The Old Man

The Old Man

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

the oldman S02E06 WEBRip-DSN+
The Old Man S02E06 1080p WEB H264-SuccessfulCrab
En kommentar af Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Udgivet den: 2024-10-11
Downloads: 129
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫می‌تونم بهت کمک کنم؟

‫مرسی

‫مورگن بوت شماره‌تو بهم داد

‫توی این کار ماهری؟

‫بله

‫بلدم چی کار کنم

‫یه آدم روسی به اسم پاولوویچ...

‫دستور قتل مورگن بوت رو داد...

‫تا از تجارتش در ‫افغانستان محافظت کنه

‫به مزدورها هم دستور داده...

‫به افغانستان برن تا ‫از این معامله محافظت کنن

‫بابا؟ میشه منو از روی بلندگو برداری؟

‫لعنتی، گندش بزنن

‫نه، صبر کن! وایستا!

‫مردهایی که امیلی رو کشتن...

‫افراد اون بودن

‫تنها هدفش مورگن بوت نبوده

‫هدف دیگه‌ش کی بوده؟

‫دیکسون‌ها

‫- مارشا و هنری ‫- چرا؟

‫وکیل همزاد...

‫می‌خواست یه چیزی بهت بگه...

‫چیزی که می‌ترسید پشت تلفن بگه

‫- شاید اون بدونه ‫- پس میریم لندن

‫چون گور باباش

‫می‌خوام بهش آسیب بزنم. ‫تو نمی‌خوای؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫تویی

‫- تو همون... ‫- خودمم

‫با هم آشنا شدیم

‫وقتی به خاطر اون جریانم عصا دستم بود

‫- کمکم کردی سوار اتوبوس بشم ‫- درسته

‫با خودم گفتم یعنی میشه ‫دوباره بهت بربخورم یا نه

‫این مسیر خونه به سر کارته؟

‫نه، نه، نیست

‫فهمیدم

‫بود

‫- ولی از کارم استعفا دادم ‫- تبریک میگم

‫الان گفتم تبریک میگم؟

‫اشکالی نداره

‫بذار دوباره امتحان کنم

‫پس، از کارت استعفا دادی

‫چه تجربیات متنوع و زیادی ‫رو ممکنه از سر گذرونده باشی

‫چه حسی در موردش داری؟

‫انگار یکی دیگه هم شاید بخواد ‫از کارش استعفا بده

‫فهمیدی؟

‫کارت چیه؟

‫و دلت می‌‌خواد تفاوت ایجاد کنی...

‫پس از تمام وجودت براش مایه میذاری...

‫و فداکاری می‌کنی، ولی در نهایت...

‫سخته بفهمی کار کجا تموم میشه ‫و تو از کجا شروع میشی

‫سخته حس خوبی در مورد...

‫نقش خودت در این فرآیند داشته باشی

‫ولی ول کردن چیزی که...

‫ممکنه با ول کردنش تیکه‌هایی ‫از خودت رو از دست بدی سخته

‫بهترین دوستمو از دست دادم

‫به تازگی

‫درست قبل از اینکه تموم بشه...

‫اونم همین سوالات براش پیش اومده بود

‫تنها راه برای زندگی کردن همینه؟

‫ما فقط همینیم؟

‫اون موقع نتونستم متوجه حرفش بشم

‫و الان...

‫تنها چیزی که بهش فکر می‌کنم همینه

‫در جایی زندگی نمی‌کنیم که ‫پرسیدن اینجور سوالات...

‫آسون باشه

‫- آره ‫- ولی، هی...

‫اومدی بیرون

‫شاید اولین قدم به سمت یه چیزی باشه

‫پس...

‫تبریک میگم؟

‫چی می‌خوای؟

‫پیدا کردنت آسون نبود

‫چی می‌خوای؟

‫فکر کنم مورگن بوت درست قبل از اینکه...

‫به قتل برسه یه ایمیل برات فرستاده

‫ازت می‌خوام بهم نشون بدی چی نوشته

‫آقا و خانم دیکسون. خوش اومدین

‫شما رو توی اتاق ۱۴۰۹ گذاشتم

‫اتاقی تو طبقه ۱۲م داری؟

‫بذار نگاه کنم

‫راستش، داریم. می‌تونم شما ‫رو به اتاق ۱۲۳۱ بفرستم

‫پایینتر

‫ببخشید، آقا؟

‫اتاقی بین ۰۱ و ۰۵ دارین...

‫لطفا

‫فرد باشه

‫زوج نباشه

‫- خیلی ممنونم ‫- ممنونم، قربان

‫بابا؟

‫میشه منو از روی بلندگو برداری؟

‫لعنتی. لعنتی

‫نه، صبر کن! صبر کن!

‫بهم قول بده، بابایی

‫این حس نمی‌خواد از بین بره

‫شاید عصبانی بودن اشکالی نداشته باشه

‫بله، یه زمانی هست که ‫عصبانیت می‌تونه کمک کنه

‫ولی الان نه

‫جوابهایی لازم داریم که حتی...

‫سوالی براش نداریم

‫به شعورمون نیاز داریم

‫پاولوویچ...

‫قبل از اینکه همه چی ‫مشخص بشه می‌میره

‫در این شکی نیست

‫وقتی زمانش برسه که ‫عصبانیت نقشش رو ایفا کنه...

‫پیدا کردنش سخت نیست

‫زمین سوخته

‫آره

‫باشه

‫۲۴ ساعت وقت داریم...

‫قبل از اینکه این جلسه برگزار بشه

‫می‌خوای بریم یه فیلم ببینیم؟

‫شوخی بود

‫بامزه بود

‫شاید بد نباشه در ‫مورد جلسه حرف بزنیم...

‫که چطوری مدیریتش کنیم

‫مورگن یه ذره در موردش باهام حرف زد

‫- آره، چی گفت؟ ‫- گفتش...

‫پاولوویچ یه جورایی با...

‫معامله معدن همزاد ارتباط داره

‫نمی‌دونیم چطوری

‫نینا کروگر، وکیل همزاد...

‫یه چیزی در موردش می‌دونه...

‫و باید بفهمیم چی می‌دونه

‫اینو تو باید از زیر زبونش بیرون بکشی

‫باید در مورد این حرف بزنیم ‫که چطوری می‌خوای این کار رو بکنی

‫گفتش سه نوع وکیل وجود داره

‫نوعی که برای موکلش ‫هر کاری می‌کنه...

‫و نوعی که هر کاری می‌کنه ‫موکلی وجود داشته باشه...

‫و باید سریع بفهمم اون چه نوعیه

‫نوع سوم چی بود؟

‫گفتش فقط یه احمق قبول می‌کنه...

‫فقط دو نوع از یه چیزی ‫در این دنیا وجود داره...

‫حتی اگه نتونیم نوع سوم رو تصور کنیم

‫آره، درسته

‫دیگه چی گفت؟

‫گفتش تمام حرفه‌ها براساس اینکه...

‫چطور دو سلاح رو با هماهنگی ‫به کار ببری سنجیده میشن

‫ببین، در دست چپ ‫همدردی‌تو داری و...

‫بهش گفتم این جمله خیلی آشناست

‫شاید عوضی بود ولی اون عوضی...

‫بهتر از هر کسی که می‌شناختم ‫این بازی رو می‌فهمید

‫- خوب بهم یاد داد ‫- فکر ترسناکیه

‫این سلاحی که بهم داده شده رو میگم

‫برای اینکه ازش استفاده کنی ‫باید مشکلی نداشته باشی...

‫که به هیچکس اعتماد نکنی...

‫دیگه هیچوقت به کسی نزدیک نشی

‫من که دقیقا چنین حرفی نزدم

‫نه، من زدم

‫می‌بینم فکر می‌کنی...

‫اگه دوباره صمیمی بشیم، ‫ممکنه باهات بی‌رحم باشم؟

‫شاید

‫ولی می‌دونم ممکنه من بی‌رحم باشم

‫من کسی هستم ‫که یه چیزهایی رو می‌شکنه، یادته؟

‫فکر کنم شاید همیشه اینطوری بودم

‫فقط اینکه الان مسلحم

‫فکر کنم به خونه اشتباهی اومدی، دوست من

‫شاید بد نباشه قبل از اینکه ‫آسیب ببینی بری

‫تو جولین کارسون نیستی؟

‫مامور عملیاتی و شخصی مورگن بوت؟

‫بیا فرض کنیم خونه درستی رو اومدم...

‫و بیا فرض کنیم...

‫هر چیزی که دلت نمی‌خواست در ‫موردت بدونم رو می‌دونم

‫ایمیلی که مورگن بوت فرستاد...

‫- هیچ ایمیلی نگرفتم ‫- خیلی مهمه که ببینمش

‫حتی اگه یه مشکل امنیت ملی نبود...

‫که خیلی مطمئنم هست...

‫جون آدم‌های زیادی در خطره...

‫جون آدم‌هایی که روی من حساب می‌کنن

‫هیچ ایمیلی نگرفتم

‫نمی‌دونم از چه کوفتی حرف می‌زنی

‫حالا لطفا از خونه‌م برو بیرون

‫چطوری پیدات کردم؟

‫پیرمرد حساب آدم‌هایی رو می‌رسید...

‫که لازم بود به حسابشون رسیده بشه

‫یه دیوار دورت ساخت...

‫دور اسمت، زندگیت...

‫تا هر کاری که براش کردی ‫گریبان تو...

‫یا آدم‌هایی که برات مهمه رو نگیره

‫پس اصلا چطوری پیدات کردم؟

‫اون دیوار با نفوذش ساخته شده بود

‫به محض اینکه از دنیا رفت، ‫ترکهای روی دیوار پدیدار شدن

‫ترکها بیشتر هم میشن

‫به تصورم اون بیرون دشمنان زیادی داری

‫پیداشون میشه و در امان نخواهی بود

‫و دختر جدیدی که باهاش ‫دوست شدی هم در امان نیست

‫خیلی زیاد مطمئنم تو ‫الان تهدیدش نکردی

‫- چون اگه تهدیدش کرده باشی... ‫- اونی که باید نگرانش باشی من نیستم

‫منم خیلی زیاد مطمئنم اینقدر ‫باهوش هستی که اینو بفهمی

‫وقت زیادی رو صرف...

‫زندگی کردن پشت یکی ‫از اون دیوارها کردم...

‫پس حرفمو باور کن وقتی بهت میگم ‫وقتی اون دیوار بریزه...

‫و چیزهایی که فکر می‌کردی ‫پشت‌شون در امانی...

‫در معرض دید دنیا قرار بگیرن...

‫هیچی بدتر از این حس نیست

‫کمکم کن...

‫و منم مطمئن میشم که دیوارت ‫تا مدت زمان زیادی دوام بیاره

More Farsi Persian subtitles for The Old Man

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left