De første 200 linjer.
چطور خوابیدی، ستوان؟
- میخواهی بهت دروغ بگم؟ - تقریبا.
عالی. مثل یک بچه.
صبح بخیر، کارآگاه.
صبح بخیر. ستوان خوابش عالی بود.
من نپرسیدم. و نه، او خوابش خوب نبود.
مِیسون مرگ آنتونی آکستا را بین ساعت سه تا پنج بعد از ظهر میداند.
تأیید اسلحهی ساچمهای؟
این سلاح جنایت است.
خانواده نزدیک؟
متهم اصلی، همسر، لینت آکستا، ناپدید شده است.
آنها یک دختر دارند، لتّی، که در سانتا کروز تحصیل میکند.
باید الآن در مسیر پایین به اینجا باشد.
این اخبار را به او گفتی؟
پس، چطور همسر را پیدا کنیم؟
تنها خانواده نزدیک دیگر، خواهر، سوفیا بلیر است.
کی این کار را کرد؟
هی! کی این کار را کرد؟
کی تابلوی ما را تغییر داد؟
یک مرد مرده است. متهم اصلی ما ناپدید شده است.
این یک شوخی نیست.
دفنه، میخواهم بدانم کی این کار را کرد.
مامان!
نه، ما به یک مجله درباره قلعهها نیاز نداریم.
آن را برگردان.
- نه. - این فقط براقکننده لب است.
میدانی، شب گذشته یک مستند تماشا کردم،
ما میتوانیم براقکننده لب خود را از موم زنبور عسل درست کنیم.
مثل زمانی که ما مواد شوینده خود را درست کردیم و همه جوش زدیم؟
این میتوانست بیماری پاپ پا باشد، ما نمیدانیم.
چرا نمیتوانی بیشتر مثل خواهرت باشی؟
او فقط تلاش کرد که دئودورانت بخورد.
و نگاه کن چقدر خوشحال است.
خوب. مجموع نهایی تو یک--
168.47.
$173.81. حدس خوبی بود.
بله، 168.47 است.
- ببخشید، این صد-- - اوه. شاید یک کوپن را از دست دادی.
اه، 30% تخفیف بر روی مواد شوینده به قیمت 7.87, این 2.36 برای مجموع 5.51 است.
15% تخفیف بر روی توتفرنگیها, این 84 سنت است.
و تا دو ، پس می توانی این را دو بار اسکن کنی.
خوب. 35% تخفیف بر روی روغن کانولا در 7.88، مجموع 5.13.
اوه. خوب، من نگران این بودم چون یک کمی دچار مشکل شدم
با افراد Groupon ، اما من عذرخواهی کردم.
- ما قرار بود خوب باشیم. - آن یکی اسکن شد.
3.12 بیشتر سپس.
ژامبون فردا منقضی می شود، پس ما 40% تخفیف می گیریم.
این 6.15 دلار است.
بله، مجموع 168.47 دلار است.
4.99 به علاوه مالیات 5.34 است.
173.81 منهای 5.34 یعنی 168.47.
ممنون.
این کیه لعنتی؟
کی ماشین را برمی گردانیم؟
آیا ایده ای داری که هزینه کاربراتور چقدر است؟
$395.95.
حالا، به علاوه مالیات.
- 420.89. - به علاوه دستمزد.
من نمی دانم هزینه دستمزد چقدر است. - هیچ کس نمی داند.
دست از نمایش برداشتنتان بردارید، هر دوی شما.
شما می توانید برای خریدهای روزمره پرداخت کنید مثل یک شخص عادی.
- شما نیازی به اجرا ندارید. - این عمدی نیست.
من فقط اعداد را می بینم. نمی توانم کمک کنم.
اوه. این ایستگاه ماست.
راننده، می توانی پله معلولان را بیرون بیاوری؟
از او بخواه که پله معلولان را بیرون بیاورد.
- نه. مامان! - راننده!
اوپس. اوپس!
می توانی آنها را بگیری؟
ما گزینه های زیادی داریم. می دانم، رفیق.
گرسنهای؟ بیا برویم!
- اوه. اوه. - داخل ملاقاتت می کنم، کلوی.
حتی پیشنهاد کمک نده.
من درستش می کنم. من درستش می کنم.
اشکالی ندارد، هنری. می توانم مدیریت کنم.
متشکرم.
بیا.
بدنت را نشکن.
من الآن نمی توانم یک پرستار بچه را از دست بدهم.
نگرانی شما واقعاً دلگرم کننده است.
آیا از لودو خبری داری؟
ما هر روز صحبت می کنیم، هنری. ما همسران مشترک هستیم.
ما دشمن نیستیم، فقط دیگر با هم نیستیم.
آیا او هرگز درباره من می پرسد؟
همیشه.
او می گوید از دست دادن تو سخت ترین بخش بود.
این برای بهترین است و تو این را می دانی.
- لودو نمی تواند با من کنار بیاید. -Few can.
مورگان گیلوری، من کارآگاه کارادک هستم.
این کارآگاه اوزدیل است. ما نیاز داریم که به اداره بیایی.
گاهی اوقات موسیقی کنترل را در دست می گیرد.
دستکاری در یک پرونده جنایی جرم جدی است.
ممانعت از عدالت هم همین طور است.
این دستکاری نبود. من مشکل را دیدم و سعی کردم آن را حل کنم.
- تو سعی می کردی به ما کمک کنی؟ - نه.
من به تو اهمیتی نمی دهم. من می خواستم بتوانم بخوابم.
من یک وسواس دارم تا چیزها را درست کنم.
اگر اشتباهی ببینم، نیاز دارم آن را اصلاح کنم.
وگرنه، تمام شب دچار وسواس هستم.
تنها چیزی که من انجام می دادم، پاکسازی خرابکاری تو بود.
میخواهی به خاطر آن مرا دستگیر کنی؟ خوب. ادامه بده.
تو آن را داری.
چه اشتباهاتی را دیدی؟
خوب. پس تو یک جسد مرده داری.
من فرض میکنم که فکر میکنی این خانم شوهرش را کشته، اما این ممکن نیست.
به این اتاق نگاه کن.
به این مبل نگاه کن.
تمام این بالشها به طور یکنواخت با رنگهای متناوب فاصله دارند.
به این قفسهها نگاه کن.
آن اشیاء به طور کاملاً اندازهگیری شدهاند.
حتی انتخاب فلزات هم یکسان است.
این خانه بینظیر است. مالک آن یک وسواس در نظافت دارد.
مگر اینکه...
تمام این پردهها با یک بند بسته شدهاند
مگر یکی به دلایلی.
این عجیب نیست؟
تو به من میگویی این زن،
که بالشهای مبلاش را به دقت مرتب میکند، به پردههایش اهمیتی نمیدهد؟
پس بند باید برای چیز دیگری استفاده شده باشد.
ببین، نگاه کن. موها به پای صندلی چسبیدهاند.
کسی دور آن چسب گذاشته بود, آن را پاره کرد,
چسب باقی ماند و تکههای کوچک را گرفتار کرد.
نمونهها در آزمایشگاه هستند. ما هیچ چسبی در صحنه پیدا نکردیم.
این به این معناست که کسی با رشته پرده بسته شده
و به صندلی چسب زده شده دور مچ پاهایشان.
و از آنجا که هیچ اثر روی مچ دست قربانی نیست,
او نبود که بسته شده بود،
که این به این معنی است که یک نفر سوم وجود داشت.
ما لینت را به صندلی بستهایم, قربانی روی زمین
و آن فرد بندبازی نامشخص,
که یا لینت را ربوده یا او را از پا درآورده.
آن شخصی است که شما نیاز به پیدا کردنش دارید.
بنابراین، شما بچهها اشتباه کردید, من آنها را اصلاح کردم.
بیایید از این موضوع بزرگ نمایی نکنیم. شما یک مظنون برای پیدا کردن دارید.
من کمی ژامبون منقضی برای سرخ کردن قبل از فردا دارم.
- بنابراین، اگر مرا ببخشید. - بنشین.
بیایید منتظر نتایج آزمایشگاه باشیم.
در حال حاضر، این فقط حدس و گمان است.
ما تصاویر دوربینهای مداربسته را داریم.
یک زن در زمان قتل در خانه دیده شده است.
شخص سوم.
اوز، لطفاً خانم گیلوری را به سلول بازداشت escort کن.
- چی؟ - ما باید داستان تو را بررسی کنیم.
اگر همه چیز درست باشد، پس تو هیچ نگرانی نداری.
- بله، من میدانم چگونه بایستم. - خانم--
متشکرم.
من فقط داشتم نامرتبیت را تمیز میکردم.
خواهش میکنم.
از چه زمانی تو یک پرونده باز را به یک غیرنظامی نشان میدهی؟
یک مظنون بالقوه؟
میتوانی هر چیزی که او گفت رد کنی؟
نه.
ما باید مطمئن باشیم چون اگر او درست باشد--
پس ما در حال حاضر یک تحقیقات قتل با مشکل و بدون سرنخ داریم.
و حتی بدتر...
ما یک قربانی دوم داریم.
سلام؟
سلام.
این فیلمها از خانه آکاستا است
در حدود time قتل.
او کیست؟
لیشکا ژانگ.
چند ماه پیش، او یک دعوی مدنی ثبت کرد
علیه یکی از مشتریان لینت آکستا.
آکستا این پرونده را برد. به نظر میرسد که ژانگ به خوبی این موضوع را نپذیرفت.
او شروع به ارسال ایمیلهای تهدیدآمیز به آکستا کرد.
خانم ژانگ، سه ماه پیش، شما برای برایان دیمن،
رئیستان در فناوریهای مکانی، شکایت کردید.
او به مدت ماهها به من مزاحمت کرد.
من از راههای گفتن "نه" به او تمام شدم.
پس، یک شب، او مرا در دفترش قفل کرد و به من حمله کرد.
من این موضوع را به پلیس گزارش دادم. مطمئنم شما آن را در پروندهتان دارید.
شواهد ناکافی.
نمیتوانستم اتهامات جنایی ثبت کنم، بنابراین او را شکایت کردم.
و شما باختید.
آیا به همین دلیل است که شما به لینت آکستا ایمیلهای تهدیدآمیز ارسال کردهاید؟
من فقط سؤال میکردم که چرا لینت آکستا
تصمیم به همدستی در رنج زنان مانند من گرفت.
شما از خانم آکستا عصبانی بودید؟
البته.
با وجود اینکه دیمون کسی بود که به شما حمله کرد.
من هم از او عصبانی هستم،
اما پلیس در این مورد به من بیتوجهی کرد.
دیروز چه کار میکردید در خانه آکستا؟
من دیروز در خانه او نبودم.
ما شما را در ویدیو داریم.
و 30 دقیقه بعد از اینکه شما رسیدید، آنتونی آکستا مرده بود.
این غیر ممکن است.
نه. نه، من-من دیروز در آنجا نبودم.
من تمام روز در خانه کار میکردم.
آیا کسی میتواند این را تأیید کند؟
نه.
شما مشکلی ندارید. فقط نیاز دارید امضای کاغذهای خود را کرده و بروید.
او ادعا میکند که از محل و موقعیت لینت چیزی نمیداند،
اما ژانگ هیچ مدرکی ندارد.
ما او را در صحنه داریم، و ما انگیزه داریم.
زمانی که ما دستگیری را انجام دهیم، برایش فشار خواهیم آورد تا محل لینت را بگوید.
- شروع کن به نوشتن. - بله.
ویدیو تاریخ اشتباهی روی مهر زمان دارد.
این دیگر مربوط به شما نیست.
No comments yet. Be the first to leave one.