Marvel's The Punisher

Marvel's The Punisher

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

The Punisher(Complete Season 1)720 & 1080 WebRip
En kommentar af SepehrRed90
مترجمین : کیانوش ، رضا ، نیما ، مصطفی ، کیارش ، مهرداد ، پویا ، هومن ، عرفان ، مرتضی و محمد NightMovie و LiLMeDiA ارائه‌ای مشترک از تیم‌های ترجمه SepehrRed90 : هماهنگی زیرنویس

Tags

webrip
web
720
BRip
1080
Udgivet den: 2018-03-03
Downloads: 116
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

آماده‌ای؟ - آره -

بابا

" حومه‌ی آلاباما "

یه بسته "

دو بسته

" 11سِنت میشه

" خوآرِز ، مکزیک "

اومد

به خونه خوش اومدی - اونی که قسر در رفت -

بیا بخورش «پانیشر» . تخمم هم نیستی

توی مکزیک جات امنه

اگه «پانیشر» بیاد اینجا دخلش رو میاریم

آخرین بازمانده کارتل مستحق یک جایزه خوبه

" ال‌پاسو ، آمریکا "

«فرودگاه پروازهای بین‌المللی «جِی.اف.کِی " " نیویورک

مسافرین پرواز 1513 به مقصد «دوبلین» ایرلند از گِیت 31 وارد سکوی پرواز بشوند

«تکرار می‌کنم . مسافرین پرواز 1513 «دوبلین از گِیت 31 وارد سکوی پرواز بشوند

سلام ، «میکی» هستم کس دیگه‌‌ای هم زنده موند؟

لعنتی ، یعنی فقط من موندم؟

نه . خوبم . خوبم چند دقیقه دیگه سوار میشم

به «دوبلین» بگو آماده یه پارتی اساسی بشن من دارم میام

خواهش می‌کنم . این‌کار رو نکن

تو بردی . همه‌مون رو کشتی

موتورسوارها ، کارتل ، دار و دسته ایرلندی‌ها همه نابود شدن

آره ، آره . تقریباً - درک می‌کنم -

چشم در مقابل چشم و این حرف‌ها

من خودم هم خونواده دارم - من که ندارم -

محض رضای خدا با کشتن من که خونواده‌ـت برنمیگردن

مردن من چه تأثیری داره؟ - هیچی -

خدایا

ای بابا

باورت میشه؟ - برین یه جای خلوت این‌کارها رو بکنین حرومزاده‌‌های کثیف -

«پرواز 1513 به مقصد «دوبلین تا دقایقی دیگر فرودگاه رو ترک خواهد کرد

: ارائه شده مشترک از تیم‌های ترجمه LiLMediaTV & NightMovieTV

"The Punisher" فصل 1 قسمت 1 : 3 صبح

مترجمین : کیانوش جهانگیری و رضا حضرتی

" 6ماه بعد "

سلام

تو کارگر جدیدی؟ - «آره . «دانی چاوِز -

خیلی‌خب ، ببینیم چه کاره‌ای . بیا

اون عقب‌افتاده‌ست

نگرانش نباش . تو این دنیا سیر نمی‌کنه

اینطوریاست - آره . فهمیدم -

«هی «کاستِلیونی

احمق ، وقت ناهاره

منگول عاشق اون پُتک‌ـه - آره -

برنج حاضره

هی خوابالو

از دست این دیوانه

کم داره دیگه . چه کارش میشه کرد؟

هی ، تو چه مرگته؟

زود میای . دیر میری

میدونی که اگه درخواست اضافه‌کار ندی بهت بیشتر از همین روزمزد پول نمیدن

میدونی دیگه ، نه؟ من که فکر می‌کنم میدونی

زبون نداری؟

نمیدونم قضیه‌ـت چیه

گمونم 2-1تا تخته اون بالا کم داری

اینش به ما دخلی نداره

ولی اینجور کار کردنت نون ما رو آجر کرده

از دست تو به ما اضافه‌کاری نمیدن

لنس» ، بزن فکش رو بیار پایین» شاید اون‌موقع حالیش بشه

یه‌کم از اون مخت کار بکش مردک منگول

خیلی‌خب ، باشه

ریده شد تو ساندویچش - حالا حواست به منه -

به نفعته کلاهمون نره تو هم

مسخره‌مون کردی - این‌همه گنده اومدی -

چطوره یه‌کم جذابش کنیم؟

کونت پاره‌ست

خب ، شرطیش کنیم - باشه -

50تا - 100تا - می‌بینم که سنگین می‌بندین -

کجا میری؟ - کون تو رو پاره کنم -

پول مفت بردم

می‌بینیم - میشه منم باهاتون بیام؟ -

جا نداریم

لعنتی ، چقدر بلنده

اسم من «دانی»ـه

کل شهر رو میشه از اینجا دید

واسه همین میای این بالا؟

نه چون کس دیگه‌ای نمیاد

اسمت «پیت»ـه . درسته؟

خب «پیت» ، مادربزرگ من بهترین ساندویچ‌های این منطقه رو درست می‌کنه

و اگه امتحان نکنی متوجه نمیشی چقدر خوشمزه‌ست

بردار دیگه داداش . باید یه چیزی بخوری

مخصوصاً اونجور که تو با اون پُتک کار می‌کنی

«مثل «لوک خوش‌شانس

«یا مثل اون فیلم «دار و دسته یک نفره فیلم باحالیه ، نه؟

اگه یکی از اون ساندویچ‌ها بردارم ساکت میشی؟

قول نمیدم

ممنون

...میدونی

همه میگن تو عقب‌مونده‌ای ولی من میدونستم نیستی

لنس» نباید اون‌کار رو می‌کرد»

همه نگران حقوقشونن . فقط همین

خودم من هم بدم نمیاد یه‌کم اضافه‌کار بردارم

یه مدته بیکار بودم خرج داروهای مادربزرگم رو هم باید بدم

زخم‌های اساسی داری

زخم گلوله‌ست؟ - آره -

لعنتی

قهرمان مخفی چیزی هستی «پیت»؟

نیروی دریایی بودم - جدی؟ -

آره

پدر من هم توی ارتش بود

«آره . یگان «1/2 کارولینای شمالی

از نظر من مثل ابرقهرمان‌ها بود

منتها قهرمان‌ها که نمی‌میرن ، مگه نه؟

متأسفم

پدرم 3بار اعزام شد

2بار عراق ، 1بار افغانستان

یه شب که با مادرم از سینما میومدن

یه بچه که تازه گواهینامه‌ـش رو گرفته بود زد بهشون

صبح که از خواب پاشدم دیگه نبودن

تو خونواده داری؟

12سالم بود که مُردن

مجبور شدم بیام اینجا با مامان‌بزرگم زندگی کنم

اون تنها کسیه که دارم

بابا ، نگاه کن

خیلی سخته

جرم یه سری از رفقایی که باهاشون می‌چرخیدم رو گردن گرفتم

ولی لوشون ندادم

همیشه باید وفادار بود ، مگه نه؟

ببین «دانی» ، دست‌ـت واسه ساندویچ درد نکنه واقعاً ممنونم

ولی من اهل معاشرت نیستم

اگه دنبال دوست می‌گردی من آدم مناسبش نیستم

متوجه‌ام . باشه

یه داستانی شنیدم

یه سربازی افتاده توی یه چاه و نمی‌تونه بیاد بیرون

داد میزنه و کمک می‌خواد

یه افسر وظیفه میاد و بهش میگه تحمل کن پسر . بیشتر بِکَن

و بهش یه بیل میده

سرباز به حرفش گوش میده و اون چاه رو عمیق‌تر می‌کَنه

بعدش یه افسر میاد

میگه : "پسرجون ، از وسایلی که "بهت دادن استفاده کن

و یه سطل واسه‌ـش میندازه

و سرباز با بیل سعی می‌کنه سطل رو پر کنه

نتیجه اینه که چاه عمیق‌تر میشه . درسته؟

بعد روانشناس میاد و یه سری دارو بهش پیشنهاد می‌کنه

"میگه : "اینا باعث میشن چاه رو فراموش کنی

همینطور هم میشه

ولی بعد قرص‌ها تموم میشه

بعد یه سرباز از راه میرسه یکی مثل خودش

سرتاپا خاکی و کثیف صدای فریاد کمکش رو می‌شنوه

و اون سرباز هم می‌پره توی چاه

پسره تعجب می‌کنه

میگه : "چی‌کار می‌کنی؟ "الان جفت‌مون اینجا گیر افتادیم

: سربازه یه لبخند میزنه و میگه

آروم باش رفیق" من قبلاً همچین شرایطی رو تجربه کردم

"میدونم چطوری دربیایم

امروز چندتا چهره جدید اینجا می‌بینم

خوش اومدین

اگه دوست دارین صحبت کنین راحت باشین

اگه می‌خواین فقط گوش کنین هیچ اشکالی نداره

اینجا قضاوتی در کار نیست فقط برادر و خواهرهایی هستیم که همدیگه رو درک می‌کنیم

چیزی که مهمه بدونین اینه که دنیا فرقی نکرده

امروزه اقلیت اصلی که بهشون بی‌توجهی میشه

جنبش وطن‌پرستان مسیحی‌های آمریکاییه - باز دوباره کس‌شعرهای همیشگی رو شروع کرد -

تو کوری احمق چون نمی‌بینی به من نپر

بیا بخورش

آیزاک» ، بذار «اوکانر» حرفش رو بزنه» همونطور که ما وقتی تو

با جزئیات کامل از حال کردن هفتگیت توی کلوپ استریپ حرف میزنی گوش میدیم

جزئیات کامل رو خوب اومدی

باید یه کاری با این لیبرال‌هایی که به قول خودشون خیرخواهن بکنیم

کسانی که دارن این کشور رو به خاک سیاه می‌شونن

کسانی که می‌خوان حقوق و سلاح‌های ما رو بگیرن

کسی نظری نداره؟

فقط میدونم من برای این کشور جنگیدم و حالا هیچ جایی توش ندارم

دیگه نمیدونم قوانین چیه

ترسیدن چون احمق نیستن

اونا 15 سال ارتشی رو تربیت کردن که حالا توی خیابون ول شده

زمانی میرسه که باید از خودمون دفاع کنیم و اوضاع رو به حالت قبل برگردونیم

اگه عاشق این کشور هستین بهتره آماده باشین

چون جنگ بعدی اینجا اتفاق میوفته

و خون کف خیابون رو می‌گیره

"همون "این است فرجام ستمکار؟

واقعاً فکر می‌کنی دولت ظالمه «لوئیس»؟

من فقط میدونیم ما زندگیمون رو به خطر انداختیم و کارهای واقعاً وحشتناکی کردیم

و وقتی برگشتیم خونه اون‌کارها هیچ مفهومی نداشت

وضعیت خواب‌ـت چطوره «لوئیس»؟

بهتره . خیلی کار می‌کنم ولی خب ، بهتر شده

گروه کمک می‌کنه

خیلی کتاب می‌خونم

...روشن‌بینی خیلی خوبه ولی

جواب‌هات باید حرف خودت باشه

باید بیشتر از هر چیز ببینی توی دل خودت چیه . باشه؟

جلسه بعدی می‌بینمت

«مراقب خودت باش «لوئیس

«جلسه خوبی بود «کُرت

خوش اومدی

خوبی؟ - من که کیفم حسابی کوک‌ـه . تو چی؟ -

آره . عالیم

خیلی وقته ندیدمت - آره . سرعت خوندنم پایینه -

آره

ممنون - خواهش می‌کنم -

واقعاً ازش لذت بردم

...همونطور که به «لوئیس» گفتم

کتاب خیلی خوبه ولی همه جواب‌ها اونجا پیدا نمیشه

میشه یه‌کم قهوه بخورم؟ - راحت باش -

لوئیس» کل شب مسافرکشی می‌کنه»

فکر نمی‌کنم اتفاقی هم باشه

فکر می‌کنم توی آینه با خودش صحبت می‌کنه

«و این یه قسمتی از مشکله «فرانک

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left