De første 200 linjer.
.آنچه گذشت
بعد از يك فاجعه .يك دختر نجات يافته بود
تو جونش رو نجات دادي .ما همه چيز و بتو مديونيم
اورسون تغيير كرده بود
شانس فلج شدن شوهرتون زياده
يكي از دوقلوهاي متولد نشده .از دست رفت
ما بچه رو از دست داديم
.اما اون يكي ديگه حالش خوبه
.و يك شوهر سابق
.كارل نتونست دوام بياره
.اوه ، خداي من
.از دنيا رفت
يك ماه بعد از مرگِ كارل ماير
خانوادش گرد آمدن تا وصيت نامه ش .خونده بشه
تا هر كدوم ببينن كارل چه چيزي رو .براشون به ارث گذاشته
به عمه ي بزرگش .پيانوي بزرگ رو بخشيده بود
به پسر عموي مورد علاقه اش .دكمه سردستِ طلاييش رو بخشيده بود
به دخترِ محبوبش پولهاي نقد، سرمايه .و اوراق بهادار رو بخشيده بود
اما كارل ماير مالكيت بهترين قسمت ...از داراييش رو به كسي بخشيده بود
كه اصلاً انتظار چيزي رو نداشت
و نهايتاً به همسر سابقم سوزان ماير
.هي، منم
اوه،من..من...اومده بودم اينجا .تا از دخترم حمايت كنم
جدي ميگم، داشتم بازيِ مامور اعدام .تو تلفنم بازي ميكردم
داشتين ميگفتين؟
.به سوزي كيو يِ عزيز خودم
كه بي وفايي هاي منو براي .سالهاي متمادي تحمل كرد
سالهاي خدعه و نيرنگ و خيانت
... كه تقريباً از روزي كه ازدواج كرديم
ميتونيم از اين قسمتش رد بشيم؟
اوه، اينطوري بهم نگاه نكن . پيانو رو تو گرفتي
در خلال اون مدت من هرگز ...خوب بلد نبودم
تا بي وفايي هام رو از مردم مخفي كنم
شرمسارم بگم كه در پنهان كردنِ .امور مالي خودم بيشتر موفق بودم
معني اين چيه؟
فكر كنم پدر وقتي باهاش ازدواج كردين .پولها رو از شما پنهان كرده
.خوب، اين دقيقاً پول نيست
بنظر مياد شوهر سابق شما .صاحبِ يك تجارت بوده
اون در حال كار و كاسبي بوده .يك موسسه ي قانوني راه انداخته
و يك تجارتِ سِرّي داشته؟
.خوشحالم نهايتاً يك كم استراحت ميكني
حالا اون بخصوص تاكيد كرده كه شما با ايده هاي جديد اونجا رو باز نگه دارين
.درآمد خوبي داره
.خوب، اگر درآمد خوبي داره
چه نيازي به ايده ي جديد داره؟
بله، كارل ماير چيزي رو به ..همسرِ سابقش بخشيد تا بيادش باشه
.و عُمراً نتونه فراموشش كنه
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه و
ترجمه و ت
ترجمه و تن
ترجمه و تنظ
ترجمه و تنظي
ترجمه و تنظيم
ترجمه و تنظيم ك
ترجمه و تنظيم كا
ترجمه و تنظيم كار
ترجمه و تنظيم كار م
ترجمه و تنظيم كار مش
ترجمه و تنظيم كار مشت
ترجمه و تنظيم كار مشتر
ترجمه و تنظيم كار مشترك
ترجمه و تنظيم كار مشتركي
ترجمه و تنظيم كار مشتركي ا
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از ش
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از شا
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از شاه
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از شاهي
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از شاهين
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از شاهين و
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از شاهين و ن
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از شاهين و ني
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از شاهين و نيه
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از شاهين و نيها
ترجمه و تنظيم كار مشتركي از شاهين و نيهاش
همه جور مردي به كلوپ مردانه ي .دَبِل دي سر ميزنه
.پسراي دانشجويي كه دنبال هيجانند
سربازاني كه دنبالِ .خوش شانسي هستن
.تُجّاري كه دنبال بستنِ قرارداد هستند
بله، همه جور مردي به دَبِل دي .سر ميزنه
.كه ميتونه باعث نگرانيِ همه جور زني باشه
سوزان ماير؟
جيمبو روني، يكي از مالكينِ شركت .دَبِل دي هستم
ببين،وقتي درباره ي مرگ مايك شنيدم .واقعاً متاثر شدم
مردِ خوبي بود
و اون علاقه مند به تك تكِ اين .رقاصه ها بود
.مطمئنم
.كارل هميشه حاميِ بزرگ هنر بود
خوب بايد با كي درباره ي فروختنِ .سهم خودم صحبت كنم
مطمئني ميخواي اينكار و بكني؟
.بتازگي كار و كاسبيِ واقعاً خوبي داشتيم
مخصوصاً از وقتي كه شروع كرديم .به نمايش مورچه داره، بكن و بريزِ سه شنبه ها
خوب، همونطور كه به نظر ميرسه ...يك سرمايه گذاريِ سود آورِ
دور و بر رو يك نگاهي بنداز .يك چيزي بنوش
و بعدش اگر خواستي بفروشيش
.به وكيلت بگو باهام تماس بگيره
.اينو ببين
شما كلمه ي روني رو داخلِ .دوتا سينه نوشتين
.دوست داشتنيه
دوستش داري؟
صبر كن، تا كارتِ تجارتيِ .شريكم "ويك" رو ببيني
...اومده اسمش رو طراحي كرده داخله
فهميدم . فكر كنم الان واقعاً .وقتشه يك چيزي بنوشم
.اوه،ممنون
.اما من...براي ديدن نمايش اينجا نيستم
من تازه فهميدم مالكِ .نصف اينجا هستم
اوه، شوخي نكن .خوب، از ديدن شما خوشبختم
من جنيفر مورلي هستم .اما تا ساعت 10 "دستيني" هستم
.اوه، خوب، منم سوزان دلفينو هستم
تا ساعت 10 هم شلوار ورزشي .تنم هست
.هي،ما هم يك دلفينو داريم كه مياد اينجا
واقعاً؟
.خوب، اين يك اسمِ متداول هست
.فكر كنم لوله كش هست- واقعاً-
خوب، شايد يك لوله كش ديگه .با اون فاميل باشه
.مايك...همينه. مايك دلفينو
بلند قد، موهاي قهواي، خنده رو؟
با بينيِ بزرگِ شكسته؟
.فكر نميكنم
خوب، صبر كن تا دفعه ي بعد .كه مياد ببينيش
.تلويزيون؟ نبايد اينكار و مي كرديد
.چرا، ما صددرصد اينكار و مي كرديم ...ما يك قانون خانوادگي داريم
تو دختر ما رو از له شدن بوسيله ي هواپيما نجات دادي
حالا يك تلويزيونِ .پلاسماي 60 اينچ ميگيري
.و يك جا كنترلي- .اوه، ممنون-
.اين خيلي سخاوت مندانه است
خواهش ميكنم ، ما هرگز نميتونيم .كاري رو كه شما كردين رو تلافي كنيم
يا بخاطر رفتارم نسبت به تو طيِ .دو هفته ي گذشته
.من مثل يك هرزه بودم- .ما هر دو يك چيزهايي گفتيم-
آره، اما من يك عالمه .حرفهاي بدتر زدم اونهم با صداي بلند
.آره، اينكار و كردي
.ضمناً من با منابع انساني صحبت كردم
و اونها با ادامه ي پرداخت حقوقت تا .تولد كودك و 6 هفته بعداز اون موافقت كردن
.كارلوس، اين فوق العاده است
پس تا وقتي من برگردم تِرَنس كارها رو انجام ميده؟
.راستش، نه، اون شغل ميامي رو گرفت- پس كي قرارِِ تو كارها كمك كنه؟-
.خوب، ميخوام آخر هفته ها اضافه كاري كنم
تو نگران اين نباش .تو رويِ بچه تمركز كن
واقعاً؟ نميخوام اينو به گردن تو بندازم
كارلوس بايد راه بيافتيم ، جوانيتا .تو مدرسه ي بلوط كوهي مصاحبه داره
درسته،... لينت.نگران نباش . ميام پيشت
اما با گرفتن پول تو و تنها گذاشتنت .تو اين وضعيت خيلي احساس گناه ميكنم
هي، من يك ايده ي باحال دارم اگر من بجاي لينت بيام، چي؟
عزيزم، اينها عجله دارن .وقت براي شنيدن لطيفه ندارن
.جدي ميگم..من..من كارش رو ميكردم
يا يه چيزي شبيه اين...وقتي تو كارِ .آگهي بوديم
ميتونم تا وقتي سلامتيش رو بدست بياره .كار راه انداز باشم
اوه، اما قرار دادن كارلوس در همچين .وضعيتي زشت هست
.فكر كنم نظر خيلي خوبيه- .منم همينطور-
نه . نه، من فكر ميكنم در تئوري ايده ي خوبيه
چونكه اين شغل يه جورايي .پيچيده است
تو فكر ميكني نميتونم از پسش بر بيام؟
نه . نه، من فكر ميكنم تو ميتوني .عالي باشي
عاليه، اومدني شدي، تام، از فردا .شروع ميكني
بفرما، لينت حالا هيچ احساس گناهي .دراينباره نداشته باش
.درسته . درسته
.خوب، بخاطر تلويزيون دوباره ممنون
.شما خيلي سخاوتمندي بخرج داديد
تو بيسكوئيت مورد علاقه ي منو .درست كردي
ميدونم . هر چقدر كه دوست داريد .برداريد
خوب...بخاطر چي ميخواستي ببينيم؟
خوب، ميخوام اين كمك مالي رو به شما .اهدا كنم براي سرمايه ي ساختمان
و همچنين يك مقدار وسيله تو گاراژ دارم
.كه حراج بشه براي امور خيريه ي كليسا و همچنين آمادگي براي تهيه ي
شيرينيِ صبحانه ي كليسا .در يكشنبه ي آينده
.اوه، اسباب خوشحالي فراهم كردي
بري، چه نمايش شگفت انگيزي از يك .شخص خَيّر مسيحي به تماشا گذاشتي
.فقط ميخوام سهم خودم رو ادا كنم
آيا اين قضيه ارتباطي با سقوطِ هواپيما داره؟
.يه جورايي
ميخواي دربارش صحبت كنيم؟
نميتونم.اين ممكنه .نظر شما رو نسبت به من تغيير بده
بري، من سالهاست تو رو ميشناسم .فكر نميكنم اينطور بشه
.من يك رابطه ي نامشروع داشتم
حالتون خوبه؟
قبل از اينكه به يك گناه بزرگ .اعتراف كني
حواست باشه منتظر بموني .تا هر چي ميخورم رو قورت داده باشم
با كي رابطه داشتي؟
.كارل ماير
.اون در سقوط هواپيما كشته شد
.همون كسي كه اورسون رو مجروح كرد
تو بخاطر اين بايد احساس گناه .وحشتناكي داشته باشي
.خواب و خوراك ندارم
اين دليليه كه ميخواستم شما .تشريف بيارين اينجا
من مجبورم براي اصلاح اين وضعيت .يك كاري انجام بدم
خوب ، بنظر من قدم اول اينه كه تو و اورسون
به برنامه ي آموزش زناشوييِ ما .ملحق بشيد
براي اينكار خيلي دير هست .ما تقريباً داريم طلاق ميگيريم
بله، اما اين قبل از نشستنِ اورسون رويِ صندليِ چرخدار بود،درسته؟
.خوب، بله
فكر ميكنم تو ميدوني براي كفّاره ي .اين گناه چكار بايد بكني
به نظرم قبل از اينكه از در وارد بشم .خودت اينو ميدونستي
شما از من ميخواين اورسون رو بيارم خونه و ازش مراقبت كنم؟
فقط اينكه مطمئن نيستم
.كه ديگه دوستش داشته باشم
No comments yet. Be the first to leave one.