Sincere Heart

Sincere Heart (まごころ)

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Sincere Heart - 1953persian
En kommentar af alireza tavasol
ترجمه اختصاصی تیما گروپ

Tags

other
Udgivet den: 2025-12-31
Downloads: 28
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫فیلمی از شوچیکو

‫دل پاک

‫تهیه کننده ‫کوزو کوبو

‫نویسنده فیلمنامه ‫کیسوکه کینوشیتا

‫فیلمبردار ‫توشیاسو موریتا

‫طراح صحنه ‫شوکی هیروتاکا

‫صدا ‫یوشیزابورو سِنو

‫نورپردازی ‫ریوزو تویوشیما

‫موسیقی ‫چوجی کینوشیتا

‫با بازی

‫کینویو تاناکا ‫(حضور افتخاری)

‫کیکو تسوشیما، تیجی تاکاهاشی ‫آکیرا ایشیهاما

‫تاتسویا میهاشی ‫کیکو آواجی

‫هیتومی نوزوئه ‫فوجیو سوگا

‫ایکو تاکاماتسو، ریکو میناکامی ‫ماسایوشی اوتسوکا

‫کارگردان ‫ماساکی کوبایاشی

‫برای درخواست زیرنویس فارسی فیلمهای خود به ‫کانال تلگرام تیما گروپ مراجعه کنید ‫✰✰✰ telegram: timagroupfilm ✰✰✰

‫موسیقی متن

‫خداحافظ

‫خداحافظ. میبینمت

‫خداحافظ

‫هیروشی

‫بیا، لئو

‫- سلام مربی ‫- سلام

‫خیلی خوشگلتر شدی

‫این حرف درست درنمیاد

‫- قراره به زودی عروسی کنه ‫- هیروشی

‫مربی، اصلا اینطور نیست

‫دروغ نگو. آقای یاجیما ‫منتظرته

‫ولی امروز آخرین تمرینمون بود

‫- قراره کسی رو ببینی؟ ‫- آقای یاجیما

‫من درس خوندن دوست ندارم ‫واسه همین هفته ای دوبار بهم درس میده

‫اینم تقصیر خودته مربی

‫راگبی خیلی حال میده

‫باید درس بخونی ‫اول باید امتحانو پاس کنی

‫- راست میگه ‫- آبجی

‫آقای یاجیما این روزا ‫خیلی استرسی به نظر میاد

‫استرسی نیست

‫کنار تو که باشه هست

‫مربی، آقای یاجیما قراره ‫با خواهرم ازدواج کنه

‫چی گفتی؟

‫- دوچرخه ات یادت نره ‫- آخ راست میگی

‫- خداحافظ مربی ‫- خداحافظ

‫برسیم خونه حسابتو میرسم

‫اصلا برام مهم نیست. خداحافظ

‫خداحافظ

‫بهش گفتم زود برگرده خونه

‫ولی عاشق راگبی بازی کردنه

‫هنوز خیلی کوچیکه

‫فصل راگبی تازه شروع شده ‫دیگه درس نمیخونه

‫تو هم همینو میگی ‫آدم نگران میشه

‫من اصلا معلم خوبی نیستم

‫هیروشی قراره شوهر خواهرت بشه

‫فکر نکنم خوشت بیاد اگه رد بشه

‫- مسئولیتش سنگینه ‫- صددرصد

‫بابا و مامان بزرگ ‫خیلی باهاش راه میان

‫یه سوپ گوشت داغ میخوری؟

‫من قبلا خوردم

‫هنوز جوونی ‫جا داری بخوری

‫باشه خب

‫میخوایم به غذاهای ما عادت کنی ‫درسته کونیکو؟

‫مامان عاشق غذا پختن و غذا دادن به مردمه

‫از این به بعد ‫با ما شام بخور

‫خیلی هم عالی میشه

‫بفرما

‫از این به بعد ما رو ‫مثل خانوادت بدون

‫همچنین

‫چطوره؟ خوشمزه نیست؟

‫آره خیلی خوشمزست

‫مجبورت کردن اینو بگی

‫نه واقعا خوشمزست

‫خودتو آماده کن که ‫میدوری حسابی سیرت کنه

‫آماده ای؟ ‫- آره هستم

‫با حقوق من بعیده ‫بتونیم اینجوری غذا بخوریم

‫اوایل ازدواج همه چی ‫خوشمزه به نظر میاد

‫- خب ‫- مامان بزرگ همیشه درست میگه

‫- اومدم ‫- بالاخره برگشت

‫- الان بهش غذا میدیم ‫- باشه

‫اومدم

‫اول غذا بخور بعد درس بخون

‫اول باید برم حموم

‫خیلی خطرناکه. عجب بچه دیوونه ایه

‫زود باش. نذار زیاد منتظر بمونه

‫خواهرش میتونه سرگرمش کنه

‫درسته

‫باید عجله کنی ‫- باشه

‫زودباش-

‫لئو، بخور

‫الان بخور

‫نمیخوای بخوری؟

‫بخور دیگه

‫چی شده؟

‫مامان، فکر کنم حال لئو خوب نیست

‫چی شده؟

‫- مثل همیشه نیست ‫- راست میگی

‫لئو، چی شده؟ ‫بخور دیگه

‫لئو چشه؟

‫می میره

‫دروغ میگی. هی لئو

‫بیرون نیا ‫زود حمومتو تموم کن

‫باشه

‫آقای یاجیما منتظرته

‫میدوری، چرا یه موزیک ‫برای آقای یاجیما پخش نمیکنی؟

‫باشه

‫فکر میکنی حال لئو خوب باشه؟

‫خوب میشه

‫لئو، سوپ خوشمزه داری ‫بخور دیگه

‫- خوشمزه نیست ‫- هیروشی

‫کی نظر تو رو خواست؟

‫نذار راگبی بازی کنه

‫- یکی داره میاد اینجا ‫- جدی؟

‫نکنه عروسش باشه

‫فکر میکنی طاقت ‫زندگی تو اون اتاقو داری؟

‫تو چی فکر میکنی؟

‫با توجه به سطح زندگی ‫خانوادت

‫فکر میکنی کاملا شدنیه، نه؟

‫تو تو یه خانواده مرفه ‫بزرگ شدی

‫من با خانوادم فرق دارم

‫همه در موردت میدونن

‫کئیچی یاجیما، مهندس

‫حقوق ماهیانه، ۱۸۲۰۰ ین

‫چی؟

‫سالی دو تا پاداش

‫اِل-آی ای-

‫مهندس شرکت آستین موتورز

‫تا یه سال دیگه ‫میشه مهندس ارشد

‫تا یه سال دیگه رو خط بزن

‫این حرف بابامه

‫با این حال، من با یه مهندس ‫به عنوان شوهرم کنار میام

‫داداش هیساشی این موسیقی رو ‫خیلی دوست داشت

‫اگه زنده بود ‫با تو رفیق صمیمی میشد

‫کاش سالم تر بود

‫زمان جنگ موقع خیاطی مریض شد

‫مامان از راگبی بدش میاد

‫ولی میذاره هیروشی بازی کنه ‫که سالم بمونه

‫- میدوری ‫- چی شده؟

‫لئو حالش بده ‫میتونی ببریش پیش دامپزشک؟

‫- باشه ‫- من میبرمش

‫تو باید درس بخونی

‫- میدوری ‫- چیکار میکنی؟

‫- درس بخون، وگرنه قبول نمیشی ‫- خودت چی؟

‫هیروشی

‫به زور فارغ التحصیل شدی

‫باید حسابی درس بخونی

‫ببخشید معطلت کردم

‫- بریم راه بیفتیم ‫- باشه

‫هنوز از حموم داغم

‫همسایه جدید اومده؟

‫لئو، بیا راه برو

‫بریم دکترت رو ببینیم

‫چرا بغلش نمیکنی؟

‫واسه همینه بهتره خودم ببرمش

‫- راه بیفتیم ‫- باشه

‫حموم حسابی چسبید ‫ای کاش تو هم میومدی، فومی

‫آقای شیمورا کجاست؟

‫رفته خونه یکی از دوستاش

‫بازم تب داری؟

‫نه

‫اسباب کشی اذیتت کرده ‫زود بخواب

‫اون کارو فردا بکن ‫من جاتو آماده میکنم

‫- هنوز نه ‫- نه، باید استراحت کنی

‫این اتاق بد نیست

‫اینجا ساکته و ‫حموم عمومی هم نزدیکه

‫ولی رو به شماله ‫آفتاب نمیخوره

‫ولی خیلی بهتر از قبله ‫که بوی روغن میومد

‫بفرما

‫صددرصد این خیلی بهتره

‫بفرما

‫- اومدم ‫- خوش اومدی

‫بفرمایید تو، خانم

‫- مزاحم شدم ‫- بفرمایید داخل

‫اینقدر زود میخوای بخوابی؟

‫فومی باید استراحت کنه

‫اسباب کشی خیلی خسته کننده ست

‫سلامتی از همه چی مهمتره

‫آره

‫اینارو بپوش

‫مریضه؟

‫سلامتش خیلی تعریفی نداره

‫متاسفم که اینو میشنوم

‫رسید ودیعه رو ‫به اسم خودت آوردم

‫یه جای امن نگهش دار

‫میشه تو نگهش داری؟

‫ولی الان به اسم خودته

‫این کار خودت بود

‫فرقی نمیکنه دست کی باشه

‫بعد از سه سال اینجا ‫میخواید برین جای دیگه

‫دلمون براتون تنگ میشه

‫با مستاجرای جدید هم ‫خوب رفتار کنین

‫چرا با هم زندگی نمیکنین؟ ‫لازم نیست با دوستت همخونه بشی

‫به تو ربطی نداره ‫وقت رفتنته

‫باشه. پس من دیگه میرم

‫- فومی، بخواب ‫- باشه

‫حالا که جا افتادین ‫منم دیگه برم

‫عجله نکنین ‫براتون چای میارم

‫بازم سر میزنم. خودمم ‫تازه نقل مکان کردم

‫درسته. ممنون بابت همه چی

‫خواهش میکنم

‫فومی، شب بخیر

‫- بدرقه ات میکنم ‫- لازم نیست

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left