De første 200 linjer.
حقيقتي وجود ندارد؛ همه چيز مُجاز است. -حسن صباح
مخدرفروشان جهان، زخمي هست که بر آن فائق نتوانيد شد: زخم درون... -ويليام باروز
.سمپاش
.اوهوم
ميخواي مستقيم تُف کنم تو صورتت؟
ميخواي؟ هوم؟ ميخواي؟ ميخواي؟
.من تموم کردم
تموم کردي؟ .اوه، چه جالب
.که تموم کردي !غير ممکنه تموم کرده باشي
چيکار ميکني؟ ميخوريشون؟
.اين چينيه، کم تحويلم داد
.مزخرف نگو. جمعه بيا
.مضحکه .واقعا مضحکه، اين حرفي که زدي
!تموم کردم
اونها ميتونن نقاشيش کنن، رسمش کنن يا بنويسنش ،و بعد بدنش به يه نفر ديگه
اونها حرف هايي که ميزني رو ميخونن .و بازتجربه شون ميکنن
.اين تنها راه ارتباطي هست که داري، پسر
...پس نميتوني بازنويسي کني
...براي اينکه بازنويسي يعني فريب و دروغ
.و اينطوري به افکار خودت خيانت ميکني
...تجديدنظر در مورد جريان و وزن و آشفتگي کلمات
.يه خيانته
.و اين يه گناهه، مارتين .يه گناهه
...من قبول ندارم، اين
.برداشت کاتوليکي تو رو از وسواسم
لازمه هر کلمه رو، حداقل صدبار .بازنويسي کرد
احساس خطا -مرسي .احساس خطا، کليده، نه گناه
احساس خطا، بهترين کار منو .بازنويسي نميکنه
احساس خطا، همه چيز رو .از همه ي زواياي ممکن، بازبيني نميکنه
.توازن برقرار ميکنه
خب اينکه احساس خطا بهترين افکارت رو دوباره سانسور ميکنه، چي؟
.صادقانه ترين، ابتدايي ترين و واقعي ترين افکارت
.چون اين نتيجه ي بازنويسي طاقت فرساي توئه، مارتين
بازنويسي واقعا سانسوره، بيل؟
چونکه، من کاملا به گا رفتم .اگه اينطور باشه
.تمام افکار منطقي رو، سمپاشي کن
.اين نتيجه ايه که من بهش رسيدم
اين آدم چي داره ميگه؟ .من دارم جدي حرف ميزنم
.اون هم همينطور
خب، کار سمپاشي چطور پيش ميره، بيل؟
.يه نفر داره پودر سوسک کُش منو مي دزده .يه نفر ميخواد منو بدنام کنه
هوم. خب، بيل، شايد لازمه اين مسئله رو .به عنوان يه نشونه در نظر بگيري
شايد لازمه خودتو توي .نوشتن پورنوگرافي محک بزني
.آره. يه رمان، حداقل هفته اي 120 دلار ميفروشه .پول کمي نيست
.من ميتونم با طرف آشنات کنم
.ما توي فکرشيم که يدونه مشترک بنويسيم
.من نوشتن رو وقتي ده سالم بود کنار گذاشتم
.خطرش زياده- .فقط درصورتي که کسي نوشته هات رو بخونه-
.ما تا به حال، به اين مشکل بر نخورديم
.من تخصصم رو پيدا کردم .من يه سمپاشم
البته، بيل. اين همون چيزيه ...که دنيا بهش احتياج داره
.سمپاش هاي باسوادتر... .يه نخ سيگار به من بده-
...البته، خب، ميدوني
اگه حواست به پودر سوسک کُش ت نباشه .توي دردسر ميافتي
.يه دقيقه صبر کنين بچه ها شما چيزي راجع به اين قضيه ميدونين؟
.ما دقيقا چيزي نميدونيم
نه، ولي حدس ميزنيم .يه مشکل خونگي باشه
خداي من، چي کار داري ميکني؟- .قرار نبود ببينيش-
خب، حالا که دارم مي بينمش. اين چيه؟
.دارم پودر حشره کش ت رو تزريق مي کنم
.شايد دوست داشته باشي خودت امتحان کني
.شايدم نه
.من وسط کار تموم کردم
.تو بايد به مصرفش خاتمه بدي، جُن
.مثل سِرُم مارگزيدگي، سهميه بندي مي کننش
.خب، کاري که بقيه مي کنن رو بکن
.با پودر ملين بچه عوضش کن
.سوسک ها تا سرحد مرگ ميرينن
.اين بهترين شغليه که تا به حال داشتم
.اگه دوباره تموم کنم، اخراجم
.هومم
...اين، يه
.اين يه نشئگي بسيار اديبانه ست
.بسيار اديبانه
براي همين هنک و مارتين، همه چي رو ميدونن؟
...نه، ما فقط، ا
.ما فقط باهم، هول هولکي امتحانش کرديم
.اونا خوششون نيومد ولي من چرا
منظورت از نشئگي اديبانه چيه؟
.يه نشئگي کافکايي
.احساس حشره بودن مي کني
.يه کم امتحان کن
.خب، نمي دونم
.نمي دونم
.فکر کنم متابوليسم ما خيلي متفاوت باشه- کيا؟-
تو و کافکا؟
من فکر مي کردم تو ديگه موادِ .عجيب غريب مصرف نميکني
،خودم هم همين فکر رو مي کردم .ولي گمونم اينطور نيست
...به شخصه
.من کار با "پريتروم" رو به "فلورايد" ترجيح ميدم
...با پريتروم
تو سوسک ها رو زير سايه ي خدا و مشتري ...ميکُشي
...در حاليکه نشاسته و فلورايد رو
.پخش ميکني و سوسک ها ميخورنشون
چند روز بعد بر ميگردي، ميبيني .مثل گراز چاق دارن راه ميرن
.و مسئله اينجاس، بيل ...تو اگه ميخواي وزن اضافه کني
...بايد پودر زردرنگ رژيمي ت رو
با يه سري از اين فلورايدهاي خوب .عوض کني
.قطعاً به چينيه ساخته .خيلي سرحاله
تا حالا ديدي سَم رو قورت بده؟
.اون واقعا نمي خورتش
.اين تردستيه
تو فکر کن نميخوره! مدت هاست که داره پودر رو .استنشاق ميکنه و اين باعث سرخوشي ش شده
.درست مثل اون سوسکها
.ويليام لي
جريان چيه؟- .ايشون آقاي هازر هستن؛ من هم اوبراين-
.مامورين مبارزه با مواد مخدر .ميخوايم ببريمت مرکز شهر، بيل
.مورد جزئي توقيف يه ماده ي خطرناک
.تو آدم سابقه داري هستي، بيل
.يه عالم مواد به رگ زدي
من آدم پر دردسري بودم .ولي الان ازدواج کردم
.آدم صاف و ساده يي ام .شغل خوبي دارم
.خوبه، بيل .عاليه
اين چيه، اونوقت؟- .شغل منه-
.من ازش براي کشتن حشرات استفاده مي کنم
.ميگه حشره کُشه- .ممکنه راست بگه-
.دوست دارم کارش رو ببينم- .منم همينطور-
.منم دوست دارم کارش رو ببينم- .خب، جالبه-
من دوست دارم نشونتون بدم ولي در حال حاضر .آخرين بسته ي خرچنگ هام رو تموم کردم
.خيلي بامزه بود، بيل
...ولي ميدوني
من فکر مي کنم، ما يه حشره اين اطراف .داشته باشيم
.راست ميگي
بذار ببينيم اين ماده ي زردرنگ مي کشتش؟
.ما دوباره برميگرديم تا ببينيم چطور اثر کرده
.آره .موفق باشي
ويليام لي؟
من تمام اين تدارکات رو ديدم، فقط .براي اينکه لحظه اي با تو تنها باشم
.من افسر پرونده ي تو هستم
اوه، چي من؟- .افسر پرونده-
.تو مامور من هستي
.من، مرتب، به مافوقت گزارش ميدم
.راه بيا، آقاي لي .نميخواد برا من خنگ بازي دربياري
...اوه. نه. خب
احمقانه بايد باشه، نه؟
...هستش. بگو، بيل
فکر مي کني بتوني يه کم از اين پودر به لب هاي من بمالي؟
.اوه، آره
.حتما
.خب، حالا
...همونطور که احتمالا انتظارش رو داشتي
من براي تو دستورالعملي .از مرکز دارم
.در مورد زن کوچولوئه
چي؟- .زن کوچولو-
.زن کوچولوي تو
.همسرت- .بهم بگو-
.همسرت واقعا همسرت نيست
.اون يه مامور شرکت اينترزونه
.تو بايد بُکشيش
.جُن لي رو بُکش
.اين ماموريت بايد فورا انجام بشه .همين هفته
.و بايد به نحوه اي واقعا دلپذير انجام بشه
شرکت اينترزون؟
.سازماني که در اينترزون پايه گذاري شده
يه بندر آزاد بدنام .در ساحل آفريقاي شمالي
پناهگاهي براي .تفاله هاي دورگه ي کره ي زمين
.يه انگل بلعيده شده در زير شکم غرب
.اه، من نميفهمم
...چرا يه زن آمريکايي سطح بالا مثل جُن
بايد بخواد براي يه شرکت دوزاري مثل اينترزون کار کنه؟
ولي کي ميگه جُن لي واقعا يه زنه؟
در واقع، کي ميگه اصلا اون آدمه؟
منظورت از اين حرف چيه؟- .بيشتر از اين نميتونم بگم-
هي، کجا ميري؟
.اينکار رو نکن. اينکار رو نکن .عواقب ناگواري داره
.بدبخت شديم. بايد از محله خارج شيم
.يه دقيقه صبر کن
چه خبره؟- .براي پودر حشره کش دستگير شدم-
.به خاطر مواد، شروع به توهم کردم
.خدا ميدونه به اون دوتا بازرس واقعا چي گفتم
،حتي مطمئن نيستم .چطور از اونجا اومدم بيرون
تو پودر حشره کش فردا رو برگردوندي؟
اينکار رو کردي، بيل؟ آره؟
.خداي من، جُن .تو داري مثل يه تزريقي سابقه دار رفتار ميکني
.و اين پودر حشراته! توروخدا بفهم
.اوه
.من يه عادتهايي دارم، آره، عزيزم
تو حداقل بايد چند مارک به خاطر .ابتکار عمل ام به من بدي
از کجا ميدونستي که نمي کُشتت؟
.نمي دونم، بيل
.به سمتش کشيده شدم
ميدوني؟
انگار حس کني، به سمت يه عاشق قديمي .کشيده ميشي
...بگو، بيل
ميتوني يک کم از اين پودر به لبهاي من بمالي؟
ميتوني؟
.خواهش مي کنم
!هي
.بيل
کجا بودي امروز صبح؟
.توي غذا خوري جات خالي بود
.يه جورايي توي مخمصه گير افتادم
.به قولي، دنده رو بد جا زدم
.آره. راجع بهش شنيديدم
.راستش ديديم با پليس ها رفتي
.به "کوهن" پسش نميدن
.ميگن، مُحرزه
.آره. شرم آوره. آره
برا همين سعي کردي مال منو بلند کني؟
.اين کم لُطفيه، ادوارد
No comments yet. Be the first to leave one.