De første 200 linjer.
در سیستم قضایی
نمایندهی مردم
دو گروه مجزا اما به یک اندازه مهم هستن
پلیس که دربارهی جرم تحقیق میکنه
و دادستانها که متهمین رو محاکمه میکنن
اینها داستانهای اونهاست
بهت گفتم، این وضعیت باید تموم بشه
خواهش میکنم، فقط دست از سرم بردار
امیلی
همه منتظرن باهات بنوشن
خوبی؟
باید انرژیهای بد رو دور نگه داریم، مگه نه؟
باشه
امیلی
کارت حرف نداشت، امیلی
تو نابغهای
میخوام از همهتون بابت اومدن به اینجا تشکر کنم
همفکرهای آزاداندیش من
مثبتگراهای پرشور من. بله
فردا قراره کلی از ایدههایی رو که
با هم کشف کردیم، به اشتراک بذاریم
قراره به آدمهای بیشتری کمک کنیم تا سلامتی همهجانبه رو بپذیرن
به سلامتیِ زندگیهای طولانی و سالمی که پیش رو داریم
خب، چی داریم؟
زن، حدوداً ۳۵ ساله
شلیک گلوله به پشت سر
اسمش امیلی استار هست
از فاصلهی نزدیک، ها؟
پزشکی قانونی گفت روی پوست سرش آثارِ دانهدانهی باروت
ناشی از سوختگی دیده میشه
زمان مرگ؟
دمای بدن نشون میده بین ۱۰ تا نیمهشب بوده
شاهدی هم هست؟
یه شاگرد مغازه اون گوشه یادشه که حدود ساعت ۱۰:۴۵
یه صدای بلند شنیده و دیده که یه نفر
با یه کاپشن پفیِ کرمرنگ و یه ساک دستی از زیر داربستها با عجله فرار کرده
مرد بود یا زن؟ نتونست بگه
طرف کلاه سویشرت و شالگردن داشته
بخاطر داربستها، احتمالاً دوربینی هم در کار نبوده؟
این دور و بر هیچ دوربینی کار نمیکنه
ممنون
چی پیدا کردیم؟
خب. کیف پول، گوشی
کیف دستیِ خیلی خوبیه
امیلی استار
«زندگی فوقالعادهی شما»
که تازه به آخرش رسید
چند وقت بود براش کار میکردی؟
سه سال
امیلی اینفلوئنسرِ حوزهی سلامت بود؟
تیکتاک و این حرفها؟
اولش اونجوری شروع شد
حدود ده سال پیش سرطان معده رو شکست داد
اونم به روش طبیعی
یه ویدیو بلاگ در موردش راه انداخت که گرفت
و طولی نکشید که شروع کرد به پیشنهاد دادن
داروهای گیاهی برای مشکلات خواب و پوست
چند سال پیش این مرکز رو اینجا باز کرد
چون خیلی از فالوورهاش
میخواستن حضوری باهاش کار کنن
امیلی خانوادهای داره که باید بهشون خبر بدیم؟
نه، مامانش وقتی بچه بود ولشون کرد
باباش هم بر اثر سرطان ریه فوت کرد
همین باعث شد که اون مسیر سلامتیش رو شروع کنه
امیلی تو تقاطع خیابون دهم و بیست و هفتم کشته شد
میدونی اونجا چیکار میکرد؟
داشت از جشنِ کتابش که اینجا بود، پیاده میرفت خونه
تنها رفت؟ آره
توی مهمونی مشکلی پیش نیومد؟
جر و بحثی نشد؟
نه
شب فوقالعادهای بود
ولی یه تماسی داشت که انگار بههم ریختش
میدونی کی بود؟ نه
رفت اونور تا جواب بده و نگران به نظر میرسید
پزشکی قانونی میگه مرمیِ استخراج شده از مقتول
مربوط به کالیبر ۲۲ بوده
گشتنِ توی جوبها هم منجر به پیدا شدن اسلحه نشده
خب، قضیهی اون مکالمهی تهدیدآمیز به کجا رسید؟
طبق سوابق تلفن امیلی استار
بین ساعت ۷ تا ۹ شب
هفت بار از یه شماره باهاش تماس گرفته شده
و؟
شماره متعلق به این شخصه
اسکایلر گیبسون
اوه، اونم یه اینفلوئنسر دیگهست تو همین حوزه
و با توجه به پستهای شبکههای اجتماعیش
#خیانتکار، #مار_خوشخطوخال
اصلاً از طرفدارهای امیلی استار نیست
یک ساعت قبل از کشته شدنِ امیلی هم بهش پیام داده
«مواظب خودت باش، سلیطه»
زیاد به نظر نمیاد با سلامت جور دربیاد
من و امیلی قبلاً دوست بودیم
یه چند سالی هماتاقی بودیم
قصد داشتیم با هم یه کتاب درباره تندرستی بنویسیم
و چی شد؟ اون خودش تنهایی نوشت؟
حتی بدون اینکه به من بگه کتابش رو نوشت
هفته پیش یه نسخهی اولیه به دستم رسید
دستور پختهای من و حرکات یوگای من رو اونجا دیدم
و این عصبانیت کرد؟
کارآگاه، بازارِ تندرستی یه صنعت ۲ تریلیون دلاریه
همه سهمشون رو میخوان
این یه اختلاف جدی توی بیزنس بود
«مواظب خودت باش، سلیطه»؟
این زیاد شبیه حرفهای بیزنسی نیست
اوماوم
برای دیشب گواهیِ عدم حضور داری؟
داشتم یه کلاس آنلاین تمرین تنفس رو مدیریت میکردم
همهش هم ضبط شده
تا ساعت ۱۱ شب پام رو از این ساختمون بیرون نذاشتم
ببینید، واقعاً متاسفم که مرده، واقعاً
باشه
ولی کسی به فکرت میرسه که بخواد اون رو بکشه؟
خب، دوستپسر سابقش، زین؛ خیلی زیاد دوسش داشت
بعد از جدایی هم مدام براش مزاحمت ایجاد میکرد
طرف مشکل کنترل خشم داشت
و شرط میبندم خوشش نیومده که امیلی در موردش نوشته
توی کتاب جدیدش؟
فصل ۱۳، «پاکسازی خود از یک اکسِ شرور»
سلام زین
میخوایم یه بازی راه بندازیم، خب؟
من یه ویدیو بهت نشون میدم
تو هم بهم میگی داشتی چه غلطی میکردی
بشین
این تویی، دو شب پیش توی جشن کتاب امیلی
داری سعی میکنی بری تو، در حالی که اون آقایی که آیپد دستشه
داره بهت میگه برو پی کارت
این عصبانیت کرد؟ نه
من... من فقط پنج دقیقه وقتش رو میخواستم
میخواستم از دلش دربیارم
بابت یه سال مزاحمت آنلاین میخواستی از دلش دربیاری؟
ببینید من الان آدم بهتری شدم، باشه؟
من... من ماه آینده دارم ازدواج میکنم
و همهش رو مدیون امیلی هستم که بهم انگیزه داد
تا به زندگیم سر و سامون بدم
چرا یهو لازم دیدی خودت رو سبک کنی؟
فکر میکنی واقعاً دلش میخواست
توی اون شب مهم، تو رو اونجا ببینه؟
این هفته صداش رو توی رادیو شنیدم
داشت از روی کتابش میخوند
یه تیکهش در مورد من بود و من توش خیلی آدم بدی به نظر میومدم
برای همین رفتم عذرخواهی کنم
ولی نذاشتن برم تو، منم رفتم
کجا رفتی؟
یه باری که میشناختم. یه مایل بالاتر از محل مراسمه
هی، ادعای زین درسته
تصاویر دوربین مداربستهی بیرون بار رو گرفتم
شش دقیقه بعد از شلیک گلوله، اونجا رو ترک میکنه
باشه
این یه اتوبوس شهریه که داره از خیابون دهم میاد بالا؟
از همون سمتی که تیراندازی شده؟
بله، یعنی دقیقاً چند دقیقه قبل
از محل تیراندازی رد شده
دوربین جلوی اتوبوس رو چک کردی؟
آره، و ببین چی پیدا کرده
چند بلوک بالاتر از محل تیراندازی
تشخیص چهره دادی؟
بیفایده بود. چهرهش زیاد معلوم نیست
اما هیکلش با اون مشخصاتی که
شاهد بهمون داد جور درمیاد، فقط ساک دستی همراهش نیست
پس قاتل باید ساک دستی رو یه جایی
بین محل تیراندازی تا اینجا انداخته باشه
نقشهی منطقه رو داری؟
آره
خب، اونجا رو میبینی؟
اون راهرویی که ضارب ازش میاد بیرون
یه بنبسته
پس ضارب رفته اونجا و سریع اومده بیرون
به تیمهای عملیاتی زنگ بزن
مطمئنم توی اون کوچه چندتا سطل زباله بزرگ هست
اسلحه هنوز توی ساک بود
پس با آشغالها آلوده نشده
اثر انگشتی هست؟ روی اسلحه چیزی نیست
ولی وقتی تستش کردیم، یه چیز جالب پیدا کردیم
اون شیارها رو میبینی؟
آره. توی بانک اطلاعاتی بالستیک سوابقی داره؟
ردِ سوزنِ چاشنی روی این پوکه
دقیقاً با گلولهای که شش سال پیش از یه سرقت مسلحانه
توی یه سوپرمارکت به دست اومده بود، مطابقت داره
چه بلایی سر اون اسلحه اومده بود؟
طبق پرونده، هیچوقت پیدا نشد
ولی ضارب رو گرفتن
براساس ویدیو محکوم شد
ضارب کی بود؟
اریک دومینگو
اهل ساوث اوزون پارک
چندتا سابقه مواد مخدر هم داره
خبری داری الان کجاست؟
انگار توی زندان مید-استیت بوده
اما یه ماه پیش آزاد شده
پلیس نیویورک
دومینگو، در رو باز کن
پلیس نیویورک
اووه، اووه، افسرها، آروم باشید
برید عقب! برید عقب
من... شما برید عقب
چیزی توی خونه نیست، قسم میخورم
خیلی خب، اتاق پشتی رو چک کن
مطمئن شو کسی نیست
چیزی پیدا نمیکنید
No comments yet. Be the first to leave one.