This Is Us

This Is Us

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 5

Udgivelsesinfo

This Is Us S05E09 WEBRip x264-ION10
This Is Us S05E09 WEBRip x265 PSA
En kommentar af M0JTABA
تنظیم دقایق ۲۸ تا ۳۳

Tags

webrip
web
x264
BRip
x265
Udgivet den: 2021-07-30
Downloads: 39
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫آنچه گذشت...

‫اینکه جدیدترین بابای خانواده ‫پیرسون باشی چه حسی داره؟

‫تبریک میگم، بابا خرسه

‫خیلی ممنون

‫دادنت به توبی و کیت

‫سخت‌ترین کاریه که تا حالا کردم

‫ولی شاید بهترین کاری باشه ‫که تو عمرم میکنم

‫من مامانتم

‫یکی از بچه‌ها رو از دست دادیم

‫نه، دروغ میگی

‫دروغ میگی

‫به بخش زایمان خوش اومدین

‫میدونم خیلی‌هاتون مشتاق دیدنِ

‫این بخش بودین

‫این طبقه‌ایه که

‫توش با کلی گریه و...

‫جیغ و داد روبرو میشین

‫نمیخوای حتی تظاهر کنی ‫که برات جالبه؟

‫واسه بچه‌هاست دیگه

‫اونقدرا پیچیده نیست

‫برای بیشتر خانواده‌ها

‫ما آخرین بخش بیمارستان هستیم ‫که بهشون رسیدگی میکنیم تا بعدش

‫با بچه جدیدشون راهی خونه بشن

‫یا در مورد ایشون، بچه‌های جدید

‫من باید برم. جام وایسا

‫خیلی‌خب

‫- اوه ‫- خیلی‌خب

‫وضع این یکی خرابه

‫اوه، کوین... کوین داره جیش میکنه

‫- یه جیش‌کننده قهار داریم ‫- من دارمش. درستش میکنم

‫- من درستش میکنم ‫- خوبه

‫بفرما، عزیزم. بیا

‫- مرسی ‫- بذار اینو پاک کنم...

‫بازم داری؟

‫نگاشون کن

‫بنظرم امروز قطعاً آماده‌ی خونه رفتنین

‫- خندیدم ‫- چقدر زود پوشک کثیف میکنن

‫این کابینت رو می‌بینین؟

‫کاملاً پره

‫مثل گنج میمونه

‫منم یه دقیقه میرم بیرون

‫و نمیگم باید چیزی بردارین

‫ولی اگه چند قلم چیز میز برداشتین...

‫وای عزیزم

‫اینجا مثل جام مقدس میمونه

‫دستمال هست

‫پوشک هست

‫ببین

‫از پسش برمیایم

‫برمیگردم بقیه‌ش رو بردارم

‫میرم پیش ماشین

‫باید صندلی بچه‌ها رو هم نصب کنم

‫دفترچه راهنماش رو داری؟

‫دفترچه راهنما؟

‫عزیزم... ‫جک پیرسون جلوت وایساده

‫جک پیرسون دفترچه راهنما میخواد چیکار؟

‫هی، کمک میخوای؟

‫نه، مشکلی نیست

‫فکر کنم برعکس گذاشتی‌شون

‫باید اونوری باشن

‫فقط داشتم چک میکردم ‫که تولیدکننده...

‫حالا چرا سه تا صندلی کودک گذاشتی؟

‫سه تا بچه داریم

‫یا خدا

‫خدا پشت و پناهت

‫نه، اینجوری نیست

‫شاید انگشت‌هام زیادی برای ‫این کار عضله‌ای‌ان

‫بعد، پایه رو روی صندلی قراره بدین

‫بعد پایه رو جوری قرار بدین ‫که روی ترازسنج

‫رنگ قرمز دیده نشه

‫فهمیدین؟

‫- خیلی‌خب، عالیه ‫- انگار...

‫میخوای آدم بفرستی کره ماه

‫چیکار میکنی حاجی؟

‫اوه، شرمنده

‫طرفدار پروپاقرص سریال ‫«پرستار بچه» هستم و...

‫خب شرمنده نیستی

‫چون داری دوباره عکس میگیری

‫میخوام صندلی بچه‌هام ‫رو نصب کنم

‫تو ماشینم، خب؟

‫همین الان دوقلوهام ‫شیش هفته زودتر از موعد بدنیا اومدن

‫بد نیست یکم هم احترام قائل بشی، نه؟

‫شرمنده...

‫بابت بچه‌هات متأسفم

‫نه، عه...

‫من شرمنده‌ام

‫من... بچه‌ها حالشون خوبه

‫تو این چهار روز کلا ‫شیش ساعت خوابیدم

‫و نمیتونم بخوابم، نمیتونم هم ‫از نگاه کردنشون موقع خواب دست بکشم

‫و باید حواسم باشه چیزیشون نشه و...

‫این صندلی‌ها...

‫تو بچه داری؟

‫- آره ‫- پس درک میکنی

‫بیا یه عکس بهتر بگیریم

‫- جدی؟ ‫- جدی

‫- دمت گرم ‫- قربونت

‫ردیفه

‫- خیلی ممنونم. دمت گرم ‫- ممنون که برنامه رو نگاه کردی

‫خیلی‌خب، یه قهوه کلد برو با خامه کدو تنبلی

‫و برای تازه مامان موردعلاقه‌ام ‫که هنوز نمیتونه کافئین بخوره

‫یه استیمر وانیلی

‫- حالشو ببر ‫- مرسی

‫خیلی خواهش میکنم

‫- یه خبر مهم ‫- چی؟

‫پرستار کارمن الان بهم گفت

‫حدس بزن کی قراره

‫با دو تا نوزادش امروز بره خونه؟

‫جدی... عجب

‫چقدر دوست دارم رو تخت خودم بخوابم

‫تو خوشحال نیستی؟

‫گفتی تختخوابشون برای آرتو-دی‌تو ‫ساخته شده

‫آره، نه، خوشحالم. ‫خیلی هیجان دارم

‫فقط... اینجا خیلی کمکمون میکردن

‫دکترها و پرستارها بودن

‫خیلی...

‫الان قراره خودمون دو تا باشیم

‫خودمون چهار تا

‫صحیح

‫باورم نمیشه فکر میکردیم ‫این کار سخت باشه

‫بنظرم سر تس کارمون سخت بود

‫ولی انی...

‫این دختر فرشته‌ایه که ‫مستقیم از طرف خدا نازل شده

‫جان؟

‫کسی کسی رو از جایی نازل نکرده

‫دو روز تمام داشتم آروم آروم ‫از بدنم خارجش میکردم

‫- خودتم بودی ‫- بودم

‫باورم نمیشه امروز از اینجا ‫پرتمون میکنن بیرون

‫واقعاً. اینجا مثل اسپا میمونه

‫- سلام دختر ‫- سلام بچه‌ها

‫و یادت باشه...

‫تو راه خونه باید جلوی ‫«دری کویین» وایسی

‫و یه «اسنیکرز بلیزارد» برام بگیری

‫چشم خانم

‫وقتی دردم شروع شده بود

‫رندال بهم قول داد میتونم ‫هر چی دلم خواست انتخاب کنم

‫و منم «دری کویین» رو انتخاب کردم

‫می‌تونستم چیز بزرگتری بخوام، ‫ولی پشیمون نیستم

‫دلم براتون تنگ میشه

‫و اون بچه...

‫به بچه‌های دیگه نگو ‫ولی بامزه‌ترین بچه خودشه

‫میدونم

‫بنظرم چشماش به تو رفته، بابا

‫جدی؟

‫- متوجه نشده بودم ‫- صد درصد همینطوره

‫به قیافه‌ش میخوره هر لحظه میتونه

‫بزنه زیر خنده یا گریه

‫این تخصص توئه، عزیزم

‫هر هر هر

‫خیلی‌خب پس

‫چشماش به من رفته

‫چشمات به بابایی رفته، نه؟

‫آره. آره، حله

‫ها؟ آره

‫باید برم. تو بیمارستانیم

‫امروز بچه رو میاریم خونه

‫کیت هم اینجاست

‫همینجاست. واسه همین باید برم. خدافظ

‫- سلام ‫- سلام

‫بنظرت میتونه اینو بخونه؟

‫آخی عزیزم

‫خیلی قشنگه

‫درستش کردم که بتونه ‫منو از بین جمعیت تشخیص بده

‫آماده‌ای بابات رو ببینی؟

‫- ها؟ ‫- سلام!

‫- وای خدا ‫- گرفتیش؟

‫آره

‫نگاش کن

‫سلام عرض شد

‫من باباتم

‫میتونی بابا صدام کنی. یا باب

‫یا داداشت بعضی وقتا ‫بوبو صدام میکنه

‫ولی فکر نکنم معنیش رو بدونه

‫آره

‫الی کجاست؟

‫داره گواهی تولد و برگه‌های رضایت‌نامه

‫رو پر میکنه، بعد میاد بیرون

‫- خیلی‌خب ‫- عزیزم، بنظرم

‫باید امروز خیلی حواسمون بهش باشه

‫آره. نه، گفتن که

‫- ترک کردن بیمارستان سخت‌ترین روزه ‫- آره

‫ولی ایشالا برای الی

‫یکم راحت‌تره، ‫چون قراره براش عکس بفرستیم

‫- و بهش سر بزنیم و اینا ‫- صحیح

‫و کاملاً اون کارها رو میکنیم

‫- درسته ‫- مادر خونی پشت سرته

‫- سلام! ‫- الی

‫سلام

‫آخی، همدیگه رو دیدین

‫آره. خیلی خوشگله

‫- من کیفت رو میگیرم ‫- مرسی

‫خب چطور بود؟

‫همه‌چی رو امضا کردم

‫یه سوپرایز کوچولو هم

‫تو گواهی تولد براتون گذاشتم

‫نام کوچک، هیلی

‫نام میانی، «دنباله‌دار» ‫(اشاره به دنباله‌دار هالی)

‫خوشم اومد. راضی‌ام

‫- می‌دونستم ‫- خوب بود

‫خیلی‌خب، حاضری بریم دختر کوچولو؟

‫بیاین، بیاین همه رو برسونم خونه

More Farsi Persian subtitles for This Is Us

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left