De første 200 linjer.
...يک بمبِ بسيار پيچيده
:گروهي که نام خود را گذاشته ...« ارتش شهروندانِ ويرجينيا »
،اگه بتونين تصورش کنين....
...خيلي بزرگ تر از - که فقط او را به نام « پدرِ بنيانگذار » ميشناسند ... -
آن ها سعي داشتند ...که مردم را از سرِ راه خود
ادعا کرده که مسئوليت ... ...اين بمب گذاري بر عهدهي
...منفجر شد. خسارات ناشي از...
که تاکنون جانِ 57 نفر را گرفته است...
« ارتش شهروندانِ ويرجينيا » « اردوگاه تمريني » « 9ماه بعد »
،"ديتمن"
شليک نکن
استريتر" ميخواد ببيندت"
منو؟
آره تو رو. همين الان
لينکلن ديتمن" رو آوردم، رئيس"
چي شده؟
قيافهتون جوريه که انگار سگِتون مُرده يا يه چي تو اين مايهها
مشکلي هست؟
راسِل" فکر ميکنه يه مشکلي هست"
،ميگه دربارهي ارتش شهروندان ويرجينيا يه چرت و پرت هايي گفتي
چيه، فکر ميکني خيلي بامزهست؟
بيخيال راسِل. من فقط گفتم از اين که همش به اين هدفهاي
کـ... کـ... کاغذي شليک کنيم، خسته شدم
من اومدم اينجا به خاطر اين که شنيده بودم اين شماهايين
که اون ساختمون فدرال رو ،توي "ويچيتا" فرستادين رو هوا
ولي تا الان من فقط يه مُشت آدمي رو ديدم
که ميخوان يه گُهي بشن و دلشون نميخواد يه کار واقعي بکنن
پدر بنيانگذار تمامِ اينا رو عوض ميکنه
پـ... پـ... پدرِ بنيانگذار؟
درسته
اون قراره يه آتيشي به پا کنه و اون آتيش قراره چيزي رو
که بهش ميگن دولت، نابود کنه
...خب
فقط ميتونم بگم، پس چرا انقدر طولش ميده؟
يعني ميخوام بگم اين همون ،چيزيه که از وقتي رسيدم اينجا منتظرشم
شانس ترکوندن يه چيزي
من هستم. فقط بهم بگين که بايد چي کار کنم
انجامش ميدم
هرکاري، خب؟ هرکاري
حتي مُردن؟
...حرفِ مرد يکيه و تو هم
خيلي حرف ميزني
ولي ميخوام بدونم، واسه اين هدف تا کجا حاضري پيش بري؟
من 15 سال تو کار سـ... ساخت و ساز بودم
بعدش اونا کارِ منو دادن به يه مهاجر فراريِ مکزيکي
،زنم ترکم کرد
دخترمو هم با خودش بُرد
من ديگه هيچي واسه از دست دادن ندارم
زندگي خيلي کثافته، لينکلن
ولي هيشکي حق نداره دربارهي
شهروندانِ ارتش ويرجينا، چرت و پرت بگه
خيلي خايه داري، لينکلن
واقعاً اينو اعتراف ميکنم
دهنتونو سرويس
پس اينجوريه؟
هان؟
اين يعني من وارد گروه شدم؟
اين يعني پدر بنيانگذار ميخواد تو رو ببينه
خب، کِي؟
فردا
چه خبر شده؟
نيروهاي سازمان مبارزه با قاچاق اسلحه
!بخوابين رو زمين
دستاتون رو بذارين پشت سرتون !و اسلحههاتون رو بندازين زمين
!سازمان مبارزه با قاچاق اسلحه
استريتر، بايد از اينجا ببريمت بيرون
!زود باش! زود باش
!بريم! از اين طرف - !سازمان مبارزه با اسلحه! بخوابين رو زمين -
خيلي خوشحال ميشدم لااقل بهم يه خبر ميدادي قراره سازمان بريزه اينجا
من خبر نداشتم
من نميدونم واسه چي اومدن اينجا
اسلحه رو بنداز، راسِل. بندازش
دستات رو بذار پشت سرت. زود باش
!تکون نخورين! حتي نفس هم نکشين
آروم باشين، پسرا. من از اف.بي.آي هستم
عمليات مخفي
اونم با منه
،کد دسترسي
"فاکستروت - اکو - زولو"
مرکز، ميخوام يه کُد رو برام تأييد کني
"فاکستروت - اکو - زولو"
دريافت شد. الان چک ميکنم
،شش ماهه
شش ماهه که واسه اين عمليات مخفي دارم جون ميکنم
اون وقت شما به خاطر يه قاچاق اسلحه ريدين بهش
فاکستروت - اکو - زولو" تأييد ميشه، قربان"
ما با اجازهنامه اومديم اينجا
.که اسلحههاي غيرقانوني رو ضبط کنيم ما مسئول خراب شدن اين عمليات نيستيم
،شماها بيشتر نگران وضعيت خودتون هستين
تا اين که بخواين جلوي يه حملهي تروريستي رو بگيرين
چي داري ميگي؟ کدوم حملهي تروريستي؟
!نارنجک
تو کي هستي؟
"مارتين اودوم"
يادت باشه
"نقش ها"
در عملياتهاي مخفيانهي دولتي" "ايالات متحده،يک هويت ساختگي است
تــرجـــمـــه و زيــرنـــويـــس : مـــهـــرزاد
:هماهنگي و ويرايش زيرنويس SepehrRed90
"Legends" فصل 1 قسمت 1 : آغاز
« درهي سان فرناندو » « لس آنجلس ، کاليفورنيا »
چطوري بچه؟
!بابا
بيا اينجا ببينم
هي، نگاش کن
نميدونستم داري مياي
دلم برات تنگ شده بود
...ببخشيد که زنگ نزدم، ولي
هر روز به يادت بودم
گرفتيشون؟ آدم بدا رو؟
آره
آره، گرفتمشون
ميدونستم ميگيريشون - واي، نگاش کن -
شش ماهه، بايد 30 سانتي قد کشيده باشي
.از وقتي رفتي کلاً 1 سانت بيشتر شدم هر روز قدم رو اندازه ميگيرم
راستي بابا، من با توپ ميتونم کلي رو پايي بزنم
،يعني، ميتونم چندتايي بزنم ولي خب بايد بيشتر تمرين کنم
آره، ديدمت داشتي ميزدي
مارتين
"سلام "سونيا
...هي، من، آم
چک ات رو برات آوردم
عزيزم، برو تو، من و بابات ميخوايم حرف بزنيم
مامان، اون تازه رسيده - "ناراحت نباش، "اِيدن -
نميتونم خيلي بمونم
گوش کن، شايد فرداشب ،بتونم براتون شام درست کنم
نظرت چيه؟ غذاي چيني
هان؟ - عاليه. لحظه شماري ميکنم -
پس ميبينمت
نميدونستم برگشتي
...متأسفم. من بايد
نميشه که يهويي پيدات بشه
،اونم بعد از ماهها که گذاشتي رفتي
اون وقت توقع داشته باشي همهچي مثل قبل باشه
اينطور نيست - ببخشيد. من ميرم -
،مارتين
چک رو با اسم لينکلن ديتمن امضا کردي؟
چي؟
چک رو با اسم لينکلن ديتمن امضا کردي
!دارم بهت ميگم اونا به آدم اشتباه کار داده بودن
!تو نميدوني چي داري ميگي
!اشتباه، اشتباه، اشتباه
،اونا يه مدافع لازم دارن !عين تو که چوب غذاخوري لازم داري
!اين يارو فقط بلده بقيه رو دور بزنه
،مارتين، کجا ميري؟ هي
!خريدات رو نبردي
الو
راسِل ام
بهت گفتم از اين شماره استفاده نکن
موبايل لينکلن رو که به فنا دادي
چطوري قرار بود باهات تماس بگيرم؟
بگذريم، از يه تلفن عمومي دارم زنگ ميزنم
چي ميخواي، راسِل؟
استريتر امروز صبح باهام تماس گرفت
ارتش شهروندان، دوباره برگرشته سرِ کار
راسل، واسه يه بارم شده تو زندگيت باهوش باش
بيخيالش شو
پدر بنيانگذار، ميخواد لينکلن ديتمن رو ببينه
رو در رو. فردا
ديدار کنه که چي بشه؟
،استريتر ميگه بعد از حملهي سازمان ما بايد ضربهي محکمي بهشون بزنيم
،ميگه اين يکي خيلي جديه
هموني که از قبل برنامهريزيش کرده بودن
ترتيب قرار رو ميدم
« سازمان اف.بي.آي، واحد عملياتهاي مخفي » « لس آنجلس، کاليفورنيا، ساعت 3:19 ظهر »
،چه مدتيه که راسل استيلمن
همکارته؟ - ...دو سال. اون بود که -
از همون اول منو وارد گروه ارتش شهروندان کرد
از کجا ميدوني ازش استفاده نميکنن که يه تله برات بذارن؟
نميدونم
ولي اين يه فرصتيه که نبايد از دستش بديم
"اينم وضعيت پروندهي "بلويو
اون اينجا چي کار ميکنه؟
لينکلن ديتمن هنوز هويت فاش نشدهايه
،پدر بنيانگذار ميخواد با ديتمن ملاقات کنه
فردا توي شيکاگو - ...قربان -
الوري استريتر قبلاً يه بليط هواپيما و سوئيچ يه ماشين اجارهاي براي رفتن
به صندوق امانات لينکلن تو آريزونا رو براش فرستاده
ميخواد که با لينکلن توي
،يه کلاب استريپ دنس بيرون از "اوهِير"، فردا بعدازظهر ملاقات کنه
قربان، اون فاجعهي توي ويرجينيا به خاطر اين اتفاق افتاد
چون مارتين قبول نکرد ما دخالت کنيم
،هيچ خبري ازت تو اين شش ماه نبوده
حتي يه خبر کوچيک
اون وقت يه تماس ميگيرن باهام که ،ضبط اسلحهي قاچاق سازمان رو خراب کردي
و منم هنوز دارم دنبالت ميام گندات رو پاک ميکنم
،آخرين باري که اجازه دخالت دادم بهتون يکي از افراد جنابعالي پوشش منو لو داد
بنابراين... خيلي ببخشيد که قبلش يادداشت نفرستادم
مارتين، ميشه چند لحظه ما رو تنها بذاري لطفاً؟
ببخشيد
من دو سال سعي کردم که
بهش ضوابط رو بفهمونم. جواب نميده
همچين رفتار ميکني انگار تو اين مورد، گزينهي ديگه هم داريم
اون يه جور اختلال شخصيتي داره
،سه تا از چهارتا روانشناسهاي کميته تشخيص دادن که براي انجام مأموريت مناسب نيست
و چهارمين روانشناس چي گفت؟
اون بهترين و با استعدادترين »
پوششِ قويايه که ما داريم
« و شايد البته بهترين مأموري که تا حالا داشتيم
کريستال، مسألهي يه حملهي حتمي به خاک آمريکا وسطه
No comments yet. Be the first to leave one.