De første 200 linjer.
..." دکتر "ژيلسنوا بردکوفسکايا
ديگه خسته شدم از بس بهت توضيح بدم که رومن گادفري داره ژن درماني رو
براي اختلال نادر کليويش دريافت ميکنه - ميدونم، اومدم اينجا تا بهت کمک کنم -
،و دوباره بهت ميگم ،که ممنون بابت نلاشتون
ولي به حضورتون اصلا نيازي نيست
ولي ميتونم کمک کنم - بله، جايي ديگه -
داري از بقيه ي برنامه هات عقب ميفتي
اظهار نظرتون درست نيست
درخواست مخصوصتون در حال انجامه
...در اين بين - داري عصبانيم ميکني دکتر -
و شما دارين غيرمنطقي ميشين دکتر
بهت پيشنهاد ميکنم اختيارمو زير سوال نبري
من ندارمش، فهميدي؟
حالا برو، قبل از اينکه آرامشم رو از دست بدم
چشم دکتر
مطمئني داري اينجا چيکار ميکني، پرايس؟
اوه، راستش خيلي ساده ست
،ارگان ها و بافت هاي بدنت، يکي يکي به حالت "ياخته هاي بنيادي" برميگردن
،و بعد از ارگان هاي انساني سالم، متمايز ميشن
و پاکسازي "قطعه هاي رترووايرال به هم پيوسته" ست که باعث تحميل کردن اوپير بودن ميشه
بزودي دنياي اوپير ها رو ترک ميکني
تا در ميان دنياي انسان ها جاي بگيري
الان، شايد يکم احساس ناراحتي کني
ولي سيستم عصبيت به روشي شکل ميگيره، که ضرورتش
براي هرگونه بيهوشي غير ممکن باشه تا درد و ناراحتي رو تسکين بده
و ميخوام در طول درمان، هم هوشيار باشي، و هم واکنش نشون بدي
چيزي وجود نداره که انجام بدي تا درد رو کنترل کنه؟
به فکر چيزاي خوب باش
.تقريبا تموم شد کار خيلي خوبي انجام دادي، رومن
اين چيه؟
" راه حل "پريون هايِ کُشنده پريون ها عوامل عفوني از جنس پروتئين هستند] [که در گروههاي مختلف موجودات ايجاد بيماري ميکنند
،با سرعت نوسان سريع عامل "پي.اچ" ـه که باعث خنثي شدن خاصيت اسيد و بازيِ اون
با سرعت 60 "دور بر ثانيه" ميشه
فکر کنم برات خيلي تازه باشه
مرحله ي اول به خوبي پيش رفت
فقط 5 مرحله ي ديگه مونده
هـــمــلوک گــــرو فصل دوم - قسمت شـــشـــم
ترجمه و زيرنويس : فرهــــــاد
،تشنگيه يه غزال تامسون نا بالغ باعث فراموشيه نزديک شدنش ،آهوي تامسون که غزال تامسون هم گفته مي شود] [يکي از مشهورترين غزالها است
،به يه کروکديل ساچوز يا کروکديل صحراييِ آفريقايي ميشه
و اين کروکديلمون به فکر شامه
،با گازي معادل با 5 هزار پوند بر اينچ مربع
،سرنوشت اين آهوي جوان رو تضمين ميکنه
مرگ خونين و سريعش رو - مثل روش دنيا -
"وقتي طبيعت گرسنه ميشود"
عجب
...وقتي که برگرديم، رويش اخير - ديرم شده -
،خفاش عظيم و خونخوار ... فکر کنيم باعث
!هر لحظه بدون تو ، مثل يه شکنجه ميمونه
اوه، مطمئنم زنده ميموني
خدافظ پيتر - خدافظ -
.بايد يه صبحونه ي درست بخوري مهمترين وعده ي روزه
.لعنتي. شسور برگشته ماشينش بيرونه
،نگران نباش. بهت که گفتم ...با برادراي "فِيزدين" هماهنگ کردم
!ساکت
که بگن : ديروز داشتيم باهاشون "باچي" بازي ميکرديم
اينا که مال 5 روز پيشن - کسي نميفهمه -
جنگجوي حقيقي امروز رو فرار ميکنه تا زنده بمونه و يه روز ديگه مبارزه کنه
چيزي پيدا کردي؟
آخري باري که با مامانت حرف زدي، کِي بود؟
ديروز ديدمش. داشت به يه زندان ديگه منتقل ميشد
دقيقا طبق نقشه پيش نرفت، مگه نه؟
ماشين انتقالش کنار جاده پيدا شده
مادرت گم شده - چي؟ -
!خب، پس بهتره بري پيداش کني
توي ليستم هست
هرکسي دوست داره هر لحظه يه کار مخصوصي
رو واسه مامانش انجام بده
،من معمولا واسش گل ميخريدم
ولي بعد مامانم نميخواست !!!که چندين حساب خلافکارانه داشته باشم
خب منظورت چيه؟ - نميخوام تو اين لحظه -
اين چيزا اشتباه رو که هيچ صحت و سُقمي نداره ، دنبال کنم
حودم کلي کار دارم - ميخواي من چيکار کنم؟ -
هر چيزي که درمورد خواهرم پيدا کردي رو مياي به خودم ميگي
قراره با هم کار کنيم، درسته؟
،و اگه بفهمم که ازم خودداري ميکني
هرکاري ميکنم تا تو رو زمين بزنم، فهميدي؟
آره ، فهميدم
دقيقا ميدونم چي هستي
چيم؟ - "مايه ي نابودي" -
..." دکتر "ژيلسنوا بردکوفسکايا بياين تو لطفا
ممنونم خانم گادفري
به سلامتيِ ؛ سلامتتون خانم گادفري
به سلامتي
واسه چي اين لطف رو بهم کردين؟
پرايس فکر ميکنه اونقدر احمقم که دروغاش رو باور کنم
.مثل سگ باهام رفتار ميکنه ولي من حقيقت رو ميدونم
حقيقت چيه؟
خانم گادفري، خبر دارين که دکتر پرايس
پسرتون رو تحت درمان هاي پزشکي مخصوص خودش قرار داده؟
مگه چشه پسرم؟ - همونطور که حدس زدم -
کسي بهت چيزي نگفته
خانم گادفري، شايد اين چيزي که ميخوام براتون بگم
در حقيقت، خيلي تکون دهنده باشه - فکر نکنم -
چيزي که دکتر پرايس ـتون نفهميده، اينه که
من ميدونم که قبول کرده به رومن کمک کنه
تا از شر اوپير بودنش براي هميشه خلاص بشه
اصلا نميدونم درمورد چي داري حرف ميزني
،وقتي يه کمونيست جوون بودم
"مطالعاتم رو توي موسسه ي "مورمانسک ،در زمينه ي "ژنتيک پيشرفته" انجام دادم
جايي که نوع شما رو به عنوان
آنوماليِ رترووايرال" تشخيص دادم N4P " گروه ارثيه نوع
...اهالي اونجا بهش به عنوان
تشنه ي خون" ، اشاره ميکردن"
پناهگاه پر از اونا بود
... فقط با کمي مشاهده و
سرک کشيدن بود که فهميدم
که تو و پسرتون از اين نوعين
دکتر پرايس ميدونه اينجايي؟ اون بهت گفته اينکارا رو کني؟
...پرايس
مثل يه سگه که صورت خودشو ميخوره و "فکر ميکنه که يه "استيک راسته ـست
چي ميخواي، پول؟ دنبال پولي؟
پولت رو نميخوام
ميتونم کاملا برات مفيد باشم
و يه روزي تو هم يه لطفي در حقم ميکني
يه لطفي که متناسب با مقياس قدردانيت باشه
پرايس خيلي منو دست کم گرفته
گالينا الکساندرونا ژيلسنوا بردکوفسکايا
احمق کسي نيست
به سلامتي
خودم تشريفم رو ميبرم
الان خوابيده ديگه
آواز خوندن به خوابيدنش کمک ميکنه
...ميدوني، ميدونم ،وضعيت عجيب و غريبيه
،ولي فکر کردم منو تو بتونيم ... چه ميدونم
يکم بيشتر و دوستانه تر، به همديگه کمک کنيم، متوجه که هستي؟
!!نخواستم که بافتني تو بهم بدي، کُسو
صبح بخير اوليويا - چه بلايي داري سر پسرم مياري؟ -
...اوليويا
رومن در حال آغاز... تغيير نسباتا سريع شيوه ي زندگيش"ـه"
،داره به طور فيزيولوژيکي اثرات اوپير بودنش رو نابود ميکنه
،اگه ميخواي بدوني داره جراحيه اوپيري دريافت ميکنه
از طرف تو؟ - آره -
واسه چي آخه ميخواد همچين کاري رو کنه؟
خبر نداشتم همچين آدم احمقي بار اوردم
چطور تونستي همچين کاري باهام کني؟ - من که کاري با تو نکردم -
واسه تو اين کارو کردم. واسه هردوتامون
رومن تصميم گرفته تا مهم ترين قدرتش رو بذاره کنار
.مثل يه بچه گربه رام ميشه کنترلش خيلي خيلي واسمون آسونتر ميشه
و بهتره حقيقت گفته بشه
با هر ذره ي وجودش، ازت متنفره
!بدون اينکه بهم بگي، اينکارو کردي - نميخواستم ناراحتت کنم -
ميدونم چقدر احساساتي هستي - !دست از اين "من من" کردنات بردار -
تو از عمد حقيقت رو مخفي کردي
تا حالا شده اينو درنظر نگيري که آينده شايد
ديگه براي رومن مخفي نمونه؟ ،با انتخاب تبديل به يه انسان شدن
عمدا تصميم گرفته تا سرعت گرفتن
تجزيه رو توي ژن هاي خودش يکي کنه
چي؟ - تا بميره، اوليويا -
با طي ظرفيتي عادي از سال هاي فناپذير
از هرچيزي که داشتي تلاش ميکردي ازشون دوري کنه
خيلي چيز بديه، واقعا هست
خب شايد زمانش فرا رسيده تا به فکر دنيايي بدون رومن باشي
...من ديگه بچه هامو
نميکُشم. عوض شدم...
خب من فقط بهت پيشنهاد ميکنم که شايد الان بهتر باشه
توجه ـتُ روي نوه ت معطوف کني
اوه، فکر ميکني بهش فکر نکردم؟ فکر ميکني من يجور جونورم؟
،اگر براي مدتي طولاني به چيزي ژرف خيره شوي" "ژرفا نيز به تو خيره ميشود
،اگه حاظر شده به خودش آسيب بزنه شايد حاظر بشه با بچه ش هم همينکارو کنه
خودم رومن رو کنترل ميکنم
نوه ت کليد بقاي نسلته
اون آينده ي توئه
.خانم از ديدنتون خوشحالم تشريف بيارين داخل
مرسي، کانوي
رومن اينجاست؟ - نه نيستن -
آه... ميدوني کي برميگرده؟
نه خانم
.اومدم نوه م رو ببينم ميشه بري بياريش لطفا ؟
ببخشيد نميتونم همچين کاري کنم - از دست تو کانوي. چرا آخه؟ -
بهم دستور داده اينکارو نکنم - تو منو نا اميد کردي -
شايد بخاطر اون همه سال دوستيمون بخواي تجديد نطر کني
اينجا چيکار ميکني؟
.بهت گفته بودم که چرا گذاشتي بياد داخل؟
عيبي نداره، عيبي نداره. همين تازه يه صحبت خيلي مفيد با پرايس داشتم
.دقيقا ميدونم ميخواي چيکار کني ،فقط نميتونم، بخاطر زندگي خودمم که شده
دليلش رو بفهمم - قصد اين رو ندارم -
به زندگيم به عنوان يه انگل ادامه بدم
،مثل يه : رقت انگيز، هميشه پنهان و کَنه ي نيمه انسان
تو هيچ احساسي نداري - ! به بعضيا رفتم -
...رومن، ميدونم مامان خوبي واست نبودم
،اگه يه بار ديگه بياي اينجا فقط زبونت نيست که از بدنت جدا ميشه
شُش هاتو ايندفعه از جا درميارم
کانوي، ميشه به اين خانم - در خروج رو نشون بدي؟
خودم ميرم بيرون
خانم، ميشه باهاتون حرف بزنم؟
بايد بدونين. بايد بدونين
چي رو بدونم؟ - ! که يه جنده داريم اينجا -
کيه؟ - اومد در خونه -
يه داستان دروغين واسش سر هم کرد که درگير يه تصاف بوده
...خودشو وارد خونه کرد و بعدش
مستقيم توي بغل پسرتون ...
و اون جنده خانم الان کجاست؟
خدا ميدونه... هر موقع دلش بخواد مياد و ميره
.ديگه جاي منم گرفته اون جنده خانم داره از بچه مراقبت ميکنه
يجور رفتار ميکنه انگار مادر بچه ست
جون. اسم سگتون چيه؟ ميتونم نوازشش کنم؟
سلام دکتر. ميخواستين منو ببينين
.آره، دکتر به اطلاعم رسيده که اطلاعات حساسي
از محدوده ي موسسه ي ما به بيرون درج کرده
No comments yet. Be the first to leave one.