De første 200 linjer.
مهـــسا و حــــامــــد عبـــيــــــري تـــقديم مي کــند :.:.: 9movie. Co :.:.:
943 662 291.
.خدمات بازنشستگي رو لطف کنيد
."ممنون آقاي "موسِس .لطفا منتظر بمانيد تا به نمايندتون وصل بشين
.سلام ، "سارا" صحبت ميکنه
.فرانک موسِس هستم
هي ، فرانک. چه خبر؟
.خبر زيادي نيست
فقط به اين خاطر زنگ زدم چون اون تصويه حساب رو بازم نفرستادند
.باورم نميشه که تا اين موقع هنوز تکميلش نکرده باشند
مطمئنم ميشم که امروز يکي ديگه برات بفرستند
.خيلي متاسفم - آره ، چيکار ميشه کرد؟ -
اوکادوت چطوره؟
.دو تا برگ سبز زده
.ديدي بهت گفتم ميتوني بزرگش کني
.خب خيلي نزديک به مرگ و زندگي بود
.شوخي نميکنم
.ميتونست اون شکلي هم بشه
امروزت چطور بوده؟
.امروز ، امروز افتضاحه
امروز افتضاحه؟ - .آره -
...در حال حاضر فقط ميخوام مسافرت کنم
.به "شيلي" فکر ميکنم
.مثل يه ماجراجويي مي مونه ، خودمم نميدونم
تا حالا شيلي بودي؟
.آره
واقعا؟ چه شکليه؟
.کوهستان
همش همين؟
...خب ، شب بود ، من
.ببين ، بايد برم
...من ، آه ، من - .ببخشيد ، بايد برم -
چيه؟
شب بود؟
."صبح بخير آقاي "موسِس
اون کتاب جديده رو شروع کردي؟ - .آره -
و ، اسمش چيه؟
.اسمش "راز ِ وحشيِ عشق" است
!خداي من
حالا چطورياست؟
.وحشتناکه ، عاشقشم ،حرف نداره
در مورد يک طراح لباس و دوست دخترش که يک ،مدل درجه اوله هست
و اونا توسط "سيا" به خدمت در مياند
.تا جلوي يک ترور در نمايش هايِ بهاره ي ميلان را بگيرند
کيه که از بهار ِ ميلان بدش بياد؟ - .گمون کنم -
.بهرحال براي تحريک شدن بايد يه کاري کنم
صاحب خونم ميخواد منو با بچه ي
.شريکش آشنا بکنه
.اون بهم گفت طرف فکر ميکنه من همجنس بازم - .ميخوام قضاوت نکنم -
!ساکت شو
!من همجنس باز نيستم
...پس يه چيزي اينجا عجيبه
.من راستش هفته آينده "کاناس سيتي" خواهم بود
تنهايي؟ - .اوهوم-
.واو
.اين ميتونه فکر بدي باشه
...ميتونه باشه
هنوز اونجايي؟ - .آره...آره -
وقتي به شهر رسيدي چطوره يه زنگي بهم بزني؟
.آره...
.باشه
.خداحافظ- .باشه ، خداحافظ-
.باشه- .خيله خب-
.واحد يک ، جواب بده
.واحد يک ، جواب بده
.واحد يک ، جواب بده
هي ، نميخواي داخل دعوتم کني؟
.نه ، فکر نکنم
.اما من برات شام خريدم
.واو ، واو
...و تو با مادرت زندگي ميکني !عاليه
.حتما هم شغلي نداري
...سال ها .و اينم تمام هستيِ منه
.هي
.منم ، فرانک
.اوکادو
تو چرا اينجايي؟ !از خونم برو بيرون
!بهت گفتم اول زنگ بزن- !هي-
.من اذيتت نميکنم ممکنه فقط به حرفام گوش بدي؟
.خواهش ميکنم !بس کن
اون کيفِ منه؟
.آره
تو جمعش کردي؟ - .بله -
تو جارو کردي؟
.آره ، يکم .خونه کثيف بود
!برگرد. برو بيرون ، برو بيرون - ...خواهش ميکنم -
.برو بيرون ، برو بيرون - .تو همين الان بايد بري -
!کمک
.به حرفام گوش کن - !کمک -
.يکي ميخواد منو بکشه
!آه ، کمک - !بس کن ، بس کن -
!کمک - .يکي هم ميخواد تو رو بکشه -
چرا يکي ميخواد منو بکشه؟
.چون ما تحت کنترل بوديم .اونا به مکالمات ما گوش مي دادند
چرا؟
.بخاطر طرز صحبت کردنم با تو
چي؟
.اونا ميدونند من ازت خوشم مياد
...گوش کن .حالا ، در پشتي
!نه
.اشتباه برداشت نکن .ميدونم احمقانست
.فکر نکن که من فکر نميکنم اين احمقانست ...و
اين نميتونست متفاوت تر از ايني باشه که چقدر من... .اميدوار به اولين ديدارت بودم
اما ميدوني که گاهي اوقات اتفاقاتي مي افته
...و اميدوارم يه روزي من و تو بتونيم
...راحت يه جايي بشينيم و
و به اين قضيه به عنوان يک...
.ماجراجويي بزرگ نگاه کنيم
.منم يکم گرسنمه
چي بخوريم؟
پيتزا
.گوش کن عزيزم
.پسرهاي زيادي در مدرسه سرزنش ميشند
.ميدونم ، اما با اينجور پادرميوني ها نميتوني حلش کني
.نه ، من باهات موافق نيستم
...ميدونم ، ميدونم سخته
.وقتي رسيدم خونه باهاش حرف ميزنم
.نه ، امشب سر موقع ميام خونه
.بدون 2درصد؟ باشه
.دوستت دارم .خداحافظ
.گوش کن ، من ميتونم پولدارت کنم
نميدوني من کي ام؟
.البته که ميدونم
.اين خارج از کار هست .کاملا بي سر و صدا
.بله ، خانم
.هدفت اينه
.هدف بررسي شد سيا؟
مشکليه؟
.نه
...ببخشيد
،اگر تو بذاري من برم
.من شکايتي نمي کنم
.هيچ شکايتي در کار نيست - .شکايت به وجود خواهد اومد -
چرا من هميشه مجذوب کودن هايي مثل تو ميشم؟
.من تو "سيا" بودم - .شک ندارم که بودي -
.اينکه يه جاسوس بودي
.حالا ديگه بايد برم يکي رو ببينم
ميخواي مجبورم کني اينجا بشينم؟
.امن تر از اين که نبودي
.هيچ کسي نميدونه تو اينجايي
.نکن اينکارو - .فقط بي حرکت بمون-
.ببخشيد ، ببخشيد ، ببخشيد
!چشمات خيلي قشنگه
ميخواي تلويزيون ببيني؟
.زودي بر مي گردم
بازم داره بازي در مياره؟
...سلام مارنا. آره...من
يه دستي بهش ميزني؟ .ببين ميتوني برام راش بندازي
.البته
.نميدونم چرا اين قراضه رو تعمير نمي کني
.يه تصوير بهتر بگير
.يکم بيشتر سمت چپ رو امتحان کن
.باشه
...آره
.حرف نداره
."خيلي ممنون "مارنا
.باورنکردنيه
.بايد واقعي باشه
.از ديدنت خوشحالم
.منم از ديدنت خوشحالم
خب ، چه خبر؟
.با يه دختر آشنا شدم- ...نه-
.قضيه ش پيچيدست
.يه ملاقات از طرف يه تيم نَم کرده .تو خونم ، 24ساعت قبل
مشخصاتي هم برداشتي؟
.يه جورايي
.اين يه زماني بازي ِ يه مردي بود
.ميدونم اينکارو ميکني .خداحافظ
.تيم ضربتيِ آفريقاي جنوبي
."مظنون به کشتن يک گزارشگر "نيويورک تايمز
.استفني چن ميشناسيش؟
.نه
.يه نفر بدجور موي دماغت شده ، رفيق
.آره
چرا حالا؟
.من که بازنشسته ام
.بايد بيشتر تحقيق کنيم
.تو هم حواست باشه
.من هشتاد سالمه .من سرطان کبد درجه چهار دارم
اونا چه غلطي ميخوان باهام بکنند؟ - .هنوز ميتونند بهت شليک کنند -
.هيچ فکرشو نمي کردم اين بلا سرم بياد
چي؟
...هيچي
...منظورم ويتنام ، افعانستان
.بهارهاي ِ سبز و استراحت تو خونه هست
.بهش فکر کن
،پس "موسِس" 22 تا تماس با خدمات بازنشستگي گرفته
واين به نظرت جالب نيست؟
.باورنکردنيه
.دختري که تو هتل "کپري" هست رو متوقف کن
.مايک ، برنامه ها عوض ميشه
.اون حالش خوبه
.من ميتونم خونه ببرمتون
من اول بايد شما رو براي گرفتن اظهاراتتون .به پاسگاه ببرم
.و بعدش چند نفر از "فدرال" ميخوان با شما صحبت کنند
بايد بگم به منظور فرار کردن و ادامه دادنش
.مثل کاري که شما کرديد واقعا شگفت انگيزه
.فوق العادست
.من ميخوام برم و کيفم رو بردارم- .من ميتونم به يکي بگم براتون بياره -
.نه ، چيزي نيست - !سوار ماشين شو -
No comments yet. Be the first to leave one.