De første 200 linjer.
خداجونم، میخوای از تینا خواستگاری کنی؟
یه سری زمزمههایی هست
که تعداد زیادی از خوانندگان مجله ما .همجنسگرا هستن
یه گرمابه. با یه عالمه مرد .که ندونیم باهاشون چیکار کنیم
نمیفهمم چه ربطی به یه نشریه زنان داره
.اما باید دوست معمولی باشیم
.دیگه بدون رابطـ... میدونی دیگه - .عاشق دوستای معمولیام -
،دوستها، خونوادهای هستن که انتخاب میکنیم
.و آدم نباید با اعضای خونوادش سکس کنه
.با دوست جدیدم دورین آشنا شو
پروفسور مریم؟ - وایسا، پروفسور مریم تویی؟ -
.اوه خدایا
.تو کنستانس رو وارد کار کردی
.بهش ایده بین المللی شدن رو دادی
.باید رئیس این کار خودت باشی
قراره همه بخش بین المللی مینکس
.زیردست من باشه
هی، چرا بهم درباره بخش بین المللی مینکس نگفتی؟
.کنستانس ازم قول گرفت به کسی نگم
ولی من هرکسی نیستم دیگه، نه؟
میشه این رو برام امضا کنی؟
!مامان، من نمیتونم اینجوری زندگی کنم
،آره عوضی .فرار کن
.درست عین بابات
خیال کردی داری کجا میری؟
بازم میخوای بری پیش اون هرزه؟
.حالم رو به هم میزنی
...سه، چهار، پنج
!شش... لعنتی
چهطوریه که این همه از اینا اینجاست؟
چرا یه نسخه مجله ماشین زدیم؟
.شاید تصادفی بوده
.مهم نیست
.یارو با ماشین آدم کشته
همینجوری با کیر دور آلت قتل .گیرش انداختیم
چمیدونم. آخه چشماش شبیه
.چشمای کسی که مادرش رو بکشه، نیست
چهجوری اینهارو پر کنیم؟
.تا شب مهلت چاپمون تموم میشه
.شاید جویس بتونه درستش کنه
آه وایسا، با تینا و کنستانس
.رفته جنگل دورهم باشن
.گوشی ندارن
...زنگ بزنیم به
Lee Hazlewood نام آرتیست Cold Hard Times نام آهنگ
.چند وقتیه تو فکر بابام
.داگ رنتی
کانال رسمی تیم ترجمهی 30نما @CinamaSub
اولش بهنظر فقط یه سری بررسی ساده بود
،میدونی، چند تا توافق کوچیک کوچیک
اما بعدش که اون عکس جلد رولینگ استون رو دیدم
...فهمیدم که درست توی مسیریام که نمیخواسـ
.داری اشتباه میری - .دقیقا -
.اوه
بدون تو چیکار میکردم؟
.ته دره از بیآبی میمردی
همه اینارو گفتم تا بگم که
میدونم اخیرا، یه جا گیر آوردنم ، سخت بوده
.اما دیگه خودم رو کامل میذارم پای هدف
تمرکز کاملم روی انتشار نسخه بین المللی مینکسـه
میدونی، فکر کنم اگه ویراستارهای درستی رو ،به کار بگیریم
.واقعا میتونیم دنیارو عوض کنیم
.من فقط میخوام دنیا رو ببینم
،میخوام بار و بندیل ببندم برم پاریس
و به مامانم نشون بدم که .پول توی پورنه
اوضاع با داگ چهطور پیش رفت؟
چی؟ وقتی که بهش درباره نسخهی بین المللی مینکس گفتم؟
.خوب بود .برام خوشحال بود
یه جورایی دلخور بود که .زودتر بهش نگفتم
.خب، من خوشحالم
...میدونی، من فقط
نباید قبل مشورت با کنستانس
.بهش این جایگاه رو پیشنهاد میدادم
.فقط یکمی ذوق کردم
.اشتباه از من بود
.درسته
آره خب. از کجا میخواستی بدونی که
کنستانس قبلش پیشنهادش رو به من داده؟
.تازه، داگ هم کاملا موافقه
.من ببرم، انگار جفتمون بردیم
.چه عالی
...آه، چهقدر راه سخـ
قراره از همه بخوایم که
اینجوری توی جنگل پیاده روی کنن؟
کنستانس گفت به محض رسیدن اونا
.مصاحبه شروع میشه
.اینطوری میتونیم تمامیت اون زن رو ببینیم
.آه، دختران مزرعه دوستِ من
اومدم ببینم تا کجا پیش رفتین
.یه کوهنوردی اساسی پیش رو داریم
!بدوئین
...بعله، باید - .باشه -
وباید عجله کنیم - .آره -
.منزلت نفسگیره کنستانس
.خیلی لطف کردی دعوت کردی
خب، ملک رانچو پرگرینو، جاییـه که
.من و یورگی، همه تصمیمات مهممون رو گرفتیم
،مزرعه کوچیک میون ابرا
.به دور از سر و صدا
میتونستیم با ماشین بیایم؟
.آره .اما دیگه از ایم تجربه خفن خبری نبود
اه بیخیال بابا، یه قتل؟ .اینکه چیزی نیست
اگه به مهلت مقرر نرسیم
یه اتفاق ناجوری سر اعداد و ارقاممون میافته
.که فقط تینا ازش سر در میآره
.به تینا یا جویس نیازی نداریم
ما سه تا قدیم الایام
.از یه اتاق کوچولو مجله منتشر میکردیم
همون نسخه اصیل باتم دالره نه؟
خب الان چی کار کنیم؟ دوازده صفحه رو پر کنیم؟
ریچی، چی توی انبار داریم؟
شلی هنوز از سفرش از شرق .حالش خوب نشده
.شاید بلا بتونه بیاد یه کمکی برسونه
.لاروش. عاشقشم .چندتا تبلیغ برای محصولات مینکس
،شاید یکی از نسخههای قدیمی رو منتشر کنیم
چندتا از عکسهای وسط مجلهی قدیم رو هم ...دوباره پخش کنیم
.مگه از روی جنازم رد بشی
هی!ایدهی بد وجود نداره
.بله. وجود داره
باشه پس ایده جنابعالی چیه؟
.خب، همین تازگی یه نسخه دو جلدی داشتیم
...همه ایدههام ته کشیـ
.هیچ کار خدا بی علت نیست
.گرمابه .صحنهش از الان آمادهس
میتونیم همون سرصحنه مدلهارو گیر بیاریم .و شیش تا عکس بگیریم
.از شروع تا پایانش، تهش 4 ساعت کار داره - .و یه حموم بخار گیر همه میاد -
.حرف منم همینه
.عالی شد .بامبی، گروه رو جمع کن
.چشمه ابگرم امرلاد اسپرینگر در سیلورلیک
.حل چشاته - و منم زنگ میزنم -
و یه پیشنهاد کت و کلفتی میدم
.که خایه نکنن جواب منفی بدن
.ولی این رو نگیها
مو به تنم سیخ شده میدونی؟
همه این زنان از تک تک نقاط دنیا
برای رسوندن پیام ما .به دنیا پخش شدن
باشه خب از کجا شروع کنیم؟
...بیانیههای کار یا بیوگـ
کنستانس یه چیز غیرمعمولتری .توی ذهنش بود
.عالی
.سر تا پا گوشم
.خانوما
.خانومها، به صورت ویژه بهتون خوشامد میگم
خیلی مشتاق هستیم تا دور هم چیزی بخوریم
.و باهاتون آشنا بشیم
.لطفا سبدهاتون رو باز کنین
این گوشوارهس؟
میدونم انتظار ساندویچ کالباس
،و کره بادومزمینی و مربا داشتین
اما هرچیزی که برای ایجاد یه مهمونی زیبا در جنگل و طبیعت دارین
.درست جلوی شماست
.نوش جان
مطمئنی انجامش میدن؟
این دخترا تشنهی این هستن که
یه فرصتی گیرشون بیاد ،تا مجلهی خودشون رو اداره کنن
.درست عین قدیمای خودت
.آره
.فکر کنم برای رویام، حاضر بودم حشره بخورم
،ولی ما که غذای عادی داریم نه؟
هی بامبز، کسی از دفتر من استفاده میکرده؟
آره. وقتی بیماری خواب داشتی
و سرکار نبودی، کنستانس .ازش استفاده کرد
.اسم صاحب، والتـه .حسابی هندونه بده زیربغلش
.چشم
.سلام دنیل .داریم میریم حموم
.نه، برای کار
...اینطوری که میگن .رکس مادرش رو کشته
.امرلاداسپرینگز .والت صحبت میکنه
سلام والت، داگ رنتی هستم .از نشریه مینکس
،یکمی کارمون گیره
و فکر کنم تو دقیقا کسی هستی
.که میتونه گیرِ کارمون رو حل کنه
چهکار میتونم براتون بکنم آقای رنتی؟
من... متاسفم، میشه یه لحظه پشت خط بمونین؟
.حتما
.ممنون
پس این منظور دیگهای داره ،مثل یه آزمایش
برای فرایند ویراستار شدن؟
.نه. منظور دیگهای نداره
میخوام ببینم میتونن توی جنگل .ناهار درست کنن یا نه
میدونی، مثل تقسیم وظایف ارتباطگیری
.یکپارچه بودن
.این یه عدم صلاحیت واضحه
.داره تقلب میکنه
.یا از قبلش آماده اومده
.واسه ساندویچ گوشت آدم میکشم
،البته ،خیلی دوست دارم که حین سفر به اروپا
.با نیاکان فمنیست اون منطقه آشنا بشم
...میدونی، مثل هیلدگارد بینگنی
اوه، چهطوری آرگولا فون گرومباخ ...رو یادم رفت
!هیس
!اوه
!یه چیزی گرفتی
...واسم سواله چی
.خرگوش بود
.چه جلسه آموزندهای
.هوم
.قطعا
...فقط یه سری سوال دارم
...درباره، خب، نمیدونم
No comments yet. Be the first to leave one.