De første 108 linjer.
آب
خاک
آتش
باد
سال ها پيش چهار ملت در صلح با هم زندگي مي کردند
بعد همه چيز تغيير کرد ملت آتش حمله کرد
فقط آواتار که به هر چهار عنصر مسلط بود مي تونست اون هارو متوقف کنه
اما وقتي دنيا بيشتر از هميشه بهش احتياج داشت ناپديد شد
صدسال گذشت من و برادرم آواتار جديد رو کشف کرديم
يه بادافزار به اسم آنگ
اگرچه مهارت هاي بادافزاري اش عاليه
بايد خيلي چيزها ياد بگيره قبل از اينکه براي نجات کسي آماده بشه
اما من ايمان دارم آنگ مي تونه دنيا رو نجات بده
آنچه در آواتار گذشت
نمي تونم باور کنم بالاخره بدون صدمه به باسينگ سي رسيديم
فقط مي خوام جاي جديدمون قشنگ ديده شه تو موقعيتي که کسي دوست خانم بياره خونه
نمي خوام اينجا زندگي کنم
اينجاست !خونه ي جديد شما
لازمه با شاه حرف بزنيم
درخواست ديدار شما با پادشاه خاک بررسي شد بايد تا يه ماه ديگه باشه
اگه تا يه ماه ديگه اينجاييم بايد وقتمون رو صرف پيدا کردن آپا کنيم
کتاب دوم: خاک قسمت پانزدهم: داستان ها? باس?نگ سي
مترجم: ف.م
داستان تاف و کاتارا
تاف براي امروز حاضر نشدي؟
من حاضرم
نمي خواي خودت رو بشوري؟يه کم کثيفي روت
درواقع رو همه جاست
تو ميگي کثيفي.من ميگم يه پوشش سالم از خاک
مي دوني ما چي لازم داريم؟
يه روز دخترونه خارج از خونه
اجباريه؟
خوش مي گذره
خانم هاي مجلل در روز چشمه ي معدني؟ انگار يه جورايي مکان منه
براي نازپرورده شدن حسابي آماده اي؟
البته کاتارا
هرچي تو بگي.تا زمانيکه پاهاي منو لمس نکنن
خوب .اين خيلي بد نبود
معمولا تو اين کارها نيستم اما درواقع احساس
دخترونه مي کنم
خوشحالم
وقتشه که يه کارهاي تفر?ح? باهم انجام بديم
آرايش عاليه
ممنون
براي يه دلقک
بهشون گوش نکن !به راه رفتن ادامه بده
فکر مي کنم اون جذابه.مثل وقتي که تن ميمون پشمالوت بلوز مي کني
اين يکي خوب بود !ستاره
بيا بريم تاف
نه!نه!اين يکي خوب بود مثل ميمون پشمالوت؟
مي دوني ديگه چي خوبه؟
الان اين بامزه بود
اون دخترها نمي دونن درباره ي چي دارن حرف مي زنن
روبراهه!يکي از چيزهاي خوب کور بودن اينه که
نبايد وقتم رو تلف نگراني درباره ي ظاهر بکنم
اهميت نميدم چه شکلي ام دنبال تاييد کسي نيستم
ميدونم کي ام
اين چيزيه که واقعا درموردت تحسين مي کنم !تاف
تو خيلي قوي .رازدار و با اعتماد به نفسي و
ميدونم مهم نيست اما واقعا خوشگلي
هستم؟
آره!هستي
تحسينت رو بر مي گردونم اما نظري ندارم که تو چه شکلي هستي
ممنون کاتارا
داستان آيروه
اگه يه پيک نيک رمانتيکه ممکنه اين ارغواني رو پيشنهاد کنم؟
نه پيک نيک رمانتيک نيست
اما يه موقعيت خاصه
گل شيپوري به سايه علاقه داره
باشه......خيلي خوب
برگهايي از مو
خيلي آروم ميريزن
مثل شکستني .پوسته هاي خرد بي مقصد در جوش و خروش
پسر سرباز کوچک
بيا به خونه قدم رو بريم
پسر سرباز شجاع
بيا به خونه قدم رو بريم
معمولا بهترين کار اينه وقتي اشتباهي اتفاق ميوفته اون رو قبول کنيم
وبگرديم تا احترام رو پس بگيريم
وقتي بيام بين شما بچه ها تنها چيزي که شکسته پنجره نمي مونه
اما نه ايندفعه!فرار کنين
تو
همه ي پول هات رو بده به من
داري چي کار مي کني؟
دارم مي زنم ات
با اين وضعيت؟
چي؟درباره ي چي حرف مي زني؟
فقط پولهات رو بهم بده !پير مرد
با اين موقعيت ضعيف تعادل نداري مي توني به راحتي کوبيده بشي
با يه موقعيت نيرومند بيشتر تهديد جدي مي کني
خيلي بهتره
اما راستشو بخواي شبيه جاني ها نيستي
مي دونم .من فقط گيج شدم
واقعا فکر مي کني من مي تونم يه ماساژور خوب بشم؟
البته
اين خيلي عاليه هيچ کس تا حالا بهم ايمان نداشته بود
ماداميکه به خودت بهترين ايمان داري
يه کمک کوچيک از ديگران مي تونه دعاي خير بزرگي باشه
پسرم تولدت مبارک
اگه فقط مي تونستم به تو کمک کنم
برگهايي از مو
خيلي آروم ميريزن
مثل شکستني .پوسته هاي خرد بي مقصد در جوش و خروش
پسر سرباز کوچک بيا به خونه قدم رو بريم
پسر سرباز شجاع بيا به خونه قدم رو بريم
به ياد ماکو
داستان آنگ
سلام مرد! به نظر گشنه مياي
No comments yet. Be the first to leave one.