De første 176 linjer.
درخت سرو؟
شامه خوبی داری
در گذشته یه دوستپسری داشتم
همیشه عطر سرو استفاده میکرد.
حتما خیلی اعتماد به نفسش بالا بوده که چنین بوی آرامشبخشی رو استفاده میکرده
ده سالمون بود
ولی دلیلی برای اعتماد به نفس بالا داشت
ممنونم که قبول کردی دیر وقت منو ببینی
امیدوارم بیدارت نکرده باشم
وای، نه
بیدار بودم
و پدرت حالش چطوره؟
همون گاو پیر کلهشق قدیمی
دست از کار کردن نمیکشه
از بیمارستان کنفرانس تلفنی برگزار میکنه
بذار ببینم
متاسفم که مجبور شدین اینقدر زود بیاین، هیمی
تقصیر من بود
اتفاق بدی سر کار افتاد
منو ببخشید
بیاین زودتر تمومش کنیم دیگه، باشه؟
به خدا قسم که هیچی نمیدونم!
ببخشید، عزیزم
کجا بودیم؟
واقعا یه هنرمندی
باید به یه مراسم خاکسپاری برم و بهترین ظاهر رو باید داشته باشم
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجم: داوود آجرلو» Highbury
هنوز اونجاست؟
هنوز که هیچ حرکتی دیده نمیشه
هفتههاست که از خونه نیومده بیرون
که اینطور
واقعا غمانگیزه
فکر میکنی من خوشحالم که دوباره عقب بندازمش؟
درسته. نیستم
اگرچه، بیشتر از عمر تو عضو یه معبد بودم...
بنابراین فکر کنم حقمه یه کم بهم ارفاق بشه، مگه نه؟
که اینطور
خب، البته، به جناب کشیش خیلی تسلیت میگم
بله
بسیار خب
ممنونم
سالن اوتسوکا هنوزم در دسترسه
خیلی خوب میشه
فقط امیدوارم که این بار برای سوگواری به قولت عمل کنی
فکرشو بکن، ماسای بیچاره، بین دنیاها گیر کرده...
روحی شده که هیچ پایی نداره
تازهشم، دوست ندارم بگم، ولی بعد از آخر هفته...
باید به سمت ناگانو برم
و ببخشید، ولی منم سهشنبه جراحی آب مروارید دارم
پس...
اگه مجبور بشم دوباره عقب بندازمش، هیچکدوم شما نمیاین اونجا
متاسفم، خانم نوریکو
هنوزم نمیاد پای تلفن
خب، متاسفم که نمیشه مزاحمش شد
میشه دوباره از طرف من بهش پیام بدی؟
البته
اگه از اتاقش بیاد بیرون
اگه بیای بیرون و غذا بخوری...
قول میدم که این بار سعی نکنم باهات حرف بزنم
فقط میخوام ملافههاتو عوض کنم...
تا اتاق یه کم هواش عوض بشه
باشه؟
ماسا؟
اینا مال مادرم بودن
گفتم بد نیست سوزی اونا رو فردا استفاده کنه
به طرف اتاق نشیمن؟
دیگه نمیتونیم بیشتر از این صبر کنیم
لطفا بهش بگو فردا مراسم سوگواری برگزار میشه
متاسفانه نمیتونم این کار رو بکنم
بسیار خب. پس من بهش میگم
متاسفم، خانم نوریکو
آماده نیست
تصمیمش با تو نیست
بهش دو هفته وقت دادم
باید برای ماسا سوگواری بشه
سوزی قطعا سوگواری میکنه
لازم نیست نگران اونش باشین
گریه کردن و مشروب خوردن و حموم نکردن که...
سوگواری نیست
به یه دلیلی سنتها وجود دارن
سعیمو کردم، ولی غذا نمیخوره
به ندرت میخوابه. واقعا دیگه نمیدونم چی کار کنم
البته
میخواد صبر کنه...
تا به سوگ نوهم بشینه تا اینکه از سرنوشتش مطمئن بشیم
حسش رو درک میکنه
مادرشه
ولی برای ماسا دیگه نمیتونیم بیشتر از این صبر کنیم
بیا. اینو خواسته بود
شاید یه ذره روحیهشو بهتر کنه
اگرچه...
حواست باشه که حتما از مرواریدها استفاده کنه
لطفا
سوزی؟
سوزی؟ کجایی؟
سوزی، اونجایی؟
سوزی؟
برو گم شو
میشه باهات حرف بزنم؟
نیا تو
تو چه مرگته؟ بهت گفتم نیا تو
خراب شدی؟
متاسفم، سوزی، حتما اشتباه شنیدم
مگه نباید قدرت شنوایی خیلی بالا داشته باشی؟
- سعی میکنم ازش سو استفاده نکنم. - چی میخوای؟
- مادر شوهرت اومده بود - خدایا، بذار از این دنیا برم
لازم نیست. رفتش
هواتو دارم، دختر
لطفا دوباره اینو نگو
به هر حال از شرش خلاص شدم، ولی لطفا ازم بدت نیاد...
میخواد فردا سوگواری ماسا رو برگزار کنه
و میخواد تو مرواریدهای مادرشو بندازی
خب، امکانش نیست، پس...
درسته. اینو گفتم، ولی به هر حال میخواد مراسم رو برگزار کنه
خیلی بد شد. تصمیمش با اون نیست، پس وای به حالش شد
تازه گفت اینم بهت بدم
این چه کوفتیه، ماسا؟
میدونی که هرگز بهت آسیبی نمیرسونم، درسته؟
از لحاظ منطقی اگه میخواستم این کار رو بکنم تا حالا انجامش داده بودم
متوجهم که گفتنش هم اشتباه بود
اینطور فکر میکنی؟
میریم بیرون؟
بعد از ظهر بخیر
هنوز باز نکردیم، خانم ساکاموتو. یه ساعت دیگه برمیگردین؟
راستش اومدم میکسی رو ببینم
من حلش میکنم
لوسی، درسته؟
راستش سوزی هستم
گوش کن، به خاطر اون شب متاسفم
از آشنایی شما خوشوقتم
فکر میکردم از رباتهای خونگی متنفری
دیگه این حس رو کنار گذاشته
باشه. میشه یه دقیقه تنهامون بذاری؟
نتونستی تصمیم بگیری کدوم یکی رو بپوشی؟
آره
نگاش کن
اوضاع عجیب بوده
که یه جورایی برای همین اومدم
- امیدوار بودم که ما... - متاسفم. سر کارم. پس...
دروغ گفتم
دوستپسر سابق ندارم.
خونوادهم توی هواپیمایی بودن که قبل از کریسمس سقوط کرد
شوهرم مُرده
پسرمو پیدا نکردن
پس هنوز دارن میگردن؟
به هر حال، این ربات رو برام گذاشته...
و با خودم فکر میکردم که شاید...
خیلی متاسفم. رییسم کارم داره
البته. دیگه مزاحمت نمیشم...
اگه آدرست رو بهم بدی...
میتونم بعدا بیام پیشت
واقعا؟
دقیقا
تصمیم گرفتم که یه سالن بزرگ کنترلش سخته
بهتره که توی خونه انجامش بدم
خیلی عالیه
فردا میبینمت
به جواب نده زنگ بزن...
وایستا
بفرما
پس دیدیش؟
آره
توی بسته کدی بود که خریدم
به ظاهر تمام زندگیم با سکس با ربات و قتل ساخته شده
خب، حداقل زندگی خیلی خوبی داری
خب...
فقط برای همین صندلی حاضرم به ربات بگم بره یکی رو بکشه
ببخشید. دارم خیلی...
عوضی میشی؟
No comments yet. Be the first to leave one.