De første 200 linjer.
تـي وـي وُرلـد » با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
حــمــيــد وِتــر : تــرجــمــه و زيــرنــويــس CyrusGreat
« دودمــان » " قـسـمـت ســيــزدهــم (آخــر) از فـصـل اول "
بعضي وقتها، ميدوني قراره به زودي يه اتفاقي بيوفته
...با تمام وجودت
حسش ميکني
تو تک تک اعضاي بدنت
و شبها خوابت نميبره
...يه صداهايي توي سرت بهت ميگن
که قراره طوفاني به پا بشه
تو هم کاري براي متوقف کردنش نميتوني بکني
وقتي برادرم اومد خونه...من همچين حسي داشتم
« چهار روز بعد »
"جان" - "آره. آه "لري -
مرسي که به ديدنم اومدي - باعث افتخارمه. بفرماييد -
...گوش کن، قبل از اينکه تو ...قبل از اينکه شروع کنيم
ميخوام به خاطر حرفهايي که توي نام گذاري اسکله گفتي ازت تشکر کنم
اوه. اون يه روز خاص براي يه خانوادهي خاص بود
ببين، نميدونم ستوانت بهت گفته چرا ميخواستم اين ملاقات رو در رو باشه يا نه
هيچي نميدونم
اسمت توي ليست کوتاهي از افراد واجد شرايط براي کلانتر شدن در بخش مونروـه
از اين بابت زياد خوشحال به نظر نمياي
...نه، من...من
...غافلگير شدم، آه
مخصوصاً با توجه به زمانش - آره -
بابت برادرت متأسفم
شنيدم گم شده
آره
...لري"، ميدوني که "دني" مظنون"
تحقيقات يه قتله - اون مشکلي نيست -
يه چالش؟ چرا
اما تو يه کانديد منحصر به فرد به همراه يه دورهي شغلي عالي هستي
همينجا به دنيا اومدي و بزرگ شدي
و همين که اسمت "ريبورن"ـه کمک زيادي بهت ميکنه
ميخوام با چند نفر ملاقات کني
اگه تصميم بگيري که کانديد بشي حمايت اونا خيلي مهمه
...خب، منظورم اينه، نميدونم، خيلي، آه
اگه فقط بتوني چندتا سوال ...در مورد برادرت جواب بدي
...اون وقت فکر کنم بتونم خيال اونا رو
در اون رابطه راحت کنم
من حتي هيچوقت فکر کانديد شدن براي کلانتري رو نکردم
ميخوام بهش فکر کني
،ميدونم باهم اختلاف نظرهايي داشتيم ...اما اين بحث کاريه. من حاضرم تا
شمشيرم رو غلاف کنم
تا وقتي که تو سر من غلاف نکني مشکلي نيست
ببين، ميخواي من چي بگم؟
...اون آشغالهاي "سيليکون ولي" جا زدن
و ما ميخوايم اينجا رو بفروشيم
و منم متأسفم معاملهـتون جوش نخورد
واقعاً شما رو تو وضعيت بدي قرار داد
خب من در اين باره با خانوادهام صحبت کردم
و اونا حاضرن براي وام من ...مسافرخونه رو گرو بذارن
اما امکان داره مبلغ اوليم رو تغيير بدم
مجبورم %10 کمش کنم
خب، ما حاضريم مذاکره کنيم
خوبه
"ما خيلي وقت همديگه رو ميشناسيم "کو
خيلي دوست داريم تو صاحب لنگرگاه بشي
اسم و رسم "ريبورن" اينجاها هنوز خيلي ارزش داره
ممنون
فردي" چيکار کردي؟" - اوه مرد، من عاشق اين قايقم -
هر وقت ميخواي اجارهاش کن، بهت که گفتم
ميدوني، واقعاً بايد بيشتر اجاره بگيري
اين دختر پير خوش شانسي مياره
ببين چقدر ماهي صيد کردم
سلام - سلام -
يه روز کامل مصاحبه. چطور پيش رفت؟
زياد سخت نبود
شرکا به عنوان يه نيويورکي واقعاً خوب بودن
اوه. در اصل زياد خوب نيستن
خب اونا وکيلن. پس فکر کنم دروغگوهاي خوبي هستن
يا شايدم فقط ازت خوششون اومده
بيا تو
برات يه نوشيدني ميريزم
فقط ميخواستم بگم متأسفم که مجبور شدم مصاحبه رو عقب بندازم
تو خونه يه عالمه مشکل داشتم
راستش بايد همين امشب هم برگردم
اوه نه، عيبي نداره. فقط خوشحالم که اين مصاحبه رو انجام دادي
به سلامتي خطر کردن
به سلامتي خطر کردن
تکيلا دوست نداري؟
اوه، کي هست که تکيلا دوست نداشته باشه؟
"بيا "سورف
"سلام "جان
...من
به کمکت نياز دارم
جان"؟"
چي شد؟
يا مسيح
چي شد؟ - قفسهي سينهام -
تو بايد بري بيمارستان، باشه؟
اوه خداي من، اون "دني"ـه؟
آره
يا عيسي مسيح. مرده؟
اوه خداي من. ميخواي...؟
ميخواي به پليس زنگ بزنم؟
!کمک! خواهش ميکنم
قفسهي سينهاش درد ميکنه - باشه -
شما همسرشون هستين؟ - نه، من...من خواهرشم -
اسمش "جان ريبورن"ـه - ميدونيد چه اتفاقي افتاد؟ -
نه. اون بهم زنگ زد. نميتونست حرف بزنه، به سختي نفس ميکشيد
خيلي خب، دکترها ميان با شما صحبت کنن. همينجا منتظر بمونيد
خانم؟
ازتون ميخوام يه چندتا کاغذ رو پر کنيد
.اگه بخوايد ميتونيد بشينيد من اونا رو براتون ميارم
خانم؟
الو - کجايي؟ -
آه، چرا؟ چي شده؟
فقط بگو کجايي
من تو دفترم هستم. چرا؟
.خيلي خب، همونجا بمون همين الآن دارم ميام دنبالت
مگ"، چي شده؟"
در مورد "دني"ـه
مگ"؟ "مگ"؟"
الآن ميام. صبر کن
الآن ميام
مگ"؟"
هي
سلام. اوه - چند بار سعي کردم بهت زنگ بزنم -
فکر کردم تو اورلاندويي؟ - برگشتم، يه سري بزنم -
اميدوار بودم بتونيم صحبت کنيم
باشه
خدايا
"کو" - ...آره، نه، اين -
بل"، چيزي نيست که فکرش رو ميکني"
فکر کنم الآن وقت مناسبي نيست - آره. نه نيست -
اين چند روز خيلي بد بود
يه داستاني سر "دني" پيش اومده که باورت نميشه
چه خبره؟
...راستش الآن نميتونم توضيح بدم. بايد
آم...خيلي خوشگل شدي. آم، چقدر تو شهر ميموني؟
چند روز
واقعاً وقتي فرصت کردي بايد باهات صحبت کنم
آره، البته
منم، آه...منم خوشحال ميشم
واقعاً ميگم
متأسفم، فقط...بايد برم
"يالا "کوين
"سلام "مگ
سلام. چطوري؟
همه چيز مرتبه؟
...خوبيم. فقط ميدوني، حال "جان" زياد خوب نيست
خيلي ناراحت شدم - مرسي -
بعداً ميبينمت
"کارآگاه "ريبورن
صدام رو ميشنويد؟ - آره -
حالتون چطوره؟
دردي توي سينه احساس نميکنيد؟ نفسهاي بريده بريده؟
شما دچار ضربان نامرتب قلبي عروقي شدين
ضربانـتون رو با شوک الکتريکي به ريتم منظم برگردونديم
آزمايش خونـتون نشون ميده که دچار حملهي قلبي نشديد
اما فشار خون شديد ميتونه باعث اين اتفاق بشه
فشار خون بالا داشتين؟
آه، دارو مصرف ميکنم
...خيلي خب، شما رو ميفرستم يه نوار
و اکوي قلب بدين - من خوبم -
آروم باشيد، دراز بکشيد - ...من بايد -
بايد با خواهرم صحبت کنم - خيلي خب. زود يه نفر رو ميفرستم داخل -
چقدر اينجا بوده؟ - نميدونم -
چي شد؟
نميدونم
جان" گفت نبايد با پليس تماس بگيرم"
اما فکر ميکنم بايد بگيريم - نه، نه -
اگه گفت با پليس تماس نگير، حتماً يه دليل داره
...پس بيا فقط - شايد بتونه اين رو به پليس توضيح بده -
.ما نميدونيم چه کوفتي اتفاق افتاد نميدونيم چه کوفتي هم براي توضيح وجود داره
بايد يه کاري بکنيم
تکونش بديم؟ شايد بايد بديم - من تکونش نميدم -
باشه. پس شايد تنهاش بذاريم
ميدوني. اصلاً کسي ميدونه "جان" اينجا بود؟
اصلاً با کسي حرف زد؟ - اگه مدرکي اينجا باشه چي؟ -
اينطوري مستقيم به اون برميگرده
فکر کنم بهتر باشه همينجا ولش کنيم
همينجا ولش ميکنيم. عاقلانهـترين کار همينه
باشه، اما شايد بايد يه جور قايمش کنيم
کجا؟ - تو...چه ميدونم -
.توي اون کرناهاي لعنتي ...فقط روش رو ميپشونيم تا
نه - بتونيم با "جان" صحبت کنيم -
ولش کن -
لعنتي
داري چيکار ميکني؟ - يکي داره مياد -
پاهاش رو بگير
حالا چيکار کنيم؟
اون ماشين "چلسي اوبانون"ـه
حتماً "دني" باهاش اومده اينجا
فکر کنم بهتره اگه کسي هيچوقت نفهمه "جان" يا "دني" اينجا بودن
صندوق عقب رو بزن
چرا؟ - صندوق عقب لعنتي رو بزن. يالا -
دنبال چي ميگردي؟ - "سوئيچ ماشين "چلسي -
عجله کن - تو ميخواي بگردي؟ -
نه
...من ماشين "جان" رو ميبرم بيمارستان
"و بعد ميام دنبال ماشين "چلسي
دني" رو ببر خونه"
بعدش چي؟ - تا من با "جان" صحبت نکردم کاري نکن -
اون بهمون ميگه چيکار کنيم
برو خونه
سلام. من برادرشم
حالش چطوره؟ - خوبه -
ميخواستيم ببريمش پايين به راديولوژي براي چندتا آزمايش
No comments yet. Be the first to leave one.