De første 200 linjer.
تقديم به تمام پارسي زبانان جهان
زيرنويس از آرمان اسدي، حسين غريبي، امير طهماسبي
پير
جايي در آستانهي خواب
مزهي آرامش رو ميچشيم
هر شب ما در رؤياهام ميرقصيم
ولي خداي عشق کمانداره
...وقتي با بيرحمي از پيشمون ميره
ما رو توي قربانگاه رها ميکنه
زخمي و ضعيف و آمادهي خونريزي
بخون، دختر
مامان، حالا ديگه نميتونم
حسش رو ازش گرفتي
ببخشيد
صداي خيلي قشنگي داري
بيصبرانه منتظرم بزرگتر بشي تا صداي پختهت رو بشنوم
اينجا غواصي هم ميکنن؟
بچه بايد چند سالش باشه تا بتونه غواصي کنه؟
"نميدونم، "ترنت
فکر کنم زيادي کوچيکي
تو بچهاي
گفتي 5 دقيقهي ديگه ميرسيم
الان خيلي خيلي بيشتر از 5 دقيقه شده
نزديک شديم؟
اينقدر آرزو نکن که از اين لحظات خلاص بشي
.بيرونِ پنجره رو نگاه کن ببين چقدر قشنگه
پريسکا
موضوع کاريه؟
آره
يکي نيست به خودت بگه قدر لحظات رو بدوني، مامان
واي
اينجا خيلي بهتر از کانکونه
...آقا و خانم کپا
به تفرجگاه بهشتي ما خوش اومدين
واي
سلام
.خب، ايشون "مادريد" هستن به کارهاتون رسيدگي ميکنه
براي خوشامدگويي به شما ...از ترجيحات غذايي و نوشيدني
که انتخاب کرده بودين براتون کوکتل تهيه کرديم
واي
ممنون - ممنون -
واي، شماها چقدر بزرگ هستين
يه آبخوري نوشيدني هم براي شما دو تا داريم
ميشه بريم؟
ممم - آره -
بيا بريم. بيا بريم
باورت ميشه اينجا رو توي اينترنت پيدا کردم؟
:موارد محبوبم
،بيست و چهار ساعته بازه ايستگاه شيريني داره
واي خدا. بجنب، ترنت
وانيل و توتفرنگي رو قاتيش کنين
سلام کن، ترنت
سلام
من "ادلب" هستم
عموم مدير اين تفرجگاهه
"اين ترنته. منم "مدکس
من ميتونم يه پازل 1000 تيکه ...رو درست کنم
که کار خيلي شاقيه
...من و بابام بهشون چسب بيرنگ ميزنيم
و روي ديوار اتاقم آويزون ميکنيم
من صدف حلزوني جمع ميکنم
42تا صدف حلزوني دارم
محشره
خيلي خب - فکر کنم يه خرده کمک ميخوام -
خب، پس وانيل و توتفرنگي ميخواي؟
سلام
ممنون
آره. آه، خيلي خب
خيلي خب، خودم ميارمش
باشه، بيا
ممنون
خيلي داري کمک ميکني
آره
!گرفتمت
به لباست دست زدم. اين حسابه
هي
...توي آمريکا، سالانه 250 هزار
صدمات مربوط به لوازم منزل رخ ميده
25درصدش صدمات ناشي از ميز پيشدستيه
!هي، هي
باشه - خيليخب -
شرکت "وارن و وارن" بايد وابسته به اين تفرجگاه باشه
حتماً اينجا همايش برگزار ميکنن
ما توي محل کار عاشق اين شرکت داروسازي هستيم
...برنامه داريم از مشتريهامون بخوايم
که از داروهاي شرکت ...وارن و وارن استفاده کنن
تا حق بيمهشون رو کم کنيم
آه، هوم. آره
"ورود بچهها به ساحل ممنوع است؟"
چي؟ وايسا ببينم
هفتهي بدون بچه"؟"
!حقيقت نداره - ...ميگه هيچ بچهاي -
!بذار ببينمش - پريسکا، بايد چک ميکردي -
بذار ببينمش - تقصير مامانتونه -
!بذار ببينمش - نه، نه، جدي ميگم -
نه، همين رو نوشته. نه - خداي من، بذار ببينمش -
مامانتون بايد چک ميکرد. اينجا نوشته - !بذار ببينمش -
آره، البته - !بذار ببينم -
...ميدونم که براي همهتون
...خبر خيلي دردناکيه، ولي الان - !بذار ببينم -
ولي حالا من قدرت دارم - !نه -
آره و شما بايد بپذيرين
بله، بايد درک کنين
کاريش نميشه کرد. زندگي همينه
سخته و بعضيوقتها همهچي بر وفق مراد پيش نميره
واي خدا
بجنب. تيم آبي داره ميبره
آه، ضربهي خوبي بود
اسم و شغلتون چيه؟
سلام بچهها، من آنت هستم
اسم شما چيه؟
من ترنت هستم. اين هم ادلبه
سلام. از آشناييتون خوشوقتم
خداحافظ - خداحافظ -
خداحافظ
سلام. من ترنت هستم. اين هم ادلبه
اسمتون چيه و شغلتون چيه؟
آه، من سوفيا واتسون هستم
سرآشپزم
من گرِگ ميچل هستم، پليسم
چه باحال
و من ميلين ميچل هستم
رقصندهام
واي. چه باحال
خيلي، خداحافظ - خداحافظ -
خداحافظ - خداحافظ -
هي، بيا بريم اونور
بازي حقيقتگويي. شروع کن
من نميتونم شنا برم. تو بگو
من هيچ دوستي ندارم
من دوستت هستم
تو ميري
شايد مامانم بذاره باهات تماس تصويري بگيرم
اينطوري ميتونيم دوست باشيم
ميتوني بياي خونهمون و از خودت داستان بسازي
...بعدش ميتونيم باهم به يه دانشگاه بريم
و بعدش خونهي رهني کنار همديگه بگيريم
چه باحال
عجيبه
ميدونم
.ذهنم رو حسابي درگير کرده چيزي از گلوم پايين نميره
و من هيچي رو حس نميکنم؟
...توافق کرديم ...قرار شد
براي بار آخر بياريمشون تعطيلات و بعد بهشون بگيم
...نميتونم بفهمم که چرا
...نميتونيم در نظر بگيريم که
اين موضوع نبايد روي چيزي اثر بذاره
دکتر گفت چيز خطرناکي نيست
گفت احتمالاً سالهاست که توي بدنمه
ما داشتيم طلاق ميگرفتيم
همين به قدر کافي برامون گيجکننده هست
لازم نيست يه مسئلهي پزشکي غيرمرتبط رو باهاش قاتي نکنيم
"بيا تمومش کنيم، "گاي
اين دو موضوع رو جدا کن
فقط سه روزه
جايي پيدا کردي؟
آره
آه، پريسکا، بيخيال
!تو هميشه به آينده فکر ميکني
!حس ميکنم من رو نميبيني
تو هميشه به گذشته فکر ميکني
!توي يه موزهي کوفتي کار ميکني
فکر کردم دعواشون تموم شد
چرا بازي نميکني؟
صبح بهخير
صبحونه چي ميل دارين؟
نوشيدني بمب کلسيم رو ميخوام
من کمبود کلسيم دارم
پس واقعاً کلسيمش بالاست يا اسمش براي قشنگيه؟
محتوي تمام سبزيجات سرشار از کلسيمه، خانم
صاف بشين، کِرا، عزيزم
باشه - خب؟ -
وگرنه وقتي بزرگ شدي قوز درمياري، عزيزم
خيلي زشت ميشي
پسرها سرد ميشن
نوشيدني بمب کلسيم رو برام بيار
و شايد بتوني يکي از اينها رو پيشنهاد کني
اين يکي
من پارفهي گرانولا رو پيشنهاد ميکنم
ام... انتخاب خوبيه
باشه
خب، خانواده کپا چطورن؟
امروز برنامهاي دارين؟
خب، يکي از بچههامون ميخواد بره جت اسکي
...و اون يکي
ميخواد هر کاري بکنه غير از اون
خب، يه ساحل خصوصي ...توي منطقهي
حفاظتشدهي جزيره هست
پيدا کردنش غيرممکنه
صخرههاي خارقالعادهاي دورتادورش هستن
کانيهاي خيلي نادري دارن - اوه -
از اون تجربههاست که فقط يه بار توي زندگي نصيب آدم ميشه
يه ناهنجاري طبيعيه
اونجا رو فقط به مهمونهاي خاصي پيشنهاد ميدم
ولي از لحظهي اول از شماها خوشم اومد
خب؟ خانوادهي خوبي هستين
پس اگه بخواين، ميتونم ترتيب يه ون رو بدم تا شما رو ببره
همم. آره
بهنظر مياد برامون يه خاطرهي عالي بشه
اين راز بين خودمون بمونه
No comments yet. Be the first to leave one.