Twin Peaks

Twin Peaks

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

Twin Peaks S02E10 720p WEB DL nHD x264-NhaNc3
En kommentar af HosseinM_
مترجم نیستم فقط هماهنگ کردم این نسخه از سریال در ترکر آی-پی-تی موجود است

Tags

web
x264
720p
720
HD
Udgivet den: 2014-11-07
Downloads: 48
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

"Twin Peaks" فصل 2 قسمت 10 : اختلاف بين برادرها

:هماهنگي و ويرايش زيرنويس SepehrRed90

"3روز بعد"

"سارا"

ميخوام اينو بزني

دکتر

نميخوام بزني

نميخوام بزني

ميخوام اونجا باشم

با تمام وجودم ميخوام که اونجا باشم

به خاطر هر دوي اونا

امروز من شوهرمو دفن ميکنم

اونم درست بعد از تنها فرزندم

... خاکش هنوز خشک

خشک نشده، يه کمي علف بيشتر روش در نيومده

"چيزهاي شرير و تاريکي توي اين دنيا هستن خانم "پالمر

چيزهاي وحشتناکي که براي بچه هامون تعريف کنيم

شوهر شما از خيلي وقت پيش قرباني يکي از اين چيزا شده

اونم وقتي که کاملا بي گناه و معصوم بود

اين کارها رو "ليلند" انجام نداده نه اون "ليلند"ي که شما ميشناختين

نه

اون مردي که من ديدم

موهاي کثيف بلند حال بهم زني داشت

اون رفته، براي هميشه

همينطور همه اون چيزايي که من عاشقشون بودم

"سارا"

فکر ميکنم کمکي بکنه که بهت بگم قبل از اين که ليلند" بميره چه اتفاقي افتاد"

خيلي سخته که تشخيص بديم اينجا و اونجا

چه اتفاقي افتاده

شوهر شما کار شق القمري کرده که به شما دارو داده تا رفتار خودشو مخفي نگه داره

ولي قبل از اين که اون بميره

ليلند" با اون کار وحشتناکي که با "لورا" کرده رو به رو شده"

و از غم اون کاري که با شما کرده رنج کشيده

ليلند" در آرامش مرد"

در آخرين لحظات عمرش، اون "لورا" رو ديد

اون همينطور ميگفت که چقدر دوسش داشته

و من ايمان دارم که اون بهش خوش آمد گفت

و اونو بخشيد

ديگه وقتشه

خانم "پالمر"، مفتخرم که شما رو برسونم

ليلند" هميشه اون يکي گوشواره رو پيدا ميکرد"

... من شما رو نميشناسم- معذرت ميخوام-

يه کمي از اين سالاد خوشمزه اينجاست بريم که رفتيم

از ديدنت خوشحالم- آره-

من اينو واسه "سارا" ميبرم

بفرماييد

تا داغه بزنيد- اوه، خيلي ممنون-

آيا اونا مردم رو واسه خوردن اين چيزا دعوت کردن يا فقط به نمايش گذاشتن؟

تو وقتايي مثل اين، مردم به طور طبيعي دور هم جمع ميشن

الان وقتشه

يادم مياد وقتي که مادرم مرد

حدود صد نفر آدم اومده بودن

مثل اينه که تمام شهر دور هم جمع شدن

اگرچه "جيمز" فکر ميکنه که تقصير اونه

"اول "لورا"، بعدش "مدي

شايد اون منو سرزنش ميکنه، نميدونم

دو تا آدم عاشق نميتونن مسبب اين ماجرا باشن، ميتونن؟

اوه، عزيزم

اون برميگرده

همه چيز بهتر ميشه

" به خونه خوش اومديد دکتر "ژاکوبي- سرگرد-

به نظر ميرسه کاملا بيماريتون رفع شده

خب، هيچي مثل اثر مثبت ساحل هانالي نميشه

حال شما چطوره کلانتر؟- سرگرد-

مشکل چيه؟

اون به شما غذا نداده؟

تو فقط حسودي- حسود؟-

اوه، من ... من ... نبايد وقتمو با عوض کردن پوشک بچه حروم کنم

برنامه بعديتون چيه قربان؟

خب سرگرد، کاملا مطمئن نيستم

من هنوز چند هفته تعطيلات دارم

شايد حالا وقتش باشه که ازشون استفاده کنم

براي شروع، دوست دارين واسه يه بعدظهر دلچسب

واسه ماهي گيري در شب به من بپيوندين؟

حرف نداره

"ادي"

تو ميتوني لباس زيرمو از روي کفشام ببيني؟

من اون پايين نگاه کردم احساس کردم عکسشو ميبينم

فکر ميکني پسرا به لباسم نگاه ميکنن؟

عزيز دلم، من هيچي رو کفشات نميتونم ببينم

قول ميدم بهت

باشه

دونا" اومد که "لورا" رو ببينه"

ميدوني اونا چي کار کردن؟

ديروقت بود، ذرت بوداده درست کرديم

و اونا کلي قول و قرار جدي باهم گذاشتن

که تا ابد باهم دوست بمونن

من ... من فکر ميکنم يه جور پيمان

... در برابر

مردن

من بايد همه اين چيزا رو يادم بياد

به علاوه اون طلسم شده

پسرا، آروم باشين، آروم باشين، بيخيال

ميخوام سرشو شوت کنم به اونجا که بهش تعلق داره

"حالا ولش کن "داوين"، ولش کن "داوين

يادتون باشه کجا اومدين و براي چي اينجا هستيم

خواهش ميکنم

به نظر ميرسه بهشون خوش ميگذره

شهردار و برادرش

داگي" يه روزنامه داره"

اونا پنجاه سالي ميشه که ادارش ميکنن

هيچ کس نميدونه چطور شروع شد

يه چيزي در مورد يه شعله قديمي و يه صندلي لق لقو

فکر ميکنم حتي يادشون هم نياد

خب، در حال حاضر خونه يه کمي آشفته هست

داگي" براي ازدواج با يه جيگري نامزد کرده"

اونم واسه بار پنجم

اون هنوز نوجوونه، اونم صد و ده سالشه

يکي از اون قول هاي دسامبر تا ژانويه، تو اين مايه ها

تو يادت مياد اولين باري که "داوين" براي شهردار شدن نامزد شد؟ يادت مياد کي بود؟

شصت و دو؟ آره، 1962

داگي" يه مقاله بر ضد "داوين" نوشت"

و "داوين" بدجوري صداش درومد

هري"، من واقعا دلم براي اينجا تنگ خواهد شد"

تو داري ازم درخواست ميکني که يه زن سي و پنج ساله رو

بزارم تو کلاس هاي دبيرستاني

منظورمو درست فهميدين

ادي"، چقدر طول ميکشه؟ کلاس داره شروع ميشه"

الان ميام بيرون "نادين"، فقط چند لحظه ديگه

حدس بزن چي

امروز تمرين گروه تشويق کنندگانه

من اعلاميش رو روي تابلوي اعلانات ديدم

اين عاليه عزيزم

چرا نميري روي توانايي هات تمرين کني؟

خيلي خب

بفرماييد؟

رسيدگي به مشتري

آيا در طول اقامت شما با ما همه چيز راضي کننده بوده آقاي "کوپر"؟

" من هيچ شکايتي ندارم "آودري

کي ميرين؟- ميرم ماهي گيري-

ولي شما دارين ميرين

آره، بايد بگم که دارم ميرم

پس اينه؟ شما زندگي منو نجات دادين و بعد قلب منو شکستين؟

آودري"، من شرايط و مقررات" خودمو در مورد درگير رابطه شدن توضيح دادم

آره، ميدونم، ميدونم، من يه نوجوونم

و تو درگير پرونده اي شدي که من روش کار ميکردم

يکي بايد يه موقعي به شما ضربه بدي زده باشه

نه، کسي از طرف من صدمه ديد

و من هيچ وقت اجازه نميدم دوباره اين اتفاق بيفته

چه اتفاقي افتاد؟ اون مرد يا چيز ديگه؟

در حقيقت اون مرد

دوست داري بدوني چطوري؟

اون يه شاهد عيني براي يه جرم فدرال بود

ما بايد از اون محافظت ميکرديم

اونم بيست و چهار ساعت روز رو

من و همکارم باهم

اسمش "ويندوم ارل" بود

اون هر چيزي رو که من بايد براي يه مامور خوب شدن ميدونستم رو يادم داد

و وقتي به زندگي اون سوء قصد شد

من حاضر نبودم و آماده نبودم

براي اين که من عاشقش بودم

اون تو بازوهاي من مرد

من بدجوري صدمه ديدم

و همکار من عقلش رو از دست داد

ميخواي بيشتر بشنوي؟

" من ازت خوشم مياد و برام مهمي "آودري

من هميشه مثل دوستم روت حساب ميکنم

دوستي پايه و اساس هر رابطه پايداريه

خوبه که اينو به خودت هم بگي

" خيلي خب، بزارين يه چيزي رو به شما بگم مامور "کوپر

يکي از همين روزا، قبل از اين که شما متوجه بشين

من بالغ و مستقل شدم

و شما بهتره مراقب باشين

خيلي خب "آودري"، اين يه قول باشه

ميدونين، تنها يه مشکل با شما وجود داره

شما بي نظيرين

اين بزرگه

ولي بده

لئو" فقط همين کت شلوار رو داره"

يه ذره براش تنگ تره

آره، جاي تاسف داره که اجناس به اين خوبي حروم بشن

تو چي فکر ميکني؟

سبز يا زرد؟

من خوشتيپ شدم، "بن هورن" آدميه که به اين چيزا توجه ميکنه، ميدونستي؟

بابي"، عزيزم، تو خيلي خوشتيپ شدي"

ميتوني امشب منو با خودت ببري؟ منم خوب لباس ميپوشم

پس "لئو" چي؟ همينطوري اينجا ولش کنيم؟

نميدونم، من يه خدمتکار ميگيرم، منم بايد از اين خونه بيرون بيام

عزيز دلم، عشقم، به من گوش کن

اگه من اين کارو با "بن هورن" به سرانجام برسونم ما راحت ميشيم

من از تو توي مسير هايي مراقبت ميکنم که تو حتي خوابشونم نميديدي

اينجا بمون

و بزار "بابي" کارشو انجام بده

واسه هر دوتامونه، باشه؟

من دارم چرت ميگم

انگشتات رو رو هم بنداز، پاهاتو رو هم بنداز الان زمان بزرگيه

تا بعد

"سلام "هري

... ببخشيد که اينو ميگم "کاترين"ولي

ولي تو نمرده بودي؟

پيت" ميدونه؟"

من و شوهرم چنان که بايد و شايد به دوباره به هم پيوستيم

خب همه چي پذيرفته است به خونه خوش اومدي

سوالي داري؟- آره، يه چند تا-

من متهم هستم؟

فکر کنم بستگي به جواب هايي داره که بگيرم

شايد دوست داشته باشي به وکيلت زنگ بزني

لزومي نداره

من هيچي واسه پنهان کردن ندارم- خوبه، خوبه-

خب، براي شروع

More Farsi Persian subtitles for Twin Peaks

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left