Twin Peaks

Twin Peaks

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 2

Udgivelsesinfo

Twin Peaks S02E20 720p WEB DL nHD x264-NhaNc3
En kommentar af HosseinM_
مترجم نیستم فقط هماهنگ کردم این نسخه از سریال در ترکر آی-پی-تی موجود است

Tags

web
x264
720p
720
HD
Udgivet den: 2014-11-14
Downloads: 79
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

"Twin Peaks" فصل 2 قسمت 20 : راه رسیدن به کلبه سیاه

:هماهنگي و ویرایش زيرنويس SepehrRed90

. نگهش دارید، مراقب باشید

.بگیریدش، بگیریدش

. گرفتمش، گرفتمش - . مرسی -

. رو شونه هات، بذارش رو شونه هات

. مراقب قدم هاتون باشید- . مراقب باشید

. آروم، آروم

. اگه کمک خواستی، بگو

.مراقب باش- . بذار بیاد-

. تند نرو - . آروم-

.همینه، بریم

. زدی به پام

. مراقب ماشین باش

. ماشینه همین جاست- . همینه-

. ببین کجا پا میذاری

. وای ،پسر

راستی"؟"

فامیلی "راستی" چی بود ؟

. "توماسکی"

. اون من رو داخل گروه موسیقی کرد . من یه خدمات تور هستم

تو توین پیکس چی کار میکردید ؟

. قرار بود تو "نایف ریور" یه اجرا داشته باشیم

. ولی لاستیک ونمون ترکید

. بعدش یه نفر رو دیدید

... آره، این یارو . این یارو از میون درختا اومد بیرون

. مثل یه گوریل

. و یه کت شلوار عجیب غریب تنش بود

،یکم با هم صحبت کردیم

،و گفت که یه کم آبجو داره . ما هم بدمون نیومد

. پس راستی باهاش رفت

. بعد از اون ندیدمش

. ما باید با والدین راستی تماس بگیریم

. اون از پدر مادرش متنفر بود

،اون با عموش تو "موزس لِیک" زندگی میکرد ...تا موقعی که

. حرکت کردیم

. میخواستیم بریم به لس آنجلس

. اندی

!پام، مراقب باش

. اون یه گروگان دیگه گرفته، هری

. ولی این بار حرکتش رو به ما نگفته

. ویندوم ارل" بازی رو تموم کرده"

. صبح به خیر ، لوسی- . "صبح به خیر کلانتر "ترومن-

. صبح به خیر ، لوسی- . "افسر "کوپر-

. معاون "هاک" اتاقتون هستن، کلانتر-

. یکی باهاشه که تا حالا ندیده بودمش

، ولی خیلی غمگین به نظر میاد . و "هاک" داره بهش صبحانه میده

. اندی

بله، لوسی؟

در مورد نجات کره ی زمین چی میدونی؟

. میدونم که زمین خیلی تو هچل افتاده

. اندی، من میخوام سرنوشتم به دست خودم باشه

. بیشتر به خاطر این که از دودلی متنفرم

. فردا روز پدره

. تو 24ساعت، من پدر بچه م رو مشخص میکنم

، "معاون، "اندی برنن

. "یا فروشنده لباس،"ریچارد ترمین

این چه ربطی به مسابقه ی دختر شایسته داره؟

(منظورم اینه که، ما(لوسی و بچه ش . میتونیم از پولش استفاده کنیم

. همچنین میتونیم به جاش از یه پدر استفاده کنیم

،و باید یه سخنرانی در مورد نجات کره ی زمین اجرا کنیم

،که فکر خیلی خوبیه

. ولی من اصلاً نمیدونم چطور بنویسمش

.هنوز نمیدونم

من این رو میدونم که ملت وقتی ماهیگیری میکنن، نباید قوطی های آبجوشون رو

."بندازن تو "رودخانه ی پرل

. قوطی آبجو

. و قوطی های پلاستیکی تا وقتی که زنده ایم از بین نمیرن

از بین نمیرن ؟

رندی"، آودری برگشته ؟" - . نخیر قربان -

پیامی هم از طرف اون نیومده ؟ . نه قربان -

میشه لطفاً یکی رو بفرستید بالا تا چمدون هام رو بیاره ؟

. حتماً

،شرکت های بیمه فرم های زیادی برای من فرستادن

. که اگه اون ها رو ترک کنم، حمله ی قلبی میگیرم

. تو چیزیت نیست

. تو باید نگران چیزی باشی که تو قلب خودته

. قبول دارم که کاری کردم که تو بهم شک داشته باشی

. ولی من فقط میخوام کار درست رو در حق همه بکنم

. پس از "الین" دوری کن

. نمیتونم

. نه تا وقتی که این دروغ باقیه

. لعنت به تو، بن ، اینقدرا هم ساده نیست

.من به تو اطمینان دارم

. من شوقت به انجام کار درست رو تحسین میکنم

...ولی خوبی درون تو مثل . مثل یه بمب ساعتیه

. هیچ خوبی ای تو زندگی ویران شده نیست

. روند گیج کننده و سختیه

. ولی من باید ادامه بدم

. معذرت میخوام، ویل

.من رو ببخش

. جک، بیا تو . سلام-

تو ، "ویل هیوارد" رو میشناسی ؟

،بله، سلام، من دخترتون رو دیده بودم .دختر دوست داشتنی ای هستند

. بله، من باید برگردم به دفترم

. خوشحالم که دوباره میبینمت، جان

. بِن، لطفاً حواست باشه

. دنبال "آودری" میگردم

. اون ممکنه تا چند دقیقه ی دیگه برگرده

. بن، من باید برم

،حالا که داریم صحبت میکنیم . اون ها دارن جت رو سوخت گیری میکنن

. خوب، هرجا که رفتی، میتونی بهش زنگ بزنی

. و بگی که عجله داشتی که رفتی

... یکی از دوستام

،بیشتر از یه دوست بود، اون شریکم بود . به قتل رسیده

. فرزند دختر

. "مادر: "الین هیوارد

. "دختر: "دونا ماری

... پدر

دونا؟ دونا کجایی؟

چیه مامان ؟- . معاون "هاک" پشت تلفنه -

. الان میام

. گفت که کار مهمیه

. دوشیزه "هورن" . چند تا نامه دارید . خوبه-

. من این رو براتون میارم

. باشه، ممنون

. "آودری"

. مامور "کوپر" میخواد تو اداره شما رو ببینه

. خیلی کار دارم . شاید امروز بعد از ظهر بیام

. الان میخواد، قضیه ی مهمیه

. باشه

پس پروژه ی"توقف گوستوود" چی میشه ؟

چطوری یکی دیگه به جات پیدا کنم ؟

. وقت بیشتری لازم دارم

. یه مرد شجاع مرده

،اون دوستم بود . و من باید جای اون رو بگیرم

برنمیگردی، مگه نه ؟

. لعنت به این کار جنگل

. تو تنهایی میتونی از پسش بر بیای

.نمیدونم . میترسم برای این کار ضعیف باشم

بن هورن" و ضعف؟" . من که باورم نمیشه

تلاش برای خوبی، ها؟

. " سخت ترین حقیقت رو اول از همه بگو"

". بهترین کاری که میتونی رو انجام بده "

. این همه ی کاریه که میتونی بکنی

. خوب، متاسفم که آودری اینجا نبود

. میخوام به جای من یه چیزی رو بهش بدی

... بهش بگو، من

فقط همین رو بهش بده، ممکنه ؟

. موفق باشی

...ببین که هیج کدوم از این سمبل ها به

برنامه های برداشت محصول . یا تقویم های باستانی مربوط میشن یا نه

. همه ی نام بندی های مشکوک رو پیدا کن

. فهمیدم رئیس

. "آفرین "کاپی

سرگرد، مبارزه چطور پیش میره ؟ . هری-

. مامور کوپر - . سرگرد، خیلی خسته به نظر میاید -

خُب، کل شب رو مشغول جمع آوری و بررسی ... پرونده های پروژه ی کتاب آبی

. در مورد "ویندوم ارل" بودم

. فهمیدم که خوابیدن بعد اون ها غیر ممکنه

چی گیرتون اومد ؟

. ارل بهترین و بااستعدادترین فرد بین ما بود

، اما وقتی توجه ما به جای فضای خارج

، به مناطق جنگلی حول توین پیکس معطوف شد

. اون به طور خطرناکی کینه ای شد

. ارل با اشتیاق بی حد و حصری کار میکرد

. زیاده خواهی پروژه های اون بلاخره مشخص شد

. اون از تیم کنار گذاشته شد

.من این رو در آرشیو های پروژه پیدا کردم

،این ... جادوگران شیطان ، که به "داگپس" معروفن

.اون ها از شیطان به خاطر خود شیطان پیروی میکنند . نه چیز دیگه ای

. آن ها خودشون رو برای تاریکی در تاریکی قرار میدن

. بدون انگیزه ی خاصی

حالا، این... این خلوص بالا به اون ها . امکان دستیابی به فضای محرمانه ای رو میده

،که پرورش شیطان به شیوه ی تشریحی انجام میشه

. و با ابن کار پیشرفت شیطان قدرتند تر میشه

این مرتبه ی قدرت قابل لمس . و البته یافتنی و قابل داخل شدنه

. وشاید در بعضی شیوه ها قابل استفاده ست

،داگپس ها اسم های زیادی براش دارن

،اما معروف ترین اون ها . کلبه سیاه"ـه"

حرف هام رو باور نمیکنید، مگه نه؟ .شما فکر میکنید من دیوونه م

. از کار افتاده م

. برم بهتره

،آقایون، وقتی "ویندوم ارل" به توین پیکس اومد

. فکر کردم که برای انتقام اومده

. برای من

. ولی من اشتباه میکردم

اون در ظاهر خودش رو دنبال ،افرادی که برای من مهمن نشون داده

،بی گناه ها رو کشته

. و ما رو میفرستاده دنبال نخود سیاه

. . شخصی که عملاً من اهمیتی بهش نمیدم

.اما همه ی این کارها، صرفاً یه پوشش بودن

،اون این همه مدت دنبال یه چیز دیگه بود

. "کلبه سیاه"

. دوستان، ما باید بفهمیم که این با کلبه سیاه چه ارتباطی داره

فکر میکنی واقعاً با هم ارتباط دارن ؟

. ویندوم ارل" همین فکر رو میکنه، هری"

،خیلی خُب، هری . ما یاید از اول تا آخر این پرونده ها رو بررسی کنیم

.کپی"، که هرچیزی در مورد داگپس هاست برام پیدا کنی"

. سرگرد، فکر کنم شما بهتر یه استراحتی به خودت بدی

. میتونم یه درازی بکشم

. شاید یه دوری تو جنگل بزنم تا ذهنم رو خالی کنم

. فکر خوبیه . صبحانه یادتون نره

. درسته

.هری، بریم

،میدونی، لیو، تنها چیزی کرستف کلمب کشف کرد

.چیزی بود که از دستش داد

. کوپر و دوستانش هنوز بهش نزدیک هم نشدن

. من چیزی رو میدونم که اون ها نمیدونن

من چیزی رو میدونم که . دیل جوان فقط بهش مشکوک شده

More Farsi Persian subtitles for Twin Peaks

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left