De første 200 linjer.
در سرزمين افسانه و دوران جادو ، سرنوشت يک پادشاهي بزرگ
. بر دوش مرد جواني گذاشته شد
... به نام
. « مرلين »
! ايست
. همون جايي که هستي بايست
از کجا اومدي ؟
« از « درياهاي مردور
تو ارابه ات چيه ؟
... « بانو « مورگانا
شما خوبيد ؟
. آره ، ممنونم خواهر
. اما بايد عجله کنيم
. به زودي شب فرا ميرسه و ما راه طولاني اي در پيش داريم
زیرنویس هماهنگ شده با نسخه های بلوری « Hamid5251 »
! متاسفم
تو آشپزخونه من چيکار ميکني ؟
... پراهن شاهزاده
انگشتاي کثيفت رو از غذاي من دور کن ، فهميدي ؟
! هوي
. متوني کمي نمک رو امتحان کني
! آرتور » منو ميکشه »
. بذار ببينم
. « تو با بدتر از ايناش سرو کله زدي « مرلين
. براي امشب لازمش داره
. مطمئنم مردي با استعداد تو ميتونه به چيزي فکر کنه
Fordwin wamm!
! لباس پوشيده اي
. بله ، « مرلين » ، من که احمق نيستم
مطمئني ! ؟
ببخشيد ؟
! « هيچي فقط ... « مرلين
! سعي ميکنم يه سخنراني بنويسم
کمک لازم نداري ؟ . نه
. پس يعني اينو نميخواي ؟ کل شب رو روش وقت گذاشتم
چي فکر ميکني ؟
. واکس لازم دارم
. به ليست اضافه اش ميکنم
مرلين » ، مستخدم هاي زيادي نيستن که افتخار نوشتن »
. سخنراني يه شاهزاده رو داشته باشن
. معلومه که گفتن کلمه ي « ممنونم » خيلي برات سخته
. جزيره ي خوشبختي
. ميدوني ميخوايم کجا بريم
چيزي نخورديد سرورم ؟
سرورم ؟
. به نظر نميرسه فرقي کرده باشه
. مطمئن نيستم فرقي هم بکنه ، ولي حداقل بهش آرامش داده
. يک سال از وقتي که « مورگانا » بهش خيانت کرده ميگذره
. قلبش شکسته و روحش نابود شده
امشب براي مهماني به ما ملحق ميشين ؟
. فکرنکنم . لازمه که پيش پادشاه بمونم
. « تو خيلي باهاش مهربوني « گويين
. اينکارو به خاطر اون نميکنم . اينکارو به خاطر « آرتور » ميکنم
. گزارشات حقيقت داره اعليحضرت
. ما « مورگانا » رو در دشت « دناريا » پيدا کرديم
تنها بود ؟
. يک نفر ديگه هم بود
مورگوس » ؟ » . مطمئن نيستيم
مورگانا » از کجا ميامد ؟ » « از « درياهاي مردور
. جزيره ي خوشبختي
. در اولين روشنايي روز گشتي ها رو ميفرستم
. ممنونم
. اعليحضرت ... بايد بدونيد که قدرتهاش افزايش يافته
. سر « برترند » و سر « مونتيگو » هر دو مردن
. منو در جريان پيشرفت قرار بده
براي ماه ها هيچي ، چرا الان ؟
. ما فهميديم که اون ميتونه براي هميشه ناپديد بمونه
امروز ، فردا ، مگه مهمه ؟
. « نبايد با ترس زندگي کنيم « آرتور
. کملوت » مستحکمه »
. اگه « مورگانا » حرکتي انجام بده ، ما آمادگيش رو داريم
. حق با شماست ، البته
. نميدونم چطور تونستم اين چند ماه آخر رو بدون شما سر کنم
. ممنون ، دايي جان
. به مادرت قول داده بودم
. من هميشه به خاطر تو حاظر خواهم بود
... « سمهين »
الان بازه اي از ساله که
. احساس ميکنيم به ارواح نياکانمان نزديک تريم
، زمان به ياد آوردن اوناييه که از دست داديم
. و چيزهايي رو که بر ماگذشته جشن بگيريم
. سمهين » تقريبا فرا رسيده »
. بايد عجله کنيم
. نميتونم اينکارو بکنم
... خواهر
. چيزي رو که بهت گفتم به ياد بيار
. تنها راهش همينه
، با تاثيرش روي بقيه چه ميکني
. حتي روي خودت
، اما مهم تر از همه
. به زانو در آوردن دشمان مونه
، بايد قوي باشي و فراموش نکني
. که نترسي
. من به زودي ميميرم
. در حال حاظر چيزي براي از دست دادن ندارم
... خواهش ميکنم خواهر
. بذار من جزيي از آخرين هديه ام به تو باشم
! به سلامتي پادشاه
Eala leofu sweoster, paem gastum befaeste ic pe.
Alys pa peoster pe inne onwunap.
Ongunne dwolma!
! آه
! پادشاه
! پادشاه
. « امريس »
. « امريس »
. « امريس »
کي هستي ؟
. من « کيليکس » هستم ، نگهبان دربازه ي دنياي ارواح
. تو پردي بين دنيا ها رو پاره کردي
« دوروکا »
. اونها صداي ارواح مرده هاست ، فرزندم
. و درست مثل مرده ها اونا بي شمارند
. « حق داري بترسي ، « مورگانا
. دشمنانت از اين روز حسرت ميخورن و نابودي ها پيش مياد
... اما بايد بدوني
... پاره کرده پرده ي بين دنيا ها باعث به وجود آمدن دنيايي جديد ميشه
. و تو نبايد تنهايي واردش بشي
. کساني که « امريس » رو فراخواندن دنبال سايه ي تو ميافتن
... اون پسر سرنوشت توئه
. و اون پسر آخرتِ توئه
چي شده ؟
. نميدونم
. تا حالا نديده بودم يکي اينقدر سرد بشه
حالش خوب ميشه ؟
... من نياز به برگ « خفچه » براي بند آوردن خونريزي دارم
. و پتو ، يه عالم پتو
، وقتي حرف زد ، صداش
. مثل اينکه از عميق ترين نقاط زمين صداش ميامد
... و چشماش
. خيلي غمگين بودن
. درد زيادي درش بود
اون کيه ؟
... « کيليکس »
. نگهبان دروازه ي دنياي ارواح
چرا اونجا بود ؟
. دقيقا در نيمه شب جشن « سهمين » بود
. لحظه اي که پرده ي بين دنيا ها در نازک ترين وضعشه
. نميتونه اتفاقي بوده باشه
چرا من تنها کسي بودم که ديدمش ؟
. « تو قدرت بزرگي داري « مرلين
. براي کسي با اين استعداد ، همچين ديدي عجيب نيست
. نفميدي چي ميگم . اين يه بينش نبود
. اون ميدونست من کيم
... اون منو « امريس » صدا کرد
اين يعني چي ؟ معنيش چيه ؟
. مطمئن نيستم
، اما اگر کسي پرده ي بين دنيا ها رو پاره کرده باشه
. خدا به دادمون برسه
! « مرلين »
! « مرلين » چيه ؟
! « مرلين »
. من نبودم
. ببخشيد اعليحضرت
. لازمه که هرچه سريعتر در هيئت وزرا باشين
چه بلايي سر اون اومده ؟ . به دهکده اش حمله شده
. توسط کي ؟ هنوز مشخص نشده سرورم
اسمت چيه ؟ « دِرِيا »
دِريا » ... من « آروتو » هستم »
. وحشت زده نشو
. بهم بگو چه اتفاقي افتاده
مادرم ، پدرم ، خواهر کوچيکم
... همشون آروم باش
. آروم باش
کسي بهشون حمله کرد ؟
کي ؟
... هيچ کس نبود
. فقط ... تجسم هايي بود
صورت هاشون رو نديدي ؟
. صورتي نداشتن
، دارم به شما ميگم . اونجا بودن
... ولي انگار اونجا نبودن
... به سرعت حرکت ميکردن
. مثل اينکه واقعي نبودن
. اما ... بودن
... ميتونستم صداي فرياد هاي مردم رو بشنوم بعدش
. سکوت
. همه ... مرده بودن
. هي ، ممنون
اين روستا کجاست ؟
. هودِن » سمت شرق کوهستان سفيد »
. بيشتر از نصف روز سواري فاصله نداره
. افراد رو آماده کن
. مرلين » ... پتوي راحتت لازمت ميشه »
منظورت چيه ؟ . داري نگرانم ميکني
. اون يه اسبه
. شايد چيزي حس کرده
. آره ، فهميده تو يه آدم کودني
. دقيقا
. آره ، واقعا هم بهت مياد
. خيلي ساکته
. بخشيد
! از اين طرف
ديدي ؟
. مثل اينکه قراره سايه ها رو شکار کنيم
. بياين
Leoht!
Leoht!
Leoht!
Fleoh nu on moras!
No comments yet. Be the first to leave one.