای گرفت و بهش گفته شد که بازش نکنه
اون بازش میکنه و درد و رنج رو تو دنیا رها میکنه؟
آره، این نسخه سادهشه
فکر میکنی زندگی چطور شروع شد؟
ستاره دنبالهدار، لجنِ نخستین؟
در سال ۲۳۰۰ قبل از میلاد، یه فرعون مصری جایی رو پیدا کرد
که اسمش رو گذاشت "گهواره حیات"؛ جایی که ما، یعنی زندگی، شروع شدیم
و اونجا جعبهای رو پیدا کرد، جعبهای که زندگی رو به زمین آورد
فرعون جعبه رو باز کرد
اما تمام چیزی که توش باقی مونده بود "رامانته" یا "ضدِ حیات" بود
طاعونی که به عنوان همراهِ زندگی اومده بود
همراه؟ طبیعت بر پایه تعادله
تمام دنیا جفتجفت خلق شدن
یین و یانگ. درست و غلط. زن و مرد
لذت بدون درد چه معنایی داره؟ این طاعون چیکار کرد؟
ارتش فرعون رو با خاک یکسان کرد
پسر فرعون بهترین سربازش رو فرستاد
تا جعبه رو برداره و به انتهای دنیا ببره
دو هزار سال بعد، اسکندر مقدونی به هند رسید
اونجا ارتشش توسط یه طاعون تار و مار شد
بعد از اینکه یکی از آدمهاش جعبهای رو بین یه سری بقایا پیدا کرد
هند؟ اونجا همون جایی بود که فرستاده فرعون جعبه رو برد؟
اسکندر حس کرد که این جعبه قدرتمندتر از اونه که بشه به دست کسی سپردش
پس اون رو به خونهاش در "گهواره حیات" برگردوند
و از اون زمان دیگه دیده نشده
و این گهواره حیات کجاست؟
هیچکس نمیدونه
اسکندر با استفاده از نقشهای که همراه جعبه بود پیداش کرد
نقشهای که بعدش از دنیا مخفی کرد
اما اسمی که روی این نقشه گذاشت "ماتی" بود
و ترجمه تحتاللفظیِ کلمه "ماتی" میشه "چشم"
گوی همون نقشهست که اسکندر توی معبد لونا مخفیش کرده بود
و ریس از اون برای پیدا کردن جعبه پاندورا استفاده میکنه
و وقتی این کار رو بکنه، وقتی بازش کنه
سلاحی رو آزاد میکنه که از هر چیزی که فکرش رو بکنین قدرتمندتره
علامتها قطعاً یه الگو رو تشکیل میدن
اما حتی اگه بفهمم اونا نماد چی هستن
باز هم نمیتونیم کل نقشه رو بخونیم
چون فقط یه نمای ناقص ازش داریم، میبینین؟
خب، باید بفهمیم چطور بخونیمش
درسته. ممنون
از طرف علیاحضرت ما رسماً درخواست میکنیم
که این جعبه رو قبل از دکتر ریس پیدا کنین و برگردونین
اوه! خب، حالا که اجازه علیاحضرت رو دارم
بهم بگین کجا باید دنبال گوی بگردم
آخرین خبری که داریم اینه که یه جایی تو چینه، پیشِ چن لو و شِی لینگ
No comments yet. Be the first to leave one.