De første 200 linjer.
ریکی تمام زندگیش .در خدمت کشورش بود
اونها اونو فرستادن اونور آب توی صندوق عقب یه فولکس قورباغهای
با هزارتا دلقک کوفتی لباس مبدل پوشیده
.تا با یه ستاره دریایی غول پیکر بجنگه
.ما همه گند زدیم، امیلیا
.میتونستیم حسابدار بشیم
میدونی کی این کارو کرد؟
اینکه کی ریکی رو کشته؟
.نمیذارن پروندهها رو ببینم
میدونید که نمیتونم .به این سوال جواب بدم، قربان
.آره، میدونم، متاسفم
.میفهمم که میخواید بدونید، باور کنید
.منم اگه جای شما بودم همینطور میبودم
.میدونی که، تورو دوست داشت
پسرتون خیلی از زنها رو .دوست داشت، ژنرال
.ریک هستم، ریک صدام کن
.پسرتون خیلی از زنها رو دوست داشت، ریک
،آره، ولی تو رو به عنوان یه رفیق دوست داشت
.به اضافه هر چیز دیگهای
.این فرق داره
.واقعا داره
.آره
.شنیدم والر باهات مشکل داره
.آره، منو انداخت یه جای پرت توی اورگرین
.پروژه پروانه، قربان
ریکم - ریک -
خب، امیدوارم بدونی که .تو همیشه جزئی از این خونوادهای
.ریکی هم همینو میخواست
.تمام تلاشمو میکنم هواتو داشته باشم
.ممنونم
خب، حالا باید برم با این عوضیهایی .معاشرت کنم که ریکی ازشون متنفر بود
...ژنرال
.ریک
...کسی که این کارو کرده
.اون شخص، تاوانشو پس میده
.شک نکنید مطمئن میشم
.ممنون، بچه
« فصل دوم قسمت پنجم: بازگشت به زخمهای قدیمی »
.آزمایش، آزمایش
.آره
همه دید دارن؟
.عاجی، دریافت شد
.زرشکی، دریافت شد
.آبی دریایی، دریافت شد
.سرخابی ارغوانی، دریافت شد
.هدف رویت شد
.گوشه شمال غربی پارک
.سرخابی ارغوانی، هروقت تونستی شلیک کن
.توله سگ
.انگار داشمون منتظر چیزیه
.لعنتی
!هی
.هی، اون میکروفونمون رو پرت کرد
سرخابی ارغوانی، میتونی شلیک کنی؟
.جنده، از دیدم برو کنار
"گفتم "عالی
.آره، میدونم گفتی
.این کلمه هشداره، کودنطلب
.میدونم، باید یه چیزی رو بدونم، حقیقت رو
.از اینجا گورتو گم کن، کریس
برات مهم بودم؟
،حتی یه ذره اتفاقی که توی قایق افتاد؟
،اوضاع برات امن بود، ادز نجاتت داد
بعد یه جور پورتال کصشعر ابعادی
توی خونهات نگه میداری، حالا هم این؟ - این جوابم نیست، امیلیا -
.از اینجا برو
برات ذرهای از اون لحاظ مهم بودم؟
.فقط برای همین اومدم اینجا
بچهها دور شدن، بریم براش؟
،نه فعلا
.ولی همه راههای فرار رو ببندید
دیگه نمیتونم بهت اعتماد کنم .وقتی بهت هشدار میدم دور بمونی
،غرور بزرگی داری
یه جوری فکر میکنی ،انگار میتونی از این ماجرا جون سالم به در ببری
.ولی نمیتونی
.نمیتونی، کارت تمومه
!بگا رفتی - چرا اصلا جواب سوال رو نمیدی؟ -
...برات ذرهای اهمیت
!نه
نه، باشه؟
.مست بودم، بهت گفتم
.کاش هیچوقت این اتفاق نمیفتاد
و ریک فلگ جونیور؟
شلیک کنم؟
چی؟ - چیزی بین شما بود؟ -
،صبر کن، سرخابی ارغوانی .عاجی اونجاست
...من اصلا حتی یه ذره هم مهم نبودم چون
.اون تنها دوست من بود
،تو اونو کشتی، کریس ...چطور ممکنه
.عاجی، برو براش، همین الان
.فهمیدم
!کریستوفر اسمیث، ما آرگوسیم
.دستات رو بذار روی سرت
!هی، ایست
.سرخابی ارغوانی، کارش رو تموم کن
!لعنتی
.بیخیال، اسمیث
.اون بچه خوشگل لعنتی رو بذار زمین
.لازم نیست این کارو بکنی
.لازم؟ لازم نیست که
.فقط دارم این کارو می کنم چون حال میده
.یه قدم دیگه بیا جلو، شفت
.بفهمیم کی تا کجا حاضره بره
.شفت؟ داری ازم تعریف میکنی
.این استراتژی جالبیه، ممنونم
سرخابی ارغوانی، دست نگه دار - میتونم شلیک کنم -
.گفتم کاری نکن
.یه تیر بیهوشی دیگه ممکنه کلاین رو بکشه
.اون توی یه الگوی چرخشی گیر کرده، فلگ
،یه موضعیت واضح دارم
.ولی کشندهست
.احتمال خطا 0.002 درصده
...زرشکی
.شلیک کن
!زرشکی، شلیک نکن
...چی
!هدف زمینگیر شد
.لعنتی، عجب حرکاتی داری، دختر
.اومدی تو دیدم
.شانس آورد که جواب داد
.همون اميليای همیشگی
.لیوتا صحبت میکنه
.چرا، آره، قربان، اون آگهی مال منه
!آگهی من رو دیده
.بله، قربان، درسته
.من و کارمندهای دیگهام خیلی محتاط هستیم
ببخشید؟
بله، اون سایه توی آگهی .بر اساس خودم ساخته شده، قربان
.درسته، نه
.سر من مربعی نیست، اون یه کلاهه
من به خاطر استایلم همیشه کلاههای مختلف میپوشم
به عنوان بخشی از... اون .بخش مرموزی که دارم و... و بخاطر برندم
خب، آره، اگه بخواید میتونم وقتی همدیگه رو .میبینیم کلاه سر کنم، اگه دوست دارید، حتما
.بله
چی؟
چی کار کنم؟
یونانی؟
.خب، آره
...ما در واقع توی یونانی تخصص داریم
.اینجا توی مشاوران امنیتی آدبایو
.چرا، آره، ممنون، قربان
مشتاق دیدار با شما .فردا شب ساعت 8 هستم
آره، فقط آدرستون رو .برام پیامک کنید بعدش میبینمتون
.باشه
خداحافظ - خداحافظ -
.بلاخره اولین کارم رو گرفتم
،ولی... در مورد امنیت میدونی "یونانی" یعنی چی؟
.ازم پرسید کار یونانی بلدم یا نه
در مورد امنیت؟ - آره -
.نمیدونم والا
ولی در مورد فاحشگی .یعنی از کون گاییدن
چی؟ - اوه، آره -
،ناراحت نشو ولی به نظر میومد تو و اون آقا
.داشتید درباره فاحشگی حرف میزدین
یا خود مسیح - هی -
.نگران من نباش
.من هیچ وقت فاحشه ها رو نمیکشم
.زندگیشون به اندازه کافی سخت هست
.فقط مشتریهاشون رو
.من فاحشه نیستم، آدرین
باشه، حتما - !خدایا -
.همین الان شنیدم یه مکالمه فاحشهطور داشت
کجا رفتی، پرنده؟
کجا رفتی؟
.توی مشتم بود
چرا اینجوری جلوش رو گرفتی؟
هدف این بود که شکاف ابعادی رو پیدا کنیم؟
فکر کردی با کشتن پیسمیکر این کارو میتونستیم بکنیم؟
پس از یه دستور مستقیم سرپیچی کردی؟
چه دستوری؟
.اینکه وایسی تا من شلیک کنم
،هیچکس بهم نگفت کاری نکن، جنده !و بهتره بزنی به چاک
بهتره؟ - شکایتی داری برو به امور منابع انسانی -
.توی ماموریت یه تصمیم گرفتم
.چطوری، جان
.به زور میشناسمش
.خیلی خودمونی برخورد میکنه
اینجا دوربین هست؟ - نه -
چه غلطی کردی؟
تو الان منو نیشگون گرفتی؟
الان باعث شدی پیسمیکر گیر بیوفته تا کارت رو پس بگیری؟
،توی پیامی که فرستادم "نوشتم "عالی
خب؟ - این کلمه هشداره -
،یعنی از دید دور بمون
.ولی نمیدونم چرا بازهم اومد
چرا؟ - نمیدونم -
جریان این بوردوی پتیاره چیه؟
سایبورگه - سایبورگ؟ -
،آره، نصفش رباته ،تو یه سانحه هوایی بود
بعد آرگوس نصف بدنش رو .با ماشین جایگزین کرد
.یا خدا، خیلیخب
.آره، ازش متنفرم
یه مدت عکس قبل از عمل بدنش که لت و پار بود رو
.گذاشته بودم صفحه گوشیم
.این دیگه خیلی ناجوره
.خب، من که مغزم رو نساختم
،حالا هرچی، داشت کریس رو میکشت
و تنها راهی که میتونستم جونش رو .نجات بدم این بود که بیهوشش کنم
پیسمیکر رو بیهوش کردی؟
.برای نجات جونش، جان
No comments yet. Be the first to leave one.