Hoodwinked

Hoodwinked (Hoodwinked!)

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

hoodwinked 720p
En kommentar af ya3r
کاملا هماهنگ با نسخه ی 349 مگابایتی ، ترجمه از بابک ، ویرایش نهایی از یاسر خداداد

Tags

720p
720
Udgivet den: 2012-09-24
Downloads: 58
Hørehæmmede: Yes

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

شنل قرمزي شما احتمالا داستانو ميدونين

پيشاپيش بخاطر بعضي قسمتهاي حذف شده عذرخواهي ميکنم که بخاطر مشکل در ريليز انگليسي ميباشند

ولي چيزاي بيشتري توي هر داستاني هست سپس چشم رو ملاقات کرد

اين جوريه که اونا هميشه ميگن تو نميتوني يک کتابو از روي جلدش قضاوت کني

اگه ميخواي حقيقت رو بدوني بايد خودتو بين صفحات رها کني

مادربزرگ

منم قرمزي

همه چي روبراهه؟

اوه البته عزيزم بيا تو

چي؟

تو کي هستي من مادربزرگتم

صورتت واقعا عجيبه مادربزرگ

مريض شدم عزيزکم

دهَنت وقتي صحبت ميکني تکون نميخوره

جراحي پلاستيک مادربزرگ يه کارايي کرده

حالا بيا کنارم ببينم ميخوام خوب نگات کنم

خب چه خبرا مادربزرگ؟

اين و اون يه عالمه لحاف دوختم

خب ازت دزدي که نکردن ؟

واو چه دستاي بزرگي داري

اوه اينجوري بهتر ميتونم پشتمو بخارونم

وچه گوشاي بزرگي داري اينجوري بهتر ميتونم صداتو بشنوم

ادماي پير اينجوري گوشاشون بزرگه عزيزم

و مادربزرگ چه چشماي بزرگي داري

ميخواييم کل روز رو اينجا بشينيم درباره اينکه من چقدر گُندم صحبت کنيم

به يه دليلي اومدي اينجا . پس به مادريزرگ بگو چي تو سبد داري

آه مادريزرگ ! نفست چه بوي بدي ميده

خيلي خب

دوباره تو ؟ بايد چيکار کنم حکم جلبتو بگيرم ؟

اروم باش دختر کوچولو من دارمت

نگهش دار

تو کل روز منو تعقيب ميکردي ولي حالا واسش تنبيه ميشي

اي گرگ احمق با مادربزرگم چيکار کردي؟

اول مادربزرگتو خوردم حالاهم تورو ميخورم

مادربزرگ ... تويي ! ولي تو که

فرمانده خرسي ... اين مظونين

به قضيه دزد شيريني ربطي دارند؟ ... بله آه

نه .اينو توگزارش نيار, ما هنوز هيچي نميدونيم

ايا اين خونه از نون زنجبيلي ساخته شده ؟

فکرنکنم ايا خرس ها نو زنجبيلي ميخورن؟

ديگه سوال کردن بسه جري يالا ، اين مردمو ببرين اونور

خيلي خب بريد عقب بذارين فرمانده کارشو بکنه

يالا تو با پر که پشت اون ماري

فقط ميخوام برگردم خونه و به خواب زمستوني برم

بيل فرمانده

خيلي خب چي داريم ؟ يه دعواي خونوادگيه

شکستن و وارد شدن ,مثل ديوونه ها تبر بازي کردن , تلاش براي خوردن

فهميدم .هيچ ربطي به دزدي دستورهاي غذايي نداره ؟

منظورت دزد شيرينيه ؟ ممکنه خونه مال مادربزرگ پاکته

بانوي کتاب آشپزي اره خودشه

خيلي خب پاو بانيان داشت تبرشو تاب ميداد و گرگه هم سعي داشت دخترکو بخوره

خيلي خب يه پوزبند بزنيد به اين يارو ميتونم توضيح بدم

ميتوني واسه دادگاه توضيح بدي

تو نبايد تو مدرسه باشي ؟ من نبايد يه وکيل داشته باشم ؟

آه ... داري چيکار ميکني؟

... هي فقط داشتيم فقط داشتم بو ميکردم

اونو نخور اون مدرکه درسته

خانم کوچولو سفارش هاي پنهاي سرمايه دار شيريني رو ميرسونه ؟

گرگي سعي ميکنه هردوشونو بخوره

بعد اين يارو قالتاقه ديوونه وارد ميشه و تبرشو تاب ميده

ببرينشو مرکز شهر بچه ها

اينجا جنگله فرمانده مرکز شهر نداريم

ميدوني منظورم چيه

عجله نکن خرسي

اين مشکل همه شما خرساست هميشه از درخت اشتباهي بالا ميرين

هي نيکي پرونده رو به تو دادن ،نيک؟

پَ نَ پَ ديدم چراغا روشنه اومدم يه سري بزنم

ببينم تامي وزن کم کردي؟

نه فکرشو ميکردم

نيکي پرش پُشتَک . اينجا چيکار ميکني ؟اين پرونده منه

خب يکي تو گوشه اشتباهي غار به خواب رفته

چراغا رو ديدم فکر کردم سيرک اومده

حالا واقعا ميبينم درست فکرميکردم

ديرکردي نيکي من اين پرونده رو جمع و جور کردم

جداً آره

مارو اشتباه گرفتن آقاي پرش پُشتَک

اوه نميدونم واقعا به نظرم خطرناک ميايي

اسمت چيه ؟ قرمزي

چرا اسمت اينه ؟ چرا اسم شما پرش پُشتَکه ؟

بپر

بپر يالا بپر

بپر بپر

همينجوري

اسمم قرمزيه چون اين شنل قرمزو ميوشم

وقتايي که نميپوشيش چي؟ هميشه ميپوشم

مغازه هاي شيريني پزي خيلي وقته دارن تعطيل ميشن

و ردپا اينجا تموم ميشه من يه پرونده دارم که بسته ست

اروم باش فرمانده . ما چهارتا مظنون داريم و اين يعني چهار تا داستان

لوبياها؟ ميشه يه تماس بگيرم ؟

من بهتون ميگم چه اتفاقي افتاد

اون دستبندا چيه واسه يه دختر کوچولو؟ دستاش بايد آزاد باشه

قفس چطوره قفسو بيارين

طعنه بود طعنه بود قفسو بيخيال

خيلي خب دستبندا رو باز کنين

خب قرمزي چرا توضيح نميدي اينا چجوري شروع شد؟

خب مثل روزاي ديگه بود

داشتم سفارش ها رو ميرسوندم براي شيريني پزي مادربزرگم

سلام قرمزي

سلام قرمزي

سلام

سلام قرمزي

اوه چه لباس قشنگي.هميشه قرمز بهت مياد

بايد تو پاييز باشي سلام بويينگو

امروز به کلوچه فروش کمک نميکني؟

اوه مغازه ش بسته شده يکي همه ي دستور پخت هاشو ديشب دزديده

و منم بيکار شدم

اوه بويينگو متاسفم هنوز ترن کابلي رو ميگردوني ؟

آره آره

ولي اصلا مثل شيريني درست کردن حال نميده

شايد يه کيک هويجي حالتو بهتر کنه ؟

او پسر! ممنوم قرمزي من هميشه ميتونم تو رسوندن سفارشا رو تو حساب کنم

اي شيطون کوچولو

اره خوب چوب ها خودشون اينور اونور نميرن

خاموشش کن

يالا بيا بريم کجا ميري عزيزم؟

تصميم گرفتم به مادربزرگ زنگ بزنم

اگه يه نفر بود که ميدونست چيکار بايد کرد اون يه نفر مادربزرگ بود

نميدونم چيکار کنم من فقط يه پيرزن خسته م

دستورات شيريني پزي شما مشهورترين ها تو کل جنگلن مادربزرگ

اگه يکي اونارو کش بره چي؟ اين شما رو نابود ميکنه

شايد بايد کتاب دستورهاي شيريني پزي رو بيارم بهتون بدم تا جاش امن تر باشه

بالا رفتن از کوه براي يه دختر کوچولو خيلي خطرناکه

من که ديگه بچه نيستم

بيخيال عزيزم بذار دستورات همونجا بمونه و همه چي هم خوبه

...ولي من ديگه بايد برم يه کاري دارم

بوس بوس

داري چي ميخوني قرمزي؟

جاهاي خيلي دور؟

ميخوايي بري يه جاي خيلي دور؟ نه جهان واسه من خيلي خطرناکه

من خوبم بقيه شو پياده ميرم

نميتوني همينجوري بري اگه بري کي دوچرخه شيريني ها رو ميرونه؟

اگه مثل تو بال داشتم کل راه رو تا بالاي کوه پرواز ميکردم

... و کوه بعديش و بعديش

ولي نميتونم . من فقط يه بچه ام

منم فقط دارکوبم

بعديش تويي؟

چي ... يعني چي بعديش تويي؟

يعني يکي دستورات مارو ميخواد

اونا ميخوان دستورات شما رو بگيرن ؟

امروز نه

پس تو عمداً دستورات مادر بزرگ رو برداشتي

از طاقچه خانوادگي بدون اجازه

بفرماييد خونه خودتونه و بعدش

... تصميم به يه سفر خطرناک به بالا کوه گرفتي

اونم تنها؟... آره . فکرکنم اينکارو کردم

فکر ميکنم چرخوندن اين قطارا خيلي هم بد نيست ميدوني

اين يه راه عاليه که کل جنگلو ببيني بدون اينکه با اون

جونورهاي پشمالو روبرو شي

جونور؟ آره ميدوني جونورها

گرگ ها،خرس ها،شيرهاي کوهي

و ببرهاي دندون شمشيري ولي بيشتر از همه گرگ ها

بيشتر از همه گرک ها

جنگل ميتونه جاي خطرناکي واسه فرد کوچيکي مثل من باشه

منو ببين پُرزدارم اين بالا سفارش ميرسوني؟

خب معمولا نه

ولي داشتم به چيزي که اونوقتي گفتي فکر ميکردم

درمورد کلوچه فروش

بايد از دستورات مادربزرگ دربرابر نقشه هاي شيطاني اون سارق حفاظت کنم

اونا ميخوان همه رو تو جنگل از بين ببرند اگه مراقب نباشيم

نه

بعدازظهر بخير

سلام

پس تو دختر کوچولوي شنل قرمزي هستي

چه سقوط آزادي داشتي

ديديش آره معنيش اينه که جاذبه کار ميکنه

... اون قطار هاي کابلي بايد شکايت نامه بنويسي

چه بوي خوبي مياد اونا آه ... اون تو شيرينيه؟

مننبايد با غريبه ها صحبت کنم

نه نبايد آفرين

داري تو اين جنگل بد بزرگ چيکار ميکني؟

شيريني ها رو براي فرد خاصي ميبري؟

آه مادربزرگم مادربزرگ؟

مادربزرگ پاکت ؟ بانوي شيريني؟

اوه خداي من اون شيريني هاي خيلي خوشمزه اي درست ميکنه

... يه چيزي داره مثل مثل ... بيسکويت

نون شيريني ... شکلات يخ زده بين يه عالمه

خيلي خوبه آه خيلي خوب

معمولا براي مادر بزرگ سفارش ميبري؟

فکر نميکنم مجبور باشم جواب بدم

اوه چيز ديگه اي اون تو نداري؟

شما خيلي سوال ميپرسين آقا

خب من کنجکاوم بذار يه نگاه بندازم

ترجيه ميدم اينکارو نکني

! قرمزي ! شنل قرمزي

دستتو از سبد بکش

! قرمزي

نميتوني اون دستورات رو واسه هميشه نگه داري

گيرت ميارم مادربزرگتم گير ميارم

خب اين همه چي رو روشن ميکنه

ما دزد شيريني رو گرفتيم ممکنه

من دلم ميخواد جوجه ها رو آخر پاييز بشمورم

جوجه ها ؟

بايد قبول کني گرگه وسط جنگل جلوي يه دختر رو گرفته

خيلي مرموزه درسته بله بله

ولي ما کسي رو به خاطر مرموز بودن دستگير نميکنيم

هي بروس اون يارو که تو مخزن گرفتيمش يادته ؟

اون يارو مرموزه؟ اره ولش کنين بره

پس رفتي پيش مادربزرگ

دنبال يه راه به سمت شمال کوه گشتم

سلام

More Farsi Persian subtitles for Hoodwinked

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left