De første 200 linjer.
تراويس؟
توي آبجوش پنتو ريختي؟
آره
!جاشوا
من ميتونم اينکارو کنم
ولي بقيه اش؟
،اون کارهاي خلاف ...کارهاي بد
اونجا حد منه
بيا برنامه ي کناره گيري مرگ رو انجام بديم
باشه
آماده اي؟ - آره -
جس، بايد يه چيزي بهت بگم
تو مستي
چه مرگته تو؟
چرا داري شبيه يه نفر ديگه رفتار ميکني؟
مامانم
،حس ميکنم هيچوقت نميفهمم که مشکلش چيه
حس ميکنم اون هميشه بهم دروغ ميگه
خانم، من کاراگاه بن وسلي هستم
بايد درباره ي شوهرتون تراويس بلوم باهاتون حرف بزنم
اون فقط چند روزي ميشه که رفته
.بيشتر از اينا هم غيبش زده مطمئنم که برميگرده
خب، ما اعتقاد داريم که توي اين انبار
معامله ي مواد انجام ميده
وارد شديم
انبار اوليويا کاملاً شنود ميشه
خوبه
درباره ش درست ميگفتي
و همينطور درباره ي مري هريس
يه تيم گذاشتي اون رو زير نظر بگيره؟ - آره -
.الان ميميره به آرومي صورت ميگيره
برو
تازه ديدم که يه نفر رو کشتي
من هيچوقت دست از اين کارم نميکشم
صبح بخير
صبح بخير
نميدونستم سيگار ميکشي
من... زياد نميکشم
هي ترک ميکنم
و بعدش باز شروع ميکنم
...ميدونم واسم ضرر داره، ولي
اعتيادآوره
ميدونم
،ميدوني ...ديروز با اون پسر
جاشوا
جاشوا
من تا حالا همچين چيزي نديده بودم
ولي ديدي که آدم ها بميرن
آره، ولي نه اينجوري
...اون
با آرامش همراه بود
اين... ببخشيد، از طرف کارمه
بايد نگران باشم؟
خب، پدر و مادر جاشوا واست لاپوشوني کردن
همينطور من
...مري، اگه کسي از اين با خبر بشه
ديگه نميتونم ازت محافظت کنم
من احتمالم شغلم رو از دست ميدم، ميدوني؟
ميدونم
بيا اينجا
من بايد برم
من بايد برم؟ - حتماً بايد بري؟ -
آره
مگه اينکه بخواي بهم بگي که چه اتفاقي واسه تراويس افتاد
« مري آدم ميکُشه » فصل دوم ؛ قسمت پنجم
Telegram ID: @Farhaad_Jahangiri
تقريباً فراموش کرده بودم که چه پدرسوخته ي خوشتيپي هستم
نميدونم چرا اين چهره رو مخفي کرده بودي
با عقل جور درنمياد
تو زندان ريش گذاشتم، توني
باشه
تو شبيه آدمي هستي که گذشته اي داره
.درسته ولي آماده ام که فراموشش کنم
تراژدي اين زندگي
...اين نيست که خيلي زود تموم ميشه
بلکه اينه که ما خيلي صبر ميکنيم که شروعش کنيم
تو که نميخواي بميري، مگه نه؟
.نه. نه. نه. نه کاملاً برعکس، رفيق
حس ميکنم که زندگيم بالاخره داره شروع ميشه
مري
من تو اتاق خوابتم
اينجا چيکار ميکني؟ - اي دختره ي خراب آب زيرکاه -
سکس کردي، مگه نه؟
نميخوام درباره اش حرف بزنم
بهترين قسمت يه سکس بد در واقع حرف زدن دربارشه
بد نبود
،عالي بود ولي پيچيده ست
بخاطر شغل فرعيت؟
و شغل اصلي اون
ولي شما دوتا عاشق در زمان خطرناکي هستين
من بايد برم
هي، نميخواي بدوني من چرا اومدم اينجا؟
اول از همه اينو پرسيدم ازت - آره، ولي بعدش -
من بخاطر مدرک
،سکس نامشروعت لحظه به لحظه حواسم پرت شد
نيکول - بايد درباره ي جس باهات -
حرف بزنم
اون رو که يادت مياد؟
اولين بچه ات؟ - چشه مگه؟ -
ميدونه که داري بهش دروغ ميگي
ميدونه که داري يه چيزي رو مخفي ميکني
فقط نميدونه چيو ازش مخفي ميکني
خودش اينو گفت؟ - آره -
.باشه، من باهاش حرف ميزنم امشب
الان چرا حرف نميزني؟
چون مدرسه ست - ميتوني تمومش کني -
و ببيني براي يه بارم که شده صادق بودن چه حسي داره
،ميخواي من چيکار کنم ،برم از مدرسه درش بيارم و بهش بگم
هي جس، من آدم ميکشم"؟"
نميدونم. شايد
نيکول، من بايد برم
ميخواي بري يکي ديگه رو بکشي؟
من و دز ميخوايم يه لطفي در حق کسي کنيم
و لطفتون شامل کشتن آدم هم ميشه؟
!مري يه لحظه به حرفم گوش بده
هرکاري دوست داري بکن
،ولي يه جايي بالاخره بايد تصميم بگيري
که براي تمام اين جريانا حاضري چقدر چيز از دست بدي؟
خونه ات؟ زندگيت؟
بچه هات؟
پيشرفت قابل تحمل
فکر کنم بايد تمرکزمون رو روي آب بذاريم
،بهبود آب ...کيفيت، دسترسي
اصلاً به حرف هام گوش ميدي؟
از اونجايي که اين پروژه ،نصف نمره مون رو داره
من واقعاً فکر ميکنم که بايد تمرکز کنيم
الان برميگردم، باشه؟
سلام دختر
من دختر تو نيستم
باشه، تو هنوزم عصباني هستي
هنوزم از دست جس عصباني هستي؟
.مهم نيست من فراموش کردم
آها. همونطور که فکر ميکردم
تو آنلاين جس رو زير نظر داري
،معنيش اين ميشه که فراموشش نکردي
بدش من
شايد بهتر باشه يه چيزي رو لايک کنم
خيلي لوسي - آره -
آره، ميدونم
،ولي نکته اينجاست که ،جس نيست
و کل اون جريان تمام و کمال تقصير من بود
من يه احمق مست بودم اونشب
من و جس با هم نيستيم
،خب، من و جس هم نيستيم
پس واقعاً مهم نيست
من فکر ميکردم تو حتماً آدم... خيلي مذهبي اي باشي
ميدوني... بقيه رو بخاطر ورود غيرمجازشون ببخشي
و اونا ما رو بخاطر خودمون ميبخشن
من فکر ميکردم تو اعتقادي به خدا نداشته باشي
.ندارم ولي تو... داري
جس واقعاً ازت خوشش مياد
دست از احمق بودن بردار و برو به دستش بيار
محموله تا حدود ساعت 6 ميرسه؟
من تا اونموقع برميگردم
خودت محصول رو تست کن
مطمئن شو که محصول خوبي به دستمون رسيده باشه
نه مثل سري آخر - باشه -
با اوليويا بلوم به جايي نرسيديم؟
خب، اشاره هايي به محموله ها شده
،و زبان مخصوص حمل مواد
ولي اون خوب حواسش جمعه - ،خب -
خودت که ميدوني چجوريه
بعضي وقت ها ماه ها طول ميکشه تا يه سرنخ محکم به دست بياريم
من بازم زير نظرش ميگيرم
يه خبر جديد راجب پرونده ي مري هريس دارم
خونواده ي يانگ لپ تاپ جاشوا رو بهمون دادن
تو هيستوري کامپيوتر سرچ هاي بيشماري
درباره ي نحوه ي خريد پنتوباربيتال بوده
.اون باهوشه ميدونه چطور ردش رو بپوشونه
.متوجه ام خب اين ما رو به کجا ميرسونه؟
خب، من بايد زير نظر گرفتن مري رو کنسل کنم ديگه
...خونواده ي يانگ روي داستانشون هستن
که تنها بودن
اون از کجا فهميد که ما قراره اونجا باشيم؟
،همونطور که گفتي اون زن باهوشيه
يا يه نفر بهش خبر داده
ميخواي ازم چيزي بپرسي؟ - نه -
ميخوام يه چيزي بهت بگم
.مري هريس يه مجرمه هم تو اينو ميدوني، هم من
و هردومون ميدونيم که اون جاشوا يانگ رو کشته
تو باهاش رابطه داري؟
نه
عجب
تراويس بلوم چي؟
با اون هم رابطه ندارم
،مري هريس رو استخدام کردن تا اون رو بکشه
و از اون موقع به بعد کسي اون رو نديده
واقعاً فکر ميکني که اون هيچ ربطي به اين قضيه نداره؟
ميدوني، من هيچ وقت نفهميدم
چطور مثل يه کارگر ساختمون غذا ميخوري
...و با اينحال هنوزم ظاهرت خيلي زياد شبيه حامله هاست
ميدونم، نه؟
از پشت اصلاً نميشه متوجه شد
مامان بزرگم ميگه که با اين ظاهرم ،من پسردار ميشم
چون يه دختر تمام زيباييت رو ازت ميگيره
خب، پس حتماً يه پسره
.تبريک ميگم، لاريسا خيلي خوشکل شدي
...خب تو
الان بايد 5 يا 6 ماهت باشه ديگه، نه؟
راستش، 9 ماهمه
No comments yet. Be the first to leave one.