Three Billboards Outside Ebbing, Missouri

Three Billboards Outside Ebbing, Missouri

Download Farsi Persian undertekster

Udgivelsesinfo

Three Billboards Outside Ebbing Missouri 2017 BluRay 720p 1080p x264-SPARKS
Three Billboards Outside Ebbing Missouri 2017 BDRip x264-SPARKS
Three Billboards Outside Ebbing Missouri 2017 BluRay 720p 1080p H264 AAC-RARBG
Three Billboards Outside Ebbing Missouri 2017 BRRip 720p 1080p x264-MkvCage
Three Billboards Outside Ebbing Missouri 2017 BluRay 720p 1080p HEVC x265-RMTeam
Three Billboards Outside Ebbing Missouri 2017 BrRip 720p 1080p 2CH x265 HEVC-PSA
Three Billboards Outside Ebbing Missouri 2017 BluRay 720p 1080p x264-YTS AG
Three Billboards Outside Ebbing Missouri 2017 BluRay 720p 1080p x264-Ganool
Three Billboards Outside Ebbing Missouri 2017 BRRip XviD AC3-EVO
Three Billboards Outside Ebbing Missouri 2017 All BluRay 720p 1080p Full HD
En kommentar af Cannibal
█► و علیرضا ابراهیمی F.A.R.D.I.N فـردیـن | LiLMeDiA.TV ◄█

Tags

bdrip
bdr
x264
TS
BDR
Udgivet den: 2018-02-15
Downloads: 145
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری

‫تو "رد ولبی" هستی؟

‫بله خانم. چطور میتونم کمکتون کنم؟

‫شنیدم سه تا بیلبورد توی جاده‌ی درینک‌واتر هستن که...

‫تو مسئول اجاره‌دادنشون هستی، درسته؟

‫نمی‌دونستم ما بیلبوردی توی جاده‌ی درینک‌واتر داریم...

‫- جاده درینک‌واتر کجاست؟ ‫- یه جاده پشت سایزمور

‫دیگه از وقتی که بزرگراه شروع ‫به کار کرد، بلااستفاده شده

‫حق با شماست

‫سه بیلبورد اونجا داریم. که از سال 1986 ‫به بعد هیچکس ازشون استفاده‌ای نکرده

‫آخرینشون "هاگیز" بوده ‫(شرکت پوشک‌فروشی)

‫هزینه‌ی اجاره هرسه‌تاشون برای یکسال چقدر میشه؟

‫یکسال؟

‫میخوای واسه سه تا بیلبورد تو جاده‌ای ‫که هیچکس از اونجا رد نمیشه، مگر اینکه...

‫راهشو گم کرده باشه یا احمقی چیزی باشه، پول بدی؟

‫میشه سریع باشی، ولبی؟

‫خب....

‫از اونجایی که تصمیم من این روزها ‫در میز تبلیغات ابینگ حرف اول رو میزنه،

‫میخوام بهتون یه پیشنهاد خوب ‫بابت اون بیلبوردها ارائه بدم

‫خب، گفتین اسمتون چی بود،‌خانم...؟

‫چه قانونی واسه حرف‌هایی که میشه ‫روی بیلبورد نوشت، وجود داره؟

‫گمون کنم حرف‌های افتراآمیز نمیتونی بزنی،

‫و همچنین حرف‌هایی مثل "گاییدمت" ، "شاش" یا "کس" ‫درسته؟

‫یا...

‫"مقعد"

‫خب پس فکر کنم مشکلی نباشه

‫این پنج هزار دلار برای ماه اول ‫فکر کنم کافی باشه

‫اینم چیزی که باید روی بیلبوردها نوشته بشه

‫چرا حالا که توافق کردیم، ‫یه قرارداد بینمون نمی‌نویسی،

‫که مطمئن شیم کسی بعد ‫از من اون بیلبوردها رو اجاره نمی‌کنه؟

‫گمون کنم شما مادر "آنجلا هیس" هستین

‫درسته،‌من مادر آنجلا هیس هستم

‫اسمم "میلدرد"ه

‫چقدر طول می‌کشه ترتیبشون رو بدی؟

‫تا...

‫عیدپاک یکشنبه خوبه؟

‫عالیه

‫- هی! این چه کوفتیه؟ ‫- چی؟

‫- "چطور ممکنه، رئیس ویلوبی" چی؟ ‫- چی؟

‫- آره ‫- هان؟

‫چطور ممکنه، چی؟

‫چی؟

‫گوش بده مکزیکی لعنتی، بهتره ‫ازت یه جواب سرراست بگیرم

‫اونو بذار زمین

‫اون دیگه چه کوفتیه؟

‫هی تو

‫این دیگه چیه؟

‫- چی، چیه؟ ‫- این، این

‫- تبلیغات، گمون کنم ‫- تبلیغات چی؟

‫یه چیز مبهم؟

‫من میگم، آره!

‫تو رو قبلاً‌ جایی ندیدم؟

‫- نمیدونم،‌دیدی؟ ‫- آره

‫آره، دیدم

‫اگه می‌خواستم می‌تونستم ‫همین الان دستگیرت کنم

‫- بابت چی؟ ‫- بابت خالی کردن سطلت اونجا. اون ضد...

‫اون ضد قوانین محیط ‌زیسته

‫قبل از اینکه این کارو کنی،

‫افسر دیکسون،

‫چطوره بری قبلش یه نگاه ‫به اون بیلبورد اولی که اونجاست بندازی،

‫بعدش میتونیم بحثمون رو درباره ‫محیط زیست لعنتی ادامه بدیم

‫چطوره؟

‫لعنتی

‫جواب نده...

‫دیکسون، لعنتی خرفت، من وسط ‫شام عیدپاکم....

‫ببخشید بچه‌ها

‫میدونم، رئیس، و شرمنده ‫بابت زنگ زدن بهت تو خونه، ولی...

‫فکر کنم یه مشکلی برامون پیش اومده...

‫چطور ممکنه، رئیس ویلوبی؟ ‫(بیلبورد سوم)

‫و هنوز دستگیرش نکردی؟ ‫(بیلبورد دوم)

‫مورد تجاوز قرار گرفته در هنگام مرگ ‫(بیلبورد اول)

‫نه، نه. برو عقب

‫باشه

‫ببخشید دیر کردم، دنیز

‫اون بیلبوردهایی که قرار بود ‫ضدپلیس‌ها راه بندازی،‌ چی شد؟

‫ترتیبشون رو دادم

‫برو جلو دختر! برو مادر پلیس‌ها رو بگا!

‫فکر می‌کنی داری چه غلطی می‌کنی ولبی؟ ‫با یه مشت بیلبورد اون شکلی

‫فکر نکردی ممکنه ابهامی از لحاظ قانونی پیش بیاد؟

‫چه ابهامات قانونی‌ای، سدریک؟

‫میخوای ابهامات قانونی رو ‫واسه یه احمقی مثل تو توضیح بدم؟

‫و منو سدریک صدا نکن

‫هیچ قانون اولویت‌بندی‌ای رو نقض کرده، و هیچ ‫قانون لعنتی دیگه‌‌ای رو هم نقض نکرده

‫- همشون رو چک کردم ‫- جدی؟ کجا چک کردی؟

‫تو یه...

‫- کتاب ‫- چه کتابی نابغه؟

‫کتابی به اسم" بیا کونمو بلیس، به تو هیچ ربطی نداره"

‫لعنتی

‫برای چه مدت این شخص، یا این اشخاص

‫این بیلبوردها رو اجاره کردن؟

‫یکسال

‫و این زنیکه چقدر از پولشو داده؟

‫یکسال تمام

‫پس زنیکه‌ست، درسته؟

‫اجازه‌ی آشکارسازی این اطلاعات رو ندارم، رئیس

‫میلدرد هیس، شاید؟

‫اجازه‌ی آشکارسازی این اطلاعات رو ندارم، رئیس

‫واقعاً‌ میخوای با دپارتمان پلیس ابینگ ‫در بیوفتی، رد؟

‫میخوای؟

‫گمون کنم

‫- اون چی گفت؟ تو صورتت؟ ‫- هنوز هیچ تخلفی صورت نگرفته

‫بیخیال، تهمت زدن به اشخاص تخلف نیست؟

‫اگه داره صرفاً یه سوال ‫رو مطرح میکنه اسمش تهمت زدن نیست

‫- احمقی چیزی هستی؟ ‫- به من نگو احمق،‌ دیکسون

‫من بهت نگفتم احمق. فقط پرسیدم ‫که احمقی چیزی هستی؟ سوالی بود

‫مچت رو گرفت، سدریک

‫- خودشه، بجنب رفیق ‫- هی، از کوره در نرو!

‫- چرا به این مرتیکه رو میدی؟ ‫- مرد خوبیه. ذاتاً‌ خوبه

‫- اون یه یارو رو تو حبس شکنجه داد، بیل ‫- هیچ...

‫هیچ مدرکی دال بر این قضیه وجود نداره

‫اونا رو از اونجا بردار

‫- هان؟ ‫- اون کسشرا رو بردار

‫- چه کسشرایی رو بردارم؟ ‫- هی، پسر

‫فکر کردی همینجا تو خیابون اصلی ‫کاریت ندارم، رد؟

‫فکر کردم فقط به سیاهپوستا گیر میدی، دیکسون...

‫نه،‌نه

‫- بس کن ‫- بهم دست نزن، ‌مادرجنده

‫مست کردی؟

‫- الان مستی؟ ‫- بلند شو

‫بهرحال هیشکی از اون جاده رد نمیشه

‫مگر اینکه گم شده باشن، یا احمقی چیزی باشن

‫خب، استرس نداشته باشین. ‫اصل کار همینه، و خوب پیش میره

‫به وضوح به دوربین نگاه نکنید. ‫صبر کنیم این ماشین رد شه

‫سه، دو، یک

‫خب، میلدرد هیس، انگیزه‌تون ‫از بالا بردن این بیلبوردها چیه؟

‫دخترم، آنجلا، هفت ماه پیش در همین جاده،

‫ربوده شد،‌ مورد تجاوز قرار گرفت و کشته شد

‫چی می‌بینی،‌ مامان؟ اخبارهای احمقانه؟

‫به‌نظر من دپارتمان پلیس بیشتر ‫مشغول شکنجه کردن سیاهپوستا هست

‫تا اهمیت دادن و حل مشکلات جرایم واقعی

‫فکر کردم این بیلبوردها شاید ‫ذهنشون رو متمرکز کنه روی این قضیه

‫لعنتی

‫راستش رو بخواین،‌ نمیدونم ‫پلیس‌ها دارن چیکار میکنن

‫من مطمئنم بدن سوزانده شده دخترم

‫شش فوت زیر زمین پنهان شده. ‫و اونا همش مشغول پی خورد و خوراک،

‫و دستگیری بچه‌های هشت ساله‌ای ‫هستن که تو پارکینگ‌ها اسکیت بازی میکنن

‫و رئیس ویلوبی، چرا اسم اون رو بردین؟

‫خب، اون سرکَرده‌شون هست. مگه نه؟ ‫بالاخره اون‌ها یه رئیسی دارن دیگه

‫و رئیسشون ویلوبی هستش؟

‫بله، این قضیه به ویلوبی ختم میشه. ‫صد درصد همینطوره

‫روبراهی؟

‫به‌نظر میاد یه جنگ در پیش داریم

‫میشه صحبت کنیم؟

‫من حاضرم هرکاری بکنم ‫تا مقصرش رو پیدا کنم،‌ خانم هیس

‫ولی وقتی تست DNA با هیچ‌کدوم ‫از افرادی که دستگیر کردیم، همخونی نداره

‫و وقتی که تست DNA با هیچ‌کدوم ‫از جرایم در سرتاسر کشور همخونی نداره

‫و زمانی که حتی یک شاهد عینی ‫از زمانی که دخترتون خونه رو ترک کرده

‫تا زمانی که ما پیداش کردیم،‌ وجود نداره

‫خب الان ما کار دیگه‌ای از دستمون برنمیاد

‫میتونید از همه‌ی مردها ‫و پسرهای بالای 8 سال این شهر

‫آزمایش خون بگیرین

‫قوانین حقوق مدنی‌ای وجود داره ‫که امکانش رو فراهم نمی‌کنه، خانم هیس

‫و اگر فقط در حال گذر از شهر بوده باشه، چی...

‫پس از همه‌ی مردهایی کشور خون بگیرین

‫و اگر در حال گذر از کشور بوده باشه چی؟

‫اگر من جای شما بودم،

‫یک بانک اطلاعاتی راه می‌انداختم،

‫و اطلاعات هر پسری که ‫متولد می‌شد رو، واردش می‌کردم

‫و به محض اینکه مرتکب ‫خلافی می‌شدن، پیگیریش می‌کردم

‫و اطمینان حاصل می‌کردم که ‫تطبیق صد درصدی با موضوع داره،

‫و بعد می‌کشتمش

‫آره، خب...

‫قطعاً قوانین حقوق مدنی این اجازه رو نمیدن

‫من دارم هرکاری از دستم ‫برمیاد برای پیدا کردنش انجام میدم،

‫ولی فکر نمیکنم نصب اون بیلبوردها عادلانه باشه

‫طی این وقتی که گذاشتی که ‫بیای اینجا و مثه جنده‌ها غر بزنی، ویلوبی

‫ممکنه چندتا دختر بدبخت همین حالا اون ‫بیرون در حال سلاخی باشن،

‫ولی خوشحالم که تونستی اولویت‌هات ‫رو تعیین کنی، به‌خاطر خودت میگم

‫یه موضوع دیگه هم هست، میلدرد

‫من سرطان دارم

‫- دارم میمیرم ‫- میدونم

‫چی؟

‫خبر دارم. تقریباً‌ همه تو شهر خبر دارن

‫و با این حال بازهم ‫اون بیلبوردها رو نصب کردی؟

‫خب، بعد از اینکه بمیری ‫دیگه اونقدر تاثیرگذار نیستن، درسته؟

‫خب ببین کی اینجاست،

‫شرراه-بنداز اصلی شهر که اینجا داره...

‫من شر راه ننداختم، دیکسون

‫با کوتوله‌ی شهر بیلیارد بازی میکنه

‫راست میگه، رد. داری با ‫کوتوله شهر بیلیارد بازی می‌کنی

‫خب اون پلیسه، میدونی ‫خیلی حواس‌جَمعه

‫میدونی، من هیچوقت ازت خوشم نمی‌اومد، رد

‫از اون موقعی که یه بچه‌ی کوچیک بودی،

‫که البته هنوزم شبیهشونی ‫یه بچه کوچولوی آب دماغی

‫خب، این مایه تاسفه ‫چون من همیشه فکر می‌کردم تو آدم خوبی هستی

‫حتی اسمت "رد ولبی"

‫حتی از اسمت هم بدم میومد

‫خب...باشه

‫به‌نظر میومد کمونیستی چیزی هستی،

‫- و بهش افتخار می‌کردی ‫- نه

‫اسمم بخاطر موهای قرمزمه

‫میدونی با کونی‌ها توی کوبا چیکار میکنن،‌ ولبی؟

‫ایول، یکی زدم...

‫نه، با کونی‌ها توی کوبا چیکار میکنن، دیکسون؟

‫می‌کشنشون!

‫که شاید برات جالب باشه بدونی، من مخالفشم!

‫مطمئن نیستم که توی کوبا ‫کونی‌‌ها رو بکشن،‌ دیکسون

‫میدونم قوانین حقوق بشر ‫توی کوبا درباره‌ی همجنس‌بازان

‫خیلی رقت‌انگیزه، ولی کشتن؟

‫مطمئنی با وایومینگ (ایالت آمریکا) اشتباه نگرفتی؟ ‫(داره طعنه میزنه که تو آمریکا این‌کارو میکنن)

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left