De første 197 linjer.
خیلی دوستت دارم
- بس کن! بس کن! - دوستت دارم!
- دوستت دارم! - لطفا نکن!
باید جلوشو بگیریم!
شماره ۱۷! بخواب!
نفس میکشه؟
صدامو میشنوی؟
درست میشه
هیچکس باخبر نمیشه
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
پرواز ۴۰۵ به هوکایدو تا ۳۰ دقیقه دیگر بلند خواهد شد
خانم ساکاموتو. متاسفانه خبر بدی دارم
خانم سوزی
لطفا به سوال خانم جواب بدین
از دستگاهت استفاده کن
از طرف اون عذر میخوام
در مورد شوهر و پسرتون پرسیدم
توی پرواز چی تنشون بود
وسیلهای به همراه داشتن؟
- پسرم، زِن، یه کوله داشت - چه رنگی؟
آبی. آبی روشن
و شوهرتون؟
نمیدونم
شاید شلوار ورزشی پاش بود؟
اصلا فایده این چیزها چیه؟ دیانای رو دارین دیگه
همین کافی نیست تا بفهمین جسد سوخته مال کیه؟
خانم سوزی. شنیدی چی گفتن
هنوزم دنبال بازموندههان
از تمام زوایا داریم بررسی میکنیم
یکشنبه، پسرم یه تیشرت دکمهدار سفید آستین بلند تنش بود...
و شلوار ارغوانی پررنگ با پاچههای گشاد
درسته، خانم ساکاموتو؟
آره، راستش همینطوره
تو از کجا میدونستی؟
بعد از اینکه رسوندیشون، ماسا بهم زنگ زد
چقدر پسر خوبیه
در نهایت یادم میاومد
و چی پاش بود؟
پاش؟
برای شناسایی میگم. کفشها در برابر ضربه بسیار مقاوم هستن
میدونی منم همیشه اینو میگم؟
نمیتونی یه کفش خوب رو پاره کنی
متاسفانه باید به حافظه عروسم تکیه کنین
پاهای ماسا از طرف من دیده نمیشد
خب، گمونم بالاخره یادتون میاد
خونوادهتون با یه ربات خونگی سفر میکنه؟
چنین رباتی ندارن
ازشون متنفرم. یه ربات مادرمو کشت
- واقعا؟ - کم و بیش
زیادی داره شلوغش میکنه
یه ماشین خودران بود
فرض شد خطای کاربری بوده
هنوزم داره ترجمه میشه، نوریکو
ولی شوهرتون توی ایماتک کار نمیکنه؟
توی بخش یخچالهاست
آقای منجمد جدید رو گرفتم
روی اونم کار کرده؟
نمیدونم
تو میدونی شوهرت تمام روز چی کار میکنه؟
شوهرم اسباب و اثاثیه میسازه
افتاده زندان
خب، فکر کنم خوب بدونم اون چی میپوشه...
اگه بخوای بدونی البته
میرم یه کلوچه دیگه بگیرم
خیلی متاسفم
فکر کنم اینطوری خودشو آروم میکنه
هنوزم با اون کار دارین؟
بیا بخور کثافت
- داره شروع میشه - چی؟
هتل با سخاوت تمام برای خونوادهها روی-کاتسو میده
میدونی که نمیدونم معناش چیه
مراسم اشکریزی. قراره کمک کنه
به درد ما هم میخوره. بیا بریم. میخوام یه جای خوب پیدا کنم
گفته میشه...
یه قطره اشک میتونه یه سال استرس رو خالی کنه
همگی به روش خودتون خوب هستین
اینجا چه خبره؟
مرد خوشتیپ ما رو به گریه میندازه و بعد اشکهامونو پاک میکنه
چی؟
و بنابراین از شما دعوت میکنم...
به عزیزانتون که در پرواز ۴۰۵ بودن زنگ بزنین
ولی گوشیهاشون از کار افتاده. میره روی پیامگیر صوتی
دقیقا. نکتهش همینه
برای شنیدن صداشون
برای ارتباط با دردتون
کی میخواد اول این کار رو بکنه؟
شبیه شکنجه شهوتآوره
به ایزومی زنگ میزنم
ایزومی هستم. لطفا پیام بذارین
به ماکی زنگ میزنم
سلام. ریوتا هستم. لطفا پیام بذارین
راستش، توی راه اینجا گریه کردم. پس راحتم
در تنهایی گریه کردن غمانگیزه
اینجا، لازم نیست حس متفاوت بودن بکنی یا بترسی
دوست نداری...
صدای...
شوهرش و پسرش
وای خدایا
آخرین بار کی اونا رو دیدی؟
صداهاشونو شنیدی؟
چقدر آشنا. چقدر آرامشبخش
نه. نمیخوام این کار رو بکنم
زرد
به ماسا زنگ بزن
به ماسا زنگ میزنم
به ماسا زنگ میزنم
به ماسا زنگ میزنم
ولی چرا مال بقیه میره روی پیامگیر و گوشی ماسا زنگ میخوره؟
مگه اینکه، فکر میکنی خبر خوبیه؟
اونطور که به نظر میاد نیست
تو که مطمئن نیستی. از فناوری سر درنمیاری
اون زن گفت هنوزم ممکنه بازموندهای باشه
خدای من. چون سعی داشت مودب باشه
اون یارو چشه؟
بیا
یاکوزا
در اتفاقات ناگوار مثل سوسکها بیرون میریزن تا کمک کنن
ولی همیشه در عوضش یه چیزی میخوان
بهتره نپرسی چی
واقعا غمانگیزه
در روزگار من، حداقل بیسکوییت برنج پخش میکردن
ولی اوضاعشون بدتر شده
اون آشغال رو نخور
عملیات نجات برای پرواز ۴۰۵ همچنان ادامه داره
در همین حال، مراسم وکیل ایتو فردا برگزار خواهد شد...
همین چند روز پیش وکیل توی خونه خودش از بلندی افتاد و فوت کرد
چقدر غمانگیز
کمکی از دستم برمیاد؟
لطفا نترسین
با شوهرتون کار میکنم
یوکی تاناکا
همگی به خاطر ناراحتی شما متاسفیم
یه هدیه اوردم
چیزی نیست. مهم نیست
خیلی لطف داری که به فکرمی
لطفا، خجالت نکش
بالاترین مدله
حال شما چطوره، خانم سوزی. سانی هستم
خیلی خوشحالم که بالاخره شما رو دیدم
- بیا بغلم - باشه
بغل دوست دارم، ولی به اونم میرسیم
زیاد دلتو خوش نکن
نمیتونم! دل ندارم!
درست مثل آقای ماسا، نه؟
صبر کن. چی مثل ماساست؟
همین شوخ طبعیش
خیلی سخت تلاش کرد این مدل جدید خوش برخورد باشه
ببخشید. گیج شدم
ماسا در بخش یخچالها کار میکنه
درک میکنم
شما هم همونقدر بامزه هستین
بخش یخچال و فریزر دوازده سال پیش به میانمار منتقل شد
باید...
ببین، سانی رو مخصوص شما برنامهریزی کردیم، خانم سوزی
براساس چیزی که از ماسا در مورد ترجیحات شما میدونیم
که از موز متنفری...
هیچ موزی وارد این خونه نمیشه
که دوست داری بدویی
اینکه برات سخت بوده توی ژاپن دوست پیدا کنی
چون زبانپریشی دارم. اینم بهت گفته بود؟
یادگیری زبانها برام سخته؟
نه
به خاطر این ناتوانی شما متاسفم
خیلی شجاع هستین
بازم، تحقیقات ما نشون میده که رباتها میتونن...
آرامش زیادی به افرادی که نیاز به همراهی دارن بدن
- حالم خوبه - سانی رو یه جور حیوون خونگی بدونین
حیوون خونگی نمیخوام. ربات هم نمیخوام
- از رباتها متنفرم! - میشه بپرسم چرا؟
چون چندشن
ولی رباتها بیانکننده احساسات آفرینندهشون هستن
سانی رو شوهر شما درست کرده. به نظرتون ماسا چندشه؟
تا الان که نبود
امیدوارم اینطور نباشه، خانم سوزی
ماسایی که من میشناسم مرد خوبیه
و باور دارم خیالش راحت میشد اگه میدونست سانی پیش شماست
لطفا
ماسا خیلی آرامش پیدا میکنه...
باشه، قبوله!
نگهش میدارم. فقط بهم بگو چطوری خاموشش کنم
خیلی راحت بگو...
سانی، بخواب
جواب نداد. خراب شده؟ خرابه
سانی مال شماست، خانم سوزی
فقط شما میتونین کنترلش کنین
موفق باشین
به فکرتون هستم
خب، با هم آشنا بشیم...
سانی، بخواب
بیا برو تو
مامان، ببین
به ماسا زنگ بزن
به ماسا زنگ میزنم
به ماسا زنگ میزنم
به ماسا زنگ میزنم
No comments yet. Be the first to leave one.