De første 200 linjer.
فصل اول ، قسمت اول « نام این قسمت : « خودت میدونی باید چیکار کنی
فلسطین 1291 سال
محاصره ی اکره شب 43وم
رئیس ، نماینده ی سلطان ، برای مذاکره اومده
الله ، از تو بهترین ها رو میخواهم
و در مقابل بدی ها ، به تو پناه میبرم
این دعای ما ، موقع وزش باد هست
خب ، خدای شما ، به حرفتون گوش نمیده
مال شما میده ؟
شما اورشلیم رو از دست دادین
تمام قلعه های نظامی خودتون رو توی فلسطین ، از دست دادین
و الآن هم گریل رو از دست میدین
ما 100 هزار نفر داریم و باز هم توی راه هستن
ما نیرو های مصر و سوریه رو داریم
وسایل محاصره ی قلعه رو هم داریم
و ما هم خدا رو طرف خودمون داریم
خدا
رشید
ما مراقب مردم اکره هستیم
فقط مسیحی ها نیستن اینجا
عرب ، یهودی ... همه نوع مذهبی داریم
به سلطان بگو که حداقل ...امنیت اونا رو
سلطان دیگه شنوا نیست
تحقیر ـتون میکنه
و گریل رو هم میگیره
تسلیم شید
بمیرید
فقط همین دوتا، انتخاباتون هست
پس میریم بمیریم
محافظین گریل رو دوبرابر کن
تانکرید ، گاوین ، ارتش چپ
ارتش چپ
لندری هم همراه من ، سمت راست
سه ستون ، سریع به پیش
چقدر ؟ - پنج هزار تا ، ده هزار تا -
تعداد مهم نیست
حتی اگه مجبور باشیم ، کل روز میکشیم
حدودا 200 سال پیش
نه شوالیه ، راه مناسب برای مراقبت از
زائر ها ، توی راه اورشلیم رو پیدا کردن
و امروز ، اکره ، قلعه ی ما ، توی فلسطین هست
و هرگز این رو ترک نمیکنیم
ما فقط واسه این شهر نمیجنگیم
فقط واسه زن و مرد هایی نمیجنگیم
که اگه اینجا سقوط کنه ، میمیرن
ما امروز ، برای گریل می جنگیم
هرکسی رو که مجبورین ، بکشین ولی نه بیشتر
و یادتون باشه که، همونطور که برای خدا میجنگیم
به او جوابگو هم هستیم
و به یاری خدا میبریم
!برای خدا
آماده ؟
به خط ، آماده
حمله
!آره
آرایش ابتدایی
برگردین ، کارشون رو تموم کنین
حمله
تانکرید ، سمت چپ ـت - پشت سرت -
گادفری ، پشت سرت
لندری
لندری ، برو و گریل رو بردار
مگه نمیخوایم بمونیم و بجنگیم ؟
خیلی زیاد هستن
باید کاری کنیم که جای گریل امن باشه
اکره چی ؟
دیگه تمومه کارش
توی اسکله همدیگه رو میبینیم
!برو سراغ گریل ، همین الآن
!آره
مقبره رو باز کن ، گریل رو میبریم
لاندری ، مملوک ها توی اسکله هستن
به این زودی ؟ امکان نداره - بهمون خیانت شده -
چطوری ؟ - تونل ها -
تنها راهی هست که میتونستن رسیده باشن اونجا
باید بریم
طلا ها رو بیار
! تا پای مرگ مبارزه کنید
آماده
لندری ، باید برسیم به کشتی
کمک
بابا، کمک ، کمکم کن
اخ
لندری ، چیکار میکنی ؟
منتظر من نمونین ، گریل رو برسونین به کشتی
جای جعبه امنه
راه بیفتین - نه ، صبر کن -
لندری
ادلینا
بیا
بیا
باید بریم
گریل رو ببرین یه جای امن
برو
! برو ، برو
! برو
گاوین
گوین ، بوی مو های
مادرت یادته ؟
اه - بجنب -
ادلینا
برو ، برو
برو ، برو
ممنون برادر
اگه تو هم بودی ، همین کارو میکردی لندری
اکره ... همه مردم رو نا امید کردیم
تقصیر من هست - نه ، بهمون خیانت شد -
چطوری تونستن برسن به اسکله
افراد بیشتری رو جمع میکنیم
و بعدش برمیگردیم و فلسطین رو پس میگیریم
! گریل
خدایا ، نه
همه چی از دست رفت
همه چیز
:زیـــرنویس هــماهنــگ شده با نسخه های بلــوری Hamid5251
سال بعد 15
اینجا چیکار میکنی ؟
به یه احمق یاد میدم که چطوری شمشیرشو بندازه
احمق تویی
آماده نبودی
بالاتر ، دستاتو بگیر بالاتر
تعادل
بالا هست
... بالاتر بگیر ، وگرنه
هر دفعه همینه
ولی خیلی پیشرفت کردی
به اون حد ، نه
تنها توضیح منطقی ،
اینه که معلم من ، مهارتی واسه یاد دادن نداره
مهارتی نداره ؟
فیلیپ ، این چطوره ؟
پس حتما به من وفادار نیستی که
درست بهم آموزش ندادی
به پادشاه فرانسه ، وفادار نیستی
این که میشه خیانت - دقیقاً -
تو به سلطنت خیانت کردی
اعلی حضرت
لندری اینجاست
داریم تمرین میکنیم - ...درسته ، ولی -
کارای سیاسی هست دیگه درک میکنی
دفعه بعدی بیشتر بمون
کمکم کن یکم ملکه رو شاد کنم
همش توی تختشه
لندری
دی نوگارت
واسه چی وقتی پیش دوستم هستم ، مزاحم من میشی ؟
سلحشور های مذهبی واقعا دوست ما هستن ؟
البته
اونا به من و فرانسه ، وفادار هستن
زیادی نگرانی ، دی نوگارت
اگه میخوای نگران چیزی باشی ،
نگران فلاندر باش ، نگران انگلیس
اونجور نگرانی ها ، خرج داره
و با این وجود ، سلحشور ها ، دوستان ما ،
پولشون از پارو بالا میره ولی بهمون کمک نمیکنن
وظیفه سلحشور ها نیست که
که صندوقِ پول های ما رو پر کنن ، دی نوگارت
وظیفه توئه
یه راه دیگه پیدا کن
میتونیم از یهودی ها پول بگیریم
یهودی ها بهمون قرض نمیدن
خودت اینو گفتی
قرض نه
بگیریم ؟
نه
نه ، من از اون جور پادشاه ها نیستم
...بهت گفتم میخوام که مردم من رو دوست داشته باشن
راه رو باز کنین
...حالا بزارین یه حقیقتی رو درباره یهودی ها بهتون بگم
اونا بچه هاتون رو میگیرن
درسته
بچه های خوب مسیحی رو میگیرن
و اونا رو به صلیب میکشن تا مسیح رو مسخره کنن
پسر خوب
حواست به رفتارت باشه ، برادر
چی ؟
دیدمت داشتی نگاه میکردی
عهد های نجابت رو که یادته ؟
نگاه کردم ، دست که نزدم
نه ، ولی اولش با این شروع میشه ، باور کن
بجنب ، جلسه داریم
عجله نکن
هممون منتظر توییم
من پیش شاه بودم
برادران
خداوند ما رو مورد عفو قرار بده
جکوس رو بیامرزه ، پیر اعظم
بونیفیس رو بیامرزه ، پوپ ما
و به همه ی ما ، خرد خود را ببخشد
آمین - آمین -
برادر تانکرد
ممنون ، رئیس گادفری
هزینه هامون ، هنوز هم بالاس ، روی 9 هزار در ماه هست
و وام ها چی ؟
پرداخت به موقع از بندیکتِ اردویز
پرداخت اجاره های زمین ها
همونطور که توافق کرده بودیم ، انجام شده
ایالت دی کاکس ، بدهیشون عقب افتاده
و البته ، از طرف پادشاه ، پرداختی انجام نشده
وقتی که با دوستت ، توی قصر بودی
No comments yet. Be the first to leave one.