De første 200 linjer.
سایوری ایچیجو : حَشری خیس
این داستان بر گرفته از زندگی سایوری ایچیجو ... ملکه زنان رقاص لختی هست
اون در زمان اجرای نمایش به حدی حَشری میشد که تمام واژن و روناش از اب خیس میشده
!بسه دیگه
نمیدونستم استرپیر ها هم نودل میخورن
منظورت اینه استریپرها نمیتونن برای غذا نودل بخورن ؟
استریپر ها مثل مردم عادی هستن اونام غذای معمولی میخورن
...من نخندون
...اگر خیلی عادی هستی پس چطور توی تلویزیون اجرا داشتی ؟
تماشاچی های تلویزیون ازم خواسته بودن چطوره خیلی عجیبه ؟
چرا موقع دعوا من انگولک میکنی ؟
!خوشم نمیاد یه استریپر گُنده گوزی کنه
! خانم ایهای
!اون گردن کلفت محله ، مراقب باش
- !هی تو - !چیه
اگر میخوای دعوا درست کنی بیا بریم بیرون
داریم برای صاحب مغازه مشکل درست میکنیم
سایوری ایچیجو کارش به عنوان یک استریپر رها کرده و در یک رستوران غذا بَر بیرون شده
اون به فحشا متهم شده !و اکنون منتظر محاکمه هست
سایوری ایچیجو : حَشری خیس
" ایستگاه نودا"
هارومی ، کدوم بیشتر دوست داری ، اون یا من ؟
می خوای برات چیکار کنم ؟
قبلا بهت گفتم
وقتی که اون تو زندون بود !... باهات صمیمی شدم و معشوقم بودی
البته که دوست دارم
ولی اون عشق اولم بود
میخوام شما دو تا مرد این بین خودتون حل وفصل کنید
من که نمیدونستم به این زودی آزاد میشه
با اون درگیر نمیشم کدوم یکی بیشتر دوست داری ؟
چند بار بگم ، هر دوتون دوست دارم
بخاطر همین که میخوام دوتایی !... مشکل حل و فصل کنید
همینجا صبر کن ، فهمیدی ؟
لازم نیست بگم وقتی قاطی میکنه !...چه کارائی میکنه
ولی اون اینجا جلوی روی مردم !... هیچ کاری نمیتونه بکنه
میرم داخل یه سلامی به رئیس بکنم
!سلام
سلام ، تازه رسیدم
جدا نمیدونم چطوری بخاطر استخدام ...دوباره خودم ازتون تشکر کنم
بی نهایت سپاسگزارم
بهتر کارت خوب ارائه بدی
در حال حاضر تنهائی ؟
نه ، شوهر سابقم امروز از زندون آزاد شده
دیدم اینجا اومدنش ممکنه !... دردسر ساز باشه
خودم چمدونم آوردم
!...ای احمق ترسو
یعنی فرار کرده ؟
ولی چرا؟
چیزی نشده
... قهوه ... قهوه سرد
!هارومی
! خیلی وقته ندیدمت ، هان
نگرانت کردم ؟ خیلی منتظر بودی ؟
بخاطر من داری گریه میکنی ؟
تبریک میگم ، که ازاد شدی
!... ممنونم
بخاطر همین خوشحالی ؟ به خاطر من ؟
! خیلی ممنونم
! چقدر خوبه
!آزاد بودن چقدر خوبه ... چقدر خوبه
سه سال داشتم به هیکل تو و بین پاهای خیست فکر میکردم
-! بین پاهای خیست همیشه محشره - !اینجا نمیشه ، جلوی خودت بگیر
! بذار بو کنم ! بذر اون کُس خیس حَشریت بو کنم
- ! عاشق این سینه های ورم کردتم - !بس کن ، اینجا خیلی گرمه ...حَشرت برای اتاق نگه دار
! یکی ممکنه مارو ببینه ... برو و به رئیست سلام کن
!...خودم عقلم میرسه
- داشتی دید میزدی ؟ - !اجتناب ناپذیر بود
- ! با ظرافت اونارو می پیچونی - ... خوب دیگه
!مردا همشون مثل هم هستن ، باور کن
به نظر نمیاد شبیه قاتلا باشه
... معمولا ، ملایم هست
می دونستی ؟ یه اتفاق خیلی جالبی افتاده
... اون آینه
آینه چی شده ؟
تو اون کار کردی ؟
چه کاری ؟
یه بار اومدی اینجا و رفتی ، نیومدی ؟
... خوب آره
چیزی روی آینه نوشتی ؟
چی ؟ !...من هیچ کاری نکردم
نگاه کن
به سایوری ایچیجو اعتماد نکنید !اون بهتون خیانت میکنه
"به سایوری ایچیجو اعتماد نکنید" !...چرنده
چرا باید یه همچین چیزی بنویسم آخه ؟
ولی به نظرت این حرفها در باره خانم ایچیجو درست نیست عایا؟
نمی دونم تا حالا چند بار افتادم زندون
حتی اون موقعی که توی کارگاه زندون !...درحال کار بودم به تو فکر میکردم
مجبور میشدم برم تو مستراح و بادست جلق بزنم
ولی تو زندون همه میتونن از بیرون مستراح !... ببینن داری چیکار میکنی
گوش کن ، میشه اینقدر درباره زندون حرف نزنی ؟
موضوع چیه ؟
...قبلا این حرف به هیچکس نزدم
!ولی پدرم با طناب دار اعدام شد
چی ؟
راس میگی ؟
بخاطر همین وقتی درباره زندون حرف میزنی
من یاد اون میندازی !...و نمیتونم تحمل کنم
ببخشید ، ولی وقتی به اون فکر میکنم !دیگه نمیتونم این کارو انجام بدم
دیگه نمیتونی اینکارو انجام بدی !؟
!اذیتم نکن
وقتی توی اتاق هتل تنهائیم اینجوری !...حرف زدن خیلی بی انصافیه
!...دلیلش اینه که من یاد پدرم انداختی
آخه من که در باره پدرت نمیدونستم
....یه چیز دیگه چون نمی خواستم دائم به زندون فکر کنم
- برای همین با یه مرد دیگه دوست شدم - چی ؟
خُل نشو ، به یکی احتیاج داشتم که !... بهم کمک کنه فراموش کنم
اون فقط یه جایگزین برای تو بود
!توی ذهنم ، تصور میکردم که اون تو هستی
! تو یه جنده ای
!دیونه بازی در نیار ! متاسفم ! دیوونه نشو
وقتی شنیدم تو آزاد شدی ... خیلی راحت اون ول کردم
! جنده کثافت !هرگز زن مثل تورو نمی بخشم
هر کاری که بخوای برات انجام میدم هر میلی داشته باشی برات برآورده میکنم
نمی تونستم خاطرات پدرم دوباره یاد آوری کنم
من دختر یه جنایکار اعدامی هستم
خواهش میکنم درک کن چه حسی داشتم !خواهش میکنم
! جنده خائن
!فکرشم نمیکردم
امروز بیخیالت میشم
!تو یه جنده ای
!...حال میده ، آزادی خیلی حال میده
بگو ببینم ، اون پسره چجور آدمی بود ؟
! اهمیت نداره
!تو تنها مردی هستی که برام مهم هست
نمیخواد دیگه در بارش حرف بزنی ، باشه ؟ !...عجله کن وگرنه دیرمون میشه
!سایوری
! خیلی آدم حَشری میکنی
- ! شاه کُسی هستی - ! اوووه ، اره
! کفش صندلم ! یه لنگه صندلم گم شده
- ! زود باش - ! رئیس
! بمیر کثافت
! قهرمان
وسط سرش ، پیشونی داره
وسط صورتش دماغ داره
روی پاش زانو داره
-آهان ، پس تمام این مدت پیش تو بوده - چی بوده ؟
-ادای آدمای بیگناه در نیار تو دردسر افتادی - چرا؟
! اوه دیگه بس کن ! چرا اینقدر این مخفی نگه میداری
چی شده ؟ نمیدونم درباره چی داری حرف میزنی
!... میخوام
... آبم ...دارمیاد
-مزاحم نیستم ؟ - !نه
خیلی میسوزه ، درسته ؟
- باید کمکت کنم ؟ - نه ، خیلی واجب نیست
نمایشت خیلی عالی هست
یه کتاب درباره کارت خوندم
دلم میخواد مثل تو باشم
من توی یتیم خونه بزرگ شدم
توی کتاب گفته بودی یه حموم نزدیک یتیم خونت بوده
زمانی که والدین دست بچه هاشون می گرفتن
و روزها اونارو حمام می بردن
شما از پشت حصار یتیم خونه نگاه می کردین ...و غصه میخوردین
این داستان واقعا به دلم نشست
...پیش خودم فکر کردم
ممکنه اونم توی یتیم خونه در در سیتاما که به امیا نزدیک هست بوده باشه؟
بله ، همینطوری که تو کتاب گفتم بوده ، حالا که چی ؟
اوه ، یعنی !؟
ممکنه یتیم خونه هائی که بودیم یکی بوده باشه
چرا که منم درست تجربه خاطرات مشابهی داشتم
یتیم خونه من اسمش سویفو - ان ...بود
مال تو فرق داشت ؟
نه ، منم توی سویفم - ان بودم
جدا؟
پس شما چند سال بزرگتر از من هستین
من احترام زیادی برای شما قائل هستم
...باید یه چیزی بهت بگم
شاید شنیده باشید در آینده نزدیک من باید نقش روبروی شما را ایفا کنم
ولی من مثل تو هیچی بلد نیستم راس میگم
بهت احترام میذارم
از اینکه گذشته ها رو به یاد بیارم متنفرم
!...چون نمیتونم چیزی عوض کنم ...حالا میخوام روی بدنم کارکنم پس زودتر برو
!...چقدر بی ملاحظه بودم ،ببخشید
مرسی
بیابریم بیرون یکم سرمون گرم کنیم
!زود باش
باز چه خبره ؟
!...دارم جدی میگم !... میخوام اون بُکنی و جِرش بدی
درباره کی داری حرف میزنی ؟
!...سایوری ایچیجو
چرا ؟ چی شده ؟
نمی تونم باهاش رقابت کنم
! جنده خانم چطور میتونم ؟
اون باهام مثل یه آشغال رفتار کرد !...و خجالتم داد
چیکارت کرده ؟
اون تحقیرم کرد
حالا این کسشعرا رو بیخیال شو
اگر باهاش سکس کنم و کُس و کونش جِر بدم تو حسودیت نمی شه ؟
برای اون حسودی کنم ؟ چرا باید حسودی کنم؟
!...میتونم بگم اون بکشی
میخوای گریه کنی ...!؟
گریه می کنی؟
... آره ...آره
بهم قول بده بهش تجاوز میکنی
باشه ، بهت قول میدم
آره ، جِرش بده
کاری کن درد بکشه
!...کونش پاره میکنم
!...آره ، پارش کن
" کاباره شیباتا"
" شیباتا"
No comments yet. Be the first to leave one.