De første 200 linjer.
* مردم ِ قایق * اصطلاحی برای جمعیت کثیری از ویتنامی هایی که پس از سفوط حکومت ویتنام جنوبی با قایق به سایر کشورها مهاجرت می کردند
...به دوربین نگاه نکنید
به دوست ِ ژاپنی ِ ما ، آقای "آکوتاگاوا" خوش آمد بگید
سپاسگزارم
آقای آکوتاگاوا عکاس ِ خبری مشهوری در دنیاست
...ایشون سه سال قبل
آوازه ی خوش ما را به گوش جهانیان رسوند
...امروز ایشون به کشور ما بازگشتند
...که از کودکان ِ جمهوری ِ سوسیالیست ِ ویتنام عکسبرداری کنند
...تا چهره ی شاد و بشاش جدید ِ ما را
به دوستان ِ ما در سایر کشورها مخابره کنند
مراتبِ احترام خود را نسبت به آقای آکوتاگاوا نشان می دهیم
...ما می دونیم که
...آقای آکوتاگاوا بسیار در کار خودشون ماهر هستند
و از طرفی علاقه ی شدیدی نیز به ما دارند
در حالی که ما برای خوش آمدگویی به ایشون ... در حال آواز خواندن بودیم
اما ایشون وظایف خودشون (عکاسی) رو فراموش نکردند
...امیدوارم همگی ِ ما ایشون رو سرمشق خودمون قرار بدیم
...و همین روحیه و اخلاص رو در خصوص
وظایف خودمون نیز داشته باشیم
زود باشید
...همینه
زود باش
من دیشب رویای ِ رئیس "هو شی مین" را دیدم *نخست وزیر و رئیس جمهور سابق ویتنام شمالی*
او یک ریش ِ خیلی خیلی بلند و موهای نقره ای دارد
من مدتی طولانی بغلش کردم تا غرق بوسه کنمش
!باشد که رئیس "هو" ده هزار سال زنده باشد
!باشد که رئیس "هو" ده هزار سال زنده باشد
...حالا اجازه بدید از آقای آکوتاگاوا بخواهیم
که یک آواز برای ما بخواند
...نه ، نه
!این آوازی از طرف ژاپن است
سپاسگزارم
به سلامتی آقای آکوتاگاوا
بنظر تو فکر میای ، آقای آکوتاگاوا
...سه سال قبل در حین ِ آزادسازی ِ بندر دانانگ
...من از یک پسربچه فلج
...یک عکس گرفتم
در حالیکه لنگ لنگان از یک کوچه باریک عبور می کرد
...اون تصویر منو آشفته کرد
...انگاری که اون تصویر نمادی از
رنج و مصیبت بچه های ویتنامی بود
...هرگز تصور نمی کردم به اینجا برگردم
و با تعداد زیادی بچه ی سالم و سرزنده روبرو بشم
خیلی خوشحالم
میتونم تا ابد همینجا بمونم و از جام تکون نخورم
!عزیزم ...امیدوارم فردا که به دانانگ برگشتیم
به اندازه همین الان بتونم خوشحالت کنم
...رفیق "لی" ، با نفوذی که شما در دفتر فرهنگی دارید
!اگر شما نتونید پس کی می تونه
بیا رفیق قدیمی ، یه پیک مشروب بزن
ممنونم
اون پوتین ها آمریکاییه؟
آره ...یه سرباز آمریکایی رو کُشته و
پوتین هاشو برداشته
اینا پوتین های یه سرباز آمریکاییه
پس چرا پوتینا رو پاش نمی کنه؟
منتظره تا از این دنیا بره
اونوقت میخواد پوتینا رو تو تابوت پاش کنه
بله میخوام پوتین ها رو برای آخر خط نگه دارم
بزودی این آدما رو به "مناطق جدید اقتصادی" می فرستیم مناطقی با شرایط نامناسب و ناعادلانه که پس از سقوط سایگون بین سال های 1975 تا 1980 محل اسکان ویتنامی ها بود
چه خبره؟
آتیش سوزیه
ازتون خواهش می کنم همینجا بمونید آقای آکوتاگاوا
مثل اینکه یادتون رفته من گزارشگرم
کی داره عکس میگیره؟
!فرار نکن ، فرار نکن
همونجا بمون
همونجا بمون
...بهت گفتم سرجات بمون
!پس تو رو هم با خودم می برم
...مگه بهت نگفتم عکس نگیر
تمومش کن ، رفیق اون یه دوست خارجیه
من "لِوان کواین" از دفتر فرهنگی هستم
پاشو
آمبولانس خبر کنید
خواهش می کنم دیگه عکس نگیرید
تمومش کن !کُشتیش
اون یه عنصر ارتجاعیه ...برگشته خونه قدیمیش رو آتیش زده عنصر ارتجاعی : در لغت به معنای مخالفت با پیشرفت و تحول
!و رفیق ِ ما رو کُشته
شنیدی که اون چیکاره ست
بخاطر اون کار ِ پلیس از شما معذرت میخوام
باید فیلم ِ دوربینم رو بهشون تحویل بدم؟
نیازی نیست مطمئن باش اون عکسها رو از دست نمیدی
حالتون خوبه؟ آسیب ندیدید؟
نگران نباشید قبلا داخل "توکیو" هم لگد خورده بودم
اینوئه
آکوتاگاوا
حالتون چطوره؟
من خوبم ، شما چطورید؟
بهم گفتن که برگشتی
من همین الان از دفتر میام
حالت خوبه؟ خیلی سرحال بنظر نمیرسی
دیدن ِ تو باعث میشه دلم هوس ِ سوشی خوردن تو خیابون گینزا رو بکنه
واقعا دلم برای زن و بچه هام تنگ شده
...همسرت ازم خواست تا
این کیک ها رو برات بیارم
ممنونم
مناطق اقتصادی جدید رو چطور دیدی؟
من فقط یک منطقه رو دیدم
...بچه های اون منطقه
تو خیابونا پرسه می زدند
تحت تاثیر قرار گرفتم به بچه ها درست و حسابی رسیدگی می کنند
...اونا همشون با هم زندگی می کنند
...داخل ِ یک گروه بزرگ
...از بچه هایی که داخل خیابون دیدم
به مراتب خیلی خوشحال تر هستند
...پس واسم سواله که چرا دولت
...نمیتونه مردم شهر رو ترغیب
...یا حتی وادار به رفتن
!به مناطق اقتصادی کنه
چرا نمی تونه؟
شاید من اشتباه به گوشم خورده
تو کسی هستی که داخل مناطق بودی
ایشون مامور "نوئن" و رفیق "وو" هستند
شما دوست خوب ما هستید از دیدن شما خوشحالم
...خیلی لطف دارید
حالتون چطوره؟
!بشینید لطفا
!آبجو
!آبجوی فرانسویه
...میخواستم شراب ِ فرانسوی به شما تعارف کنم
...اما من انبارهاشون رو نگاه کردم
!و متوجه شدم که حتی "موتی چینی" هم ندارند موتی : نوعی نوشیدنی الکلی چینی
نگران نباشید من با همین "آبجو" هم راضیم
خوبه
...رفیق "لی" بهم میگه که
یک زد و خورد کوچیک با پلیس داشتی
من خودمم اشتباه می کردم
نفرمایید ، ما باید از شما عذرخواهی کنیم
من به محض باخبرشدن از این موضوع به واحدی که مسئول این اتفاق بود رسیدگی کردم
شما در مطبوعات جهانی ، کارهای فراوانی برای ما انجام دادید
از الان شما مهمان ِ محترم ما محسوب میشید
هیچ مزاحمتی برای شما ایجاد نخواهد شد
ار هر چیزی که میخواید عکس بگیرید
اگر مشکلی پیش اومد ، ما را در جریان بذارید
ما تمام تلاشمون رو برای بهبود و اصلاح بکار خواهیم گرفت
اینو یه دوستی واقعی تلقی کنید
سپاسگزارم
بنویشیم بسلامتی ِ موفقیت ِ پروژه ی شما
ممنونم
!به سلامتی
رفیق لی آقای آکوتاگاوا
ببخشید که نیروی کافی نداریم
بفرمایید داخل
!خواهش می کنم
...برای خوش آمد به دوست ژاپنیمون
!همه با هم دست بزنید
عمو ، بغلم کن
عمو منم بغل کن
!منم بغل کن
کوچولوها ، بشینید و بذارید عمو عکستون رو بگیره
شیطونی نکنید دوباره بشینید
عیبی نداره بذار راحت باشن
برگردید سر جاتون چه خبره؟
برگرد سرجات شیطونی نکن
چه خبره؟
نمی دونم
شاید همشون از آقای "آکوتاگاوا" خوششون اومده
با من بیا
بغلم کن بغلم کن
بچه ی خوبی باش بعدا بغلت می کنم
...من فقط ازت خواستم که بچه ها آروم و مودب بشینن
تا اون مرد ببینه چه رسیدگی خوبی به "یتیم ها" میشه
من همچین چیزی ازت نخواستم
من این اتفاق رو برنامه ریزی نکرده بودم
بچه ها بغل کردن رو دوست دارند
معمولا این فرصت نصیب بچه ها نمیشه
نیروهات کجان؟ لباس زیر میشورن؟
ما دیگه توان نداریم
به سه تا نیروی دیگه نیاز داریم
خیلی خب پس لازم نیست دیگه نگران باشی
یک نفر رو میفرستیم تا جایگزین تو بشه
عمو ، بغلم کن
آقای آکوتاگاوا
عمو ، بغلم کن
محل تولد من با اینجا خیلی فاصله نداره
یه زمانی اینجا بهترین مکان برای پیاده روی بعدازظهر بود
فروشنده های دوره گرد از داخل قایق غذای دریایی می فروختند
اما الان تمام اون فروشنده ها به هُنگ کُنگ یا مالزی مهاجرت کردند
در خصوص ویتنامی هایی که از اینجا رفتند چیزی شنیدی؟
یه چیزی خوندم ولی خیلی واضح و روشن نبوده
همیشه افرادی هستند که با محیط تطابق پیدا نمی کنند
آقای "نوئن" ، شما در فرانسه درس خوندید؟
...من در سن 18 سالگی وارد "سوربُن" شدم
و بیست و دو سالگی به خونه برگشتم
این موضوع برای 30 سال پیشه
شما همواره "کمونیست" بودید؟
من 10 سال زندان بودم
نگو دین دیم منو گیر انداخت نگو دین دیم : نخستین رئیس جمهوری ویتنام جنوبی
ببین با زنجیر ِ دوچرخه با من چیکار کردند
خانوما از لمس کردن ِ جای زخم خوششون میاد
اگر از زخم ها عکس بگیرم ، ناراحت میشید؟
الان نه
وقتی مُردم عکس بگیر اون موقع ناراحت نمیشم
خیلی خب
چرا میخواستی با من صحبت کنی؟
من میخوام "به تنهایی" از شهر عکسبرداری کنم
یعنی نمیخوای رفیق "لی" همراهیت کنه؟
درسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.