Sunny

Sunny

Download Farsi Persian undertekster

Sæson 1

Udgivelsesinfo

Sunny S01E08 1080p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
En kommentar af Highbury
🆔 Highbury | FilmKio.Com 🆔

Tags

webdl
Udgivet den: 2024-08-21
Downloads: 104
Hørehæmmede: No

Forhåndsvisning af Farsi Persian undertekster

De første 200 linjer.

‫اگه بگم می‌دونم معنای درد چیه...

‫از کجا می‌دونم منظورم ‫همون منظور توئه...

‫وقتی میگی احساس درد می‌کنی؟

‫فیلسوف لودویگ ویتگنشتاین...

‫بهمون میگه تصور کنیم همه یه جعبه دارن ‫که فقط خودشون می‌تونن داخلش رو ببینن

‫هیچکس دیگه نمی‌تونه ‫داخل جعبه دیگری رو ببینه...

‫با اینحال هر کس چیزی که در جعبه خودش ‫می‌بینه رو یه سوسک درختی توصیف کنه

‫از بررسی چیزی که داخل جعبه منه...

‫مطمئنم می‌دونم یه سوسک درختی چیه

‫و فرض کنیم شما هم با نگاه ‫به جعبه خودتون چنین باوری دارین

‫ولی کی می‌دونه؟

‫شاید چیزهای متفاوتی توی جعبه‌هامون باشن

‫یه سوسک درختی برای من ‫با سوسک درختی برای شما یکسانه؟

‫اصلا می‌تونیم مطمئن باشیم؟

‫یا خودمون توی جعبه‌هامون هستیم؟

‫جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت ‫فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید ‫@FilmKio

‫:کانال زیرنویس‌های فیلمکیو ‫@SubKio

‫« مترجم: داوود آجرلو» ‫Highbury

‫باید درک کنین که این سوالات ‫خیلی زود ذهن ماسا رو درگیر کردن...

‫ماسا، پسرم بیا شامتو بخور

‫این همه هیاهو برای چیه؟

‫می‌خواستم به سوسک درختیم سلام کنم

‫فقط یه پسربچه بود ‫وقتی که فهمید چقدر تنهاست...

‫اونم توی ذهن خودش

‫از توی پارک گرفتمش

‫از بقیه درخشان‌تره

‫- ماسا، ساکت باش ‫- دستی شبیه یه شمشیر داره...

‫با دو تا شاخ

‫صبر کن تا ببینی چقدر بزرگه...

‫باید یاد بگیره ساکت باشه

‫چرا بابا ازم خوشش نمیاد؟

‫خسته‌س

‫برای سوسکت چند تا ‫سیب برش می‌زنم

‫پسر خوبی باش و شامتو تموم کن

‫ولی انسان‌ها برای ‫برقراری ارتباط ساخته شدن...

‫برای همین وقتی ذهن‌مون از بین میره، ‫بدن‌مون پوسیده...

‫یه جایی ثبت شده، مدرکی هست ‫که نشون بده ما اهمیت داشتیم

‫و بنابراین ماسا همینطوری تلاش کرد

‫پدرت...

‫الان خسته‌س

‫پس زیاد بیدار نگهش نمی‌دارم

‫الان وقت خوبی نیست

‫داره می‌میره

‫گرسنه‌ای؟

‫بیا. برات نیکوجاگا درست می‌کنم

‫ولی وقتی سعی می‌کنیم...

‫این شکاف رو بپوشونیم، تا دیده بشیم ‫تا درک بشیم و فقط شکست می‌خوریم چی؟

‫چه درسی رو میشه یاد گرفت؟

‫غذا خوردم

‫بهتون تسلیت میگم

‫ماسا؟

‫وقتی اون روز در رو بست...

‫ماسا قصد داشت تا ابد در بسته باشه؟

‫نمی‌تونم مطمئن باشم

‫ولی فکر کنم یاد گرفت تنها راه زنده ‫موندن در تنهاییش...

‫اینه که اونو بپذیره

‫با تمام وجود تنهایی‌شو در آغوش بکشه

‫دو سال و نیم گذشت و ‫ماسا اتاقش رو ترک نکرده بود

‫همون موقع بود که مادرش بهم زنگ زد. اون و ‫من ده‌ها سال بود که با هم حرف نزده بودیم

‫ولی درمونده بود

‫همه چیزو امتحان کرده بود

‫حتی حاضر بود منو امتحان کنه

‫حتما مادر خیلی بدی به نظر میام...

‫ولی...

‫لطفا در مورد ماسا فکر بد نکن

‫نه، نه

‫پسر باهوشیه

‫دور از خونه یه کار خوب پیدا کرد

‫خیلی عالیه

‫کارش چیه؟

‫مهندس کامپیوتر توی شرکت ایماتک ـه

‫در زمینه ساخت یخچال فعالیت داره

‫مهندسه، ها؟

‫چقدر عالی

‫حتما بهش افتخار می‌کنی

‫کار کافی نیست

‫- نیاز به یه خونواده داره ‫- نیاز به یه خونواده داره

‫خب پس...

‫خیلی متاسف شدم که خبر ‫آقای شیگرو رو شنیدم

‫گمون اون و ماسا خیلی با هم صمیمی بودن؟

‫همینش خیلی جالب بود

‫اون و شوهرم به ندرت با هم حرف می‌زدن

‫خب، خوشحالم بهم زنگ زدی

‫تمام تلاشمو می‌کنم

‫لطفا...

‫هر کاری لازمه بکن

‫تو نمی‌مونی؟

‫ماسا

‫سلام

‫از دوستان مادرتم

‫کوچه اومیده

‫کلاغ‌های جنگل ۲

‫سطح مورد علاقه منه

‫اشکال پشت کافی‌شاپ ‫کوجیمایا رو پیدا کردی؟

‫پشت کیساتن سه تا در هست

‫اگه قبل از در وسطی بایستی ‫و بی رو فشار بدی...

‫نه، صبر کن...

‫ای و بالا رو همزمان فشار بده

‫اونوقت، وقتی وسط زمین و آسمونی، از سکه ‫پشتک وارون استفاده کن و بی رو فشار بده

‫توی این بازی در بخش ‫پرسش و پاسخ بودم

‫قرار بود اشکالات رو برطرف کنم، ولی ‫این یکی باحال بود، برای همین گذاشتم باشه

‫شنیدم تو هم مهندسی

‫اگه دوست داشته باشی، یه کلبه دارم ‫یه جور کارگاه ـه، کنار دریاچه بیوا

‫می‌تونی اونجا بمونی

‫اینطوری یه جا برای خودت داری

‫شاید اگه درست خودمو معرفی ‫می‌کردم کمک می‌کرد

‫اسمت ماساست...

‫چون اسم من هیروماساست

‫ماسا...

‫تو پسر منی

‫یه بازار هست اگه دلت بخوای ‫توش دور بزنی

‫و چند هفته دیگه میام ‫تا برات غذا بیارم...

‫از طرف نوریکو برات غذا بیارم...

‫از طرف مادرت. من...

‫کلی پروژه ناتموم دارم

‫همیشه در حال تفریحم

‫بله. می‌دونیم نمی‌تونی متعهد باشی

‫عجیب بود. خیلی واضح می‌تونستم ‫خودمو در وجودش ببینم

‫ولی دژ محکمی دور خودش ساخته بود

‫اصلا نمی‌دونستم چطوری واردش بشم

‫ماسا...

‫اگه چیزی هست که می‌خوای ‫ازم بپرسی، بپرس

‫اینقدر جبران می‌کنی؟

‫ ‫

‫ ‫

‫ ‫

‫ای بی‌شرف

‫ببخشید

‫توی دیگه چی هستی؟

‫سلام، شوتو هستم

‫یه ربات آشغال‌ جمع‌کن

‫انگار به خدمات من نیاز دارین. اجازه هست؟

‫هر کاری می‌خوای بکن

‫آشغال!

‫آشغال!

‫هی، اون دستگاه منه! ‫چه مرگت شده

‫منظورت چیه؟

‫تمام اشیا گمشده و پیدا شده ‫در این اتاق توسط آقای هیرو طبقه‌بندی شدن

‫اون شی طبقه‌بندی نشده ‫بنابراین آشغاله

‫فکر می‌کنی هر جسمی که ‫برات طبقه‌بندی نشده آشغاله؟

‫درسته

‫عجب. چه افتضاحی

‫ببخشید

‫روش‌های بسیار زیادی برای مچاله کردن ‫و له کردن یه جسم وجود داره

‫پس بدون طبقه‌بندی مناسب ‫تشخیصش برام سخته

‫آره، نباید سخت باشه

‫چطور؟

‫فراموشش کن

‫یه احمق تو رو برنامه‌ریزی کرده

‫بیا. برو خوش باش

‫آشغال!

‫وارد شدید

‫آشغال!

‫باشه، تسلیم میشم

‫بیا ببینیم این احمق به ‫جای مغز چه آشغالی بهت داده

‫به ربات آشغالی وصل شو

‫سالها شده بود...

‫که ماسا به خودش اجازه نداده بود ‫به چیزی اهمیت بده...

‫که یهو شکست دادن من براش مهم شد

‫پس هفته‌های بسیاری رو ‫در تنهایی در اون کلبه سپری کرد...

‫روی باهوش‌تر کردن ربات آشغالی من کار کرد ‫طوری که فراتر از توانایی من بود

‫آشغال!

‫آشغال!

‫اشتباه ـه

‫شوتو! شوتو! این آشغال نیست!

‫- آشغال! ‫- اشتباه!

‫آشغال!

‫نه!

‫هنوز یه کم داخلش مونده

‫آشغال!

‫کارت خوب بود

‫انگار خوب غذا می‌خوره

‫و فکر کنم لبخند می‌زنه

‫ماسا بهت لبخند زد؟

‫به من نه

‫نرفتم تو. ولی...

‫خب، یواشکی نگاه کردم

‫از پشت پنجره

‫تهت می‌زنی؟

‫ببخشید

‫فقط برای یه لحظه تماشا کردم

‫منم قبلا همین کار رو می‌کردم

‫ولی اصلا لبخند نمی‌زد

‫پس این پیشرفت حساب میشه

‫چی؟

‫دور بودن از مادرش؟

‫ماسا یه مرد بالغ شده، نوریکو

‫مشکلاتش مال خودشن

‫ولی لبخند نصف و نیمه‌ش، ‫از طرف دیگه مال توست

‫لبخند من نصف و نیمه نیست

‫حتما

‫فقط اگه سرتو کج کنی

‫چطوره دفعه بعد باهام بیای؟

‫به خاطر روز فرهنگ تعطیلم

‫تو هم می‌تونی یواشکی یه نگاهی بندازی

‫می‌تونیم با هم یواشکی نگاه کنیم

‫خیلی خوبه

‫ولی با هم یواشکی نگاه نمی‌کنیم

‫جداگانه یواشکی نگاه می‌کنیم

More Farsi Persian subtitles for Sunny

Kommentarer

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left