Succession

Succession

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 4

Udgivelsesinfo

Succession Season4 720p WEB x265-MiNX
En kommentar af Night_walker77

Tags

web
720p
720
x265
XviD
webrip
x264
BRip
1080
HD
HEVC
Udgivet den: 2023-11-25
Downloads: 131
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت دیجی موویز را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫ DigiMoviez@

‫سلام!

‫سلام، حالت چطوره؟

‫- خوشحالم می‌بینمت. ‫- آها، پیرمردمون اومد

‫خیلی‌خب.

‫اومدش.

‫اوضاع خوبه انگاری، نه؟

‫هوم.

‫تولدت مبارک، بابا.

‫خب دیگه از همین الان بریم و

‫اینو بذاریم تو دستهٔ به درد نخورها.

‫می‌شه ایده‌ات در مورد این یکی بگی؟

‫فقط می‌خوام بدونم چه تفکری ‫پشت این ایدهٔ بازاریابی بوده؟

‫- آره. ‫- رومی جون!

‫آره، یکی دیگه‌ هم داریم.

‫- کجایی پسر؟ ‫- داداشمه، داره میاد

‫خب اینو بذاریم کنار و بریم سراغ مبحث بعدی.

‫بذار هر چی ایده‌ هست رو بررسی کنیم، رومی.

‫می‌خوام باهات کار و کاسبی راه بندازم، داداش.

‫- چه خبرا، تی؟ ‫- خب، این...

‫خب... این که داغونه. ‫پس، نه.

‫- خب، کسخلا؟ ‫- سلام رفقا، اوضاع چطوره؟

‫این یکی به‌نظرمون واسه ‫همهٔ بازارها جواب بده...

‫- نه. ‫- نه، اون...

‫- نه ‫- نه، اون که فکرشم نکن

‫واسه چیزی که ما واسه ‫پروژه جدیدمون، یعنی «هاندرد»

‫- اونا... اونا.. ‫- داغونن

‫- خیلی‌خب. ‫- آره، ریدن

‫- ریدن. بی تعارف بهتون می‌گیم دیگه، خب؟ ‫- حتما

‫هاندرد یعنی تلفیقِ «ساب‌استک» با «مستر کلاس»

‫با «اکونومیست» با «نیویورکر».

‫حس می‌کنم ما یه چیز خاص خواستیم ‫ولی شما دارین خارش می‌کنید.

‫- هی، تی! ‫- خب منو خر فرض نکنید.

‫- فکر کنم اومدن در مورد مسائل مالی صحبت کنن. ‫- ای وای

‫و روم، فکر کنم حراست اینجا ‫داره آبرومون رو می‌بره.

‫به‌نظر احمق و احتمالا نژادپرست میان.

‫آها، خب تو هم خسته به‌نظر میای

‫و قیافه‌ت رو که می‌بینم سرم درد می‌گیره.

‫آخی، مرسی!

‫خب، کجاها بودی آبجی؟

‫منظورت چیه؟

‫سلام!

‫- کجا بودی؟ ‫- تو ترافیک. و پشت گوشی

‫- هوم! ‫- تماس کاری، واسه این

‫- رابط خوبیه. ‫- ببینید رفقا

‫- بازخورد خوبیه... ‫- آره، دوباره بر می‌گردیم

‫سراغ همین چیزا و به زودی ‫ باهاتون صحبت می‌کنیم

‫بعدا... می‌بینمتون.

‫که تو ترافیک بودی، ها؟

‫آره، تو ترافیک بودم. چیه؟

‫شیوی، زیر زیرکی داری کاری می‌کنی؟

‫شنیدیم که داری ‫با تیم انتقال خیمنز صحبت می‌کنی.

‫خب، نه.

‫- عه، نه؟ ‫- نه

‫خیلی‌خب، پس رفیق‌مون دروغ تحویل‌مون داده؟

‫دارن بهمون دروغ می‌گن؟

‫خب، باهاشون که صحبت کردم

‫ولی واسه اینه که بهشون کمک می‌کنم، ‫که خودتون می‌دونید از قبل.

‫خیلی‌خب... پس باهاشون ‫حرف می‌زنی در هر صورت؟

‫نه

‫جواب تماس‌شون رو دادم دیگه. ‫می‌خوان در مورد صحبت کردن صحبت کنن.

‫آها! می‌خوان در مورد صحبت کردن صحبت کنن پس

‫چیه؟ بی‌خیال بابا ‫برندهٔ انتخابات نشدن که

‫و ممکنه نبرن، و بابا هم شاید نفروشه

‫و شما دو تا هم شاید جا بزنید

‫و همه چی رو هواست و احتمالاته دیگه.

‫خب، بابا که مشخصاً قصد فروش داره.

‫نشستیم لوگو نگاه می‌کنیم خیر سرمون!

‫یه بیانیهٔ استعفا از ویستار

‫- واسه خودم آماده کردم، پس... ‫- منم والا

‫فقط خب قدم بزرگیه، حالا چه عیب داره ‫یه سری گزینه‌های دیگه هم باشه؟

‫گزینه‌های دیگه هم داشته باشیم؟

‫دو روز مونده که بابا شرکت رو بفروشه.

‫قضیه اینه. ‫اینو باید حالیت باشه.

‫حسابی هروئین کشیدم.

‫آره. از سوزن می‌ترسه.

‫- خیلی خیلی حال می‌ده. ‫- مفنگیِ اصل نیست

‫و می‌دونی، یه چیز خیلی جذاب

‫توی زندگی‌ام می‌خوام. ‫و اگه قرار نیست این باشه

‫لطفاً همین الان بهم بگو، خب؟

‫چون حس می کنم اخیراً

‫تو کشور چرخیدم

‫صحبت‌های مهم و جدی‌ای رو

‫با آدمای مهم داشتم،

‫ و سرمایهٔ هنگفت شخصی‌ای رو خرج کردم

‫و آدمای کله گنده‌ای رو آوردم سمت خودمون.

‫- آره، منم. ‫- می‌دونم، درسته

‫آره، همه‌مون همین کار رو کردیم.

‫نگرانی که قضیه جزئيه و ‫شاید به همین‌جا ختم بشه؟

‫- چی؟ نه. نه، تو چی؟ ‫- من؟ نه والا

‫تنها نگرانی من بابت هاندرد

‫اینه که زیادی خوب نیست؟

‫- یعنی خب چرا قبلاً کسی انجامش نداده؟ ‫- آره

‫من که پایه‌ام.

‫هستم. واقعا

‫خیلی‌خب.

‫تولدت مبارک

‫تولدت مبارک لوگان جون

‫تولدت مبارک!

‫- آره! عالیه، نظرت چیه؟ ‫- ممنون

‫مصبّتو شکر!

‫خوبی، لوگان؟

‫خونوادهٔ مانستر (اشارهٔ ضمنی به هیولا) ‫با عزیزان مانستر آشنا شو.

‫این دیگه کدوم خریه؟

‫- خب، فکر کنم بهتره... ‫- سلام! خوش اومدین

‫- خوش اومدی، گرِگ. و شما؟ ‫- سلام، کری

‫این بریجته. ‫بریجت، ایشون کری‌ـه.

‫- که می‌شه... ‫- دوست، دستیار و مشاورِ لوگان

‫دوست و دستیار و مشاور لوگان.

‫- سلام، بریجت هستم. ‫- سلام، بریجت

‫خیلی خوش‌وقتم. ‫چیزه... گرِگ

‫بیا بریم واسه بریجت یه نوشیدنی بیاریم.

‫- باشه؟ ‫- عه؟

‫خیلی‌خب. ‫الان میایم بریجت

‫خیلی‌خب.

‫ببخشید، الان میایم.

‫- باشه. مشکلی نیست. ‫- آره

‫- راحت باش. ‫- نگران نباش

‫- این کیه، گرِگ؟ ‫- همراهمه دیگه

‫آها، صحیح. ‫ولی خب کیه؟

‫یه همراه آوردم دیگه. ‫مشکلی که نداره؟

‫اسمش چیه؟

‫اسم کاملش چیه؟

‫بریجت... ‫از خیابون ورش داشتی آوردی؟

‫بریجت خیابونی؟

‫- می‌دونی... ‫- از این برنامه‌های دوست یابی پیداش کردی گرِگ؟

‫واقعاً ازش خوشم میاد. ‫من... شاید حتماً عاشقش شده باشم.

‫آخی، چه خوب.

‫قبلاً چند بار با هم رفتین بیرون؟

‫چیزه، کری. من... می‌دونی من...

‫فکر نکنم این حرفا جالب باشه.

‫گرِگ، این‌جا که رستوران «شیک شک» نیست

‫- مهمونی قبل سکس‌ـت نیست که ‫- جشن تولده

‫و...

‫من از فامیل‌هام. ‫می‌تونم با خودم همراه بیارم.

‫- یه جورایی عضو افتخاری خونواده هستم. ‫- که عضو افتخاری هستی؟

‫آره، خب مارشا

‫- یه بار گفت که من همیشه قدمم... ‫- مارشا اینجا نیست

‫رفته میلان، خرید می‌کنه. ‫واسه همیشه.

‫می‌دونی که ما الان وسطِ...

‫یه انتخابات خیلی بحث‌برانگیز هستیم

‫و عموت در شرف یه فروش خیلی مهمه

‫و مشغول بررسی خرید و ‫ادغام خیلی حساسیه دیگه؟

‫خب؟

‫پس مطمئنی که قرار نیست

‫جزئیاتی رو درست قبل از ‫جلسهٔ هیئت مدیره لو بده؟

‫مطمئنی که جاسوس شرکت رقیب نیست؟

‫- خیلی‌خب، دنبال شرکای سرمایه‌گذاری... ‫- به‌نظرم خوبه

‫واسه یه برند رسانه جدید و انقلابی هستیم

‫که قراره مفهوم اخبار رو توی قرن ۲۱ متحول کنه.

‫یه قطب و پایگاه خبریِ ضروری و سفارشیه.

‫بعد من می‌گم: ‫«هاندرد شامل خبره‌ترین متخصصین

‫بهترین نویسنده‌ها و بهترین‌های هر حوزه‌ست،

‫از مسئله اسرائیل-فلسطین گرفته تا هوش مصنوعی

‫تا رستوران های میشلین.»

‫فروشگاهی همه‌جانبه

‫- واسه خوراکی‌های اطلاعاتی پر کالری و مغزی. ‫- ببخشید، من باید...

‫- من برم جواب بدم. ‫- می‌ری تلفنی حرف بزنی؟

‫- باشه پس، برو. ‫- بسته‌های اطلاعاتی

‫- بسته اطلاعاتی یا خوراکی اطلاعاتی؟ ‫- مهم نیست اینا

‫- الو؟ ‫- سلام

‫حالت چطوره؟

‫خوبم. تو چطوری؟ چی شده؟

‫هیچی فقط...

‫زنگ زدم که بهت خبر بدم ‫و احوال پرسی کنم

‫و این‌که فقط بهت بگم

‫دیشب با نائومی پیرس نشستیم یه مشروبی زدیم.

‫فقط محض احتیاط

‫فقط می‌خواستم بهت اطلاع بدم.

‫ببخشید. تو... هوم؟

‫بهم اطلاع می‌دی؟

‫نه، فقط می‌خواستم

‫از روی احترام کسب اجازه کنم.

‫فقط واسه عکس و اینا یا صحبت کردن مورد...

‫نه، ببخشید. ‫الان داری ازم اجازه می‌خوای

‫یا بهم اطلاع می‌دی؟

‫شیو، خبری نیست

‫پس چرا بهم می‌گی؟

‫چون کاری نیست.

‫- ولی خب... چیزه... ‫- می‌دونی، ردیفه.

‫مشکلی نیست. ‫رفتی با اکسِ داداشم قرار می‌ذاری.

‫مشکلی نیست.

‫شیو، نه... این‌جوری نیست. ‫دوست اجتماعیه.

‫کار به رابطهٔ جنسی نمی‌کشه.

‫می‌دونی؟ پس چیزی نیست که بخوام بهت بگم.

‫ولی باز بهم می‌گی

‫چون مارلیندا سر راهم سبز شد، خب؟

‫معلومه که فضولی کرد

‫پس مجبور شدم بهش گفتم قضیه کاری نیست

‫چون ازم پرسید، خب؟ ‫پس حالا اصل قضیه اینه

‫که جای نگرانی نداره.

‫- خب؟ ‫- مشکلی نیست دیگه

‫اصلاً مشکلی نیست، جدی می‌گم. ‫راحت باش.

‫برو توی رختکن بکنش اصلاً.

‫مهم نیست. من دیگه آب از سرم گذشته.

‫فقط گفتم تحت شرایطی که توافق کردیم

‫چیزی بود که به درد بحث کردن می‌خورد.

‫بحثی در کار نیست، تام.

‫دیگه از قبل رفتی تو کارش.

‫نمی‌شه بیای بگی که: ببین شیو

More Farsi Persian subtitles for Succession

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left