When Time Ran Out...

When Time Ran Out...

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

When time ran out 1980
En kommentar af [email protected]
توسط محسن تاج الدینی فقط بخشهای زبان اصلی

Tags

bluray
Udgivet den: 2026-01-04
Downloads: 22
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 142 linjer.

به کالالو گیلمور خوش آمدید

لولانی ، کاری می‌کنی که ارزش سفر کردن داشته باشه

و این یه سفر واقعاً ویژه است چه برای افتتاحیه و چه برای عروسی شما

خب... اشتباه می کنم؟

همین ماهه ، اینطور نیست؟

خب ما...

خب ، هنوز کارهای زیادی برای انجام دادن وجود داره آماده شدن برای افتتاحیه...

نمیخوایم اجازه بدیم امور شخصی مزاحم کارمون بشه

بنابراین ما کارها رو برای مدتی به تعویق انداختیم

- آیا قبلاً ثبت نام کرده اید؟ - بله.

بفرمائید تا اتاقتون رو نشون بدم خیلی خوبه ، خیلی ممنون

این اولین سفر شما به اینجاست؟ چه هوای قشنگی

بله ، خیلی خوبه بیشتر از چیزی که لیاقتشو داریم

اون چمدون براتون خیلی سنگینه؟ نه ، نه

سلام سلام

من فقط به شلبی برخورد کردم فکر نمیکردم موعدش تا فردا باشه

همینطوره

اوه ، میشه یه چیزی از کمد لباس‌های گروه اول من بذاری بیرون؟

میدونی یه چیز معمولی یعنی پول

باب، کالا تو بیمارستانه

شلبی چیزی پرسید؟ چیز خاصی گفت؟

باب، صدامو نشنیدی؟ هوم؟

درباره کالا

نه، کالا چطور؟

یه هزارپا نیشش زده

چی؟ این که نمی‌تونه خیلی جدی باشه؟

میگن تقریباً یک فوت طول داشتن

کالا میگه نتیجه آتشفشان هستند

خب ، از این نوع خیلی بیرون نمیان

معمولاً خیلی تو عمق می مونن به شلبی در این مورد چیزی نگفتی ، نه؟

تو که واقعاً نگرانش نیستی ، درسته؟

اون پدرخوانده منه

نیکی، من تمام این داستان ها رو شنیدم

درباره اینکه چطور شلبی وقتی بچه بودی تو رو روی زانوش بالا و پایین می‌انداخت

اما بذار خواب ببینه که مشکلی وجود داره

و اون تا پنج ثانیه دیگه از معامله ما خارج خواهد شد

مشکلی پیش اومده؟

چیزی نیست که نتونم از پسش بربیام

صابون لطفاً

نه نه نوبت منه

خدایا تو خیلی زیبائی

عجله نکن ، در بک‌سوئینگ کمی آهسته‌تر

شانه هاتو بچرخون توپ رو از وسط پرتاب کن

خوبه ، برگرد وسط

درسته ، یه کم بچرخ

توپ رو با پاهای باز بزن

وقت پرتاب سرعتت رو کم کن

وقتی مردم بازی منو قضاوت می‌کنن ، عصبی میشم

خانم جوینر

چقدر هیجان انگیز

لطفاً یه لیوان آب

بله قربان

متشکرم

نمیشه فقط برای امروز ازش بگذریم؟ نه عزیزم

صورتی، سفید هم هست

و زرد معروف اینم زرد

بفرمائید آب

چقدر قشنگه عزیزم ممنونم عشقم

نمیدونم ، چه چیزی، منو یاد پورتوفینو میندازه

یادته چه لحظات زیبائی اونجا گذرندیم

از این به بعد هم خواهیم داشت

البته ، بازهم بیشتر خواهیم داشت

متاسفم که نتونستم زودتر برسم ، پرنسس

من هیچ جا نمی رفتم

منم همینطور

دیگه لازم نیست زیاد قایم بشیم ، لولانی زیاد طول نمی‌کشه

امروز یه چاه دیگه به نفت رسید

اوه، باب ، عزیزم

میدونی یعنی چی؟

یعنی من آزادم

تقریباً آزاد

دیگر لازم نیست به کمک نیکی وابسته باشم

این یعنی تو هم آزادی

دیگه قایم شدن درکار نیست

نه، نه ، اینا مال خودته

کاهن اعظم خودش اینارو وقتی بچه بودی دور گردنت انداخت

وقتی دور گردنت باشه خدایان ازت محافظت میکنن

از حالا میخوام خدایان محافظ تو باشن

سلام

اوه ، سلام هنک

صبح

دکتر جان وبستر ، هنک اندرسون آقای اندرسون

تاینی باکر سلام

با اون چیزی که برای بولتن علمی نوشتی خیلی اوضاع رو بهم ریختی

خیلی تاثیرگذار بود ممنون آقای اندرسون

بفرما هنک ، بذار بهت نشون بدم

پارسال سطحش از این هم بالاتر بود

درسته جان؟ خب ، آره و نه

نه؟

دارم اون نمودار رو به روز می‌کنم هنوز کاملاً تموم نشده

آماده‌ای بریم؟ می‌خوای بعداً مانیتورها رو چک کنی؟

آره

راستی هاوارد ، شماره شش رو خنک کن ، باشه؟

اونجا میتونه خیلی گرم باشه

خونسرد باش بچه آره

تو که نمی‌خوای این کار رو بکنی ، درسته؟

من یه سبد پیک نیک و یه بطری شامپاین آوردم

جواب نه هم قبول نمیکنم

مال چه سالیه؟

مونا ، تو بهترینی

چرا از دست سام خلاص نمیشی و با من ازدواج نمیکنی

اوه ، این مثل این می‌مونه که از ماهیتابه بیفتی تو آتیش

تینی ، کلی ، بیاین اینجا

مونا ، مارشا

ببخشید ، اینجا اولویت با کاره ، نه لذت

بذارین قهرمان بیاد داخل همه چی رو از اینجا ببرین بیرون

بفرما داخل قهرمان

مونا ، عزیزم

اون عوضی که باهاش ​​ازدواج کردی کجاست شوهر راهزن چینی‌ات رو میگم؟

سؤال خوبیه

سوتشو بگیر، مونا همینجا منفجرش کن

سام؟

هی ، سر چی می‌خوای با سم شرط ببندی؟

می‌دونی، بعد از ۱۶ سال زندگی مشترک اون هیچ وقت تو هیچ شرطی نباخته

اوه ، همیشه بار اول وجود داره

می‌تونم بهت بگم چطور با پولت بیشتر خوش بگذرونی ، درسته دلورس؟

درسته ، من تضمین میکنم

خانم‌ها ، زیاد دورش شلوغ نکنید قدرتشو ازش میگیرید

یه کم هوا بهش بدین

مونا ، مونا سام واسه چی گیر کرده

دعوا کجاست؟ دعوا کجاست؟

دعوا کجاست؟

مونا عزیزم ، وقتی میگی دو انفجار... منظورت دعواست

هی هو، اینو ببین

چی شد؟ کبوترها یه بازنده دیگه رو برمی‌گردونن؟

خب ، من بهت میگم سام

هر وقت بخوای ،پرنده ما در مقابل بهترین خروس جزیره‌ای که بتونی پیدا کنی، قرار می‌گیره

پول مساوی و ده هزار دلار پیش‌پرداخت

اوه پسر، شما بچه ها جدی هستید؟

ده هزار

هی دعوا دوست داری؟ بیا اینجا

تینی ، بهت میگم چیه

بعد از اینکه خروسم این یارو رو خورد پرهای دمشو ازت میگیرم

به علاوه ده هزار دلار

این یه معامله است

من اسم هر دختری که از 18 سالگی باهاش خوابیدی رو میدونم

خب بگو بر اساس حروف الفبا؟

راستش من 13 سالم بود

که توی مسیر روزنامه‌فروشی‌ام یه زن خانه‌دار عجیب‌وغریب رو تور زدم

شلبی پرونده‌ی نسبتاً جالبی درست کرده بود

چی؟ واسه من؟

اون از من می خواست که درک روشنی

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left